عبدالرضا دریانورد

علمی - درسی و اطلاع رسانی


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 15:45  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}
  فرم شماره 4تفاهم نامه ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران
مشخصات ارزیابی شونده
1-نام دستگاه:وزارت آموزش وپرورش
2-نام ونام خانوادگی: عاطفه آشوری مقدم
3-شماره پرسنلی:33740509
4-کدملی:0933243650
5-عنوان پست سازمانی:دبیر
6-واحدسازمانی:فرزانگان 3
7-دوره ارزیابی از تاریخ 1/7/91  تا تاریخ 31/6/92
ابتدای دوره
-ارزیابی کننده قبل از تکمیل فرم ها باید دستورالعمل ارزیابی کارکنان را به دقت مطالعه نماید.
-درابتدای دوره ارزیابی کننده ضمن تدوین شاخصهای اختصاصی براساس شرح وظایف و تعیین هدف مطلوب با ارزیابی شونده به توافق رسیده و در قسمت قرارداد از ارزیابی شونده امضاء دریافت نماید.
-ارزیابی کننده ملزم می باشد هر سه ماه یکبار فرم بررسی مستمر عملکرد را تکمیل و به اطلاع ارزیابی شونده برساند.
-ارزیابی کننده ضمن تدوین فرم های لازم،نظرسنجی از همکاران و ارباب رجوع(بصورت محرمانه)در طول دوره امتیاز لازم جهت بند رضایت ارباب رجوع را محاسبه نماید.
-ارزیابی کننده در طول دوره تدابیری برای رشد یا اصلاح و بهبود عملکرد ارزیابی شونده بعمل آورد.
قرارداد ارزیابی عملکرد
اینجانب با آگاهی کامل از مفاد فرم ارزیابی عملکرد(شاخص اختصاصی و عمومی ضمیمه تفاهم نامه )موافقت خود را نسبت به ارزیابی براساس فرم مذکور اعلام می نمایم.
نام و نام خانوادگی ارزیابی شونده:عاطفه آشوری مقدم
تاریخ:                             سمت:دبیر
امضاء
نام و نام خانوادگی ارزیابی کننده:صدیقه حدادپور
تاریخ:                          سمت:مدیر
امضا
پایان دوره
-درپایان دوره،ارزیابی کننده تمامی مدارک و مستندات ارزیابی شونده،فرم های بررسی مستمر،فرم رضایت ارباب رجوع و همکاران را به دقت مورد بررسی قرار داده و اقدام به محاسبه امتیازات نماید.
-پایان شهریور ماه ارزیابی کننده پس از محاسبه امتیازات،فرم ها را در سه نسخه تایپ شده تنظیم و جهت بازخورد و دریافت امضاء به ارزیابی شونده ارائه و پس از تایید توسط تایید کننده،لیست امتیازات همراه یک نسخه از فرم ها برای انجام مراحل بعدی به ارزیابی عملکرد تحویل نماید.
-درصورتی که ارزیابی شونده به نتیجه ارزیابی عملکرد خویش معترض باشد پس از امضاء فرم ارزیابی،اقدام به تکمیل فرم اعتراض نموده و آنرا حداکثر تا پایان مهرماه تحویل ارزیابی عملکرد نماید.
نتیجه ارزیابی عملکرد
امتیاز شاخص اختصاصی:40
امتیاز شاخص عمومی:50
جمع کل امتیاز:90
 
 
 
نسبت به نتیجه ارزیابی خویش اعتراض ندارم           اعتراض دارم
ارزیابی شونده:نام و نام خانوادگی: عاطفه آشوری مقدم
تاریخ و امضاء
ارزیابی کننده:نام و نام خانوادگی: صدیقه حدادپور
تاریخ و امضاء
بررسی اعتراضات
درجلسه کمیته رسیدگی به اعتراضات منطقه
........مورخ........اعتراض شماره.......مورد بررسی قرار گرفت اعتراض مورد پذیرش نیستمی باشد.و امتیاز به........تغییر یافت.
مهروامضاءارزیابی عملکرد
درجلسه کمیته رسیدگی به اعتراضات استان
........مورخ........اعتراض شماره.......مورد بررسی قرار گرفت اعتراض مورد پذیرش نیستمی باشد.و امتیاز به........تغییر یافت.
مهروامضاءاداره ارزیابی عملکرد
درجلسه کمیته رسیدگی به اعتراضات وزارت آموزش وپرورش مورخ........اعتراض شماره.......مورد بررسی قرار گرفت اعتراض مورد پذیرش نیستمی باشد.و امتیاز به........تغییر یافت.
مهروامضاءاداره کل ارزیابی عملکرد
 
 
 
فرم شماره (3)              محورها و شاخص های ارزیابی عملکرد کارمندان
 
مشخصات ارزیابی شونده
1-نام دستگاه:وزارت آموزش وپرورش
2-نام ونام خانوادگی: عاطفه آشوری مقدم
3-شماره پرسنلی:33740509
4-کدملی:0933243650
5-عنوان پست سازمانی:دبیر
6-واحدسازمانی:فرزانگان 3
7-دوره ارزیابی از تاریخ 1/7/91  تا تاریخ 31/6/92
 
الف) شاخص های اختصاصی
ردیف
محورهای ارزیابی
شاخص های ارزیابی
(ماموریت های محوله)
واحد سنجش
هدف مورد انتظار
سقف امتیاز
عملکرد
امتیاز مکتسبه
تحلیل عملکرد(علل عدم تحقق اهداف،نقاط قوت وضعف وارائه راهکارها)
1
عملكرد
شناسایی و توجه به نیازهای فردی دانش آموزان دوره تحصیلی مربوط برای حل مشکلات آموزشی و تربیتی
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
به تفاوت هاي فرد ي توجه مي نمايد
2
رعایت نظم در شروع و خاتمه کلاس و تسلط بر اداره کلاس با مشارکت دانش آموزان
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
در شروع وخاتمه كلاس نظم را رعايت مي نمايد .
3
به کارگیری شیوه های مناسب و موثر برای ایجاد و تقویت رفتار مثبت دانش آموزان
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
ازشيوهاي مناسب براي تقويت رفتار استفاده مي نمايد
4
استفاده از طرح درس ورعایت بودجه بندی و ...در فرآیند تدریس ( استفاده بهینه از زمان تعیین شده برای آموزش )
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
داراي طرح درس ميباشد
5
ايجاد انگيزه شوق وعلاقه مندي به يادگيري درميان دانش آموزان
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
در دانش آموزان انگيزه ايجاد مي نمايد
6
تعیین تکالیف یا ارائه ی موضوعات تحقیقاتی در حد توان دانش آموزان و کنترل و نظارت بر انجام آنان
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
موضوع تحقيق و.... به دانش آموزان ارائه مي نمايد
7
استفاده ی مناسب از دفاتر کلاسی (ثبت نمرات ) و گزارش مستمر از وضعیت تحصیلی و انظباطی – تربیتی فراگیران ، برای اطلاع مسئولین واحد آموزشی و والدین و همکاری و تلاش برای رفع مشکلات
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
در ثبت نمرات وگزارش آن و...كوشا است
8
همکاری با مدیر مدرسه در تنظیم برنامه های درسی و کلاسی
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
در تمام زمينه ها با مدير همكاري دارد
9
تلاش برای ایجاد شوق و دلبستگی به دین و دانش در دانش آموزان
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
برای ایجاد شوق و دلبستگی به دین و دانش ، دانش آموزان تلاش مي كند
10
ارزشیابی مستمر از فرآیند یاددهی ،یادگیری و به کار گیری نتایج ارزشیابی برای ارتقاء کیفیت آموزشی و تربیتی
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
ارزشیابی مستمر دارد
11
ابداع روش ها و یا شیوه های موثر در انتقال دانش و مهارت شغلی به دیگران
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
در انتقال دانش و مهارت شغلی به دیگران مبتكر است
12
رعایت اصول سنجش در انجام ارزشیابی ها و طراحی سوالات امتحانی با توجه به اهداف دوره و پایه
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
در طراحی سوالات امتحانی اصول را رعايت مي نمايد
13
رعایت مقررات در تصحیح اوراق امتحانی ، ثبت نمرات و تحویل به موقع آنها به دفتر واحد آموزشی و رسیدگی به اعتراض فراگیران در موعد مقرر
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
در تصحيح  اوراق  امتحانی اصول را رعايت مي نمايد
14
همکاری با مسئولین و سایر همکاران واحد آموزشی در برگزاری امتحانات در حیطه ی وظایف شغلی
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
با مسئولین و سایر همکاران واحد آموزشی همكاري دارد.
15
شرکت یا همکاری در برگزاری جشنواره ها ، مسابقات ، فعالیت های علمی ، تربیتی و ...
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
در برگزاری جشنواره ها ، مسابقات و..همكاري دارد.
16
انجام ساير امور اجرايي در صورت لزوم
کیفی
بر اساس شاخصها
5/2-0
عالی
5/2
ساير امور اجرايي در صورت لزوم انجام مي دهد
جـمع امتیـاز
40
 
40
 
 
 
 
 
 
 
 
اد امه فرم شماره (3)                                                                                                           ب) شاخص هـای عمـومـی
ردیف
محورها
شاخص های ارزیابی
معیارهای امتیازدهی
امتیاز معیار
سقف امتیاز شاخص
تاریخ/شماره گواهی
امتیاز مکتسبه معیار
سقف امتیاز
امتیاز مکتسبه
تحلیل عملکرد (علل عدم تحقق اهداف،نقاط قوت وضعف وارائه راهکارها)
 
 
 
 
 
 
 
1
ابتــکارو خلاقـــیت
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ابتکارو
خلاقیت
 
استفاده از فناوریهای نوین ونرم افزارهای کاربردی در انجام وظایف
همکاری و تلاش در تجهیز و فراهم آوردن امکانات مورد نیاز فناوری های نوین
3
 
 
7
نظرمستقیم مدیر
3
 
 
 
 
 
 
10
10
استفاده از فناوریهای نوین 
ونرم افزارهای آموزشی
وانجام امور محوله
وهمکاری در رسیدن به هدف مطلوب
تشویق زیر مجموعه تحت پوشش در استفاده از فناوری های نوین
2
نظرمستقیم مدیر
 
استفاده از نرم افزارها در فرآیند کار
2
نظرمستقیم مدیر
2
کسب مدارک و تأییدیه دوره های نرم افزاری مورد نیاز
3
 
8
نظرمستقیم مدیر
تلاش در جهت تهیه نرم افزار های مورد نیاز  شغلی
2
نظرمستقیم مدیر
 
انجام امور محوله به کمک نرم افزارهای موجود با نظر مدیر
3
نظرمستقیم مدیر
3
تکمیل ستون تحلیل عملکرد
میزان آگاهی از هدف مطلوب و همکاری در تعیین هدف
3
 
 
 
7
نظرمستقیم مدیر
 
ارائه راهکار در رسیدن به هدف مطلوب
2
نظرمستقیم مدیر
2
بررسی میزان تحقق هدف در پایان دوره و شناسایی نقاط قوت و ضعف
2
نظرمستقیم مدیر
 
مستندسازی تجربیات 1
ارائه گزارش فعالیت ها و ثبت تجربیات و دریافت تأییدیه از وزارت مطبوع  7/اداره کل و سازمان های وابسته   5/ منطقه   3/واحد سازمانی  2(حداکثر دو مورد)
7
 
7
 
 
 
ارائه پیشنهادبرای بهبود
درسطح وزارتخانه مصوب کمیته پیشنهادات وزارت7/اداره کل وسازمانهای وابسته5/منطقه3/واحدآموزشی به شرط تصویب درشورای آموزشی 2(حداکثر2مورد)
7
 
 
7
 
 
 
 
 
 
 
10
10
تقدیر نامه وتشویق نامه از استاندارومدیرکل  دارد
 
ارائه طرحهای اجرایی
پذیرش دروزارتخانه که منجربه صدورمصوبه یابخشنامه یاقانون شود10/دراداره کل منجربه صدوربخشنامه7/درمنطقه منجربه صدوربخشنامه4(حداکثر2مورد)
10
 
10
 
 
 
 
دریافت تشویق ها
نشانهای دولتی وتقدیرنامه ازرئیس جمهوروکارمندنمونه
10
 
 
10
 
 
وزیر،معاون رئیس جمهورواستاندار
8
 
8
معاون،قائم مقام وزیرورئیس سازمان
7
 
 
معاون سازمانهای وابسته وتقدیرنامه طبق ضوابط طرح تکریم ارباب رجوع
5
 
 
مدیرکل،معاون استانداروفرماندار
4
 
4
رئیس اداره،بخشدارومعاون فرماندار(حداکثر3مورد)
2
 
1
2و3
مهارتها و توانمندیهاوخدمات برجسته: امتیاز این دو محور براساس نتیجه به دست آمده از بخش الف همین فرم تعیین می گردد.(امتیاز مکتسبه از شاخص های اختصاصی)
40
40
 
 
 
 
 
 
 
 
4
آمـوزش
 
 
 
 
آموزش
 
 
 
 
آموزش به همکار
شرکت دردوره ضمن خدمت(به ازای هر10ساعت1امتیاز)حداکثر50ساعت
5
 
 
 
 
10
 
2.5
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
20
10
شرکت در دورههای ضمن خدمت 28ساعت  
توجیه همکاران  در همایش
 
تهیه جزوات آموزشی برای همکاران
وارائه راهکارههای مناسب
آموزش همکاران زیرمجموعه طبق چارت تشکیلاتی(هرهمکار2امتیاز)
10
نظرمستقیم مدیر
 
شرکت درهمایشهاوجلسات توجیهی باارائه گواهی هرمورد2امتیاز
8
 
 
توجیه همکاران درهمایش وجلسات مرتبط کشوری،استانی ومنطقه ای باتاییدمقام مسئول
5
نظرمستقیم مدیر
2
تهیه جزوات آموزشی وپرورشی مرتبط برای همکاران هرمورد2امتیاز
4
نظرمستقیم مدیر
2
ارائه راهکارهای مناسب جهت رفع مشکل واحدتحت سرپرستی وهمکاران زیرمجموعه
4
نظرمستقیم مدیر
4
تدریس درزمینه شغل موردتصدی
تدریس دردوره ضمن خدمت باارائه گواهی به ازای هر5ساعت 2امتیاز
10
10
 
 
 
 
 
 
کسب موفقیتهای ویژه شامل
دریافت تاییدیه وجایزه ازمراکزمعتبرتخصصی مرتبط
10
 
 
20
 
 
تالیف وترجمه کتاب(تالیف20ترجمه10)تالیف وترجمه مقاله(تالیف10ترجمه5 )
20
 
 
سخنرانی درهمایش علمی مرتبط وارائه گواهی
10
 
 
تدوین گزارش تخصصی مرتبط باشغل باتاییدبالاترین مقام مسئول(کشوری10امتیاز-استانی5امتیاز-منطقه ای3امتیاز-واحد2امتیاز)حداکثر2مورد
10
 
 
5
رضایت ارباب رجوع
رضایتمندی ازهمکاران دارای ارباب رجوع
حسن برخوردوداشتن سعه صدر-تلاش دررفع مشکل ارباب رجوع
عالی10
خوب7
متوسط4
 
10
 
نظرمستقیم مدیر
10
 
 
 
20
20
حسن برخورد وشعائر اسلامی را رعایت می کند
رضایتمندی ازهمکاران بدون ارباب رجوع
رعایت شعایرواخلاق اسلامی-رعایت انضباط اداری-حضوربه موقع درجلسات-انجام به موقع وظایف وتکالیف محوله
عالی10
خوب7
متوسط4
 
10
 
نظرمستقیم مدیر
رضایت همکاران
داشتن حسن برخوردوسعه صدر-تلاش درپیگیری مسائل گروهی-تلاش دربرقراری نظم-توجه به نظرهمکاران-رسیدگی به مشکلات همکاران
عالی10
خوب7
متوسط4
 
10
 
نظرمستقیم مدیر
10
جـمع کـل
100
90
 
ارزیابی شونده:نام ونام خانوادگی: عاطفه آشوری مقدم
تاریخ وامضاء
ارزیابی کننده:نام ونام خانوادگی: همتاعراقی
تاریخ وامضاء
تاییدکننده:: صدیقه حدادپور
تاریخ وامضاء
1-مدیران وکارمندانی که بیش از 24 سال سابقه داشته و نسبت به جمع آوری ومستندسازی تجربیات خود درقالب مقاله،کتاب،جزوه،پایان نامه و...اقدام نمایند،براساس کیفیت اقدام امتیازدهی می گردد.
 
  Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} table.MsoTableGrid {mso-style-name:"Table Grid"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-unhide:no; border:solid windowtext 1.0pt; mso-border-alt:solid windowtext .5pt; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-border-insideh:.5pt solid windowtext; mso-border-insidev:.5pt solid windowtext; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";}
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 15:43  توسط عبدالرضا دریانورد   | 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 15:41  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

دردناک‌ترین حادثه در کربلا به روایت یک آمریکایی

دردناک‌ترین حادثه در کربلا به روایت یک آمریکایی چاپ فرستادن به ایمیل

پروفسور پیتر چلکوفسکی محقق آمریکایی در گفت‌وگویی با فارس درباره حادثه کربلا و ویژگی‌های آن سخن گفته است. او تشنگی کودکان و خواسته آب از حضرت عباس را دردناک ترین حادثه در کربلا می داند.
پروفسور پیتر ج. چلکوفسکی (
Peter J. Chlkowski)، دانشمند آمریکایی لهستانی تبار، از دانشمندان متخصص فرهنگ ایران است که هم اکنون استادرشته
های مطالعات خاورمیانه، شرق شناسی و اسلام شناسی در گروه مطالعات اسلامی و خاورمیانه دانشگاه نیویورک است.
 
وی در گفت و گو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس، روایت جالبی از داستان کربلا دارد:
 
* شرق شناسی که جذب محرم شد

فارس: آقای چلکوفسکی لطفا خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید.
 
چلکوفسکی: من پیتر چلکوفسکی شهروند آمریکایی هستم. لیسانس خود را در سال 1958 در رشته واژه شناسی شرقی از دانشگاه جگیلونیان شهر کراکوف لهستان دریافت کردم و در مدرسه درام همان شهر به تحصیل در رشته هنرهای تئاتری بپرداختم. در سال 1959 به لندن رفتم و در سال 1962 در مقطع فوق لیسانس در رشته تاریخ خاورمیانه اسلامی از مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی فارغ التحصیل شدم. در حال حاظر هم بیش از 40 سال است که استاد مطالعات اسلامی و خاورمیانه در دانشگاه نیویورک هستم. بخش عمده ای از تحقیقات و مطالعات من مربوط به اسلام شیعی و به طور خاص محرم و واقعه کربلا است و در این حوزه تا کنون ۳ کتاب و مقالات متعددی درباره امام حسین و واقعه کربلا نوشته ام.

فارس: علت سفر شما به ایران چه بود؟
 
چلکوفسکی: همانطور که گفتم در مقطع لیسانس زبان شناسی مشرق زمین خوانده بودم و در ادامه در یکی از دانشگاه های انگلیس مطالعات خاورمیانه را ادامه دادم و به همین دلیل با ایران آشنا شدم، به همین دلیل ایران را برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات زبان فارسی انتخاب کردم.

* جایی که با محرم آشنا شدم...

فارس: شما یکی از معروف ترین محققان غربی در حوزه محرم و عاشورا هستید. از آشنایی خود با محرم بگویید.
 
چلکوفسکی: درباره آشنایی با محرم و عاشورا باید بگویم که قبل از اینکه به ایران سفر کنم چیز زیادی درباره محرم نمی دانستم و زمانی که برای ادامه تحقیقاتم به شهر رشت سفر کردم مصادف بود با ماه محرم و انجا با یک اجرای تعزیه مواجه شدم. آنجا خیلی شیفته این مراسم شدم و باید اعتراف کنم که یک شبه عاشق محرم شدم. این نمایش برای من که هنرهای نمایشی در لهستان خوانده بودم فوق العاده بود. از آن زمان شروع کردم به تحقیق و نوشتن درباره تعزیه و محرم. از این نمایش به قدری هیجان زده و شگفت زده شده بودم که از آن روز به تحقیق درباره عاشورا و محرم پرداختم.

* هنر تعزیه مرا با محرم آشنا کرد

چیزی که در ابتدا من را به عاشورا و محرم علاقه مند کرد به دلیل اینکه اطلاعی از واقعه عاشورا نداشتم هنر تعزیه بود. رسم و اجرای فوق العاده ای است. اینکه نقش ها دیالوگ خود را با شعر بیان می کردند و رنگ هایی که آدم خوب ها و آدم بدها با آن تفکیک شده بودند. من درباره تعزیه تحقیقات گسترده ای در
کشورهای مختلف دنیا کرده ام و ماحصل تحقیقاتم را در یکی از کتابهایم آورده ام.

* تعزیه امام حسین در منطقه کارائیب در قرن 19

فارس: امکان دارد یکی از مواردی که در که در مورد تعزیه و محرم در کشورهای دیگر بررسی کرده اید بگویید؟
 
چلکوفسکی: در قرن 19 میلادی در منطقه کارائیب، انگلیسی ها کارگران سیاه پوست را در مزرعه های نی شکر به خدمت گرفته بودند و آنها را استستمار می کردند و این کارگران سیاه پوست با انگلیسی ها درگیر شدند ولی از ادامه کار زیر سلطه انگلیسی ها که برای آنها به معنای بردگی بود کنار کشیدند و فرار کردند. به همین خاطر انگلیسی ها برای جبران نیروی کار در مزرعه های نی شکر هزاران نفر را از هند به این منطقه آوردند. جمعیت هندی هایی که به این منطقه آمده بودند مراسم عاشورا را برای دور هم جمع شدن و نشان دادن خود به مردم بومی منطقه انتخاب کردند با وجود اینکه اکثر آنها مسلمان و شیعه نبودند.
 
این مراسم در این منطقه رفته رفته بومی شد و به با نام تجا که شکل تغییر یافته تعزیه بود برگزار شده است. در این مراسم حسینه های خواصی که ارتفاع سقف آن بسیار بلند بود برپا می شود و از رنگ های متنوعی استفاده میشود.

*فرهنگ عاشورا ایران را در جنگ 8 ساله پیروز کرد

فارس: تاثیر محرم را در میان مردم ایران چگونه دیده اید؟
 
چلکوفسکی: مردم ایران و در کل شیعیان، واقعه عاشورا را بزرگترین مصیبت تاریخ بشریت می دانند. در ایران علاوه بر اینکه فرهنگ عاشور در تکیه ها و در ماه محرم گرامی داشته می شود در شئون مختلف زندگی مورد توجه قرار میگرد. جمله هر روز عاشوراست و هر روز کربلا است در جنگ 8 ساله تاثیرزیادی در مبارزه سربازان ایرانی داشت و همین مساله باعث انگیزه آنها برای ادامه مبارزه میشد. و اتفاقا همین فرهنگ بود که باعث پیروزی سربازان ایرانی شد.

من مسلمان یا شیعه نیستم ولی خیلی مجذوب این فرهنگ شده ام.

فارس: آیا بررسی فرهنگ عاشورا تاثیری بر خود شما هم داشته؟
 
چلکوفسکی: با مرور واقعه کربلا بارها تحت تاثیر قرار گرفته ام و اشک درچشمانم جمع شده است ولی به خود اجازه نداده ام که گریه کنم چراکه من محقق هستم و نباید تحت تاثیر احساساتم قرار بگیرم.

* شیفته شخصیت حضرت عباس هستم

فارس: چه کسی در واقعه عاشورا شما را بیشتر تحت تاثیر قرار داده است؟
 
چلکوفسکی: من به صورت خاص شیفته شخصیت "حضرت عباس" هستم. من مقالات زیادی را درباره ایشان نوشته و چاپ کرده ام و متون زیادی را درباره مراسمی که به حضرت عباس مرتبط می شود را جمع آوری کرده ام.

* حضرت عباس به روایت چلکوفسکی

فارس: اگر بخواهید حضرت عباس را برای مخاطبان آمریکایی معرفی کنید چه می گویید؟
 
چلکوفسکی: عباس جنگ آور، آزادی خواه و مدافع شجاع و بی باکی است که از حسین و خانواده اش محافظت کرد.
 
عباس فردی است که شما در فارسی به آن میگویید پهلوان. عباس پهلوان واقعی بود. او از حسین و خانواده او تا آخرین لحظه محافظت میکند. او زمانی که می رود برای کودکان آب بیاورد دستانش را از دست می دهد بعد مشک را به دهن میگیرد و زمانی که می بینند او ایستادگی می کند و به راه خود ادامه می دهد او را می کشند.

* دردناک‌ترین حادثه کربلا به روایت کارشناس آمریکایی

فارس: دردناک ترین حادثه کربلا از نظر شما کدام حادثه است؟
 
چلکوفسکی: تشنگی کودکان در خیمه ها و طلب آب از عباس داستان دردناکی دارد که مرا واقعا تحت تاثیر قرار می دهد.

فارس: مردم ایران همه علاقه زیادی به حضرت عباس دارند و مراسم زیادی با نام ایشان برگزار میشود...
 
چلکوفسکی: من عاشق مراسمی هستم که نذر حضرت عباس میکنند. مانند سفره حضرت عباس.من بسیار در آیین سفره حضرت عباس دقت کرده ام و مشاهده کرده ام که چقدر زنان شیعه و زنان ایرانی اعتقاد به این رسم دارند ولی متاسفانه من چون خانم نیستم هیچگاه نتوانستم در این مراسم شرکت کنم. چون این مراسم را زنان برپا می کنند. من شاهد بوده ام زنانی را که نذر سفره حضرت عباس کرده اند و حاجت گرفته اند. برای مثال زنی که بچه دار نمی شد و از این طریق توانست حاجت خود را بگیرد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 21:35  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

درباره سوره مائده

نگاهی کوتاه به آیه ی 114 سوره مائده

قالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا عیسى گفت خداوند ما! أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ فرو فرست بر ما مائده‏اى از آسمان تَکُونُ لَنا عِیداً تا ما را آن مائده عید بود [روزى نامدار و کارى نامور] لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا ما را که پیشینیانیم و ایشان را که پسینیان باشند وَ آیَةً مِنْکَ و نشانى بود از تو وَ ارْزُقْنا و روزى ده ما را، وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ و تو بهتر روزى دهانى.[1]

خداوندا مائده‏اى ازآسمان براى ما بفرست که عیدى براى اول و آخر ما باشد، و نشانه‏اى از ناحیه تو محسوب شود و به ما روزى ده، تو بهترین روزى دهندگان هستى" (قالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عِیداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آیَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ).

قابل توجه اینکه مسیح تقاضاى آنها را بطرزى شایسته‏تر در پیشگاه خدا بیان کرد که حاکى از روح حق‏طلبى و ملاحظه مصالح جمعى و عمومى بوده باشد.

خداوند این دعائى را که از روى حسن نیت و اخلاص صادر شده بود اجابت کرد، و به آنها فرمود:" من چنین مائده‏اى را بر شما نازل مى‏کنم، ولى توجه داشته باشید، بعد از نزول این مائده مسئولیت شما بسیار سنگینتر مى‏شود و با مشاهده چنین معجزه آشکارى هر کس بعد از آن، راه کفر را بپوید او را چنان مجازاتى خواهم کرد که احدى از جهانیان را چنین مجازاتى نکرده باشم"! (قالَ اللَّهُ إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیْکُمْ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ).

یادآورى چند نکته لازم‏

1- این مائده آسمانى چه بود؟

- درباره محتویات این مائده در قرآن ذکرى به میان نیامده، ولى از احادیث از جمله از حدیثى که از امام باقر ع نقل شده چنین استفاده مى‏شود که طعام مزبور چند قرص نان و چند ماهى بود و شاید علت مطالبه چنین اعجازى آن بوده، که شنیده بودند مائده آسمانى بر بنى اسرائیل به اعجاز موسى نازل شد، آنها هم چنین تقاضایى را از عیسى کردند.

2- آیا مائده‏اى بر آنها نازل شد؟

- با اینکه آیات فوق تقریبا صراحت در نزول مائده دارد زیرا وعده خداوند تخلف‏ناپذیر است، اما عجیب این است که بعضى از مفسران در نزول مائده تردید کرده‏اند و گفته‏اند هنگامى که حواریون‏

شدت مسئولیت را پس از نزول مائده احساس کردند از تقاضاى خود صرفنظر نمودند! ولى حق این است که مائده بر آنها نازل گردید.

3- عید چیست؟

- عید در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است، و لذا به روزهایى که مشکلات از قوم و جمعیتى بر طرف مى‏شود و بازگشت به پیروزیها و راحتى‏هاى نخستین مى‏کند عید گفته مى‏شود، و در اعیاد اسلامى به مناسبت اینکه در پرتو اطاعت یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز مى‏گردد، و آلودگیها که بر خلاف فطرت است، از میان مى‏رود، عید گفته شده است، و از آنجا که روز نزول مائده روز بازگشت به پیروزى و پاکى و ایمان به خدا بوده است حضرت مسیح ع آن را" عید" نامیده، و همانطور که در روایات وارد شده نزول مائده در روز یکشنبه بود و شاید یکى از علل احترام روز یکشنبه در نظر مسیحیان نیز همین بوده است.

و اگر در روایتى که از على ع نقل شده مى‏خوانیم‏

و کل یوم لا یعصى اللَّه فیه فهو یوم عید

:" هر روز که در آن معصیت خدا نشود روز عید است[2] نیز اشاره به همین موضوع است، زیرا روز ترک گناه روز پیروزى و پاکى و بازگشت به فطرت نخستین است.

4-عهد جدید و مائده

در اناجیل چهارگانه کنونى سخنى از مائده به شکلى که در قرآن است نمى‏یابیم گرچه در انجیل یوحنا باب 21 بحثى درباره اطعام و پذیرایى اعجاز آمیز مسیح از جمعى از مردم با نان و ماهى به میان آمده اما با اندک توجهى روشن مى‏شود که ارتباطى با مساله مائده آسمانى و حواریون ندارد [3]در کتاب اعمال رسولان که از کتب عهد جدید است نیز درباره نزول مائده بر یکى از حواریون به نام پطرس بحثى به میان آمده اما آنهم غیر از آن است که ما درباره آن بحث مى‏کنیم، ولى از آنجا که مى‏دانیم بسیارى از حقایقى که بر عیسى ع نازل گشت در اناجیل کنونى نیست همانطور که بسیارى از مطالبى که در اناجیل است بر مسیح ع نازل نشده مشکلى از این نظر در جریان نزول مائده به وجود نخواهد آمد[4].[5]

[1] ( مائده/114؛تفسیر کشف الاسرار ج3 ص260)               2] نهج البلاغه- کلمات قصار 428.

[3] الهدى الى دین المصطفى ج 2 ص 239.                          [4] ) مدرک قبل

[5] تفسیر نمونه ج5 صص 129-  130        

خواص سوره ی مائده وانعام

سوره مائده

ابی بن کعب از رسول خدا صلوات علیه روایتکرده هرکس سوره مائده را بخواند حقتعالی او را بعدد هر یهود ونصرانی که در دنیانفس کشد ده حسنه نویسد وده بدی محو کند وده درجه بلند نماید

امام صادق(ع) فرمود:سوره مائده را جبرئیل با هفتاد هزار فرشته نزد رسول خدا آورد ودر خبر است که رسول خدا در حجه الوداع فرمود سوره مائده آخرین سوره است که از قرآن به من نازل شده حلالش را حلال داریدوحرامش را حرام دانید(چیزی از آن نسخ نشده وآیاتش 120 وکلماتش 2804 مییاشد).

ختم مائده

هرکس سوره مائده را در هر پنجشنبه بخواند هرگز به خد شرک نیاورد وایمان خود را به ظلم نپوشد وهرکه آن را بنویسد وباخود دارداز دردها وورمها عافیت یابد وهرگاه در صندوق یا

متاع نهد از ضایع شدن ودرد بردن ایمن گردد.با وضو روز اول 2رکعت نماز حاجت به جاآورد اوائل ماه بعد از نماز صبح باشد بعد40 روز روبه قبله هر روزی صد صلوات و50باراین آیه را

بخواند ودر بین با کسی سخن نگوید در فتح امور موثر است:آیه 114ازاللهم ربنا انزل....

سوره انعام

ابی بن کعب گوید سوره در مکه شب نازل شد وهفتاد هزار فرشته حامل آن بودندوجهان را فرا گرفته بودندوصدای تسبیح آنان با حمدبلند بود وچون حضرا صدای تسیبح آنان با حمد

بلند بود وچون حضرت صدای آنها را شنید سبحان الله العظیم وبحمده وبه سجده رفت بعد کات آن را خواند ودر همان شب مینوشتند وآن حضرت فرمود هر کس آن را بخواند به هر

آیتی که در اوست این هفتاد هزارفرشته بر او شب وروز صلوات فرستند تا روز قیامت.

واز کعب الاحبار منقولست که چون روز قیامت شود خداوند به قاری این سوره خطاب کند ای بنده من در سایه ی من آی واز میوه های بهشت بر خوردار شود وآب کوثر مرا بیاشام

ودر چشمه ساسبیل غسل کن که تو بنده منی ومن خداوند توام.

درمان حاجت

هر که با خدای حاجتی باشد وخواهد که آن برآید باید چهار رکعت نماز کند در هر رکعت با فاتحه وسوره انعام ودرآن نماز بعد از فراغ از قرائت بگوید:

یا کریمُ یا کریمُ یا کریمُ یا عظیمُ یا عظیمُ مِن کُلشی یا سمیعَ الدعاءِیا مَن لا یُغَیِرُهُ الَلیالِیُ والایامُ صل علی محمد وآل محمد وَاَرحَم ضَعفي وَفَقري وَفاقَتي ومَسکنتي یا مَن رَحِم َالشَیخَ یَعقوبَ حین رَدَّ علیه ُیوسفَ قُرة عینیهِ یا مَن رَحِمَ ایوبَ بَعدَ ُطولِ بلائِهِ یا من رحم مُحمداً مِن الُیتمِ واواهُ ونَصَرهُ عَلی جبابِرَةِ قریشٍ وطواغِیَتِها واَمکَنَهُ مِنهُم یا مغیثُ یا مغیثُ یا مغیثُ

واین دعا را چند بار بخواند به حق آن خدائیکه نفس من بید فرمان اوست که اگر این جور دعا کنی وبعد ازآن از حقتعالی جمیع حوائج خود را بطلبی او سبحانه آن را به تو عطا فرماید.

پیامبر(ص) فرمودند:هر کس صبح این سوره را تا ویعلم ما تکسبون بخواند خداوند هزار ملک را موکل کند که او را حفظ نمایند واعمال آنها را بر او نویسند تا روز قیامت.  وهر کس سحر این آیه را بنویسد بر کسیکه در دست یا درد پهلو دارد آویزد شفا یابد

وَاِن یَمسَسکَ اللُه بِضُرٍ فلا کاشِفَ لهُ الا هُوِ وَاِن یَردِکَ بِخَیرٍ فلا رارَّ بِفَضلِهِ یُصیبُ به مَن یَشا ءُمِن عِبادِهِ وَهُوَ الغفُورُ الرَحیم.

ختم سوره انعام

شب پنجشنبه یا جمعه یا روز آن رو به قبله فاتحه را بخواند بعد شروع کند به سوره انعام تا آیه مثل ما اوتی رسل الله وبدون فاصله برخیزد دو رکعت نماز کند در هر رکعت هفت بار

حمد وهفت آیه الکرسی وهفت بار سوره کوثر بخواند وبعد از فراغ به همان نحوه رو به قبله بخواند:الله اعلم حیث تا آخر سوره بعد سربه سجده نهد وهفتاد بار گوید لااله الا الله

محمد رسول الل وحاجت رابطلبد وجهت دزد برده آن را بخواند به او برگردد.

منبع:کتاب ختوم واذکار شفا ودرمان  نوشته ی سید محمد تقی مقدم

به چه دلیل شیعیان معتقدند که آیات 55 و56 سوره‌ی مائده، در مورد علی(ع) نازل شده است؟

1- علاوه‌ بر احادیث بسیار از ائمه‌ی اطهار(ع)، احادیث فراوانی نیز از اهل سنت نقل گردیده؛ مبنی بر این که آیه‌ی مورد نظر در شان‌ علی‌بن‌ابی طالب(ع) است. از جمله، حدیث ابن سلام که به طور مرفوع از پیامبر(ص) رسیده و برای این موضوع کفایت می کند. (به حدیث ابن سلام در صحیح نسائی یا به کتاب جمع صحاح سته، تفسیر سوره‌ی مائده مراجعه شود.)

2- حدیث دیگری از ابن عباس و حضرت علی(ع) است که باز به طور مرفوعه نقل شده است. (کنزالعمال 6/391/ ح5991 ؛ منتخب کنز در حاشیه‌ی مسند احمد 5/38 ؛ واحدی در کتاب اسباب النزول و خطیب در کتاب المتفق، حدیث ابن عباس را در تفسیر آیه‌ی 55 سوره‌ی مائده آورده اند.)

حدیث علی(ع) در مسند ابن مردویه، مسند ابوالشیخ و نیز در کنزالعمال آمده است. (کنزالعمال 6/405 / ح6137 ؛ 24 حدیث از اهل سنت در باب 18 کتاب غایه المرام نقل شده است که شان نزول این آیه درباره‌ی علی(ع) است.)

در واقع، شان نزول این آیه مورد اجماع مفسران می باشد.امام فاضل قوشچی در بحث امامت شرح تجرید این اجماع را نقل کرده است. در تفسیر امام ابواسحاق، احمدبن محمدبن ابراهیم نیشابوری ثعلبی، آمده که وقتی در تفسیر کبیر خود به این آیه رسیده با سند از ابوذر غفاری نقل کرده است :

« با این دو گوش از پیامبر(ص) شنیدم وگرنه کر باد، با این دو چشم وی را دیدم وگر نه کور باد، که  می‌گفت : علی رهبر نیکان و قاتل کافران است؛ پیروز کسی است که او را یاری کند و مخذول کسی است که بخواهد او را مخذول کند. » آگاه باشید روزی من با رسول خدا نماز می گزاردم که سائلی در مسجد چیزی خواست؛ کسی به او چیزی نداد و علی در حال رکوع بود که با انگشت کوچکش، که انگشتر در آن بود، اشاره کرد؛ سائل پیش آمد و انگشتر را از انگشت مبارک علی(ع) بیرون آورد. در این هنگام، پیامبر(ص) به درگاه خدا تضرع می‌کرد و او را می‌خواند؛ سپس عرض کرد که بار خدایا! برادرم موسی (ع) از تو درخواست کرد که خدایا به من شرح صدر و آسانی در کارم عنایت فرما و عقده از زبانم بگشا تا سخنم را بفهمند و وزیری از خاندانم برایم قرار ده، برادرم هارون را؛ با او پشتم را محکم کن و در کارم شریک ساز تا فراوان تو را تسبیح گوییم؛ همانا تو بر ما بصیر و بینایی . تو به او وحی کردی که ای موسی خواسته هایت را به تو دادم. اکنون بار خدایا! من هم بنده و پیامبر توام؛ به من شرح صدر ده؛ کارم را آسان کن و از خاندانم وزیری برایم قرار ده؛ علی را و پشتم را به وسیله‌ی او محکم گردان ». ابوذر می گوید :« به خدا سوگند هنوز سخن پیامبر(ص) پایان نیافته بود که جبرئیل این آیه (55 و 56 سوره‌ی مائده) را از جانب خداوند برای پیامبر(ص) آورد.

بنابراین شان نزول این آیه در بین شیعیان و به اجماع اهل سنت و بزرگان از مفسرین آن ها، در مورد علی(ع) می‌باشد

گفتگو با سوره ی مائده

ضمن عرض ارادت خالصانه به محضر این وجود ملكوتی، از ایشان خواهشمندیم خود را برای خوانندگان ما معرفی فرمایند؟

- من مائده پنجمین سوره از قرآن كریم هستم ، 120 آیه دارم و در مدینه‌ی منوره بر پیامبر اسلام( صلی الله علیه واله وسلم) نازل شده‌ام .

لطف فرموده در مورد مضمون آیات خود كمی برای ما صحبت كنید ؟

- من آخرین سوره‌ای هستم كه بر رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم نازل شده‌ام و در مجموع، آیات من نسبت به یك پیمان شكنی مهم هشدار می‌دهد . مهمترین آیات من به مسئله‌ی ولایت و رهبری بعد از پیامبر ، رد عقیده تثلیت ، مسائل مربوط به قیامت و بازخواست از انبیاء در مورد امت‌هایشان و نیز وفای به پیمانها و عدالت اجتماعی اشاره می‌كند و بخشی از آیات من نیز به احكام فقهی ( مانند : وضو ، تیمم ... ) پرداخته است

افضل اوقات تلاوت شما چه زمانی است ؟

- طبق فرمایش امام محمد باقر(علیه‌السلام) روز پنجشنبه ، ایشان فرمودند : هركس سوره مائده را هر پنجشنبه بخواند ، ایمانش به گناه آلوده نگشته و هرگز به خدا مشرك نمی شود .(2)

در سومین آیه‌ی شما اشاره به روزی شده كه خداوند در آن دینش را كامل و نعمتش را تمام نموده است لطفاً بفرماید منظور كدام روز است ؟

- این آیه‌ی شریفه كه مایه افتخار من است در روز هجدهم ذی‌الحجه پس از آن كه نبی مكرم اسلام (صلی الله علیه واله و سلم) امیرالمومنین را بر خلافت و ولایت منصوب فرمود، نازل شد . خود پیامبر اكرم در ارتباط با این روز شریف فرمودند : روز غدیر خم بالاترین عید امت من است . و آن روزی است كه خداوند متعال مرا امر كرد ، برادرم علی بن ابیطالب علیه‌السلام را منصوب نمایم تا رهبر امت من باشد كه پس از من به وسیله او راه هدایت را بیابند آن روزی است كه خداوند دین را كامل گردانید نعمت را بر امتم تمام فرمود و از اینكه اسلام دین آنان باشد خوشنود گشت . (3)

«یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله وجاهدوا فی سبیله لعلكم تفلحون ؛ای كسانیكه كه ایمان آورده‌اید، تقوی پیشه كنید و وسیله‌ای برای تقرب به او بجویید و در راه او بكوشید باشد كه رستگار شوید.»

خواهشمندیم یكی از خاطرات خود را از هنگام نزول آیات نقل فرمایید.

-روزی از روزها ، سائلی وارد مسجد شد و از مردم تقاضای كمك نمود ، ولی كسی چیزی به او نداد ، سائل دست خود را بسوی آسمان بلند كرد و گفت : خدایا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو تقاضای كمك كردم ولی كسی چیزی به من نداد. در همین حال حضرت علی (علیه‌السلام) كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد ، سائل نزدیك آمد و انگشتر را از دست حضرت بیرون آورد . هنگامی كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه واله و سلم) از این جریان مطلع شد ، دست به سوی آسمان بلند كرد و فرمود : خداوندا ، برادرم موسی از تو تقاضا كرد كه روح را وسیع گردانی،كارها را بر او آسان سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درك كنند و نیز درخواست كرد برادرش هارون را وزیر و یاورش قرار دهی . خداوندا ، من محمد پیامبر و برگزیده توأم، سینه‌ام را گشاده كن و كارها را بر من آسان ساز . از خاندانم علی را وزیر من گردان تا به وسیله‌ی او پشتم قوی و محكم گردد . هنوز دعای رسول خدا(صلی الله علیه واله و سلم) پایان نیافته بود كه جبرئیل نازل شد و به پیامبر گفت ، بخوان (4) :«‌ إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» (5)

سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند؛ همانها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند.

دوست داشتیم تذكری هم از زبان شما بشنویم ؟

- « یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله وجاهدوا فی سبیله لعلكم تفلحون ؛ای كسانیكه كه ایمان آورده‌اید ، تقوی پیشه كنید و وسیله‌ای برای تقرب به او بجویید و در راه او بكوشید باشد كه رستگار شوید . »

می‌فرمایید برای نزدیك شدن به خدا وسیله بجوییم ، چه وسیله‌ای ما را به خدای متعال نزدیك می‌كند در حالی كه خدا از رگ گردن به ما نزدیك‌تر است ؟

- این امر خود پروردگار است همان پروردگاری كه از رگ گردن به شما نزدیكتر است ، خود می‌فرماید به سوی من وسیله بجوئید و در فرمان او چون و چرا جایز نیست . اما این كه این وسیله چیست را از زبان رسول اكرم بشنوید ، رسول اكرم (صلی الله علیه واله و سلم) می‌فرمایند: خدای عزوجل فرموده است، ای بندگان من آیا چنین نیست كه بسا كسی حاجات بزرگی از شما می‌خواهد و شما حوائج او را بر نمی‌آورید مگر این كه شفیع قرار دهد كسی را كه محبوب‌ترین مردم نزد شما است ؛ آنگاه حاجات او را به احترام آن شفیع بر می‌آورید ؟

حال آگاه باشید و بدانید كه گرامی‌ترین خلق وافضل آنان نزد من ، محمد (صلی الله علیه واله و سلم) است و برادر وی علی(علیه‌السلام) و امامان پس از او (علیهم‌السلام ) كه وسیله‌های- مردم - به سوی من هستند .اینك توجه، هر كس حاجتی دارد و نفعی را طالب است ، و یا آن كه دچار حادثه‌ای بس صعب و زیانبار گشته و رفع آن را خواهان است باید مرا به محمد(صلی الله علیه واله و سلم) و آل طاهرینش بخواند تا به نیكوترین وجه حاجات او را بر آورم . (6)

در این لحظات پایانی از حضرتعالی طلب دعای خیر می‌نماییم .  

- رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ(7)     «پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با شاهدان مقرر بدار. »

پی نوشت ها :

1.نورالثقلین 582 ، روایت 4                    2. بحارالانوار 92/273 روایت به نقل از ثواب الاعمال و تفسیر عیاشی

3. بحارالانوار ج 37 ص 109                    4. تفیر نمونه ج 4 ص 422 و 421 شأن نزول آیه 55

5.سوره مائده / 55                   6.بحارالانوار ج 94 / ص 22                    7.سوره مائده /

تفسیر سوره مائده

 عنوان فارسى تفسیر سوره مائده  پدیدآورندگان محسن قرائتی

 توضيحات سیمای سوره مائده این سوره یکصد و بیست آیه دارد و چند ماه پیش از رحلت پیامبر اکرم (ص ) نازل شده و هیچ یک از آیات آن نسخ نگشته است.

این سوره به خاطر دعای حضرت عیسی (ع) برای نزول مائده‌ی آسمانی که در آیه ی 114 آمده ، مائده نامیده شده است. البتّه به عهد و عقود، نیز نامگذاری شده و در مجموع آیات این سوره نسبت به یک پیمان‌شکنی مهم هشدار می‌دهد.

بیشترین خطاب ”یا ایّها الّذین آمنوا“ در این سوره است. مثلاً در سوره بقره یازده مرتبه ، ولی در این سوره شانزده مرتبه آمده است.

این سوره شامل مسائلی از قبیل: ولایت و رهبری، رد عقیده تثلیث، وفای به عهد و پیمان‌ها، گواهی دادن به عدل، تحریم قتل، احکام خوردنی‌ها، احکام وضو، غسل و تیمم، سفارش به عدالت اجتماعی و احکام وصیّت، قصاص، سرقت، زنا و ... می‌باشد.

چون از آخرین سوره‌هایی است که نازل شده، با جمله ی ”اوفوا بالعقود“ در آغاز سوره، سفارش به انجام همه‌ی تعهّدات و پیمان‌ها دارد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 22:8  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 16:10  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 16:9  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

فرهنگ کارآفرینی

 

Tuesday, 06 April 2010

به زبان ساده, ”کارآفرینی“ همان فرآیند تاسیس یک کسب‌وکار (شرکت) برمبنای یک فکر و ایده نو است. یک یا گروهی از افراد که به آن‌ها ”کارآفرین“ می‌گوییم, فرصتی نوین را کشف کرده ویا خلق می‌کنند و برپایه آن شرکت یا موسسه‌ای خصوصی را بنیان نهاده و دل را به دریا زده و وارد عرصه بازار و رقابت می‌شوند. کارآفرینی نیازمند وجود فرهنگ خاصی است. هر فردی نه توانایی و نه تمایل به کارآفرینی دارد. به همین علت و باتوجه به اهمیت کلیدی کارآفرینی در اقتصادهای نوین (ایجاد شرکت‌های کوچک و متوسط),‌ کشورهای مختلف مصممانه برنامه‌های مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعه خود تدارک دیده‌اند تا بتوانند همچنان مسیر رشد و پویایی‌شان را ادامه دهند. موفق‌ترین کشور در این زمینه, آمریکا است. متاسفانه در کشور ما, افراد بیشتر روحیه ”کارمندی“ دارند تا کارآفرینی و ریسک‌پذیری. امیدواریم مدیران کشور بکوشند برمبنای یک برنامه‌ریزی جدی, به ارتقای فرهنگ کارآفرینی در کشور نایل آیند.

تعریف فرهنگ

”فرهنگ“ را می‌توان مجموعه‌ای از باورها, آیین‌ها, اندیشه‌ها, آداب و رسوم, و ارزش‌های حاکم بر یک جامعه دانست. به دیگر سخن, فرهنگ مقوله‌ای است که در سطح جامعه و گروه, و در تعامل میان آن‌ها معنا می‌یابد و شیوه برقراری ارتباط و تعامل را میان افراد آن جامعه بیان می‌کند. برمبنای فرهنگ است که افراد تجارب,‌ تصورات و عقاید خود را با یکدیگر مبادله می‌کنند. فرهنگ را می‌توان نظامی فکری دانست که در گفتار و رفتار جامعه متجلی می‌شود. در یک نگرش کلی و جامع, ”فرهنگ“ شیوه و اسلوب زندگی است. از این منظر, فرهنگ مقوله‌ای است در حال تحول, که از بسیاری از شرایط اجتماعی, اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه تاثیر می‌پذیرد.

اگر از دیدگاه ”شیوه زندگی“ به فرهنگ بنگریم نمی‌توانیم آن را از مقوله کار و نحوه کسب درآمد جدا بدانیم. کار و فرهنگ همواره و در تمام جوامع بر یکدیگر تاثیر متقابل داشته‌اند. روش‌‌های رایج کسب درآمد تا حد زیادی بر نحوه رفتار افراد و تعامل آن‌ها با یکدیگر موثر است. گسترش کارآفرینی نیز به عنوان عامل ایجاد اشتغال و تولید ثروت در جامعه, نتایج فرهنگی ویژه‌ای را در پی خواهد داشت که قابل تامل و بررسی است.


فرهنگ کارآفرینی

ارتباط میان کارآفرینی و فرهنگ, از دو سو قابل بحث است. از یک سو, نتایج کارآفرینی است که بر جامعه تاثیر می‌گذارد و از سوی دیگر, خود فرآیند کارآفرینی و فرهنگ حاکم بر آن است که هم متاثر از مبانی فرهنگ جامعه است و هم می‌تواند در آن تحولات اساسی ایجاد کند.

از یک سو, کارآفرینی با ایجاد فرصت‌های شغلی و تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی, پیش‌زمینه‌ای اساسی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه است. با برآورده‌شدن نیازهای اولیه معیشتی, زمینه برای بروز نیازهای عالی‌تر انسانی فراهم می‌شود که اگر در مسیری درست هدایت شود, به شکوفایی و تعالی انسان‌ها و جامعه می‌انجامد.

علاوه بر این نوآوری که از مشخصه‌های اساسی کارآفرینی است, منجر به تولید محصولات جدیدتر و ارایه خدمات جدیدتر و متنوع‌تر شده و به این ترتیب قدرت انتخاب مردم افزایش یافته و زندگی ساده‌تر می‌شود. با بالارفتن سطح رفاه و آسایش و افزایش اوقات فراغت, فرصت‌های بیشتری برای فعالیت‌های فرهنگی ایجاد می‌شود. این امر در درازمدت موجب تشکیل و گسترش تشکل‌های مردمی می‌شود که با هدایت مناسب آن‌ها می‌توان گام‌های بلندی در جهت ارتقای فرهنگی جامعه برداشت.

از سوی دیگر, نحوه شکل‌گیری و ثمربخشی کارآفرینی, روش‌ها و شیوه‌های خاصی را می‌طلبد که بر پایه باورها و ارزش‌های ویژه‌ای استوار شده است. مجموعه این روش‌ها و باورها را می‌توان یک فرهنگ تلقی نمود. در واقع فرآیند کارآفرینی در بطن خود فرهنگ خاصی را نهفته دارد. این فرهنگ را می‌توان همان فرهنگ حاکم بر شرکت‌های کارآفرینی کوچک دانست: مفهوم مشترکی است که اعضای شرکت پذیرفته‌اند و ارزش‌ها, باورها و روش‌های مشترکی است که بر فعالیت شرکت حاکم است. ویژگی‌های این فرهنگ را به طور خلاصه می‌توان در چند عنوان کلی بیان کرد:

 

1-3. کارآفرینی, فرهنگ درک تغییر و کشف فرصت


کارآفرینان و شرکت‌های کارآفرین همگام با تغییرات گام برمی‌دارند و می‌کوشند فرصت‌های ایجاد‌شده در جریان این تغییرات را کشف و از آن‌ها بهره‌برداری کنند. همگامی با تغییرات مستلزم بستری فرهنگی است که به تغییر بها می‌دهد و به استقبال آن می‌رود. بستری که می‌تواند در صورت لزوم, رهیافت‌ها و عملکردهای سنتی و قدیمی را کنار گذاشته و رهیافت‌های نوینی را برگزیند.

در عمیق‌ترین لایه‌های فرهنگ کارآفرینی یک باور اساسی نهفته است و آن اینکه:

”نمی‌توان در امواج سهمگین تحولات, جزیره‌ای کوچک و باثبات ساخت و با قراردادن حصارهای به‌ظاهر مستحکم, جامعه را از تبعات مثبت و منفی تحولات مصون نگاه داشت“.

این باور اساسی در جوامعی که به تعمیق و گسترش مبانی فرهنگی خود اهتمام ویژه‌ای دارند, باوری ارزشمند و سرنوشت‌ساز است. دنیا به سوی جهان‌شدن پیش می‌رود. با گسترش سیستم‌های اطلاعاتی و ارتباطی, مرزهای فرهنگی میان ملت‌ها روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود. فرهنگ‌ها در دنیای آینده تعاملی نزدیک و گسترده دارند. فرهنگ کشورهای پیشرفته و ارزش‌های حاکم بر آن‌ها, چه درست و چه نادرست, همچون سیل عظیمی موجودیت فرهنگی سایر ملت‌ها را به خطر خواهد افکند. بنای یک سد عظیم، راه رویارویی با این سیل نیست. بلکه شناخت مسیر و پی‌ریزی آب‌راه‌های مناسب بر سر راه آن است که میتواند آن را به سمت و سویی مناسب رهنمون شود. اگر می‌خواهیم در مسیر تحولات فرهنگی جهان آینده نقشی فعال و مثبت ایفا کنیم، باید این تحولات را بشناسیم، موجودیت آنها را بپذیریم و فرصت‌های موجود در آنها را تشخیص دهیم و به‌موقع از این فرصت‌ها بهره‌برداری کنیم.

2-3. کارآفرینی، فرهنگ مشارکت

در مسیر کارآفرینی, افراد باید بتوانند در سایه مشارکت و در قالب کار گروهی, فعالیت‌ها را انجام دهند تا شرکت پا بگیرد. بعلاوه در شرکت‌های کوچک کارآفرین ساختار سازمانی ساده‌تری وجود دارد و سلسله مراتب, بسیار مختصر و مفید است. درحالی‌که در ساختارهای منسجم و گسترده سازمان‌های سنتی، سلسله مراتب گسترده‌ای حکمفرماست. در این سازمان‌ها فرهنگ ”تضمین امنیت شغلی“ در مقابل ”اطاعت“ شکل می‌گیرد. اما در کارآفرینی‌ها بیشتر ساختار شبکه‌ای وجود دارد و به‌جای فرآیندهای عمودی، فرآیندهای افقی در آنها جاری است. با کم‌شدن سلسله مراتب و برداشتن مرزها، روابط بیشتر بر مبنای مشارکت و درک متقابل شکل می‌گیرد و اطاعت سهم کمتری در این ساختار تشکیلاتی دارد. در شرکت‌های کوچک کارآفرین، کارکنان به تدریج می‌آموزند که چگونه در مواضع برابر با یکدیگر همکاری و مشارکت کنند و این همکاری را به سوی یک موقعیت برد-برد سوق دهند. بنای فرهنگ بر مفاهمه و گفتگو استوار است.

3-3. کارآفرینی، فرهنگ خلاقیت

فرهنگ کارآفرینی بر بهادادن به خلاقیت و نوآوری استوار است. کارآفرینان افراد خلاقی هستند که ایده‌های نو تولید کرده و آن را در قالب یک شرکت به سرانجام می‌رسانند. بعلاوه در شرکت‌های کارآفرین, کارکنان می‌توانند به دنبال ناشناخته‌ها بروند و روش‌های جدید را به محک تجربه بگذارند. در این شرکت‌ها افراد به خلاقیت و ابتکار عمل تشویق می‌شوند. بها دادان به خلاقیت نه‌تنها در درازمدت باعث رشد و توسعه شرکت‌ها می‌شود،‌ بلکه زمینه مناسبی را برای رشد و شکوفایی استعدادها و ظرفیت‌های انسانی فراهم می‌کند. و این شکوفایی خود بستر مناسبی برای رشد فضایل اخلاقی و معنوی در انسان‌هاست.

4-3. کارآفرینی، فرهنگ استقلال‌طلبی و قبول مسؤولیت

کارآفرینان افرادی هستند که روحیه استقلال‌طلبی (روی پای خود ایستادن) را دارند و حاضرند مسؤولیت کار و اشتغال خود (و حتی دیگران) را برعهده گیرند. این افراد معتقدند باید برپایه توانایی‌ها, شایستگی‌ها و فکرهای خود, امرار معاش کنند و اساساً روحیه ”کارمندی“ ندارند. در ساختار سازمان‌های گسترده و سنتی ”امنیت شغلی“ بهایی بود که در مقابل ”اطاعت“ به کارکنان پرداخت می‌شد. اما در شرکت‌های کوچک کارآفرینی نه ”امنیت شغلی“ به معنای فراگیر آن وجود دارد و نه ”اطاعت“. در چنین شرکتی کارکنان, خودگردان، خطرپذیر و مسؤولیت‌پذیرند و همه خود را در برابر منافع خود و شرکت و جلب رضایت مشتری مسؤول و پاسخگو می‌دانند. افراد در حیطه کاری خود تصمیم می‌گیرند و مسؤولیت تصمیمات خود را بر دوش مدیران خود نمی‌گذارند.

5-3. کارآفرینی, فرهنگ مخاطره‌پذیری

کارآفرینان باید مخاطره‌پذیر (ریسک‌پذیر) باشند یعنی بتوانند نسبت به موقعیت, شرایط, امکانات و در یک کلام آینده خود ریسک کرده و برای کسب ”موفقیتی محتمل“ مبارزه نمایند. این یک بعد قضیه است. بعد دیگر آن, مخاطره‌پذیری پشتیبانان و حمایت‌کنندگان است. همواره کارآ‏فرینان قادر به تامین تمامی سرمایه و امکانات موردنیازِ کسب‌وکار جدید خود نیستند. به این علت, باید دولت یا دیگر حامیان مستقل, حاضر به پذیرش ریسک موردنیاز کارآ‏فرین بوده, ”سرمایه مخاطره‌پذیر“ برایش فراهم نموده و او را در مراحل مختلف کارآفرینی همراهی کنند. افرادی که دارای روحیه محافظه‌کاری ویا کارمندی هستند, اساساً کارآفرینان موفقی نخواهند بود.

علاوه براین ویژگی‌ها، تعمیق و گسترش فرهنگ کارآفرینی، بستری مناسب برای بسط عدالت در جامعه است. در یک جامعه کارآفرین، همه انسان‌ها فرصت‌های یکسانی پیش روی خود دارند. در این جامعه، سرمایه یا زمین منشأ تولید ثروت نیست و در چنین جامعه‌ای افراد هوشمند، خلاق و صاحب‌اندیشه و نیز پرتلاش و مصمم، شانس بیشتری برای موفقیت دارند و صاحبان سرمایه‌های کلان نمی‌توانند ثروت را در انحصار خود نگه‌دارند. تمام این‌ها در کنار هم یک زمینه مناسب برای بسط عدالت در سطح اجتماع است.

سوتیترها

کارآفرینی با ایجاد فرصت‌های شغلی و تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی, پیش‌زمینه‌ای اساسی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه است

کارآفرینان و شرکت‌های کارآفرین همگام با تغییرات گام برمی‌دارند و می‌کوشند فرصت‌های ایجاد‌شده در جریان این تغییرات را کشف و از آن‌ها بهره‌برداری کنند

در شرکت‌های کوچک کارآفرین، کارکنان به تدریج می‌آموزند که چگونه در مواضع برابر با یکدیگر همکاری و مشارکت کنند و این همکاری را به سوی یک موقعیت برد-برد سوق دهند

کارآفرینان معتقدند باید برپایه توانایی‌ها, شایستگی‌ها و فکر خود, امرار معاش کنند و اساساً روحیه ”کارمندی“ ندارند

در شرکت‌های کارآفرین, کارکنان می‌توانند به دنبال ناشناخته‌ها بروند و روش‌های جدید را به محک تجربه بگذارند

باید دولت یا دیگر حامیان مستقل, حاضر به پذیرش ریسک موردنیاز کارآ‏فرین بوده, در صورت امکان ”سرمایه مخاطره‌پذیر“ برایش فراهم نموده و او را در مراحل مختلف کارآفرینی همراهی کنند

****
منبع : مقاله " فرهنگ کارآفرینی " تهیه کننده : مرضیه فخرایی -برگرفته از اندیشگاه شریف

برگرفته از: fekreno.org

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:51  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

ویژگی‌های یک کارآفرین خوب چاپ ارسال به دوست
Friday, 16 April 2010

عمر کارآفرینی در تمام کسب و کارها در کلیه مقیاسها خودش رانشان می دهد، از یک کسب و کار در حال آغاز در یک گاراژ کوچک گرفته تا یک شرکت کارآفرینی که عضو ۵۰۰ شرکت برتر جهان است .
این چرخه با یک کارآفرین آغاز می‌شود که یک فرصت را کشف می‌کند، سازمانی را جهت پیگیری این فرصت ایجاد می‌کند، منابع مورد نیاز را جمع آوری می‌کند، یک طرح عملی را پیاده می‌سازد، ریسکها و نتایج مثبت کار را محاسبه می کند و تمام اینکارها را در یک بازه زمانی معین انجام می‌دهد. در این مقاله، ۷ مرحله ای که در یک چرخه عمرکارآفرینی وجود دارد ارائه شده است :

کارآفرینان در روابط بین مدیریت مالی و تدوین استراتژی کسب و کار نقش فعالی دارند. این مسئله اختلاف عمده بین مدیریت کارآفرینانه با مدیریت در سایر کسب و کارها می باشد. تقریباً در تمامی موارد، شخصی که تصمیم می‌گیرد، با یک ریسک فردی مواجه است. برترین اتفاقی که برای یک فرد کارمند در این حالت پیش می آید از دست دادن کارش خواهد بود اما برای کارآفرینان از دست دادن خانه، اعتبار فردی، زندگی و همچنین تخریب روابط خانوادگی می باشد.پیتر دراکر خاطر نشان می کند که برای شرکتهای بزرگ موجود، در عبارت «مدیریت کارآفرینانه» تأکید بر روی کلمه کارآفرینانه است. در هر کسب و کار جدید دارای ریسک، کلمه مورد تأکید «مدیریت» است. بنا بر این هدف ما در این مقاله تأکید برواژه «مدیریت» بعنوان یک اصل برای کارآفرینان است. ما مدیریت کارآفرینانه را بمعنای کسب دانش کارآفرینانه و بکار بردن آن در جهت افزایش تأثیر گذاری یک کسب و کار کوچک و یا متوسط و یا یک ایده دارای ریسک تعبیر می‌کنیم . قلب مدیریت کارآفرینانه برخورد دائم با موضوعات مدیریتی زیر است :

ایده متهورانه شما چیست؟ (مأموریت و ارزشها ) 

قرار است این ایده به کجا برسد؟ (اهداف و مقاصد )

روش رسیدن به اهداف چیست؟ (استراتژی رشد )

چه چیزهایی مورد نیاز است تا بتوان به این اهداف رسید؟ (افراد و منابع مالی )

چه ساختاری برای آن بهتر است؟ (ظرفیتهای سازمانی ) 

چه مقدار سرمایه و چه زمانی نیازمند است؟ (استراتژی مالی ) 

چه زمانی به مقصد نهایی می رسد؟ (چشم انداز موفقیت )


چرخه کارآفرینی
این موضوعات مهم مدیریتی در چرخه کارآفرینی اهمیت زیادی ندارند .
چرخه کارآفرینی در تمام کسب و کارها در کلیه مقیاسها خودش را نشان می‌دهد، از یک کسب و کار در حال آغاز در یک گاراژ کوچک گرفته تا فعالیتهای کارآفرینی سازمانی در ۵۰۰ شرکت برتردنیا. این چرخه با یک کارآفرین آغاز می‌شود که فرصتی را کشف می‌کند، سازمانی را جهت پیگیری این فرصت ایجاد می‌کند، منابع مورد نیاز را جمع آوری می‌کند، طرحی عملی را پیاده می‌سازد، ریسکها و نتایج مثبت کار را محاسبه می‌کند و تمام این فعالیت ها را در یک بازده زمانی معین انجام می‌دهد .
بعضی اوقات گفته می شود که کارآفرینی مانند رانندگی سریع، بر روی یک جاده یخ زده است. ماترجیح می‌دهیم که کارآفرینی را کم خطر تر و روشمند تر بیان کنیم .
کارآفرینی یک فرآیند حل مسئله مداوم است، درست مانند چیدن یک پازل بزرگ. در گذاشتن قطعه اول پازل ماگیج می‌شویم، راه را نمی‌دانیم و مسیر به خوبی قابل تشخیص نیست .
تمام فعالیتهای کارآفرینانه از یک فرآیند پیروی نمی‌کنند اما تحقیقات ما نشان می‌دهد که مراحلی که ماذیلاً ارائه می‌کنیم، تقریباً در اکثر کسب و کارهای روبه رشد به چشم می‌خورد. اندازه، سود دهی، تعهد، پیچیدگی، مقیاس، ساختار سازمانی، کاهش ریسک،افزودن ارزش و درگیری کمتر مؤسس در هر مرحله وجود دارد .
ما بر این باوریم که با دانستن و درک این مراحل کارآفرینان ، مدیران کسب و کار، سرمایه‌گذاران و مشاوران قادر خواهند بود که تصمیمات آگاهانه تر بگیرند و اغلب آنها خودشان را برای چالشهای پیش رو آماده می‌سازند .
۷ مرحله چرخه عمر کارآفرینی به شرح زیر است :
مرحله ۱– تشخیص فرصت
دوره شکل گیری تحت عنوان« قبل از آغاز» مورد تحلیل واقع می‌شود . این مرحله اغلب زمان قابل توجهی نیاز دارد که از یک ماه تا ۱۰ سال متغیر است .
در این مرحله تحقیق و درک ابعاد فرصت و مفهوم آن و تعیین اینکه آیا این فرصت مناسب است یا خیر از اهمیت زیادی برخوردار است. اشخاصی که قصد ایجاد یک کسب و کار را دارند باید از درون به کنکاش خود بپردازند تا بدانند که آیا حقیقتاً آمادگی کارآفرینی را دارند؟ اکثریت غالب مردم از جمله مخترعین معمولاً از این مرحله عقب نشینی نمی‌کنند و امکان کارآفرینی را بررسی می‌کنند .
مرحله ۲- تمرکز بر روی فرصت مورد نظر
این مرحله برای کارآفرینان اهمیت زیادی دارد . این مرحله، مرحله شک و تردید است که آنها ایده‌های مختلفی را در ذهن دارند و نمی‌دانند کدامیک را برگزینند .
یکی از سرمایه گزاران خطر پذیر Evgene Kleine می‌گوید: «تمرکز بر روی یک فرصت بسیار مهم است. ممکن است بعدها این امکان وجود داشته باشد که شاخه‌های دیگری از کسب و کار را نیز ایجاد نمود اما فاز اول در یک شرکت باید دقیقاً بر روی یک فعالیت خاص متمرکز شود» بهتر است اهداف کسب و کار خود را دقیقاً تعیین نمائید زیرا ممکن است اشخاص مختلف بر روی یک فرصت واحد سرمایه گذاری کنند ولی به نتایج کاملاً متناقضی برسند .
مرحله ۳- تعهد
اغلب کارآفرینان، تشکیل کسب و کار و ترک شغل روزانه خود را تعهد به کسب و کار جدید می‌دانند. ولی این مرحله، در حقیقت باید با تهیه طرح تجاری آغاز گردد. تفاوت بسیاری میان تشریح یک فرصت و تحقیق و نوشتن یک طرح تجاری(طرح کسب و کار) وجود دارد. نوشتن یک طرح موثر تجاری نیازمند سطح جدیدی از درک و معلومات و همچنین تعهد بسیار می‌باشد. این فرآیند بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساعت زمان می‌برد بنا بر این اگر بعد از ظهرها و تعطیلات آخر هفته را نیز کار کنید این مرحله می‌تواند به سه تا ۱۲ ماه تقلیل یابد. اشتباهی که معمولاً کارآفرینان مرتکب می‌شوند آن است که طرح تجاری را نادیده می‌گیرند. و سپس سایر منابع را جمع آوری می نمایند، ایده مورد نظر را آغاز می‌کنند و سپس پیگیری نموده و تلاش می‌کنند نقطه تمرکز فعالیت مورد نظر برای تبدیل ایده به یک کسب و کار تجاری را دقیقاً تعیین نمایند .
مرحله ۴ – ورود به بازار
سود دهی و موفقیت، تعیین کننده این مرحله هستند: فرض کنید کارآفرین کسب و کار کوچکی را با سازمانی ساده ایجاد نموده است، منابع مورد نیاز خود را با توجه به طرح تجاری‌اش تخصیص داده است و اولین فروش محصولاتش نیز انجام شده است. چیزی که موفقیت کسب و کار را در همان مراحل اولیه تعیین می‌کند این است: اگر مدل کسب و کار سود ده باشد، اهداف معقولی در نظر گرفته شده باشند و کسب و کار در راه کسب سلامت اقتصادی پیش برود، کارآفرین می‌تواند در این مرحله به رشد کسب و کار خود و یا کوچک ماندن این کسب و کار به حدی که با سرمایه شخصی قابل تأمین باشد، فکر کند .
مرحله ۵- راه اندازی کامل و رشد
در این مرحله، کارآفرین باید یک راهکار خاص با بیشترین میزان رشد را انتخاب نماید. معمولاً کارآفرین در این مرحله و بهنگام بررسی راههای ممکن، ترجیح می‌دهد که کسب و کار مورد نظرش کوچک بماند و هیچگاه از این مرحله نمی‌گذرد و یا احتمالاً تنها مالک کسب و کار باقی می‌ماند. و یا ممکن است این ایده جدید در حد یک کسب و کار و فعالیت ساده بماند، که البته تمام ایده‌های جدید نمی‌توانند و یا این ظرفیت را ندارند که تبدیل به شرکتهای بزرگ شوند. دلایل عدم رشد سریع ممکن است این باشد که فضای کافی در بازار برای رشد وجود نداشته باشد و یا محصولات و سیستم های مدیریت مورد نظر مقیاس خاصی نداشته باشند و یا اینکه این رشد سریع برای مدیریت چالش بزرگی ایجاد کند که نتواند از عهده آن برآید .
مرحله ۶ – بلوغ و توسعه
اکنون کسب و کار شما تبدیل به رهبر بازار گردیده است. در این حالت رشد یک کسب و کار، در حقیقت گسترش طبیعی یک ایده خوب از طریق روشهای حرفه‌ای مدیریتی خواهد بود. این گروه حرفه‌ای مدیریتی، استراتژی رشد این ایده را از طریق توسعه در سطح جهانی،اخذ تسهیلات و یا ادغام شدن با سایر شرکتها پیاده سازی می‌کند که از این طریق نقدینگی افزایش و کمبودها رفع می‌شود .
مرحله ۷ – ارزش
مرحله آخر مرحله بهره برداری از نتیجه کار است. در این مرحله ارزش ایجاد شده در طی مراحل قبلی از طریق ارزیابی خروجی کار مورد بهره برداری قرار می‌گیرد .
متأسفانه اغلب ادبیات کارآفرینی بر مراحل قبلی تأکید دارد و توجه کمی به خروجی کار معطوف شده است. ما از روی تجربه می‌دانیم که خروج موفق از یک کسب وکار عامل مهمی در چرخه عمر کارآفرینی است، چه برای کارآفرین وچه برای فردی که سرمایه گذاری نموده است .
مهمترین چالشی که یک کسب و کار جدید با آن مواجه است این است که کارها در جای خود انجام شوند. دانستن اینکه چه کار باید کرد و در چه مرحله ای، بسیار مهم است. به ویژه اینکه کارآفرین معمولاً زمان و منابع محدودی دارد .
آقای کریگ. دبلیو جانسون، رئیس گروه Venture Law ، در جایی گفته است که ایجاد یک شرکت بیشتر شبیه به موشک هوا کردن است. اگر به هنگام پرتاب موشک شما فقط به اندازه کمتر از یک درجه خطا داشته باشید ممکن است هزاران مایل از مسیر منحرف شوید. درک چرخه عمر کارآفرینی به کارآفرین کمک می‌کند که در مسیر صحیح پیش برود و موفق شود .
منبع: روزنامه تفاهم

ویژگی‌های یک کارآفرین خوب

 

Friday, 16 April 2010

عمر کارآفرینی در تمام کسب و کارها در کلیه مقیاسها خودش رانشان می دهد، از یک کسب و کار در حال آغاز در یک گاراژ کوچک گرفته تا یک شرکت کارآفرینی که عضو ۵۰۰ شرکت برتر جهان است .
این چرخه با یک کارآفرین آغاز می‌شود که یک فرصت را کشف می‌کند، سازمانی را جهت پیگیری این فرصت ایجاد می‌کند، منابع مورد نیاز را جمع آوری می‌کند، یک طرح عملی را پیاده می‌سازد، ریسکها و نتایج مثبت کار را محاسبه می کند و تمام اینکارها را در یک بازه زمانی معین انجام می‌دهد. در این مقاله، ۷ مرحله ای که در یک چرخه عمرکارآفرینی وجود دارد ارائه شده است :

کارآفرینان در روابط بین مدیریت مالی و تدوین استراتژی کسب و کار نقش فعالی دارند. این مسئله اختلاف عمده بین مدیریت کارآفرینانه با مدیریت در سایر کسب و کارها می باشد. تقریباً در تمامی موارد، شخصی که تصمیم می‌گیرد، با یک ریسک فردی مواجه است. برترین اتفاقی که برای یک فرد کارمند در این حالت پیش می آید از دست دادن کارش خواهد بود اما برای کارآفرینان از دست دادن خانه، اعتبار فردی، زندگی و همچنین تخریب روابط خانوادگی می باشد.پیتر دراکر خاطر نشان می کند که برای شرکتهای بزرگ موجود، در عبارت «مدیریت کارآفرینانه» تأکید بر روی کلمه کارآفرینانه است. در هر کسب و کار جدید دارای ریسک، کلمه مورد تأکید «مدیریت» است. بنا بر این هدف ما در این مقاله تأکید برواژه «مدیریت» بعنوان یک اصل برای کارآفرینان است. ما مدیریت کارآفرینانه را بمعنای کسب دانش کارآفرینانه و بکار بردن آن در جهت افزایش تأثیر گذاری یک کسب و کار کوچک و یا متوسط و یا یک ایده دارای ریسک تعبیر می‌کنیم . قلب مدیریت کارآفرینانه برخورد دائم با موضوعات مدیریتی زیر است :

ایده متهورانه شما چیست؟ (مأموریت و ارزشها ) 

قرار است این ایده به کجا برسد؟ (اهداف و مقاصد )

روش رسیدن به اهداف چیست؟ (استراتژی رشد )

چه چیزهایی مورد نیاز است تا بتوان به این اهداف رسید؟ (افراد و منابع مالی )

چه ساختاری برای آن بهتر است؟ (ظرفیتهای سازمانی ) 

چه مقدار سرمایه و چه زمانی نیازمند است؟ (استراتژی مالی ) 

چه زمانی به مقصد نهایی می رسد؟ (چشم انداز موفقیت )

 

چرخه کارآفرینی
این موضوعات مهم مدیریتی در چرخه کارآفرینی اهمیت زیادی ندارند .
چرخه کارآفرینی در تمام کسب و کارها در کلیه مقیاسها خودش را نشان می‌دهد، از یک کسب و کار در حال آغاز در یک گاراژ کوچک گرفته تا فعالیتهای کارآفرینی سازمانی در ۵۰۰ شرکت برتردنیا. این چرخه با یک کارآفرین آغاز می‌شود که فرصتی را کشف می‌کند، سازمانی را جهت پیگیری این فرصت ایجاد می‌کند، منابع مورد نیاز را جمع آوری می‌کند، طرحی عملی را پیاده می‌سازد، ریسکها و نتایج مثبت کار را محاسبه می‌کند و تمام این فعالیت ها را در یک بازده زمانی معین انجام می‌دهد .
بعضی اوقات گفته می شود که کارآفرینی مانند رانندگی سریع، بر روی یک جاده یخ زده است. ماترجیح می‌دهیم که کارآفرینی را کم خطر تر و روشمند تر بیان کنیم .
کارآفرینی یک فرآیند حل مسئله مداوم است، درست مانند چیدن یک پازل بزرگ. در گذاشتن قطعه اول پازل ماگیج می‌شویم، راه را نمی‌دانیم و مسیر به خوبی قابل تشخیص نیست .
تمام فعالیتهای کارآفرینانه از یک فرآیند پیروی نمی‌کنند اما تحقیقات ما نشان می‌دهد که مراحلی که ماذیلاً ارائه می‌کنیم، تقریباً در اکثر کسب و کارهای روبه رشد به چشم می‌خورد. اندازه، سود دهی، تعهد، پیچیدگی، مقیاس، ساختار سازمانی، کاهش ریسک،افزودن ارزش و درگیری کمتر مؤسس در هر مرحله وجود دارد .
ما بر این باوریم که با دانستن و درک این مراحل کارآفرینان ، مدیران کسب و کار، سرمایه‌گذاران و مشاوران قادر خواهند بود که تصمیمات آگاهانه تر بگیرند و اغلب آنها خودشان را برای چالشهای پیش رو آماده می‌سازند .
۷ مرحله چرخه عمر کارآفرینی به شرح زیر است :
مرحله ۱– تشخیص فرصت
دوره شکل گیری تحت عنوان« قبل از آغاز» مورد تحلیل واقع می‌شود . این مرحله اغلب زمان قابل توجهی نیاز دارد که از یک ماه تا ۱۰ سال متغیر است .
در این مرحله تحقیق و درک ابعاد فرصت و مفهوم آن و تعیین اینکه آیا این فرصت مناسب است یا خیر از اهمیت زیادی برخوردار است. اشخاصی که قصد ایجاد یک کسب و کار را دارند باید از درون به کنکاش خود بپردازند تا بدانند که آیا حقیقتاً آمادگی کارآفرینی را دارند؟ اکثریت غالب مردم از جمله مخترعین معمولاً از این مرحله عقب نشینی نمی‌کنند و امکان کارآفرینی را بررسی می‌کنند .
مرحله ۲- تمرکز بر روی فرصت مورد نظر
این مرحله برای کارآفرینان اهمیت زیادی دارد . این مرحله، مرحله شک و تردید است که آنها ایده‌های مختلفی را در ذهن دارند و نمی‌دانند کدامیک را برگزینند .
یکی از سرمایه گزاران خطر پذیر Evgene Kleine می‌گوید: «تمرکز بر روی یک فرصت بسیار مهم است. ممکن است بعدها این امکان وجود داشته باشد که شاخه‌های دیگری از کسب و کار را نیز ایجاد نمود اما فاز اول در یک شرکت باید دقیقاً بر روی یک فعالیت خاص متمرکز شود» بهتر است اهداف کسب و کار خود را دقیقاً تعیین نمائید زیرا ممکن است اشخاص مختلف بر روی یک فرصت واحد سرمایه گذاری کنند ولی به نتایج کاملاً متناقضی برسند .
مرحله ۳- تعهد
اغلب کارآفرینان، تشکیل کسب و کار و ترک شغل روزانه خود را تعهد به کسب و کار جدید می‌دانند. ولی این مرحله، در حقیقت باید با تهیه طرح تجاری آغاز گردد. تفاوت بسیاری میان تشریح یک فرصت و تحقیق و نوشتن یک طرح تجاری(طرح کسب و کار) وجود دارد. نوشتن یک طرح موثر تجاری نیازمند سطح جدیدی از درک و معلومات و همچنین تعهد بسیار می‌باشد. این فرآیند بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساعت زمان می‌برد بنا بر این اگر بعد از ظهرها و تعطیلات آخر هفته را نیز کار کنید این مرحله می‌تواند به سه تا ۱۲ ماه تقلیل یابد. اشتباهی که معمولاً کارآفرینان مرتکب می‌شوند آن است که طرح تجاری را نادیده می‌گیرند. و سپس سایر منابع را جمع آوری می نمایند، ایده مورد نظر را آغاز می‌کنند و سپس پیگیری نموده و تلاش می‌کنند نقطه تمرکز فعالیت مورد نظر برای تبدیل ایده به یک کسب و کار تجاری را دقیقاً تعیین نمایند .
مرحله ۴ – ورود به بازار
سود دهی و موفقیت، تعیین کننده این مرحله هستند: فرض کنید کارآفرین کسب و کار کوچکی را با سازمانی ساده ایجاد نموده است، منابع مورد نیاز خود را با توجه به طرح تجاری‌اش تخصیص داده است و اولین فروش محصولاتش نیز انجام شده است. چیزی که موفقیت کسب و کار را در همان مراحل اولیه تعیین می‌کند این است: اگر مدل کسب و کار سود ده باشد، اهداف معقولی در نظر گرفته شده باشند و کسب و کار در راه کسب سلامت اقتصادی پیش برود، کارآفرین می‌تواند در این مرحله به رشد کسب و کار خود و یا کوچک ماندن این کسب و کار به حدی که با سرمایه شخصی قابل تأمین باشد، فکر کند .
مرحله ۵- راه اندازی کامل و رشد
در این مرحله، کارآفرین باید یک راهکار خاص با بیشترین میزان رشد را انتخاب نماید. معمولاً کارآفرین در این مرحله و بهنگام بررسی راههای ممکن، ترجیح می‌دهد که کسب و کار مورد نظرش کوچک بماند و هیچگاه از این مرحله نمی‌گذرد و یا احتمالاً تنها مالک کسب و کار باقی می‌ماند. و یا ممکن است این ایده جدید در حد یک کسب و کار و فعالیت ساده بماند، که البته تمام ایده‌های جدید نمی‌توانند و یا این ظرفیت را ندارند که تبدیل به شرکتهای بزرگ شوند. دلایل عدم رشد سریع ممکن است این باشد که فضای کافی در بازار برای رشد وجود نداشته باشد و یا محصولات و سیستم های مدیریت مورد نظر مقیاس خاصی نداشته باشند و یا اینکه این رشد سریع برای مدیریت چالش بزرگی ایجاد کند که نتواند از عهده آن برآید .
مرحله ۶ – بلوغ و توسعه
اکنون کسب و کار شما تبدیل به رهبر بازار گردیده است. در این حالت رشد یک کسب و کار، در حقیقت گسترش طبیعی یک ایده خوب از طریق روشهای حرفه‌ای مدیریتی خواهد بود. این گروه حرفه‌ای مدیریتی، استراتژی رشد این ایده را از طریق توسعه در سطح جهانی،اخذ تسهیلات و یا ادغام شدن با سایر شرکتها پیاده سازی می‌کند که از این طریق نقدینگی افزایش و کمبودها رفع می‌شود .
مرحله ۷ – ارزش
مرحله آخر مرحله بهره برداری از نتیجه کار است. در این مرحله ارزش ایجاد شده در طی مراحل قبلی از طریق ارزیابی خروجی کار مورد بهره برداری قرار می‌گیرد .
متأسفانه اغلب ادبیات کارآفرینی بر مراحل قبلی تأکید دارد و توجه کمی به خروجی کار معطوف شده است. ما از روی تجربه می‌دانیم که خروج موفق از یک کسب وکار عامل مهمی در چرخه عمر کارآفرینی است، چه برای کارآفرین وچه برای فردی که سرمایه گذاری نموده است .
مهمترین چالشی که یک کسب و کار جدید با آن مواجه است این است که کارها در جای خود انجام شوند. دانستن اینکه چه کار باید کرد و در چه مرحله ای، بسیار مهم است. به ویژه اینکه کارآفرین معمولاً زمان و منابع محدودی دارد .
آقای کریگ. دبلیو جانسون، رئیس گروه Venture Law ، در جایی گفته است که ایجاد یک شرکت بیشتر شبیه به موشک هوا کردن است. اگر به هنگام پرتاب موشک شما فقط به اندازه کمتر از یک درجه خطا داشته باشید ممکن است هزاران مایل از مسیر منحرف شوید. درک چرخه عمر کارآفرینی به کارآفرین کمک می‌کند که در مسیر صحیح پیش برود و موفق شود .
منبع: روزنامه تفاهم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:49  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

هفت اشتباه بزرگ و جالب در پیشگویی آینده فناوری!

 

Thursday, 29 April 2010

پیش بینی آینده چندان ساده و آسان نیست، به همین دلیل است که پیشگویان و اختربینان سعی دارند تا حد ممکن پیش بینی‌های خود را در هاله یی از ابهام بیان کنند اما در دنیای به سرعت متحول شونده فناوری‌های برتر، آینده از آن کسانی است که آن را با دقت و صحت زیاد پیش بینی می‌کنند. البته باید در نظر داشت که حتی بهترین پیشگویان نیز ممکن است در پیش بینی‌های خود اشتباه کنند، در نتیجه می‌توان تعداد موارد پیشگویی های این مقاله را چندین برابر کرد. با این همه من در این مقاله چند مورد از پیشگویی‌های اشتباه 60 سال اخیر را که توجهم را به خود جلب کرده است، ذکر می‌کنم .

اولین پیش بینی اشتباه
«فکر می‌کنم در کل جهان به حدود پنج دستگاه کامپیوتر نیاز باشد ».
توماس واتسون رئیس IBM ، سال 1943

در آغاز دوران صنعت کامپیوتر هیچ کس به درستی نمی‌دانست این فناوری نوظهور ما را به کجا می‌برد. اما انفجار محاسبه‌های رومیزی که باعث شد طی50 سال گذشته کامپیوترهای شخصی وارد خانه تقریباً همه امریکایی‌ها شود، چیزی بود که بیشتر آینده نگرهای میانه قرن گذشته آن را در نظر نگرفته بودند. گذشته از اینها هنگامی‌که توماس واتسون رئیس IBM کلمه «کامپیوتر» را به کار می‌برد، منظورش «ماشین‌های محاسبه دارای لوله خلأ» بود که به اندازه یک خانه بودند. هنوز هم درست است که بگوییم افراد کمی‌هستند که بدون توجه به اندازه میز کارشان، خواهان یکی از آن کامپیوترها باشند.البته IBM هنوز هم به کار تجاری خود ادامه می‌دهد .

دومین پیش بینی اشتباه
«تلویزیون رونق چندانی نخواهد داشت و بازار آن پس از شش ماه کساد می‌شود. مردم خیلی زود از اینکه هر شب به یک جعبه چوبی زل بزنند، خسته می‌شوند ».
داریل زاناک مدیر اجرایی فوکس قرن بیستم، سال 1946

در سال 1964 ، موقعیت شغلی داریل زاناک در تاریخ صنعت سرگرمی‌به قدر کافی تثبیت شده بود، چراکه وی به عنوان مدیر اجرایی و تهیه کننده فیلم بیش از 100 فیلم سینمایی برای پرده بزرگ نقره یی (سینما) تهیه کرده بود. با این حساب چه کسی می‌تواند وی را به خاطر کم اهمیت تلقی کردن قدرت صفحه آبی کوچک (تلویزیون) سرزنش کند. من فکر می‌کنم اگر زاناک امروز زنده بود، او هم مثل همه ما با دیدن برنامه های جدید تلویزیون هیپنوتیزم می‌شد .

سومین پیش بینی اشتباه
«احتمالاً تا 10سال آینده جاروهایی با نیروی هسته یی تولید و به بازار عرضه می‌شود ».
الکس لویت رئیس شرکت لوی وکیوم، سال 1955

در دهه 1950 تنها موضوع بدیهی این بود که انرژی اتمی‌اجتناب ناپذیر است، بنابراین وقتی الکس لویت رئیس شرکت تازه تاسیس جاروسازی نیوجرسی از روزهایی خبر داد که طی آن در خانه هر فرد امریکایی یک جارو با نیروی اتمی‌هست که خاکروبه ها را می‌مکد، چندان موجب شگفتی کسی نشد. به یاد داشته باشید این ادعا زمانی مطرح شد که رنگ ها را با رادیوم آغشته می‌کردند تا بوم نقاشی در تاریکی بدرخشد. در آن زمان کاربردهای صلح آمیز مواد رادیواکتیو را همانند کاربرد آزبست بی خطر می‌دانستند .

چهارمین پیش بینی اشتباه
«هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی بخواهد در خانه اش کامپیوتر داشته باشد ».
کن اولسن بنیانگذار شرکت دیجیتال اکویپمنت در سال 1997

شرکت دیجیتال اکویپمنت با عرضه محصولات جدید در10 سال گذشته مشهور شده است، اما در دهه 1970 این شرکت یکی از شرکت های مهم در عرصه محاسبه بود. توجیه گران این نظر اولسن رئیس شرکت دیجیتال اکویپمنت می‌گویند وی این سخن را زمانی ابراز کرده است که کامپیوتر های شخصی به شکلی که ما امروزه می‌شناسیم هنوز اختراع نشده بود اما باید دانست کامپیوترهای شخصی همانند MISA Altair دو سال پیش از آن وارد بازار شده بود. به بازار آمدن کامپیوترهای شخصی IBM چهار سال پس از این ابراز نظر اولسن باعث شد این نظر به عنوان یکی از پیش بینی های بزرگ اشتباه دنیای فناوری شناخته شود .

پنجمین پیش بینی اشتباه
«همه پیش بینی‌هایی که امروزه درباره سال 1996 صورت می‌گیرد، بیانگر ادامه رشد شدید اینترنت است. اما من پیش بینی می‌کنم اینترنت به زودی به سرنوشت ابرنواختر دچار می‌شود و در سال 1996 مرگ فاجعه بار آن روی می‌دهد ».
رابرت متکالف بنیانگذار 3com ، سال 1995

متکالف علاوه بر اینکه یکی از پیشگویان افسانه یی تکنولوژی و فناوری است و علاوه بر اینکه به خاطر ابداع اینترنت بسیار از وی تقدیر شد، یکی از ستون نویس های نشریه Infoworld است. و در همین نشریه بود که متکالف تاسف انگیزترین اظهارنظر عمرش را بیان کرد. در حقیقت او حتی قول داد اگر این پیشگویی غلط از آب درآمد، حرفش را پس بگیرد. متکالف برای حفظ اعتبار خود، به قولش عمل کرد و در سال 1999 طی یک سخنرانی کنفرانس بین المللی وب جهان گستر، نسخه یی از پرینت آن مقاله را با آب مخلوط کرد و پیش چشم تعداد زیادی از حاضران خورد .

ششمین پیشگویی اشتباه
«اپل مرده است ».
ناتان میروالد مسوول قبلی فناوری مایکروسافت سال 1997

منصفانه باید اذعان کرد زمانی که ناتان میروالد این گونه اظهارنظر کرد، تقریباً همه کسانی که در صنعت کامپیوتر بودند، فکر می‌کردند زمان مرگ اپل فرا رسیده است .
چه کسی می‌توانست پیش بینی کند یک دهه بعد همان شرکت به شدت سهمش را در بازار کامپیوترهای شخصی افزایش دهد و همزمان بخش عمده بازار موسیقی دیجیتال را به خود اختصاص دهد و به سرعت بر بازار گوشی های هوشمند تلفن همراه مسلط شود؟

هفتمین پیش بینی اشتباه
«تا دو سال دیگر مشکل اسپم حل می‌شود ».
بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت، سال 2006

طبق تخمین های کنونی حدود 92 درصد از کل پیام های ای میل در سرتاسر جهان را اسپم (پیام‌های تبلیغاتی ناخواسته) تشکیل می‌دهد. و به نظر نمی‌رسد به این زودی ها نیز این مشکل حل شود .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:48  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

کارآفرینی و ایجاداشتغال چاپ ارسال به دوست
Saturday, 01 May 2010

کارآفرینان از عوامل ضروری تغییر در یک اقتصاد مبتنی بر بازارند، آنها امکان استفاده موثر و فزاینده از منابع را فراهم می آورند و دادوستد بین بخشهای مختلف با امکانات واولویتهای متفاوت را تسهیل می سازند. همچنین رفتار کارآفرینانه ، عامل شتاب دهنده تولید، انتشار و کاربرد ایده های نوآورانه است و در جوامع دستخوش تغییرات سریع اقتصادی نیز، کارآفرینی تاثیرات زیانبار اجتماعی را ازطریق ایجاد فرصتهای شغلی تعدیل می بخشد. به طورکلی کارکرد کارآفرینانه هم به روی نرخ رشد بنگاههای جدید تاثیر دارد وهم شانس بقا و رشد بنگاههای موجود را افزایش می دهد. اما به دلایل بسیاری ، ایجاد یک ارتباط آماری بین کارآفرینی و میزان استخدام آسان نیست . کارآفرینی را نمی توان مستقیما اندازه گرفت زیرا غالبا پنهان است و حضور آن دررفتاری است که نمایانگر کارآفرینی است حتی اینکه کارآفرینی چگونه بروز می کند، خودموضوعی است که همواره درحال تغییر است . حتی اگر در مواردی مستقیما قابل اندازه گیری باشد بازهم برای ایجاد چنین ارتباطی ، مشکلات وجود خواهد داشت . برای مثال ، تحلیلگران با مشکل تفکیک تاثیر کارآفرینی از سایر متغیرها مانند سیاستهای بازارکار و غیره مواجه خواهندبود.

به علاوه ، رابطه علت و معلولی بین کارآفرینی و استخدام یک رابطه یک طرفه نیست . برای مثال هنگام بیکاری و کاهش نرخ حقوق و دستمزد، هزینه فرصت کارآفرینی پایین است . درهر صورت واضح است که کارآفرینی شرط واجب پیشرفت اقتصادی دریک اقتصاد مبتنی بر بازار است و مشکلات مربوط به اندازه گیری آن نباید تلاش در جهت ترویج آن را، به عنوان بخشی از راه حل معضل بیکاری ، کاهش دهد.

از آنجایی که بیکاری و فقر به طور فزاینده ای غالبا در مناطق شهری پرآشوب و ناآرام متمرکز و رویکرد دولتها برای تهییج و تشویق کارآفرینی به سوی سیاستهای جغرافیایی جهت گیری می شود، خوداشتغالی و تاسیس بنگاه می تواند یک اقتصاد محلی را که متاثراز رکود اقتصادی است ، دگرگون سازد.

در برخی از کشورها مانند کانادا، سهم عمده ای از رشد مشاغل جدید در 5 سال اول دهه 1990 ناشی از خوداشتغالی وتاسیس شرکتهای کوچک بوده است . در ایالات متحده ، برای مثال بنگاههای اقتصادی کوچک ، آنهایی که دارای 2 تا 4 نفر پرسنل بوده اند،در سال 1995 450000 شغل جدید ایجاد کرده اند. بنابراین عجیب نیست که دولتهامشتاق کمک به چنین بنگاههایی بوده اند و موسساتی هم در این رابطه در اواخر این دهه ظهور کرده اند.

برنامه توسعه اشتغال واقتصاد محلی (LEED ) در سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه (OECD ) به مدت 10 سال فعالیت این موسسات را ارزیابی کرده است و شواهدحاکی از آن است که اتخاذ چنین سیاستهای استخدامی کارساز بوده است . با وجود این ،هنوز سهم این سیاستها در کل اشتغال اندک است به خصوص در کشورهایی ازقبیل دانمارک و نروژ که فعالیت هنری و صنایع دستی تقریبا از بین رفته است .

از این گذشته ، امروزه فشار بر خزانه عمومی به قدری است که مداخله دولت فقط درمواردی ازقبیل زیانهای مرده (DEAD WEIGHT )، انحراف (DISTORTION ) وجابجایی (DISPLACEMENT ) مجاز است . زیانهای مرده می تواند مربوط به زمانی باشدکه مالیات دهندگان مجبورند از یک کارآفرین بالقوه که می خواهد کار جدیدی را آغاز کند،حمایت مالی به عمل آورند. تقویت کسب وکارهای جدید هم اگر به ایجاد یک مزیت رقابتی ناعادلانه برای برخی از بنگاهها منجر شود نیز ممکن است موجب انحراف دربازار گردد.

همچنین وجود موسسات جدید ممکن است به سادگی موجب ازبین رفتن و یاجابجایی مشاغل جدید با مشاغل قبلی شود. کاربرد این معیارها در سطوح محلی یامنطقه ای ساده تر است زیرا تاثیر و کارایی این برنامه می تواند به روشنی ارزیابی شود.OECD پیشگام اشکال جدیدی از برنامه های بازنگری و ارزیابی مشاغل جدید، هم دربعد ملی (برای مثال در استرالیا، ایرلند و جمهوری چک ) و هم در بعد منطقه ای (ویتوریادر اسپانیا و سستوسان جیوانی در ایتالیا) بوده است .

گامهای حمایتی

دولتها نقشهای متعددی را درحمایت از کارآفرینی ایفا می کنند. اولین قدم انجام ندادن برخی کارها به جای انجام دادن آنها است . ابزارهای کلاسیک دولتی - مالیات و مقررات - به روشنی بر روی فعالیتهای کارآفرینانه تاثیر می گذارد. هنگامی که میزان مالیات سنگین است و یا نیاز به ارائه گزارشهای پیچیده متعدد است ، کارآفرینان از سیستم مالیاتی فرارمی کنند و اقتصاد زیرزمینی یا بازار کار غیرقانونی توسعه می یابد.

زمینه دیگری که دولتها می توانند به توسعه کارآفرینی کمک کنند تدارکات دولتی (PUBLIC PROCUREMENT ) است . معمولا شرکتهای کوچک از تاخیر پرداختهای سازمانهای بزرگ دولتی رنج می برند. در برخی از کشورها همین تاخیر در پرداختهاموجب ازبین رفتن تعداد زیادی از این شرکتها می شود. این موسسات گاهی مجبورمی شوند در دوره ای که منتظر دریافت مطالبات خود از این سازمانها هستند از دیگران وام بگیرند که درنتیجه سود حاصله صرف بازپرداخت بهره به بانکها می شود.

آژانس های توسعه می توانند مشوقهای محلی را ازطریق ایجاد اشکال جدیدی ازمشارکت دولتی - خصوصی به کار گیرند. در ایرلند، برای مثال 35 مورد از این نوع مشارکت ، سهم برجسته ای را در ارتقا کارآفرینی و کاهش بیکاری داشته است . در این رابطه چنین موسساتی می توانند نوآوری و کارآفرینی را با استفاده از ساختارهای حمایتی ، دربین جمعی از موسسات کوچک محلی (به صورت خوشه ای یا شبکه ای )ترویج و آنها را در یافتن شرایط مناسب برای کسب وکار خود یاری کنند.

ایجاد انکوباتورها (پرورشگاههای ) کسب وکار هم روش دیگری برای توسعه کارآفرینی و ایجاد اشتغال است . این پرورشگاهها با دراختیار قرار دادن کارگاههایی برای موسسات تازه تاسیس ، تخصیص منابع و تجهیزات موردنیاز و عرضه آب و برق ازکارآفرینان حمایت می کنند. تحقیقات اخیر دال بر آن است که در مناطق محروم وجودفرهنگ وابستگی و یا ضدکارآفرینی از اهمیت خاصی نه فقط به دلیل تاثیرات اقتصادی غیرمستقیم بلکه به دلیل ارتباط سیاستهای اجتماعی با توسعه ، برخوردار است . تنوع فزاینده و حجم فعالیتهای اقتصادی که توسط این انکوباتورها صورت می گیرد، کمک موثری نیز در انسجام اجتماعی خواهدبود.

سیستم های تشویق کارآفرینی ، با سیاستهای سنتی ایجاد اشتغال که هدفشان ایجادشغل در فعالیتهای موجود به جای ایجاد فعالیتهای جدید و حمایت مستقیم از موسسات کوچک و متوسط (SMES ) است ، تفاوت دارد زیرا آنها فقط بر مراحل اولیه کسب وکارموسسات جدید تمرکز می کنند. آنها دریافته اند که نه همه موسسات کوچک و متوسطنوآورند و نه همه آنها مهیای رشد و حتی برای بسیاری از این موسسات ممکن است بهترباشد که کوچک باقی بمانند.

به علاوه از آنجایی که در انکوباتورها دید وسیع تری نسبت به وجود دارد آنها پیشنهاد می کنند که یک می تواند در بین بخش وسیعی از جمعیت به وجود بیاید. بنابراین دولتها می توانند به شکل موثری نه تنهاابزارهای عملی برای ترویج کارآفرینی را به کار گیرند بلکه می توانند فرهنگ کارآفرینانه رانیز ازطریق سیستم های آموزشی در جامعه به شکل یک کل ارتقا دهند. آنها می توانند باکاهش نرخ مرگ ومیر کسب وکارهای جدید و کوچک با هزینه کم ، بقای اینگونه شرکتها رادر عبور از مراحل اولیه به دیگر مراحل تضمین کنند.

ویژگیهای موفقیت

در مناطق پویایی مانند کمبریج شایر انگلستان یا شمال شرقی ایتالیا نه تنها برسرمایه گذاریهای مستقیم خارجی ازطریق شرکتهای موجود تاکید می شود بلکه اهمیت قابل ملاحظه ای نیز به تشویق کسب وکارهای جدید داده می شود. این حرکتها فارغ ازسیاستهای مبتنی بر سوبسید که در چهار دهه پس از جنگ جهانی معمولا موردعلاقه دولتها بوده است ، صورت می گیرد.

اگرچه غالب حمایتهای عالی از طریق تزریق وجوه مالی و موسسات سرمایه گذاری است اما سرمایه گذاری بر روی شرکتهای تازه تاسیس عمدتا یک پدیده محلی است ،جایی که نوع جدیدی از کارآفرینان مالی بر روی ایده های جدید و نوآورانه با دیدسودآوری بلندمدت ، سرمایه گذاری می کنند.

با وجود این ، تفاوت بین اروپا و آمریکا آشکارا مشهود است . در اروپا بیشترسرمایه گذاری بر فروش به مدیران (MANAGEMENT BUY-OUTS ) و یا درجهت توسعه کارخانجات متوسط انجام می شود درحالی که در آمریکا سهم عمده سرمایه گذاریها درجهت رشد کسب وکارهای جدید متمرکز است .

دسترسی به سرمایه می تواند تاحد زیادی مربوط به خصوصیات اقتصادی -اجتماعی منطقه ای باشد. در حدود 14 از موسسات موجود در سیلیکون ولی کالیفرنیا در20 سال اخیر توسط مهاجران اروپایی و بیشتر آسیایی ایجاد شده است ، که آن منطقه رامحلی مناسب برای سرمایه گذاری خارجی یافته بودند. اعتماد نیز عامل مهمی در نشرکارآفرینی است . چرخش اعتبار درمیان انجمنهای مهاجران موفق بسیار مرسوم است (برای مثال چینی ها). در حقیقت این سازمانها چیزی بیشتر از یک اعتبار ساده را فراهم می کنند. آنها ازطریق روابط دوستانه و کارگروهی و ایجاد سازمانهای غیرانتفاعی داوطلبانه ، طیف وسیعی از نیازمندیهای موسسات تازه تاسیس را پوشش و اتحاد قومی را به عنوان یک سکوی پرشی برای شکل جدیدی از همبستگی تشویق می کنند.

کارآفرینی به عنوان یک مفهوم ، به دلیل داشتن محتوای اجتماعی و تاثیر تجمعی که بر تلاشهای فردی دارد، عامل تغییر است . به طور متوسط اغلب موسسات جدید در اروپاو آمریکا به جای افراد توسط تیم های کاری تاسیس شده و فعالیتهای مبتنی بر کارگروهی احتمالا یکی از معمول ترین اشکال روند جدید کارآفرینی است تا جایی که دربین گروههای جوانان ، زنان و گروههای اقلیت نیز مشاهده می شود.

کارآفرینی ازطریق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل یادگیری است . اما ترویج آن آسان نیست .اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل قابلیت استفاده از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای ، خصوصیات نامحسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستورالعمل کرد. درعین حال ، به طور روزافزونی ، موسسات آینده و همچنین مشاغل آینده براساس شبکه های به هم پیوسته و منعطف ازطریق مکانیسم های وفاداری و اعتماد - سرمایه اجتماعی - که از ویژگیهای کارآفرینی است ، شکل خواهندگرفت و مشاغل جدید برای نسل جوان بیشترو بیشتر از توانایی موسسات ، مناطق و کشورها در نوآوری و استفاده از فرصتهای جدیددر یک اقتصاد جهانی نشات خواهدگرفت .

کارآفرینی ازطریق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل یادگیری است . اما ترویج آن آسان نیست .اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل قابلیت استفاده از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای ، خصوصیات نامحسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستورالعمل کرد. درعین حال ، به طور روزافزونی ، موسسات آینده و همچنین مشاغل آینده براساس شبکه های به هم پیوسته و منعطف ازطریق مکانیسم های وفاداری و اعتماد - سرمایه اجتماعی - که از ویژگیهای کارآفرینی است ، شکل خواهندگرفت و مشاغل جدید برای نسل جوان بیشترو بیشتر از توانایی موسسات ، مناطق و کشورها در نوآوری و استفاده از فرصتهای جدیددر یک اقتصاد جهانی نشات خواهدگرفت .

مترجم : سوسن جدی

منبع : THE OECD OBSERVER

مرجع: پایگاه اطلاع رسانی مهندسی ساخت وتولید ایران



نوشته شده توسط حسن زارعی کردوان

برگرفته از: portal.razdanesh.com

کارآفرینی و ایجاداشتغال

 

Saturday, 01 May 2010

کارآفرینان از عوامل ضروری تغییر در یک اقتصاد مبتنی بر بازارند، آنها امکان استفاده موثر و فزاینده از منابع را فراهم می آورند و دادوستد بین بخشهای مختلف با امکانات واولویتهای متفاوت را تسهیل می سازند. همچنین رفتار کارآفرینانه ، عامل شتاب دهنده تولید، انتشار و کاربرد ایده های نوآورانه است و در جوامع دستخوش تغییرات سریع اقتصادی نیز، کارآفرینی تاثیرات زیانبار اجتماعی را ازطریق ایجاد فرصتهای شغلی تعدیل می بخشد. به طورکلی کارکرد کارآفرینانه هم به روی نرخ رشد بنگاههای جدید تاثیر دارد وهم شانس بقا و رشد بنگاههای موجود را افزایش می دهد. اما به دلایل بسیاری ، ایجاد یک ارتباط آماری بین کارآفرینی و میزان استخدام آسان نیست . کارآفرینی را نمی توان مستقیما اندازه گرفت زیرا غالبا پنهان است و حضور آن دررفتاری است که نمایانگر کارآفرینی است حتی اینکه کارآفرینی چگونه بروز می کند، خودموضوعی است که همواره درحال تغییر است . حتی اگر در مواردی مستقیما قابل اندازه گیری باشد بازهم برای ایجاد چنین ارتباطی ، مشکلات وجود خواهد داشت . برای مثال ، تحلیلگران با مشکل تفکیک تاثیر کارآفرینی از سایر متغیرها مانند سیاستهای بازارکار و غیره مواجه خواهندبود.

به علاوه ، رابطه علت و معلولی بین کارآفرینی و استخدام یک رابطه یک طرفه نیست . برای مثال هنگام بیکاری و کاهش نرخ حقوق و دستمزد، هزینه فرصت کارآفرینی پایین است . درهر صورت واضح است که کارآفرینی شرط واجب پیشرفت اقتصادی دریک اقتصاد مبتنی بر بازار است و مشکلات مربوط به اندازه گیری آن نباید تلاش در جهت ترویج آن را، به عنوان بخشی از راه حل معضل بیکاری ، کاهش دهد.

از آنجایی که بیکاری و فقر به طور فزاینده ای غالبا در مناطق شهری پرآشوب و ناآرام متمرکز و رویکرد دولتها برای تهییج و تشویق کارآفرینی به سوی سیاستهای جغرافیایی جهت گیری می شود، خوداشتغالی و تاسیس بنگاه می تواند یک اقتصاد محلی را که متاثراز رکود اقتصادی است ، دگرگون سازد.

در برخی از کشورها مانند کانادا، سهم عمده ای از رشد مشاغل جدید در 5 سال اول دهه 1990 ناشی از خوداشتغالی وتاسیس شرکتهای کوچک بوده است . در ایالات متحده ، برای مثال بنگاههای اقتصادی کوچک ، آنهایی که دارای 2 تا 4 نفر پرسنل بوده اند،در سال 1995 450000 شغل جدید ایجاد کرده اند. بنابراین عجیب نیست که دولتهامشتاق کمک به چنین بنگاههایی بوده اند و موسساتی هم در این رابطه در اواخر این دهه ظهور کرده اند.

برنامه توسعه اشتغال واقتصاد محلی (LEED ) در سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه (OECD ) به مدت 10 سال فعالیت این موسسات را ارزیابی کرده است و شواهدحاکی از آن است که اتخاذ چنین سیاستهای استخدامی کارساز بوده است . با وجود این ،هنوز سهم این سیاستها در کل اشتغال اندک است به خصوص در کشورهایی ازقبیل دانمارک و نروژ که فعالیت هنری و صنایع دستی تقریبا از بین رفته است .

از این گذشته ، امروزه فشار بر خزانه عمومی به قدری است که مداخله دولت فقط درمواردی ازقبیل زیانهای مرده (DEAD WEIGHT )، انحراف (DISTORTION ) وجابجایی (DISPLACEMENT ) مجاز است . زیانهای مرده می تواند مربوط به زمانی باشدکه مالیات دهندگان مجبورند از یک کارآفرین بالقوه که می خواهد کار جدیدی را آغاز کند،حمایت مالی به عمل آورند. تقویت کسب وکارهای جدید هم اگر به ایجاد یک مزیت رقابتی ناعادلانه برای برخی از بنگاهها منجر شود نیز ممکن است موجب انحراف دربازار گردد.

همچنین وجود موسسات جدید ممکن است به سادگی موجب ازبین رفتن و یاجابجایی مشاغل جدید با مشاغل قبلی شود. کاربرد این معیارها در سطوح محلی یامنطقه ای ساده تر است زیرا تاثیر و کارایی این برنامه می تواند به روشنی ارزیابی شود.OECD پیشگام اشکال جدیدی از برنامه های بازنگری و ارزیابی مشاغل جدید، هم دربعد ملی (برای مثال در استرالیا، ایرلند و جمهوری چک ) و هم در بعد منطقه ای (ویتوریادر اسپانیا و سستوسان جیوانی در ایتالیا) بوده است .

گامهای حمایتی

دولتها نقشهای متعددی را درحمایت از کارآفرینی ایفا می کنند. اولین قدم انجام ندادن برخی کارها به جای انجام دادن آنها است . ابزارهای کلاسیک دولتی - مالیات و مقررات - به روشنی بر روی فعالیتهای کارآفرینانه تاثیر می گذارد. هنگامی که میزان مالیات سنگین است و یا نیاز به ارائه گزارشهای پیچیده متعدد است ، کارآفرینان از سیستم مالیاتی فرارمی کنند و اقتصاد زیرزمینی یا بازار کار غیرقانونی توسعه می یابد.

زمینه دیگری که دولتها می توانند به توسعه کارآفرینی کمک کنند تدارکات دولتی (PUBLIC PROCUREMENT ) است . معمولا شرکتهای کوچک از تاخیر پرداختهای سازمانهای بزرگ دولتی رنج می برند. در برخی از کشورها همین تاخیر در پرداختهاموجب ازبین رفتن تعداد زیادی از این شرکتها می شود. این موسسات گاهی مجبورمی شوند در دوره ای که منتظر دریافت مطالبات خود از این سازمانها هستند از دیگران وام بگیرند که درنتیجه سود حاصله صرف بازپرداخت بهره به بانکها می شود.

آژانس های توسعه می توانند مشوقهای محلی را ازطریق ایجاد اشکال جدیدی ازمشارکت دولتی - خصوصی به کار گیرند. در ایرلند، برای مثال 35 مورد از این نوع مشارکت ، سهم برجسته ای را در ارتقا کارآفرینی و کاهش بیکاری داشته است . در این رابطه چنین موسساتی می توانند نوآوری و کارآفرینی را با استفاده از ساختارهای حمایتی ، دربین جمعی از موسسات کوچک محلی (به صورت خوشه ای یا شبکه ای )ترویج و آنها را در یافتن شرایط مناسب برای کسب وکار خود یاری کنند.

ایجاد انکوباتورها (پرورشگاههای ) کسب وکار هم روش دیگری برای توسعه کارآفرینی و ایجاد اشتغال است . این پرورشگاهها با دراختیار قرار دادن کارگاههایی برای موسسات تازه تاسیس ، تخصیص منابع و تجهیزات موردنیاز و عرضه آب و برق ازکارآفرینان حمایت می کنند. تحقیقات اخیر دال بر آن است که در مناطق محروم وجودفرهنگ وابستگی و یا ضدکارآفرینی از اهمیت خاصی نه فقط به دلیل تاثیرات اقتصادی غیرمستقیم بلکه به دلیل ارتباط سیاستهای اجتماعی با توسعه ، برخوردار است . تنوع فزاینده و حجم فعالیتهای اقتصادی که توسط این انکوباتورها صورت می گیرد، کمک موثری نیز در انسجام اجتماعی خواهدبود.

سیستم های تشویق کارآفرینی ، با سیاستهای سنتی ایجاد اشتغال که هدفشان ایجادشغل در فعالیتهای موجود به جای ایجاد فعالیتهای جدید و حمایت مستقیم از موسسات کوچک و متوسط (SMES ) است ، تفاوت دارد زیرا آنها فقط بر مراحل اولیه کسب وکارموسسات جدید تمرکز می کنند. آنها دریافته اند که نه همه موسسات کوچک و متوسطنوآورند و نه همه آنها مهیای رشد و حتی برای بسیاری از این موسسات ممکن است بهترباشد که کوچک باقی بمانند.

به علاوه از آنجایی که در انکوباتورها دید وسیع تری نسبت به وجود دارد آنها پیشنهاد می کنند که یک می تواند در بین بخش وسیعی از جمعیت به وجود بیاید. بنابراین دولتها می توانند به شکل موثری نه تنهاابزارهای عملی برای ترویج کارآفرینی را به کار گیرند بلکه می توانند فرهنگ کارآفرینانه رانیز ازطریق سیستم های آموزشی در جامعه به شکل یک کل ارتقا دهند. آنها می توانند باکاهش نرخ مرگ ومیر کسب وکارهای جدید و کوچک با هزینه کم ، بقای اینگونه شرکتها رادر عبور از مراحل اولیه به دیگر مراحل تضمین کنند.

ویژگیهای موفقیت

در مناطق پویایی مانند کمبریج شایر انگلستان یا شمال شرقی ایتالیا نه تنها برسرمایه گذاریهای مستقیم خارجی ازطریق شرکتهای موجود تاکید می شود بلکه اهمیت قابل ملاحظه ای نیز به تشویق کسب وکارهای جدید داده می شود. این حرکتها فارغ ازسیاستهای مبتنی بر سوبسید که در چهار دهه پس از جنگ جهانی معمولا موردعلاقه دولتها بوده است ، صورت می گیرد.

اگرچه غالب حمایتهای عالی از طریق تزریق وجوه مالی و موسسات سرمایه گذاری است اما سرمایه گذاری بر روی شرکتهای تازه تاسیس عمدتا یک پدیده محلی است ،جایی که نوع جدیدی از کارآفرینان مالی بر روی ایده های جدید و نوآورانه با دیدسودآوری بلندمدت ، سرمایه گذاری می کنند.

با وجود این ، تفاوت بین اروپا و آمریکا آشکارا مشهود است . در اروپا بیشترسرمایه گذاری بر فروش به مدیران (MANAGEMENT BUY-OUTS ) و یا درجهت توسعه کارخانجات متوسط انجام می شود درحالی که در آمریکا سهم عمده سرمایه گذاریها درجهت رشد کسب وکارهای جدید متمرکز است .

دسترسی به سرمایه می تواند تاحد زیادی مربوط به خصوصیات اقتصادی -اجتماعی منطقه ای باشد. در حدود 14 از موسسات موجود در سیلیکون ولی کالیفرنیا در20 سال اخیر توسط مهاجران اروپایی و بیشتر آسیایی ایجاد شده است ، که آن منطقه رامحلی مناسب برای سرمایه گذاری خارجی یافته بودند. اعتماد نیز عامل مهمی در نشرکارآفرینی است . چرخش اعتبار درمیان انجمنهای مهاجران موفق بسیار مرسوم است (برای مثال چینی ها). در حقیقت این سازمانها چیزی بیشتر از یک اعتبار ساده را فراهم می کنند. آنها ازطریق روابط دوستانه و کارگروهی و ایجاد سازمانهای غیرانتفاعی داوطلبانه ، طیف وسیعی از نیازمندیهای موسسات تازه تاسیس را پوشش و اتحاد قومی را به عنوان یک سکوی پرشی برای شکل جدیدی از همبستگی تشویق می کنند.

کارآفرینی به عنوان یک مفهوم ، به دلیل داشتن محتوای اجتماعی و تاثیر تجمعی که بر تلاشهای فردی دارد، عامل تغییر است . به طور متوسط اغلب موسسات جدید در اروپاو آمریکا به جای افراد توسط تیم های کاری تاسیس شده و فعالیتهای مبتنی بر کارگروهی احتمالا یکی از معمول ترین اشکال روند جدید کارآفرینی است تا جایی که دربین گروههای جوانان ، زنان و گروههای اقلیت نیز مشاهده می شود.

کارآفرینی ازطریق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل یادگیری است . اما ترویج آن آسان نیست .اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل قابلیت استفاده از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای ، خصوصیات نامحسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستورالعمل کرد. درعین حال ، به طور روزافزونی ، موسسات آینده و همچنین مشاغل آینده براساس شبکه های به هم پیوسته و منعطف ازطریق مکانیسم های وفاداری و اعتماد - سرمایه اجتماعی - که از ویژگیهای کارآفرینی است ، شکل خواهندگرفت و مشاغل جدید برای نسل جوان بیشترو بیشتر از توانایی موسسات ، مناطق و کشورها در نوآوری و استفاده از فرصتهای جدیددر یک اقتصاد جهانی نشات خواهدگرفت .

کارآفرینی ازطریق تجربه و انتقال آن ، قابل آموزش و قابل یادگیری است . اما ترویج آن آسان نیست .اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل قابلیت استفاده از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای ، خصوصیات نامحسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستورالعمل کرد. درعین حال ، به طور روزافزونی ، موسسات آینده و همچنین مشاغل آینده براساس شبکه های به هم پیوسته و منعطف ازطریق مکانیسم های وفاداری و اعتماد - سرمایه اجتماعی - که از ویژگیهای کارآفرینی است ، شکل خواهندگرفت و مشاغل جدید برای نسل جوان بیشترو بیشتر از توانایی موسسات ، مناطق و کشورها در نوآوری و استفاده از فرصتهای جدیددر یک اقتصاد جهانی نشات خواهدگرفت .

مترجم : سوسن جدی

منبع : THE OECD OBSERVER

مرجع: پایگاه اطلاع رسانی مهندسی ساخت وتولید ایران

 

نوشته شده توسط حسن زارعی کردوان

برگرفته از: portal.razdanesh.com

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:46  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

آسیب شناسی کارآفرینی در ایران؛ محققین کارآفرینی چاپ ارسال به دوست
Monday, 10 May 2010

ضرورت :
کارآفرینی در ایران، گفتمان جدیدی است. با این وجود طیف وسیعی از فعالیت ها را در سطوح مختلف و تحت عنوان توسعه کارآفرینی می توان مشاهده نمود . قاعده و رسم است که همه این فعالیتها پذیرفته و ارج نهاده می شود. اما می توان نشان داد که در شتاب و هیاهوی توسعه کارآفرینی برخی آسیب ها ناگزیر بوده اند که محتاج علاج و چاره اندیشی هستند. در این نوشته به آسیب شناسی جامعه محققین کارآفرینی در ایران پرداخته می شود. چرا که با پیگیری این موضوع ریشه برخی از آسیب های دیگر نیز قابل شناسایی خواهند بود .
نگارنده این امکان را داشته است که از اوان شکل گیری تحقیقات کارآفرینی از نزدیک شاهد فعل و انفعالات درون جامعه پژوهشی باشد . یقیناً مکتوب نمودن این تجارب در بهبود روند آتی تحقیقات کارآفرینی در ایران مؤثر خواهد بود. اما این خطر وجود دارد که تجارب فردی از زاویه محدودی بدست آمده باشد . لذا نگارنده از همه محققین کارآفرینی دعوت می کند با مستند سازی دیده ها و شنیده های خود به آسیب زدایی از توسعه تحقیقات کارآفرینی در ایران مساعدت کنند .

شکل گیری :
جامعه محققین کارآفرینی در ایران در فاصله سالهای 1375 تا 1380 شمسی شکل گرفته است. این موضوع در بین هر سه نسل محققین کارآفرینی در ایران قابل مشاهده است. مهمترین ویژگی این جامعه تحقیقاتی تربیت آنها در درون سیستم آموزش عالی کشور آن هم در خصوص موضوعی بوده است که از خصلتی کاملاً وارداتی برخوردار است . قبل از شکل گیری نسل اول محققین کارآفرینی در ایران ، تعداد انگشتان یک دست نبود و لذا در ابتدای شکل گیری نسل اول دانش بومی از کارآفرینی در حداقل میزان خود قرار داشت. این نسل می بایست دانشی را از ورای مرزهای ملی منتقل می کرد که در این فرایند البته فاقد حداقلی از امکانات پژوهشی بود. به طور مثال اساتید راهنمای پروژه های تحقیقاتی نسل اول، عمدتاً اساتیدی بودند که نه بر اساس علایق حرفه ای و تخصصی بلکه از سر اضطرار راهنمایی محققین نسل اول را پذیرفته بودند. به عنوان شاهدی بر این موضوع می توان نشان داد که اساتیدی راهنمای نسل اول در طی سال های بعدی کمترین علاقه پژوهشی را به مبحث کارآفرینی بروز دادند. نسل اول محققین کارآفرینی در ایران همچنین کلید پروژه های تحقیقاتی خود را در شرایطی زدند که تعداد نسخ کتاب های مربوط به کارآفرینی در کتابخانه های کشور کمتر از تعداد انگشتان دست بود. به علاوه امکانات شبکه اینترنت نیز در حدی نبود که نسل اول محققین کارآفرینی در ایران بتوانند از نتایج تحقیقاتی روزآمد خارجی هم بهره برداری کند و لذا در این کمبود منابع مطالعاتی و پژوهشی دست آورد، تحقیقاتی نسل اول پایان نامه هایی با کیفیت نازل و فاقد ریشه در ادبیات جهانی موضوع بود. نکته دیگر در بین محققین نسل اول گرایش سیاسی عموماً راست آنها بود. این گرایش در عمل باعث شده است که ظرایف کارآفرینی در جوامع در حال توسعه که مطلقاً در کشورهای غربی محلی از اعراب ندارند برای محققین نسل اول کارآفرینی در ایران نادیده انگاشته شوند. به طور مثال فساد اداری و رفتارهای رانت جویانه در کشورهای در حال توسعه عموماً به شکل گیری نوعی از کارآفرینی منجر می گردد که می توان بر آن نام کارآفرینی سیاه یا زیر پله ای گذاشت . علی رغم گذشت بیش از یک دهه از شکل گیری تحقیقات کارآفرینی در ایران دریغ از حتی یک پروژه تحقیقاتی که به بررسی چگونگی تأثیر فساد اداری بر انحراف فعالیت های کارآفرینانه اختصاص یافته باشد .
نسل اول محققین کارآفرینی در ایران علی رغم کیفیت نازل خود در طی سالهای بعدی دو کارکرد اصلی در روند تحقیقات کارآفرینی داشته است . اولاً این نسل به عنوان اساتید راهنمای پروژه ها و پایان نامه های نسل دوم عمل کرده و نیز تنها نسلی بوده است که مورد مراجعه سیاست گذاران و ذینفع های اجرایی قرار گرفته است و بنابراین گفتمان نسل اول هم در تئوری و هم در عمل استاندارد و هنجارها را رقم زده است. نکته غم انگیز در فعالیت های پژوهشی نسل اول انجام پی درپی پروژه های تحقیقاتی سفارشی سیاست گذاران بوده است که از کیفیت نازلتری نسبت به پروژه های تحقیقاتی همین گروه در ابتدای فعالیتشان داشته است .
نسل دوم در فضای متفاوتی نسبت به نسل اول شکل گرفته است. نسل دوم عموماً دانشجویانی در دانشگاههای دولتی و خصوصی بوده اند که تحت تأثیر جو و فضای موجود جذب تحقیقات کارآفرینی شده اند . بخت بلندی که محققین نسل اول در انگیزش سیاست گذاران به سوی مباحث کارآفرینی داشتند، برای نسل دوم نشانه ای از امکان بهره برداری عملی از یافته های پژوهشی و شکل دهی به یک مسیر شغلی موفق بود. نسل دوم از این امکان نیز برخوردار بود تا از شبکه توسعه یافته تر اینترنت به عنوان وسیله ای برای دستیابی به جدیدترین یافته های پژوهشی دنیای بیرونی استفاده کند که البته با مقاومت نسل اول و تمایل آنها به خود ارجاعی و نیز سستی و عدم دقت محققین نسل اول از دست رفت. نتیجه چنان وضعیتی پایان نامه های ضعیف تر نسل دوم در مقایسه با نسل اول بود! پایان نامه های نسل دوم اصولاً کپی ناقصی از پروژه های تحقیقاتی نسل اول از آب درآمد که حرف تازه ای برای سیاست گذاران نداشت و لذا اقبال زیادی هم از سوی سیاست گذاران برای محققین نسل دوم مشاهده نشد .
شکل گیری نسل سوم محققین کارآفرینی در ایران به تمام معنی تراژدی است. این نسل بدون انجام مستقیم حتی یک پروژه تحقیقاتی و صرفاً بواسطه سفارش تحقیقاتی با کیفیت نازل به محققین نسل اول، خود را محق دانسته است تا علاوه بر کار اجرائی حضوری هم بین جامعه محققین کارآفرینی داشته باشد. عامل اصلی این بدآموزی و بداخلاقی هم محققین نسل اول بوده اند که با کیفیت نازل تحقیقات سفارش داده شده علائمی مبنی بر سهولت ورود در حلقه محققین را به نسل سوم ارسال کرده اند. در واقع اگر حافظ و ضامن بقاء و رشد محققین نسل اول کپی کاری و فروش چند باره پایان نامه های تحقیقاتی نخ نمای اواسط دهه هفتاد است، چرا نسل سوم از این نمد کلاهی نداشته باشد؟
نسل سوم البته نسبت به نسل اول از مزیت های رقابتی بیشتری برخوردار بوده است. این نسل به مدت بیش از یک دهه در مناصب اجرائی بوده و با دست اندازهای بوروکراسی آشنا و نزدیک به منابع مالی نشسته بود. پس طبیعی بود که بر نسل اول از نظر شأن و مقام پیش گیرد . در طی سال های بعدی هر گونه گردهمایی برگزارشده در خصوص کارآفرینی مشابهت زیادی با بقیه مناسبت ها داشت: شرکت کنندگان و مخاطبین عموماً نسل سوم محققین کارآفرینی بودند که نقش سیاهی لشگر را ایفاء می کردند. مراسم معمولاً با سخنان بزرگوارانی از نسل سوم شروع می شد که به تکرار گفته های نسل اول اما با ادبیات ویژه خود می پرداختند و نهایتاً این افتخار را به سرفرازان نسل اول اعطا می کردند تا از ردیف های اول و دوم مدعوین برای ارائه بافته های فکری خود دعوت شوند. کار البته در جشنواره های کارآفرینی کامل تر شد به گونه ای که حب خود ارجاعی نسل اول به جایزه دهی به خود برای خدمات علمی انجام نداده منجر گردید و در این میان هیچ کس نپرسید که اگر علم کارآفرینی وارداتی است(که هست)، چرا مجموع ارجاعات همه نسل های محققین کارآفرینی در ایران به بافته های همگنانشان در خارج حتی به 10 درصد هم نمی رسد؟ نگاهی به ترکیب کمیته های علمی جشنواره های مختلفی که برای بزرگداشت کارآفرینان ترتیب داده می شوند گویای رابطه محققین نسل اول و سوم است .
آسیب شناسی :
روند گفته شده در شکل گیری جامعه محققین کارآفرینی در ایران تا حدود زیادی گویای آسیب هایی است که گریبان گیر این حوزه تحقیقاتی جدید بوده و می تواند بنیان آن را تهدید کند. نسل اول محققین کارآفرینی خودجوش شکل گرفته و چون نقد نشده است گرفتار حب خودارجاعی مفرطی است که نهایتاً به اعطای جایزه به خود برای کار علمی نکرده در جشنواره ها منجر شده است. این نسل هنجارها و استانداردهای رفتاری را در حوزه تحقیقات کارآفرینی رقم زده است که مبتنی بر کپی کاری و فروش چند باره نتایج و پژوهشهای با کیفیت نازل است و البته این نسل اشتباه دیگری را هم مرتکب شده و آن صاف کردن جاده ارتقای تحقیقاتی برای نسل سوم و جلوگیری از ارتقای نسل دوم است. انتظار نمی رود آسیب رسانی این نسل اول تا مدت یک دهه آتی کاهش یابد .
نسل سوم مروجی برای پوپولیسم در حوزه تحقیقات کارآفرینی است. هم بواسطه سفارشی که برای تحقیقات پیش پا افتاده کارآفرینی دارد و هم بواسطه اشتیاقی که برای حضور در همه عرصه های توسعه کارآفرینی و مخصوصاً تحقیقات دارد. چشم اندازهای آتی فعالیت های تحقیقاتی توسط این نسل تبین شده و تخصیص بودجه هم بدست آنهاست. پس نشستن ایشان در ردیف های اول مناسبت ها و ایراد سخنرانی ها و حضور در رأس کمیته های علمی جشنواره های کارآفرینی بی دلیل نیست. فقط مشکل اینجاست که هر آنچه می گویند و می کنند کپی ناشیانه و ناقصی از بافته ها و نه یافته های نسل اول است. این نسل دست در دست نسل اول بدآموزی و بداخلاقی تحقیقاتی را به نسل دوم آموزش می دهند .
نسل سوم اما نسلی قابل ترحم است. این نسل امکان بهره گیری از امکانات نسبتاً فراهم را داشته اما استفاده نکرده است. نسلی است که مجبور به نشستن تمام وقت در مناسبت ها بدون هرگونه امید به مشارکت فعال است و نسلی است که اگر تن به 16 ساعت آموزش مربیگری کارآفرینی دهد می تواند آموزش کارآفرینی را با کمترین دستمزد ادامه دهد. در کلامی خلاصه جامعه محققین کارآفرینی در ایران جامعه مولد علم نیست. این جامعه در بهترین حالت می توانست حامل علم به نسلهای بعدی باشد که از آن سرزده است. جامعه محققین کارآفرینی در ایران، جامعه محروم از حداقل استانداردهای پژوهشگران در سطح بین المللی است. این جامعه به دلیل آنکه هنجارها و استانداردهای رفتاری را در عرصه تحقیقات داخلی کارآفرینی تعیین می کند و به دلیل عدم برخورداری از حداقل کیفیت متناسب با استانداردهای بین المللی، می تواند تا مدت یک دهه آتی به بزرگترین مانع توسعه کارآفرینی در ایران تبدیل گردد. از اولویت های توسعه کارآفرینی در ایران ارتقای سطح اخلاقی و علمی جامعه نسل های سه گانه محققین کارآفرینی است .
راهکار :
اخلاق و هنجار پذیرفته شده در کسب هر علم جدید مراجعه به صاحب علم است، حتی اگر در چین و فراتر از آن ساکن باشد. ما به معنی کامل کلمه فاقد علم کارآفرینی هستیم و اگرچه واکنش خودانگیخته نسل اول محققین رأی کسب این علم قابل تحسین و تقدیر است اما هنوز هم نیاز است تا به صاحبان اصلی علم مراجعه شود. در واقع تجربه تاریخی ما هم نشان می دهد اعزام دانشجو برای کسب علوم جدید همواره به شکل گیری یک جامعه تحقیقاتی با استانداردهای اخلاقی و رفتاری با کیفیت منجر شده است . نطفه بسیاری از پیشرفتهای تحقیقاتی فعلی در عرصه های مختلف علمی را مدیون دانشجویان اعزامی به کشورهای مختلف در ابتدای قرن فعلی شمسی هستیم که در سالهای بعدی وزنه های وزینی نه تنها در داخل بلکه در خارج از کشور نیز محسوب شده اند. در حوزه تربیت محققین کارآفرینی نیز نیاز آشکاری داریم تا نسل چهارم را به دور از بدآموزیهای نسلهای قبلی و در بهترین دانشگاههای دنیا تربیت کنیم. بودجه این کار در واقع در مقایسه با هزینه تمام شده سیاست ها و برنامه های توسعه کارآفرینی که حداقلی از رنگ و بوی یافته های تحقیقاتی اصیل در آنها نتوان مشاهده نمود، بسیار کمتر خواهد بود . این نسل چهارم که با اندک سرمایه ای می تواند تربیت شود مزیتی برای توسعه کارآفرینی در ایران در طی دهه های آتی خواهد بود. خود را از این مزیت محروم نسازیم. تأمین سرمایه اندک تربیت این نسل شرط کافی است، اما شرط لازم آنست که نه در انتخاب و نه در اعزام آنها نسل اول، دوم و سوم را ضمن قدردانی از تلاشهای قبلیشان، مشارکت ندهیم .

آسیب شناسی کارآفرینی در ایران؛ محققین کارآفرینی

 

Monday, 10 May 2010

ضرورت :
کارآفرینی در ایران، گفتمان جدیدی است. با این وجود طیف وسیعی از فعالیت ها را در سطوح مختلف و تحت عنوان توسعه کارآفرینی می توان مشاهده نمود . قاعده و رسم است که همه این فعالیتها پذیرفته و ارج نهاده می شود. اما می توان نشان داد که در شتاب و هیاهوی توسعه کارآفرینی برخی آسیب ها ناگزیر بوده اند که محتاج علاج و چاره اندیشی هستند. در این نوشته به آسیب شناسی جامعه محققین کارآفرینی در ایران پرداخته می شود. چرا که با پیگیری این موضوع ریشه برخی از آسیب های دیگر نیز قابل شناسایی خواهند بود .
نگارنده این امکان را داشته است که از اوان شکل گیری تحقیقات کارآفرینی از نزدیک شاهد فعل و انفعالات درون جامعه پژوهشی باشد . یقیناً مکتوب نمودن این تجارب در بهبود روند آتی تحقیقات کارآفرینی در ایران مؤثر خواهد بود. اما این خطر وجود دارد که تجارب فردی از زاویه محدودی بدست آمده باشد . لذا نگارنده از همه محققین کارآفرینی دعوت می کند با مستند سازی دیده ها و شنیده های خود به آسیب زدایی از توسعه تحقیقات کارآفرینی در ایران مساعدت کنند .

شکل گیری :
جامعه محققین کارآفرینی در ایران در فاصله سالهای 1375 تا 1380 شمسی شکل گرفته است. این موضوع در بین هر سه نسل محققین کارآفرینی در ایران قابل مشاهده است. مهمترین ویژگی این جامعه تحقیقاتی تربیت آنها در درون سیستم آموزش عالی کشور آن هم در خصوص موضوعی بوده است که از خصلتی کاملاً وارداتی برخوردار است . قبل از شکل گیری نسل اول محققین کارآفرینی در ایران ، تعداد انگشتان یک دست نبود و لذا در ابتدای شکل گیری نسل اول دانش بومی از کارآفرینی در حداقل میزان خود قرار داشت. این نسل می بایست دانشی را از ورای مرزهای ملی منتقل می کرد که در این فرایند البته فاقد حداقلی از امکانات پژوهشی بود. به طور مثال اساتید راهنمای پروژه های تحقیقاتی نسل اول، عمدتاً اساتیدی بودند که نه بر اساس علایق حرفه ای و تخصصی بلکه از سر اضطرار راهنمایی محققین نسل اول را پذیرفته بودند. به عنوان شاهدی بر این موضوع می توان نشان داد که اساتیدی راهنمای نسل اول در طی سال های بعدی کمترین علاقه پژوهشی را به مبحث کارآفرینی بروز دادند. نسل اول محققین کارآفرینی در ایران همچنین کلید پروژه های تحقیقاتی خود را در شرایطی زدند که تعداد نسخ کتاب های مربوط به کارآفرینی در کتابخانه های کشور کمتر از تعداد انگشتان دست بود. به علاوه امکانات شبکه اینترنت نیز در حدی نبود که نسل اول محققین کارآفرینی در ایران بتوانند از نتایج تحقیقاتی روزآمد خارجی هم بهره برداری کند و لذا در این کمبود منابع مطالعاتی و پژوهشی دست آورد، تحقیقاتی نسل اول پایان نامه هایی با کیفیت نازل و فاقد ریشه در ادبیات جهانی موضوع بود. نکته دیگر در بین محققین نسل اول گرایش سیاسی عموماً راست آنها بود. این گرایش در عمل باعث شده است که ظرایف کارآفرینی در جوامع در حال توسعه که مطلقاً در کشورهای غربی محلی از اعراب ندارند برای محققین نسل اول کارآفرینی در ایران نادیده انگاشته شوند. به طور مثال فساد اداری و رفتارهای رانت جویانه در کشورهای در حال توسعه عموماً به شکل گیری نوعی از کارآفرینی منجر می گردد که می توان بر آن نام کارآفرینی سیاه یا زیر پله ای گذاشت . علی رغم گذشت بیش از یک دهه از شکل گیری تحقیقات کارآفرینی در ایران دریغ از حتی یک پروژه تحقیقاتی که به بررسی چگونگی تأثیر فساد اداری بر انحراف فعالیت های کارآفرینانه اختصاص یافته باشد .
نسل اول محققین کارآفرینی در ایران علی رغم کیفیت نازل خود در طی سالهای بعدی دو کارکرد اصلی در روند تحقیقات کارآفرینی داشته است . اولاً این نسل به عنوان اساتید راهنمای پروژه ها و پایان نامه های نسل دوم عمل کرده و نیز تنها نسلی بوده است که مورد مراجعه سیاست گذاران و ذینفع های اجرایی قرار گرفته است و بنابراین گفتمان نسل اول هم در تئوری و هم در عمل استاندارد و هنجارها را رقم زده است. نکته غم انگیز در فعالیت های پژوهشی نسل اول انجام پی درپی پروژه های تحقیقاتی سفارشی سیاست گذاران بوده است که از کیفیت نازلتری نسبت به پروژه های تحقیقاتی همین گروه در ابتدای فعالیتشان داشته است .
نسل دوم در فضای متفاوتی نسبت به نسل اول شکل گرفته است. نسل دوم عموماً دانشجویانی در دانشگاههای دولتی و خصوصی بوده اند که تحت تأثیر جو و فضای موجود جذب تحقیقات کارآفرینی شده اند . بخت بلندی که محققین نسل اول در انگیزش سیاست گذاران به سوی مباحث کارآفرینی داشتند، برای نسل دوم نشانه ای از امکان بهره برداری عملی از یافته های پژوهشی و شکل دهی به یک مسیر شغلی موفق بود. نسل دوم از این امکان نیز برخوردار بود تا از شبکه توسعه یافته تر اینترنت به عنوان وسیله ای برای دستیابی به جدیدترین یافته های پژوهشی دنیای بیرونی استفاده کند که البته با مقاومت نسل اول و تمایل آنها به خود ارجاعی و نیز سستی و عدم دقت محققین نسل اول از دست رفت. نتیجه چنان وضعیتی پایان نامه های ضعیف تر نسل دوم در مقایسه با نسل اول بود! پایان نامه های نسل دوم اصولاً کپی ناقصی از پروژه های تحقیقاتی نسل اول از آب درآمد که حرف تازه ای برای سیاست گذاران نداشت و لذا اقبال زیادی هم از سوی سیاست گذاران برای محققین نسل دوم مشاهده نشد .
شکل گیری نسل سوم محققین کارآفرینی در ایران به تمام معنی تراژدی است. این نسل بدون انجام مستقیم حتی یک پروژه تحقیقاتی و صرفاً بواسطه سفارش تحقیقاتی با کیفیت نازل به محققین نسل اول، خود را محق دانسته است تا علاوه بر کار اجرائی حضوری هم بین جامعه محققین کارآفرینی داشته باشد. عامل اصلی این بدآموزی و بداخلاقی هم محققین نسل اول بوده اند که با کیفیت نازل تحقیقات سفارش داده شده علائمی مبنی بر سهولت ورود در حلقه محققین را به نسل سوم ارسال کرده اند. در واقع اگر حافظ و ضامن بقاء و رشد محققین نسل اول کپی کاری و فروش چند باره پایان نامه های تحقیقاتی نخ نمای اواسط دهه هفتاد است، چرا نسل سوم از این نمد کلاهی نداشته باشد؟
نسل سوم البته نسبت به نسل اول از مزیت های رقابتی بیشتری برخوردار بوده است. این نسل به مدت بیش از یک دهه در مناصب اجرائی بوده و با دست اندازهای بوروکراسی آشنا و نزدیک به منابع مالی نشسته بود. پس طبیعی بود که بر نسل اول از نظر شأن و مقام پیش گیرد . در طی سال های بعدی هر گونه گردهمایی برگزارشده در خصوص کارآفرینی مشابهت زیادی با بقیه مناسبت ها داشت: شرکت کنندگان و مخاطبین عموماً نسل سوم محققین کارآفرینی بودند که نقش سیاهی لشگر را ایفاء می کردند. مراسم معمولاً با سخنان بزرگوارانی از نسل سوم شروع می شد که به تکرار گفته های نسل اول اما با ادبیات ویژه خود می پرداختند و نهایتاً این افتخار را به سرفرازان نسل اول اعطا می کردند تا از ردیف های اول و دوم مدعوین برای ارائه بافته های فکری خود دعوت شوند. کار البته در جشنواره های کارآفرینی کامل تر شد به گونه ای که حب خود ارجاعی نسل اول به جایزه دهی به خود برای خدمات علمی انجام نداده منجر گردید و در این میان هیچ کس نپرسید که اگر علم کارآفرینی وارداتی است(که هست)، چرا مجموع ارجاعات همه نسل های محققین کارآفرینی در ایران به بافته های همگنانشان در خارج حتی به 10 درصد هم نمی رسد؟ نگاهی به ترکیب کمیته های علمی جشنواره های مختلفی که برای بزرگداشت کارآفرینان ترتیب داده می شوند گویای رابطه محققین نسل اول و سوم است .
آسیب شناسی :
روند گفته شده در شکل گیری جامعه محققین کارآفرینی در ایران تا حدود زیادی گویای آسیب هایی است که گریبان گیر این حوزه تحقیقاتی جدید بوده و می تواند بنیان آن را تهدید کند. نسل اول محققین کارآفرینی خودجوش شکل گرفته و چون نقد نشده است گرفتار حب خودارجاعی مفرطی است که نهایتاً به اعطای جایزه به خود برای کار علمی نکرده در جشنواره ها منجر شده است. این نسل هنجارها و استانداردهای رفتاری را در حوزه تحقیقات کارآفرینی رقم زده است که مبتنی بر کپی کاری و فروش چند باره نتایج و پژوهشهای با کیفیت نازل است و البته این نسل اشتباه دیگری را هم مرتکب شده و آن صاف کردن جاده ارتقای تحقیقاتی برای نسل سوم و جلوگیری از ارتقای نسل دوم است. انتظار نمی رود آسیب رسانی این نسل اول تا مدت یک دهه آتی کاهش یابد .
نسل سوم مروجی برای پوپولیسم در حوزه تحقیقات کارآفرینی است. هم بواسطه سفارشی که برای تحقیقات پیش پا افتاده کارآفرینی دارد و هم بواسطه اشتیاقی که برای حضور در همه عرصه های توسعه کارآفرینی و مخصوصاً تحقیقات دارد. چشم اندازهای آتی فعالیت های تحقیقاتی توسط این نسل تبین شده و تخصیص بودجه هم بدست آنهاست. پس نشستن ایشان در ردیف های اول مناسبت ها و ایراد سخنرانی ها و حضور در رأس کمیته های علمی جشنواره های کارآفرینی بی دلیل نیست. فقط مشکل اینجاست که هر آنچه می گویند و می کنند کپی ناشیانه و ناقصی از بافته ها و نه یافته های نسل اول است. این نسل دست در دست نسل اول بدآموزی و بداخلاقی تحقیقاتی را به نسل دوم آموزش می دهند .
نسل سوم اما نسلی قابل ترحم است. این نسل امکان بهره گیری از امکانات نسبتاً فراهم را داشته اما استفاده نکرده است. نسلی است که مجبور به نشستن تمام وقت در مناسبت ها بدون هرگونه امید به مشارکت فعال است و نسلی است که اگر تن به 16 ساعت آموزش مربیگری کارآفرینی دهد می تواند آموزش کارآفرینی را با کمترین دستمزد ادامه دهد. در کلامی خلاصه جامعه محققین کارآفرینی در ایران جامعه مولد علم نیست. این جامعه در بهترین حالت می توانست حامل علم به نسلهای بعدی باشد که از آن سرزده است. جامعه محققین کارآفرینی در ایران، جامعه محروم از حداقل استانداردهای پژوهشگران در سطح بین المللی است. این جامعه به دلیل آنکه هنجارها و استانداردهای رفتاری را در عرصه تحقیقات داخلی کارآفرینی تعیین می کند و به دلیل عدم برخورداری از حداقل کیفیت متناسب با استانداردهای بین المللی، می تواند تا مدت یک دهه آتی به بزرگترین مانع توسعه کارآفرینی در ایران تبدیل گردد. از اولویت های توسعه کارآفرینی در ایران ارتقای سطح اخلاقی و علمی جامعه نسل های سه گانه محققین کارآفرینی است .
راهکار :
اخلاق و هنجار پذیرفته شده در کسب هر علم جدید مراجعه به صاحب علم است، حتی اگر در چین و فراتر از آن ساکن باشد. ما به معنی کامل کلمه فاقد علم کارآفرینی هستیم و اگرچه واکنش خودانگیخته نسل اول محققین رأی کسب این علم قابل تحسین و تقدیر است اما هنوز هم نیاز است تا به صاحبان اصلی علم مراجعه شود. در واقع تجربه تاریخی ما هم نشان می دهد اعزام دانشجو برای کسب علوم جدید همواره به شکل گیری یک جامعه تحقیقاتی با استانداردهای اخلاقی و رفتاری با کیفیت منجر شده است . نطفه بسیاری از پیشرفتهای تحقیقاتی فعلی در عرصه های مختلف علمی را مدیون دانشجویان اعزامی به کشورهای مختلف در ابتدای قرن فعلی شمسی هستیم که در سالهای بعدی وزنه های وزینی نه تنها در داخل بلکه در خارج از کشور نیز محسوب شده اند. در حوزه تربیت محققین کارآفرینی نیز نیاز آشکاری داریم تا نسل چهارم را به دور از بدآموزیهای نسلهای قبلی و در بهترین دانشگاههای دنیا تربیت کنیم. بودجه این کار در واقع در مقایسه با هزینه تمام شده سیاست ها و برنامه های توسعه کارآفرینی که حداقلی از رنگ و بوی یافته های تحقیقاتی اصیل در آنها نتوان مشاهده نمود، بسیار کمتر خواهد بود . این نسل چهارم که با اندک سرمایه ای می تواند تربیت شود مزیتی برای توسعه کارآفرینی در ایران در طی دهه های آتی خواهد بود. خود را از این مزیت محروم نسازیم. تأمین سرمایه اندک تربیت این نسل شرط کافی است، اما شرط لازم آنست که نه در انتخاب و نه در اعزام آنها نسل اول، دوم و سوم را ضمن قدردانی از تلاشهای قبلیشان، مشارکت ندهیم .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:45  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

مفاهیم و کلیات کارآفرینی چاپ ارسال به دوست
Friday, 21 May 2010

1- مقدمه
نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشنی از آن است. کارآفرینی مانند سایر واژه‌های مطرح در علوم انسانی هنگامی قابل تحلیل و تبیین است که بتوان تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه کرد. در مورد کارآفرینی تعریف واحدی وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوتی از دیدگاه‌های گوناگون برای آن بیان گردیده است. اکنون در عرصه جهانی افراد خلاق، نو‌‌آور و مبتکر به عنوان کار‌آفرینان منشاء تحولات بزرگی در زمینه‌های تولیدی و خدماتی شده‌اند که از ‌آنها به عنوان قهرمانان ملی یاد می‌شود. طی سال‌های 1960 – 1980 در هندوستان، تنها 500 مؤ‌سسه کارآفرینی شروع به کار کرده‌اند، و حتی شرکت‌های بزرگ جهانی برای حل مشکلات خود به کارآفرینان روی آورده‌اند. در واقع چرخ‌های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت در می‌آیند. در ایالات متحده هر سال بیش از یک میلیون فعالیت تجاری جدید شروع به کار می‌کند. این در حالی است که در ایران حتی یک مؤ‌سسه کارآفرینی در دهه‌های اخیر نداشته‌ایم. از سوی دیگر تغییر فراگیر روش‌ها و نگرش‌ها طی دو دهه اخیر، توجه بسیاری را به آموزش و پرورش و نیز جذب و به کارگیری مدیران کارآفرین سوق داده ‌است. بنابراین از ابتدای دهه 60 توجه بیشتری به کارآفرینان مبذول شد. توجه به کارآفرینی و ایجاد و توسعه آن علیرغم وجود بعضی انگیزه‌های مشخص گام مثبتی در جهت ایجاد فضای مناسب جهت توسعه، افزایش منابع ملی، کاهش نرخ بیکاری، تعادل ساختاری و توسعه در شهرها و روستاها خواهد بود.

2- کارآفرین
واژه کارآفرین از کلمهEntrepreneur (به معنای متعهد شدن) مشتق شده که در اصل از زبان فرانسه به دیگر زبان‌ها راه یافته ‌است. انگلیسی‌ها سه اصطلاح با نام‌های ماجراجو، متعهد و کارفرما را در مورد کارآفرین به کار می‌بردند. از نظر آنها، کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره‌های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.
در واقع کارآفرین کسی است که نوآوری خاص داشته باشد. این نوآوری می‌تواند در ارائه یک محصول جدید، ارائه یک خدمت جدید، در طراحی یک فرآیند نوین و یا نوآوری در رضایت مشتری و... باشد.
کارآفرینان در واقع به تغییر به عنوان مقوله تعیین کننده می‌نگرند، آنها ارزش‌ها را تغییر می‌دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می‌کنند. آنان برای تحقق این ایده، قدرت ریسک‌پذیری خود را به کار می‌گیرند. به درستی تصمیم‌گیری می‌کنند و از این رو هر کس به درستی اتخاذ تصمیم نماید به نوعی کارآفرین تلقی می‌شود.
از نظر «شومیتر» کارآفرین نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی است. وی مشخصه کارآفرین را نوآوری می‌داند. همچنین «جفری تیمونز» معتقد است که کارآفرین فردی است که باعث خلق بینشی ارزشمند از هیچ می‌شود.
3- کارآفرینی
فرآیندی که بتواند با استفاده از خلاقیت، چیز نویی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسک و به کارگیری همراهان بوجود آورد کارآفرینی گویند. کارآفرینی فقط فردی نیست. سازمانی هم می‌تواند باشد حتی شرکت‌های بزرگ اعم از دولتی و خصوصی هم می‌توانند به کارآفرینی دست زنند. امروزه حتی صحبت از دولت کارآفرین به میان آمده است.
به عقیده «ارتورکول» کارآفرینی عبارت است از فعالیت هدفمند که شامل یک سری تصمیمات منسجم فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، توسعه یا حفظ واحد اقتصادی است. «روبرت نشتات» کارآفرینی را قبول مخاطره، تعقیب فرصت‌ها، ارضای نیازها از طریق نوآوری و تأسیس یک کسب ‌و ‌کار می‌داند. از نظر «پیتر دراکر» کارآفرینی یک رفتار می‌باشد و در واقع بکاربردن مفاهیم و تکنیک‌های مدیریتی، استانداردسازی محصول، بنا نهادن کار بر پایه آموزش می‌باشد.
4- عوامل کلیدی کارآفرینی
شش عامل کلیدی در مورد کارآفرینی وجود دارد که عبارتند از:
• شناخت هدف
• داشتن افق
• بکارگیری خلاقیت‌های ذهنی
• جامعه‌گرا و جامعه‌پذیر بودن
• شهامت، ابتکار، امیدوار و ریسک‌پذیر بودن
• واقع‌بینانه برخورد کردن با تفاوت بین خلاقیت‌ها و فرصت‌ها
5- ویژگی‌های کارآفرینان 
تا به حال ویژگی زیادی در خصوص کارآفرینان بیان شده است. همه کارآفرینان در صفات فردی یکسان نیستند اما ویژگی‌های عمومی در آنها وجود دارد که عبارتند از:
• خلاقیت و نوآوری
• هدف‌گرایی
• ریسک‌پذیری
• فرصت‌گرایی و فرصت‌شناسی
• آینده‌نگری و دوراندیشی
• انعطاف‌پذیری
• اهل کار و عمل
• اعتماد به نفس و خودباوری
• واقع‌بینی
6- مزایا و منافع کارآفرینی
• کارآفرینی عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذاری است.
• کارآفرینی عامل تحریک و تشویق حس رقابت است.
• کارآفرینی عامل تغییر و نوآوری است.
• کارآفرینی باعث ایجاد اشتغال می‌شود.
• کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد.
• کارآفرینی موجب توزیع مناسب درآمد می‌شود.
بنابر منافع مذکور، امروزه در تمام سرمایه‌گذاری‌های دنیا سعی بر این است که مغزهای متفکر صنعتی را شناسایی و جذب کنند به دلیل اینکه دنیای امروز، جهان علم و تکنولوژی است و ارزش اصلی تولید در مغز انسان‌ها نهفته است.
7- نقش کارآفرینی در اشتغال
زمانی که کارآفرینان یک شغل جدید را شروع می‌کنند بالطبع حداقل به یک یا چند نیروی استخدامی نیاز دارند تا کارهای خود را سامان بخشند. کارآفرینان به علت قابلیت اشتغال‌زایی که دارند، به کاهش نرخ بیکاری که از اهداف کلان اقتصادی، اجتماعی، دولت‌ها است کمک می‌کنند. بنابراین، کارآفرینی می‌تواند زمینه‌ساز اشتغال نیروی کار باشد و نو‌آوری که در یک فعالیت اقتصادی توسط خود فرد ایجاد می‌شود منجر به ایجاد اشتغال در جامعه می‌شود. بر اساس آخرین نظرسنجی که تحت عنوان فرهنگ کار و نگاه ایرانیان در آن انجام شده است فقط 42 درصد از جمعیت ایران خواهان شغل‌های ثابت اداری و یا در چارچوب شغل‌های وظیفه‌گرایی هستند. این در حالی است که در سال2000 بیش از62 درصد از جمعیت دنیا اظهار داشتند که می‌خواهند دارای شغل مستقل (فعالیت خوداشتغالی) باشند، 34 درصد از کل جمعیت بالا آماده پذیرش ریسک به منظور دستیابی به رضایت شغلی متکی بر فعالیت‌های فردی تأکید داشتند. امروزه روحیه کارآفرینی به شدت در میان جمعیت جوان ایران در حال گسترش است. از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی کشور در حال حاضر، توجه به کارآفرینی بیش از پیش حائز اهمیت شده است. با عنایت به اعمال سیاست‌ کاهش تصدی‌گری دولت و همچنین محدودیت‌های سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی، سوق‌دهی جوانان و زنان جویای کار به سمت مشاغل کارآفرینی و خود‌اشتغالی ضرورت می‌یابد. مملکتی که یکی از آغاز کنندگان تمدن بشری بوده احتیاج به جوانانی دارد که کانون‌های تولید و اشتغال را در جامعه تشکیل دهند.
8- آموزش کارآفرینی
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مهمترین عامل مؤثر در حرکت کارآفرینی از قوه به فعل، بروز روحیه کارآفرینی در افراد از طریق آموزش می‌باشد. سازمان بین‌المللی کار (ILO ) به منظور ارتقاء کارآفرینی مدیران صنایع کوچک، برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای با عنوان SIYB در کشورهای مختلف بوجود آورده است. این برنامه‌ها که عملکرد مؤسسات کوچک اقتصادی را بهبود می‌بخشد برحسب توانایی مدیران صنایع کوچک و نوع فعالیت طراحی شده‌اند. قابل توجه است که با طی دوره SIYB ، 90 درصد شرکت‌کنندگان با اصول اولیه کسب و کار آشنا شده‌اند و 50 درصد از کارآفرینان مهارت‌های خاص مدیریتی را فرا گرفته‌اند. در حال حاضر ILO در 70 کشور دنیا برنامه SIYB را که هدف آن رشد کارآفرینی در صنایع کوچک است به اجرا آورده است.
9- کارآفرینی در ایران
طی یک دهه از اجرای برنامه SIYB توسط ILO در کشورهای مختلف جهان، بیش از صد هزار کارآفرین تحت آموزش قرار گرفته‌اند. با استفاده از الگوی SIYB و تجارب ارزنده‌ای که از اجرای آن بدست آمده و با توجه به شرایط اقتصاد ایران، چارچوبی برای تشکیل دوره‌های آموزشی کارآفرینی در ایران در قالب طرح «ستاد آموزش کارآْفرینی ایران» (SAKA ) طراحی و ارائه شده است. همچنین مؤسسه کار و تأمین اجتماعی با استفاده از منابع بین‌المللی کار (ILO )، طرح آموزش کارآفرینی را در سال 1367 ارائه نمود و همزمان با تدوین نظام جدید آموزشی، در سال 1368 «کارآفرینی» را به عنوان یکی از دروس رشته کار و دانش پیشنهاد کرد. در طرح آموزش کارآفرینی تأکید شده است که «آموزش برای ایجاد اشتغال با مزد» دیگر تنها راه حل مقابله با مشکل فزاینده بیکاری نبوده و قلمرو آموزش از فرهنگ «برای دیگران کار کردن» فراتر رفته است.
وزارت کار و امور اجتماعی نیز در راستای وظایف و اهداف خود، به کارآفرینی به عنوان یک راهکار مؤثر در ایجاد اشتغال نگریسته و در این زمینه اقداماتی به عمل آورده است. از جمله اهم این اقدامات می‌توان به برگزاری جشنواره اشتغال و کارآفرینی در مهر ماه سال 1383 اشاره کرد. این جشنواره که در تاریخ 14 و 15 مهر ماه سال 1383 در مجموعه فرهنگی ورزشی وزارت متبوع با همکاری سازمان همیاری اشتغال فارغ‌التحصیلان برگزار شد، اهداف زیر را دنبال می‌کرد:
• شناسایی و معرفی طرح‌ها و تلاش‌گران برگزیده در حوزه اشتغال و کارآفرینی
• ترویج و اشاعه فرهنگ کارآفرینی به منظور ایجاد اشتغال بیشتر
• فراهم ساختن زمینه مناسب برای رقابت سازنده در این عرصه.
این جشنواره دارای برنامه‌های آموزشی و ترویجی نیز بود از جمله سه کارگاه آموزشی در زمینه‌های:
• روش جذب و تأمین سرمایه برای راه‌اندازی کسب و کار
• روش تهیه طرح کسب و کار
• مدیریت توسعه بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط (SMEs )
همچنین جلسات و نشست‌های تخصصی در زمینه‌های اخلاق و فرهنگ کار، مشاوره شغلی، حقوق و قوانین کار و ... نیز برگزار شد.
10- تجارب چند کشور جهان
اولین کشوری که ترویج فرهنگ کارآفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد ژاپن بود. اولین مؤسسه در توکیو در سال 1956 میلادی آغاز به کار کرد. در سال 1958 سازمان آموزش و پرورش ژاپن طرحی را برای اشاعه فرهنگ کارآفرینی تحت عنوان سربازان فداکار اقتصادی ژاپن، پیاده و اجرا کرد. براساس این طرح از افراد از سطح دبیرستان‌ها به مسئله کارآفرینی پرداخته و آموزش دیدند که در حین تحصیل چگونه کار کنند و به دنبال کسب سود باشند و چگونه کشورشان را از وابستگی صنعتی رهایی دهند. به تدریج مسئله کارآفرینی در ژاپن به سطح دانشگاه‌ها هم کشیده شد. اکنون در ژاپن بیش از 250 مؤسسه بزرگ کارآفرینی وجود دارد.
بین سال‌های 1970 تا 1992 میلادی بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برتر تبدیل کند توسط کارآفرینان صورت گرفت. البته ناگفته نماند حمایت‌های دولت هم در این زمینه نقش مهمی داشته است.
در انگلستان، دولت به دانشگاه‌ها جهت آموزش و کارآفرینی یارانه‌هایی می‌پردازد. در هلند، برای پرسنل SME‌ها آموزش‌های حرفه‌ای گذاشته شد به طوری که در سال 1998، 32 درصد از SME‌ها درگیر آموزش حرفه‌ای بوده‌اند. همچنین در ایتالیا، 855 دوره کسب و کار برای 10000 نفر شرکت کننده در بیش از 20 دانشگاه ارائه شده است.
11- راهکارهای ترویج کارآفرینی
با ضرورت روزافزون نیاز به افراد کارآفرین در جامعه ما به ویژه بعد از انقلاب و دوران سازندگی که با رشد صنعت مواجه هستیم باید تمامی ارگان‌ها با همکاری هم در این زمینه قدم بردارند و هر کدام نقشی را بر عهده گیرند و نقش دولت در این میان از همه مهمتر است. از جمله:
• تنظیم و تدوین سیاست‌های بلند مدت و میان مدت در خصوص حمایت از فعالیت‌های کارآفرینی و کارآْفرینان نوپا.
• ترویج فرهنگ کارآفرینی و معرفی کارآفرینان نمونه از طریق مطبوعات و قدردانی از آنها.
• ساختن فیلم و سریال در مورد زندگی کارآفرینان نمونه و تشویق مردم به سوی کارآفرینی توسط صدا و سیما.
• وارد کردن مضامین کارآفرینی در کتاب‌های درسی می‌تواند بذر ایجاد انگیزه کارآفرینی را در کودکان بارور کند.
• تبیین شرایط محیطی لازم برای پرورش و رشد استعدادهای کارآفرینی.
• برگزاری سمینار، نشر مقاله و ارائه سخنرانی به منظور تغییر دانش و معرفت مدیران و سیاستگذاران و کارگزاران مؤسسات.
• گسترش فرهنگ کارآفرینی در بخش دولتی و تعاونی.
• تدوین دوره‌های آموزشی بلند مدت در چارچوب دوره‌های تحصیلی کارشناسی،‌ کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه‌ها، ایجاد مراکز آموزشی مستقل و مراکز آموزشی مدیریت در سطح دبیرستان‌ها و مدارس راهنمایی و ابتدایی.
• حمایت‌های دولتی و خصوصی جهت فعالیت بیشتر و مطلوب‌تر کارآفرینان.
• ایجاد و گسترش صنایع کوچک به منظور بهره‌برداری از ظرفیت‌های خالی اقتصاد کشور.
• اصلاح سیاست‌ها و قوانین دست و پاگیر دولتی.
• برگزاری جلساتی با حضور کارآفرینان و بیان مشکلات موجود بر سر راه آنان و ارائه شیوه‌های مقابله با آن مشکلات.
• معرفی یک روز به عنوان روز کارآفرین تا به عمل آنها ارزش و اعتبار بخشیم. در خاتمه امید آن می‌رود که فضای کشور به گونه‌ای فراهم شود که کارآفرینان بتوانند رشد نمایند و این امر مستلزم همکاری نزدیک محافل علمی و مؤسسات اجرایی برای شناسایی و پرورش و توسعه استعدادهای افراد است تا بتوانیم هر چه بهتر و بیشتر از این ذخایر گرانبها به نحو احسن استفاده نماییم.
مراجع

ماهنامه تدبیر، شماره 77، آبان 1376، کارآفرینی، استراتژی مناسب برای بهره‌وری، از: دکتر محمود احمدپور، صفحات 31-30
ماهنامه تدبیر، شماره 90، بهمن 1377، میزگرد توسعه کارآفرینی، تنگناها و راهکارها، دکتر محمود احمدپور، دکتر کامبیز طالبی، صفحات 114، 21، 19، 17، 14، 13، 12، 11، 10
نشریه کارآفرین، شماره 8، مرداد 1380، کارآفرینی، از: مصطفی پرخوان‌ رازلیقی، صفحات 27، 26، 25، 24
نشریه کارآفرین، شماره 9، مهر و آبان 1380، خلاقیت و کارآفرینی صفحه 58
خود اشتغالی، صدیقه علاءفر، 1379، آموزش کارآفرینی، کارآفرینی در ایران، صفحات 85، 84، 82، 81
سلسله نشست‌های اشتغال و معرفی کارآفرینان نمونه
بررسی تجارب کشورها در زمینه توسعه و ترویج کارآفرینی، مهندس ناهید شیخان، مهندس حجت‌اله رضازاده، 1382، صفحات 8- 1
توسعه کارآفرینی، استاد دکتر محمود احمدپور، آبان ماه 1382، صفحات 35، 23، 19، 11، 10
کارآفرینی، منافع اجتماعی حاصل از آن، محدودیت‌ها و سیاست‌ها، الهه راستگو، مرداد 1380، صفحات 5، 4، 3
سمینار آشنایی با کارآفرینی در سازمان پیشرو، تألیف: دکتر کامبیز طالبی، تیر ماه 1381 (شماره صفحه ذکر نشده است.)
مجموعه مقالات کارآفرینی و فناوری‌های پیشرفته، به کوشش مهندس حمید هاشمی، 1382، شامل:
خود کارآفرینی، راهبرد اشتغال برای ورود به قرن 21، سعید فتحی، صفحه 119
تحلیل سیستمی از گزینه‌های تأثیرگذار بر پدیده کارآفرینی، شمس‌السادات زاهدی، صفحات 125، 124
نقش نظام آموزشی- پژوهشی در توسعه کارآفرینی- کرامت‌اله اکبری صفحات 179، 178،177، 176، 175، 174، 171
کارآفرینی و نقش آن در اقتصاد ملی- ندا فرحبخش- صفحات 182، 181


آموزش کارآفرینی در ایران، بهزاد لامعی، صفحات 135، 134، 133

نویسنده : رضوی نعمت‌اللهی، اقدس‌‌السادات
منبع : روزنامه همشهری،‌ سه‌شنبه 30 فروردین 1384، سال سیزدهم، شماره 3677، صفحه 10

مفاهیم و کلیات کارآفرینی

 

Friday, 21 May 2010

1- مقدمه
نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشنی از آن است. کارآفرینی مانند سایر واژه‌های مطرح در علوم انسانی هنگامی قابل تحلیل و تبیین است که بتوان تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه کرد. در مورد کارآفرینی تعریف واحدی وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوتی از دیدگاه‌های گوناگون برای آن بیان گردیده است. اکنون در عرصه جهانی افراد خلاق، نو‌‌آور و مبتکر به عنوان کار‌آفرینان منشاء تحولات بزرگی در زمینه‌های تولیدی و خدماتی شده‌اند که از ‌آنها به عنوان قهرمانان ملی یاد می‌شود. طی سال‌های 1960 – 1980 در هندوستان، تنها 500 مؤ‌سسه کارآفرینی شروع به کار کرده‌اند، و حتی شرکت‌های بزرگ جهانی برای حل مشکلات خود به کارآفرینان روی آورده‌اند. در واقع چرخ‌های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت در می‌آیند. در ایالات متحده هر سال بیش از یک میلیون فعالیت تجاری جدید شروع به کار می‌کند. این در حالی است که در ایران حتی یک مؤ‌سسه کارآفرینی در دهه‌های اخیر نداشته‌ایم. از سوی دیگر تغییر فراگیر روش‌ها و نگرش‌ها طی دو دهه اخیر، توجه بسیاری را به آموزش و پرورش و نیز جذب و به کارگیری مدیران کارآفرین سوق داده ‌است. بنابراین از ابتدای دهه 60 توجه بیشتری به کارآفرینان مبذول شد. توجه به کارآفرینی و ایجاد و توسعه آن علیرغم وجود بعضی انگیزه‌های مشخص گام مثبتی در جهت ایجاد فضای مناسب جهت توسعه، افزایش منابع ملی، کاهش نرخ بیکاری، تعادل ساختاری و توسعه در شهرها و روستاها خواهد بود.

2- کارآفرین
واژه کارآفرین از کلمهEntrepreneur (به معنای متعهد شدن) مشتق شده که در اصل از زبان فرانسه به دیگر زبان‌ها راه یافته ‌است. انگلیسی‌ها سه اصطلاح با نام‌های ماجراجو، متعهد و کارفرما را در مورد کارآفرین به کار می‌بردند. از نظر آنها، کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره‌های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.
در واقع کارآفرین کسی است که نوآوری خاص داشته باشد. این نوآوری می‌تواند در ارائه یک محصول جدید، ارائه یک خدمت جدید، در طراحی یک فرآیند نوین و یا نوآوری در رضایت مشتری و... باشد.
کارآفرینان در واقع به تغییر به عنوان مقوله تعیین کننده می‌نگرند، آنها ارزش‌ها را تغییر می‌دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می‌کنند. آنان برای تحقق این ایده، قدرت ریسک‌پذیری خود را به کار می‌گیرند. به درستی تصمیم‌گیری می‌کنند و از این رو هر کس به درستی اتخاذ تصمیم نماید به نوعی کارآفرین تلقی می‌شود.
از نظر «شومیتر» کارآفرین نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی است. وی مشخصه کارآفرین را نوآوری می‌داند. همچنین «جفری تیمونز» معتقد است که کارآفرین فردی است که باعث خلق بینشی ارزشمند از هیچ می‌شود.
3- کارآفرینی
فرآیندی که بتواند با استفاده از خلاقیت، چیز نویی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسک و به کارگیری همراهان بوجود آورد کارآفرینی گویند. کارآفرینی فقط فردی نیست. سازمانی هم می‌تواند باشد حتی شرکت‌های بزرگ اعم از دولتی و خصوصی هم می‌توانند به کارآفرینی دست زنند. امروزه حتی صحبت از دولت کارآفرین به میان آمده است.
به عقیده «ارتورکول» کارآفرینی عبارت است از فعالیت هدفمند که شامل یک سری تصمیمات منسجم فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، توسعه یا حفظ واحد اقتصادی است. «روبرت نشتات» کارآفرینی را قبول مخاطره، تعقیب فرصت‌ها، ارضای نیازها از طریق نوآوری و تأسیس یک کسب ‌و ‌کار می‌داند. از نظر «پیتر دراکر» کارآفرینی یک رفتار می‌باشد و در واقع بکاربردن مفاهیم و تکنیک‌های مدیریتی، استانداردسازی محصول، بنا نهادن کار بر پایه آموزش می‌باشد.
4- عوامل کلیدی کارآفرینی
شش عامل کلیدی در مورد کارآفرینی وجود دارد که عبارتند از:
• شناخت هدف
• داشتن افق
• بکارگیری خلاقیت‌های ذهنی
• جامعه‌گرا و جامعه‌پذیر بودن
• شهامت، ابتکار، امیدوار و ریسک‌پذیر بودن
• واقع‌بینانه برخورد کردن با تفاوت بین خلاقیت‌ها و فرصت‌ها
5- ویژگی‌های کارآفرینان 
تا به حال ویژگی زیادی در خصوص کارآفرینان بیان شده است. همه کارآفرینان در صفات فردی یکسان نیستند اما ویژگی‌های عمومی در آنها وجود دارد که عبارتند از:
• خلاقیت و نوآوری
• هدف‌گرایی
• ریسک‌پذیری
• فرصت‌گرایی و فرصت‌شناسی
• آینده‌نگری و دوراندیشی
• انعطاف‌پذیری
• اهل کار و عمل
• اعتماد به نفس و خودباوری
• واقع‌بینی
6- مزایا و منافع کارآفرینی
• کارآفرینی عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذاری است.
• کارآفرینی عامل تحریک و تشویق حس رقابت است.
• کارآفرینی عامل تغییر و نوآوری است.
• کارآفرینی باعث ایجاد اشتغال می‌شود.
• کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد.
• کارآفرینی موجب توزیع مناسب درآمد می‌شود.
بنابر منافع مذکور، امروزه در تمام سرمایه‌گذاری‌های دنیا سعی بر این است که مغزهای متفکر صنعتی را شناسایی و جذب کنند به دلیل اینکه دنیای امروز، جهان علم و تکنولوژی است و ارزش اصلی تولید در مغز انسان‌ها نهفته است.
7- نقش کارآفرینی در اشتغال
زمانی که کارآفرینان یک شغل جدید را شروع می‌کنند بالطبع حداقل به یک یا چند نیروی استخدامی نیاز دارند تا کارهای خود را سامان بخشند. کارآفرینان به علت قابلیت اشتغال‌زایی که دارند، به کاهش نرخ بیکاری که از اهداف کلان اقتصادی، اجتماعی، دولت‌ها است کمک می‌کنند. بنابراین، کارآفرینی می‌تواند زمینه‌ساز اشتغال نیروی کار باشد و نو‌آوری که در یک فعالیت اقتصادی توسط خود فرد ایجاد می‌شود منجر به ایجاد اشتغال در جامعه می‌شود. بر اساس آخرین نظرسنجی که تحت عنوان فرهنگ کار و نگاه ایرانیان در آن انجام شده است فقط 42 درصد از جمعیت ایران خواهان شغل‌های ثابت اداری و یا در چارچوب شغل‌های وظیفه‌گرایی هستند. این در حالی است که در سال2000 بیش از62 درصد از جمعیت دنیا اظهار داشتند که می‌خواهند دارای شغل مستقل (فعالیت خوداشتغالی) باشند، 34 درصد از کل جمعیت بالا آماده پذیرش ریسک به منظور دستیابی به رضایت شغلی متکی بر فعالیت‌های فردی تأکید داشتند. امروزه روحیه کارآفرینی به شدت در میان جمعیت جوان ایران در حال گسترش است. از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی کشور در حال حاضر، توجه به کارآفرینی بیش از پیش حائز اهمیت شده است. با عنایت به اعمال سیاست‌ کاهش تصدی‌گری دولت و همچنین محدودیت‌های سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی، سوق‌دهی جوانان و زنان جویای کار به سمت مشاغل کارآفرینی و خود‌اشتغالی ضرورت می‌یابد. مملکتی که یکی از آغاز کنندگان تمدن بشری بوده احتیاج به جوانانی دارد که کانون‌های تولید و اشتغال را در جامعه تشکیل دهند.
8- آموزش کارآفرینی
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مهمترین عامل مؤثر در حرکت کارآفرینی از قوه به فعل، بروز روحیه کارآفرینی در افراد از طریق آموزش می‌باشد. سازمان بین‌المللی کار (ILO ) به منظور ارتقاء کارآفرینی مدیران صنایع کوچک، برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای با عنوان SIYB در کشورهای مختلف بوجود آورده است. این برنامه‌ها که عملکرد مؤسسات کوچک اقتصادی را بهبود می‌بخشد برحسب توانایی مدیران صنایع کوچک و نوع فعالیت طراحی شده‌اند. قابل توجه است که با طی دوره SIYB ، 90 درصد شرکت‌کنندگان با اصول اولیه کسب و کار آشنا شده‌اند و 50 درصد از کارآفرینان مهارت‌های خاص مدیریتی را فرا گرفته‌اند. در حال حاضر ILO در 70 کشور دنیا برنامه SIYB را که هدف آن رشد کارآفرینی در صنایع کوچک است به اجرا آورده است.
9- کارآفرینی در ایران
طی یک دهه از اجرای برنامه SIYB توسط ILO در کشورهای مختلف جهان، بیش از صد هزار کارآفرین تحت آموزش قرار گرفته‌اند. با استفاده از الگوی SIYB و تجارب ارزنده‌ای که از اجرای آن بدست آمده و با توجه به شرایط اقتصاد ایران، چارچوبی برای تشکیل دوره‌های آموزشی کارآفرینی در ایران در قالب طرح «ستاد آموزش کارآْفرینی ایران» (SAKA ) طراحی و ارائه شده است. همچنین مؤسسه کار و تأمین اجتماعی با استفاده از منابع بین‌المللی کار (ILO )، طرح آموزش کارآفرینی را در سال 1367 ارائه نمود و همزمان با تدوین نظام جدید آموزشی، در سال 1368 «کارآفرینی» را به عنوان یکی از دروس رشته کار و دانش پیشنهاد کرد. در طرح آموزش کارآفرینی تأکید شده است که «آموزش برای ایجاد اشتغال با مزد» دیگر تنها راه حل مقابله با مشکل فزاینده بیکاری نبوده و قلمرو آموزش از فرهنگ «برای دیگران کار کردن» فراتر رفته است.
وزارت کار و امور اجتماعی نیز در راستای وظایف و اهداف خود، به کارآفرینی به عنوان یک راهکار مؤثر در ایجاد اشتغال نگریسته و در این زمینه اقداماتی به عمل آورده است. از جمله اهم این اقدامات می‌توان به برگزاری جشنواره اشتغال و کارآفرینی در مهر ماه سال 1383 اشاره کرد. این جشنواره که در تاریخ 14 و 15 مهر ماه سال 1383 در مجموعه فرهنگی ورزشی وزارت متبوع با همکاری سازمان همیاری اشتغال فارغ‌التحصیلان برگزار شد، اهداف زیر را دنبال می‌کرد:
• شناسایی و معرفی طرح‌ها و تلاش‌گران برگزیده در حوزه اشتغال و کارآفرینی
• ترویج و اشاعه فرهنگ کارآفرینی به منظور ایجاد اشتغال بیشتر
• فراهم ساختن زمینه مناسب برای رقابت سازنده در این عرصه.
این جشنواره دارای برنامه‌های آموزشی و ترویجی نیز بود از جمله سه کارگاه آموزشی در زمینه‌های:
• روش جذب و تأمین سرمایه برای راه‌اندازی کسب و کار
• روش تهیه طرح کسب و کار
• مدیریت توسعه بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط (SMEs )
همچنین جلسات و نشست‌های تخصصی در زمینه‌های اخلاق و فرهنگ کار، مشاوره شغلی، حقوق و قوانین کار و ... نیز برگزار شد.
10- تجارب چند کشور جهان
اولین کشوری که ترویج فرهنگ کارآفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد ژاپن بود. اولین مؤسسه در توکیو در سال 1956 میلادی آغاز به کار کرد. در سال 1958 سازمان آموزش و پرورش ژاپن طرحی را برای اشاعه فرهنگ کارآفرینی تحت عنوان سربازان فداکار اقتصادی ژاپن، پیاده و اجرا کرد. براساس این طرح از افراد از سطح دبیرستان‌ها به مسئله کارآفرینی پرداخته و آموزش دیدند که در حین تحصیل چگونه کار کنند و به دنبال کسب سود باشند و چگونه کشورشان را از وابستگی صنعتی رهایی دهند. به تدریج مسئله کارآفرینی در ژاپن به سطح دانشگاه‌ها هم کشیده شد. اکنون در ژاپن بیش از 250 مؤسسه بزرگ کارآفرینی وجود دارد.
بین سال‌های 1970 تا 1992 میلادی بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برتر تبدیل کند توسط کارآفرینان صورت گرفت. البته ناگفته نماند حمایت‌های دولت هم در این زمینه نقش مهمی داشته است.
در انگلستان، دولت به دانشگاه‌ها جهت آموزش و کارآفرینی یارانه‌هایی می‌پردازد. در هلند، برای پرسنل SME‌ها آموزش‌های حرفه‌ای گذاشته شد به طوری که در سال 1998، 32 درصد از SME‌ها درگیر آموزش حرفه‌ای بوده‌اند. همچنین در ایتالیا، 855 دوره کسب و کار برای 10000 نفر شرکت کننده در بیش از 20 دانشگاه ارائه شده است.
11- راهکارهای ترویج کارآفرینی
با ضرورت روزافزون نیاز به افراد کارآفرین در جامعه ما به ویژه بعد از انقلاب و دوران سازندگی که با رشد صنعت مواجه هستیم باید تمامی ارگان‌ها با همکاری هم در این زمینه قدم بردارند و هر کدام نقشی را بر عهده گیرند و نقش دولت در این میان از همه مهمتر است. از جمله:
• تنظیم و تدوین سیاست‌های بلند مدت و میان مدت در خصوص حمایت از فعالیت‌های کارآفرینی و کارآْفرینان نوپا.
• ترویج فرهنگ کارآفرینی و معرفی کارآفرینان نمونه از طریق مطبوعات و قدردانی از آنها.
• ساختن فیلم و سریال در مورد زندگی کارآفرینان نمونه و تشویق مردم به سوی کارآفرینی توسط صدا و سیما.
• وارد کردن مضامین کارآفرینی در کتاب‌های درسی می‌تواند بذر ایجاد انگیزه کارآفرینی را در کودکان بارور کند.
• تبیین شرایط محیطی لازم برای پرورش و رشد استعدادهای کارآفرینی.
• برگزاری سمینار، نشر مقاله و ارائه سخنرانی به منظور تغییر دانش و معرفت مدیران و سیاستگذاران و کارگزاران مؤسسات.
• گسترش فرهنگ کارآفرینی در بخش دولتی و تعاونی.
• تدوین دوره‌های آموزشی بلند مدت در چارچوب دوره‌های تحصیلی کارشناسی،‌ کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه‌ها، ایجاد مراکز آموزشی مستقل و مراکز آموزشی مدیریت در سطح دبیرستان‌ها و مدارس راهنمایی و ابتدایی.
• حمایت‌های دولتی و خصوصی جهت فعالیت بیشتر و مطلوب‌تر کارآفرینان.
• ایجاد و گسترش صنایع کوچک به منظور بهره‌برداری از ظرفیت‌های خالی اقتصاد کشور.
• اصلاح سیاست‌ها و قوانین دست و پاگیر دولتی.
• برگزاری جلساتی با حضور کارآفرینان و بیان مشکلات موجود بر سر راه آنان و ارائه شیوه‌های مقابله با آن مشکلات.
• معرفی یک روز به عنوان روز کارآفرین تا به عمل آنها ارزش و اعتبار بخشیم. در خاتمه امید آن می‌رود که فضای کشور به گونه‌ای فراهم شود که کارآفرینان بتوانند رشد نمایند و این امر مستلزم همکاری نزدیک محافل علمی و مؤسسات اجرایی برای شناسایی و پرورش و توسعه استعدادهای افراد است تا بتوانیم هر چه بهتر و بیشتر از این ذخایر گرانبها به نحو احسن استفاده نماییم.
مراجع

ماهنامه تدبیر، شماره 77، آبان 1376، کارآفرینی، استراتژی مناسب برای بهره‌وری، از: دکتر محمود احمدپور، صفحات 31-30
ماهنامه تدبیر، شماره 90، بهمن 1377، میزگرد توسعه کارآفرینی، تنگناها و راهکارها، دکتر محمود احمدپور، دکتر کامبیز طالبی، صفحات 114، 21، 19، 17، 14، 13، 12، 11، 10
نشریه کارآفرین، شماره 8، مرداد 1380، کارآفرینی، از: مصطفی پرخوان‌ رازلیقی، صفحات 27، 26، 25، 24
نشریه کارآفرین، شماره 9، مهر و آبان 1380، خلاقیت و کارآفرینی صفحه 58
خود اشتغالی، صدیقه علاءفر، 1379، آموزش کارآفرینی، کارآفرینی در ایران، صفحات 85، 84، 82، 81
سلسله نشست‌های اشتغال و معرفی کارآفرینان نمونه
بررسی تجارب کشورها در زمینه توسعه و ترویج کارآفرینی، مهندس ناهید شیخان، مهندس حجت‌اله رضازاده، 1382، صفحات 8- 1
توسعه کارآفرینی، استاد دکتر محمود احمدپور، آبان ماه 1382، صفحات 35، 23، 19، 11، 10
کارآفرینی، منافع اجتماعی حاصل از آن، محدودیت‌ها و سیاست‌ها، الهه راستگو، مرداد 1380، صفحات 5، 4، 3
سمینار آشنایی با کارآفرینی در سازمان پیشرو، تألیف: دکتر کامبیز طالبی، تیر ماه 1381 (شماره صفحه ذکر نشده است.)
مجموعه مقالات کارآفرینی و فناوری‌های پیشرفته، به کوشش مهندس حمید هاشمی، 1382، شامل:
خود کارآفرینی، راهبرد اشتغال برای ورود به قرن 21، سعید فتحی، صفحه 119
تحلیل سیستمی از گزینه‌های تأثیرگذار بر پدیده کارآفرینی، شمس‌السادات زاهدی، صفحات 125، 124
نقش نظام آموزشی- پژوهشی در توسعه کارآفرینی- کرامت‌اله اکبری صفحات 179، 178،177، 176، 175، 174، 171
کارآفرینی و نقش آن در اقتصاد ملی- ندا فرحبخش- صفحات 182، 181


آموزش کارآفرینی در ایران، بهزاد لامعی، صفحات 135، 134، 133

نویسنده : رضوی نعمت‌اللهی، اقدس‌‌السادات
منبع : روزنامه همشهری،‌ سه‌شنبه 30 فروردین 1384، سال سیزدهم، شماره 3677، صفحه 10

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:41  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

امید، همزاد کارآفرینان موفق چاپ ارسال به دوست
Saturday, 05 June 2010

همه کسانی که می‎خواهند خود را از کارمند به کارآفرین تبدیل کنند رویایی در ذهن دارند و می‎خواهند با راه انداختن کسب‎وکاری مستقل حرفه مورد علاقه‎شان را پیش گیرند و به روشی که دوست دارند پول در بیاورند. اگر شما هم راه تازه‎ای را شروع کرده‎اید و به جرگه کارآفرینان پیوسته‎اید، خواندن این مطلب سودمند خواهد بود. با چند سوال شروع می‎کنم: فکر می‎کنید که چقدر به تحقق آرزویتان نزدیک هستید؟ شاید هم دیگر آن شور و شوق ابتدای کار را ندارید. خب اگر این طور است فکر می‎کنید علت چیست؟ چه چیز باعث شده که در میانه راه تردید داشته باشید؟ آیا از شکست می‎ترسید؟ شاید هم درباره موفقیت نگرانید؟ به نظر می‎رسد که دیگر آن علاقه و اشتیاق قبلی را ندارید و اصلاً علتش را هم نمی‎توانید بیابید. در این جا چند مثال از این کارآفرینان خسته و مردد می‎آوریم:


لورا» یک کارآفرین خود اشتغال است که در زمینه مشاوره املاک و مستغلات فعالیت می‎کند. این زن کارآفرین در ابتدا به شدت به کارش علاقه‌مند بود و ساعات بسیاری را به کارش اختصاص می‌داد ولی اندک اندک احساس خستگی و فرسودگی کرد و انگیزه‌اش را از دست داد و عملاً نتوانست کار مناسبی را سر و صورت دهد و برای پیشرفت کسب‌وکارش اقدام موثری کند.

«مایکل» نمونه‌ای دیگر است ولی این بار مایکل کارآفرین نیست بلکه برای یک شرکت بزرگ تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات کار می‌کند و به واقع یک کارمند است. مایکل در بخش روابط عمومی و ارتباطات بازاریابی کار می‌کند و از وضعیت خودش کاملاً راضی و خوشحال بوده و به فعالیت‌هایش علاقه‌مند است ولی در این چند ماه گذشته، شرکت آنها با مجموعه دیگری مشارکت کرده و این تحولات سبب شده‌اند که مایکل فشار عصبی زیادی احساس کند و در توانایی خودش برای اداره امور دچار تردید شود. او نگران و عصبی است و این اضطراب و فشار روانی علاوه بر روان به جسم مایکل هم صدمه زده است. او فکر می‌کند که دیگر نمی‌تواند مدت زیادی در این پست کار کند. سرانجام این کارمند نگران به یک مشاور و روانشناس مراجعه کرده و از او کمک می‌خواهد. مشاور به مراجعش یاد می‌دهد که چطور نگاهش را به مسائل کاری‌اش تغییر دهد و دلهره‌ها و نگرانی‌های بیهوده را از خودش دور کند. در واقع شناخت مایکل از خودش و دنیای اطرافش تغییر می‌کند و به تبع آن رفتارش نیز بهتر شده و مشکلات روان و جسمش را بهبود می‎بخشد. مایکل حالا می‎داند که چطور خود را با تغییرات سازگار و هماهنگ کند و همچنان با شور و علاقه به کارش بپردازد.

«راشل» کارآفرین دیگری است که تغییری در زندگی شخصی‎اش او را نگران کرده و درباره ادامه حرفه‎اش و مدیریت یک کسب‎وکار مستقل دچار تردید شده است. راشل واقعاً به کارش علاقه‎مند است و هفت روز هفته را کار می‎کند. او به تازگی نامزد کرده و می‎بیند که یک هفته پرکار بر زندگی شخصی و ارتباطات با نامزدش تاثیر گذاشته است. راشل نمی‌داند چه کار کند و چطور هم با علاقه بسیار کارش را ادامه دهد و هم به زندگی جدیدی که پیش رو دارد، بپردازد. این زن کارآفرین و مشتاق تصمیم می‌گیرد که به درستی و واقع گرایانه فکر کند و ببیند که به راستی کدام یک از این دو برایش مهم‌تر هستند؟

تمامی این اشخاص هم به قسمتی از کارشان علاقه‌مند هستند و هم دوست دارند که بخشی از الگوی زندگی‌شان هم به همین روند کنونی پیش برود ولی با این حال هرکدام قطعه گمشده‌ای دارند که وقتی می‌خواهند بین زندگی و کارشان ارتباطی موثر و سودمند برقرار کنند دچار مشکل شده و نبود این قطعه را حس می‌کنند.

لورا دریافت که اگر دیدگاه‌ها و شناخت‌هایش نسبت به خود و توانایی‌هایش را تغییر دهد می‌تواند انرژی مثبت قبلی‌اش که به شکل انرژی منفی به محیط اطرافش می‌داد را بازیابد. در زیر تعدادی خطوط راهنما هست که به شما کمک می‌کند بتوانید از شک و تردیدهایی این چنین بیرون بیایید و راهتان را دوباره پیدا کنید:

- به درونتان توجه کنید. منتظر نباشید تا دیگران به شما دستور دهند که چه کار کنید. دلیلی ندارد که همیشه و در این موقعیت‎ها مطابق پیشنهادها، خواسته‎ها و میل دیگران عمل کنید. بدانید که هیچ کس نمی‎تواند جای کس دیگری باشد. اگر شکست بخورید طعم تلخ ناکامی را فقط خودتان می‎چشید و اگر هم پیروز شوید این شما هستید که بیش از همه شادمان خواهید شد. البته فکر نکنید که من با مشورت مخالفم. شنیدن توصیه و نظرات بقیه روش بسیار خوبی است ولی تسلیم ایده‎های آنها بودن امر جداگانه‎ای است.

- این نکته‎ای است که در ظاهر ساده به نظر می‎رسد ولی معنای عمیقی در پس آن وجود دارد. «سعی کنید خودتان باشید». زمانی که تصمیم می‎گیرید برای احساس آرامش، ارزشمندی و کسب درآمد، اقدامی انجام دهید، مسوولیت آن را صددرصد به عهده بگیرید و دقت کنید که برای راحتی و آسایش «خودتان» کار کنید نه برای اخذ تایید و تحسین دیگران. اگر بخواهید همیشه مورد توجه و تایید بقیه باشید مجبور می‎شوید مطابق ارزش‎های آنها رفتار کنید؛ گاهی اوقات این ارزش‎ها و استانداردها با باورها و مسائل مورد توجه شما مغایرت دارند. پس به جای اینکه بخواهید همیشه برای جلب توجه دنیای بیرون تلاش کنید، سعی کنید هویت، ارزش‎ها و علایق خودتان را از یاد نبرید. باز هم باید نکته‎ای را اضافه کنم. همه می‎خواهند مورد توجه باشند و کارها و فعالیت‎هایشان درصدر بوده و تحسین همگان را برانگیزد. دقت کنید که افراد سرآمد، ابداعات، کارها و کوشش‎های «خودشان» را به اوج می‎رسانند و دیگران را نیز خوشحال می‎کنند. این نوع جلب توجه و تحسین شدن با مجری خواسته‎های دیگران بودن تفاوت عمده‎ای دارد.

- زمانی که دیدید شک و تردید و دودلی دارید آرام آرام به درون ذهنتان می‎خزید، فوراً به خودتان یادآوری کنید که شما می‎دانید کارهایی که لازم است انجام دهید را چه وقت و کجا و چطور به اجرا درآورید. سعی کنید شناخت‎هایتان را بهبود بخشید چرا که افکار و شناخت‎های شما به اعمالتان تبدیل می‎شوند.

- همیشه شادی‎هایتان را به خاطر داشته باشید. آن تجارب، احساسات، رویدادها و داشته‎هایی که باعث شادیتان می‎شوند را به یاد بیاورید و به خاطرشان شکرگزار باشید.

- چیزهای زیادی در اطراف شما هستند که به آنها توجه نمی‎کنید. موفقیت‎های کوچک و شادی‎های ناچیز را دست کم نگیرید و فراموششان نکنید. همین‎ها انرژی‎های مثبتی القا می‎کنند که به بهبود حال روحیتان کمک می‎کنند. نکات منفی و ناکامی‎هایتان را بزرگ نکنید و موفقیت‎ها را به حاشیه نرانید.

- زمانی که نسبت به خودتان، شادی‎ها، ناکامی‎ها، موفقیت‎ها و احساس‎های مثبت و منفی خود کاملاً آگاهی یافتید، آن وقت می‎توانید تصویر روشنی از اهداف و خواسته‎های واقعیتان خلق کنید. بعضی کارآفرینان نگران می‎شوند که حالا چطور به این هدف برسند و کارهایشان را سر و سامان دهند. ترس و اضطراب در هر کاری عاملی مخرب است که اجازه نمی‎دهد فرد کاری را آغاز کند پس ترس از شکست را از خود دور کنید.

- نکته آخر اینکه همیشه از مربی و دانای درونتان سوال کنید.

بهترین کاری که الان می‌‎توانم انجام دهم چیست؟ یاد بگیرید که معلم درونی برای صحبت کردن با مخاطبش او را «تو» می‎نامد و از دوم شخص مفرد استفاده می‎کند. همیشه این طور می‎گوید: «تو فوق العاده‎ای،» یا «باید سعی کنی عاقل باشی،» یا «تو می‎توانی رویاهایت را به واقعیت تبدیل کنی.»

به خاطر داشته باشید که ذهن ما سه بخش دارد: هشیار، نیمه هشیار، ناهشیار. تفکرات بخش ناهشیار که در سایه ذهن نیمه هشیار پنهان هستند، جهان اطراف شما را می‎سازند. بنابراین از زمزمه‎های آهسته‎ای چون «اگر شکست بخورم چه؟» یا «نمی‎توانم، می‎ترسم این کار را شروع کنم» غافل نشوید. برنامه‎ها و طرح‎های بیهوده و به دردنخوری که در گوشه و کنار ذهنتان جا خوش کرده‎اند را دور بریزید و از شر باورهای محدود کننده و خودساخته هم خلاص شوید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:40  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

آموزش كليدي ترين نقش در توسعه كارآفريني چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 09 June 2010

ساختار اقتصادي دنياي امروز با گذشته به طور اساسي تفاوت دارد. شاخص‌هاي سخت افزاري و دارايي‌هاي مشهود كه ديروز در جايگاه يك بنگاه اقتصادي نقش تعيين كننده داشت جاي خود را به نوآوري، ابداع، خلق محصولات جديد و دارايي‌هاي نرم افزاري داده است. اگر ديروز ثروتمندترين افراد دنيا آن‌هايي بودند كه منابع مالي بيشتري در اختيار داشتند نظير راكفلرها، امروز ثروتمندترين مردم دنيا فردي دانش مدار و كارآفرين مانند بيل گيتس مدير شركت مايكروسافت در آمريكاست. لذا توسعه اقتصادي دنياي امروز برپايه نوآوري وخلاقيت و استفاده از دانش استوار است. اين اقتصاد را اقتصاد مبتني بر دانش يا اقتصاد دانش محور مي‌گويند.توليد علم و دانش، بهره گيري ازدانش و گسترش آن در سطح جامعه در تمام زمينه‌هاي اجتماعي توانمندي و قدرت ايجاد مي‌نمايد. كشورهايي كه بخش قابل ملاحظه اي از توليد علم و دانش را به خود اختصاص داده اند، از نظر صنعتي توسعه يافته و ازتوان اقتصادي و سياسي بالايي برخوردارند.بديهي است توليد علم و دانش جز از راه تحقيق حاصل نمي‌گردد.رابطه سرمايه گذاري درامر تحقيقات وتوليد علم و رابطه توليد علم با توان اقتصادي و سياسي كشور‌ها يك رابطه مستقيم است. به كارگيري دانش و مديريت در هر جامعه زير بناي نوآوري و خلاقيت‌هاست. بنابراين لازمه رشد اقتصادي در دنياي امروز توسعه مراكز توليد دانش، فنّاوري و مهارت‌هاي فني است كه مهمترين آن‌ها دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي هستند . دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي به عنوان ركن اساسي در توسعه همه جانبه كشور بايد از هر نظر مورد حمايت قرار گيرند و محققان و اساتيد بايد از جايگاه ويژه اي برخوردار باشند تا با آسايش خيال قادر باشند نيروهاي جوان و طالب علم كشور را اهل فكر و نظر، نوآور و خلاق پرورش دهند. در دنياي امروز بزرگترين سرمايه‌هاي يك بنگاه اقتصادي نيروهاي اهل فكر، يادگيرنده و خلاق آن‌ها هستند و اين نيروها كسي جز كارآفرينان نيستند.

كارآفرين كيست؟
اگر بپذيريم كه در قرن حاضر اقتصاد جهان و سرعت رشد اقتصادي بر پايه نوآوري استوار است بايد بستر لازم را براي رشد كساني كه ايده را به محصول، علم و دانش را به صنعت تبديل مي‌نمايند، فراهم سازيم. اينجاست كه نقش كارآفرين و نياز به كارآفرين در جامعه مشخص مي‌شود لذا مي‌توان گفت: كارآفرين ارتباط دهنده دانش و علوم با صنعت و بازار است. در قرن شانزدهم ميلادي كارآفريني براي اولين بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت و تاكنون به نحوي كارآفريني را در نظريه‌هاي اقتصادي خود تشريح نموده اند.
نظر به اهميت موضوع و نقش كارآفريني در اقتصاد ملي و جهاني، توليد ثروت و ايجاد اشتغال به تدريج نه تنها اقتصاد دانان بلكه صاحبنظران ساير رشته‌ها از جمله روانشناسان، جامعه شناسان و حتي تاريخ دانان، از زواياي مختلف موضوع را بررسي و به ارائه تعاريفي از كارآفريني پرداختند. اما با تمام تفاوت‌ها در تعاريف تقريباً همگي بر نوآور بودن، تصميم گير بودن، متعهد بودن و مخاطره پذير بودن كارآفرين اتفاق نظر دارند. تعاريف زيادي از واژه كارآفريني به عمل آمده كه هر يك ابعادي از ويژگي‌هاي كارآفريني را ارائه مي‌دهد. اما شاخصه‌هاي كارآفرين به قدري زياد است كه نمي‌توان تمام آن را در يك جمله يا عبارت خلاصه نمود.
كارآفرين، نوآور و خلاق، مخاطره پذير و مسئوليت پذير است. او هدف گرا، واقع گرا و رشدگراست. كارآفرين داراي عزم و اراده، اعتماد به نفس و استقلال طلب است. قدرت تخيل، دورانديشي، خودجوشي، بصيرت، تفكر مثبت، توانمندي در ايجاد ارتباط از ديگر ويژگي‌هاي كارآفرينان است. كارآفرين به چالش‌ها پاسخ مثبت مي‌دهد، با مشكلات و موانع برخوردي مثبت دارد و از دانش به خوبي بهره مي‌گيرد. او تلاش مي‌كند تا دانش توليد شده در مراكز تحقيقاتي را به دانش توليد محصول تبديل نمايد و محصولي قابل رقابت به بازار ارائه دهد.
در يك نگاه كلي مي‌توان كارآفريني را به دو گروه اساسي تقسيم نمود. كارآفريني فردي و كارآفريني سازماني. اگر نوآوري و ساخت محصولي جديد يا ارائه خدماتي نو با توجه به بازار، حاصل كار فرد باشد آن را كارآفريني فردي و اگر حاصل تلاش يك تيم در سازماني باشد آن را كارآفريني سازماني مي‌نامند.
جاذبة اصلي كارآفريني چه در بعد فردي و چه در بعد سازماني آن بي حد بودن نوآوري است. كارآفرينان با ويژگي خلاقيت، براساس فرصت‌ها در زمان‌هاي مناسب قادرند محصولي جديد يا خدماتي نو به بازار ارائه نمايند. نوآوري فرايندي است پايان ناپذير، زيرا نمي‌توان براي توليد علم حد و مرزي قائل گرديد. در اقتصاد مبتني بر دانش، نوآوران و صاحبان فكر سرمايه‌هاي اصلي شركت‌هاي توليدي و كارآفرين هستند. امروزه 70 تا 75 درصد سود در شركت‌هاي نرم افزاري و دارويي از طريق سرمايه‌هاي عقلاني كاركنان حاصل مي‌گردد.
بسياري از كارآفرينان فعاليت خود را در قالب ايجاد شركت‌هاي كوچك و متوسط 2SME)‌ها) شروع مي‌نمايند. اين شركت‌ها سهم به سزايي در توسعه صنايع پيشرفته 3 (HT) و ايجاد اشتغال داشته و نسبت به شركت‌هاي بزرگ از انعطاف پذيري بالايي برخوردارند. لذا بسياري از دولت‌ها متقاعد شده اند كه بايد بستر رشد را براي واحدهاي كوچك و متوسط در قالب مراكزرشد، پارك‌هاي صنعتي و فنّاوري فراهم سازند و آن‌ها را تا مدت زماني كه بتوانند به صورت يك شركت مستقل وارد بازار شوند حمايت كنند. در كشورهاي جنوب شرقي آسيا %95 كل بنگاه‌هاي اقتصادي و صنعتي كشورهارا «SMEها»تشكيل داده و به عنوان ركن اساسي در اقتصاد و اشتغال كشورها تاثير گذارند.
در كشور ما مراكز حمايت از كارآفرينان بسيار محدود و كارآفرين با تمام مشكلات ضمن تلاش جهت تبديل ايده به محصول بايد تمام خطر سرمايه گذاري را خود عهده دار باشد. مراكز حمايت از كارآفرينان به دليل نداشتن پشتوانه مالي و عدم حمايت جدي از طرف نهادهاي ذيربط قادر نيستند پاسخگوي نيازهاي مالي كارآفرينان باشند. كارآفرينان با ايجاد «SMEها» با سرمايه محدود خود و گاهي با دريافت مقداري وام وارد يك حركت اقتصادي و صنعتي مي‌شوند و در بسياري از مواقع زندگي و امكانات خود را در راه توسعه صنعتي از دست مي‌دهند. با توليد دانش فني يك محصول، توسط كارآفرين، شركت‌هاي توليدي خارجي توسط عوامل خود در كشور از اين توانايي‌ها اطلاع يافته و قيمت محصول خود را چنان پائين مي‌آورند كه كارآفرين توان رقابت را از دست داده و در مدت كوتاهي هستي خود را از دست بدهد. در اين مواقع اگر كارآفرين حمايت نشود چگونه مي‌توان انتظار داشت كارآفريني و ايجاد « SMEها » در كشور توسعه يابد.
چه بايد كرد ؟ چه نظام كنترلي براي واردات بايد داشت تا ضمن حفظ انگيزه در كارآفرين محصول او نيز چه از نظر قيمت و چه از نظر كيفيت قابل رقابت در بازار باشد؟
بحث و نتيجه گيري
با توجه به سطح فرهنگي، روابط اجتماعي، نظام آموزشي، نوع حمايت‌هاي دولتي، زير ساخت‌هاي اجتماعي، دسترسي به سرمايه‌هاي خطر پذير، مهارت‌هاي كسب و كار و سطح فناوري، سطح كارآفريني در بين كشورهاي مختلف بسيار متفاوت است. اگر چه افزايش فعاليت هاي كارآفريني باعث رونق وتوسعه اقتصاد ملي هر كشور مي‌گردد اما اين رابطه يك رابطه خطي با شيب يكسان نيست.بررسي ها نشان مي‌دهد در كشورهايي كه زيرساخت‌ها و قوانين حمايتي مناسبي دارند، قانون مالكيت معنوي رعايت مي‌شود و هزينه قابل ملاحظه اي در بخش تحقيقات و بخش‌هاي تحقيق و توسعه صرف مي‌شود. كارآفرنيي داراي سطح بالاتري براساس فرصت‌هاست. در كشورهاي وارد كننده صنايع پيشرفته (HT) سطح كارآفريني اغلب پائين و فعاليت هاي كارآفريني براساس ضرورت‌ها شكل مي‌گيرد.كارآفرين نوآور و خلاق، مخاطره پذير و مسئوليت پذير است. او هدف گرا، واقع گرا و رشدگرا است. كارآفرين داراي عزم و اراده، اعتماد به نفس و استقلال طلب است. قدرت تخيل، دور انديشي، خودجوشي، بصيرت، تفكر مثبت، توانمندي در ايجاد ارتباط از ديگر ويژگي‌هاي كارآفرينان است.
در دنياي امروز كه فناوري به سرعت تغيير مي‌يابد، كارآفرينان چه در بعد فردي يا سازماني آموختن و پيوسته آموختن را در اولويت قرار داده و مي‌دانند. امروز آن دوراني كه مهارتي را در مدرسه يا بازار مي‌آموختند و تا پايان عمر از آن استفاده مي‌كردند، به سر آمده است. امروز سازمان‌هاي توسعه اي و كارآفرينان يادگيري دائمي را به عنوان يك ويژگي در خود نهادينه كرده‌اند تا بتوانند با بهره گيري از دانش در هر فرصت مناسب محصولي جديد با خدماتي نو و قابل رقابت به بازار ارائه دهند.قطعاً امروز يكي از دغدغه‌هاي اساسي در كشور ايجاد اشتغال مولد براي جوانان است. بنابراين بايد با برنامه ريزي دقيق بستر لازم را فراهم نمود، تا يادگيري و خلاقيت در جامعه به يك فرهنگ تبديل شود. بايد روح كارآفريني در سراسر كشور گسترده گردد تا جوانان كشور با شور و اشتياق وارد فعاليت‌هاي كارآفريني شوند و خود مولد كار باشند نه به دنبال كار در جامعه سرگردان به سر برند.براي رسيدن به اين هدف كه «ايران فردا را ايران كارآفرين بسازيم» بايد براي مواردي همانند موارد اشاره شده ذيل كه به عنوان پيشنهاد مطرح شده برنامه اجرايي تهيه كنيم و مصمم و معتقد باشيم كه راه گريز از بحران بيكاري و راه توسعه اقتصادي و صنعتي جز از راه توسعه كارآفريني ميسر نخواهد بود.
1- آموزش مهم ترين و كليدي ترين نقش در توسعه كارآفريني دارد. بايد موسسات آموزشي اعم از دبيرستان‌ها، مراكز آموزش حرفه اي، دانشكده‌ها و دانشگاه‌ها آموزشهاي لازم را جهت توسعه كارآفريني و فرهنگ سازي در دستور كار خود قرار دهند، در آموزشها بايد به ابداع و خلاقيت بها داده شود نه محفوظات.
2- نقش كارآفرين در توسعه صنعتي، اقتصادي و ايجاد اشتغال در جامعه بايد به صورت يك باور همگاني درآيد و اين اعتقاد به وجود آيد كه در دنياي امروز و در «اقتصاد دانش محور» رشد و توسعه از طريق نوآوري و خلاقيت امكان پذير است.
3- انجام تحقيقات بنيادي به عنوان پايه و اساس توليد علم و تحقيقات كاربردي به عنوان به كارگيري مباني علمي در توسعه فنّاوري مورد حمايت و نتايج حاصله به طور پيوسته ارزيابي و دستاوردهاي آن به زبان ساده در سطح جامعه ترويج مي‌شود تا در ذهن جوانان شكوفه‌هاي نوآوري و خلاقيت شكل گيرد.
4- بخش‌هاي تحقيق و توسعه (R&D) شركت‌ها بايد حمايت شوند و به نقش كارآفرينان در توليد محصولي جديد و فرآيندهاي نو در توليد بها داده شود. ميدان رشد براي افراد خلاق و كارآفرين باز باشد، تا هم افزايي لازم در مراكز تحقيق و توسعه به وجود آيد و انگيزه كار مضاعف گردد.
5- سازمان‌هاي توسعه اي بايد با حمايت مالي و هم كاري دانشگاه‌ها نسبت به ايجاد مراكز توسعه كسب و كار كوچك (SBDC) تلاش جدي نموده تا هسته‌هاي كارآفريني در اين مراكز شكل گيرند.
6- مراكز مالي حمايت كننده از كارآفرينان در سراسر كشور فراگير گردد. دولت و موسسات مسئول توسعه فنّاوري با مكانيزمي (ساز و كاري) مناسب اين مراكز را پشتيباني و بخشي از خطر سرمايه‌گذاري را قبول نمايند.
7- قوانين و مقررات مالي و مالياتي به گونه اي تدوين شود كه انگيزه لازم جهت فعاليت‌هاي كارآفريني به وجود آيد.خريد توليدات شركت‌هاي كارآفرين و ساير محصولات داخلي بايد با برنامه ريزي مناسب مورد حمايت دولت قرار گيرد، به گونه اي كه ضمن ايجاد انگيزه براي توليدات داخلي به رقابت پذير بودن محصولات نيز توجه شود.
8- افراد كارآفرين مورد حمايت و احترام باشند و كسب درآمد و ثروت از طريق كارآفريني يك ارزش محسوب گردد.
9- شهرك‌هاي علمي تحقيقاتي و صنعتي كه قادرند خدمات مراكز رشدي به كارآفرينان و صاحبان ايده ارائه دهند بايد در مكان‌هاي مناسب كشور ساخته شوند. اين شهرك‌ها با حمايت‌هايي كه از كارآفرينان به عمل مي‌آورند ضمن هدايت آن‌ها هزينه ايجاد SMEها را براي كارآفرين كاهش مي‌دهند. البته بايد در ساخت اينگونه فضاها از تجربيات ساير كشورها و تجربيات موجود در كشور بهره گرفت.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:39  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

كارآفريني و اشتغال: كارآفريني چيست؟ چاپ ارسال به دوست
Sunday, 13 June 2010

مقدمه :

 

رويكرد اكثر كشورهاي جهان در دهه‌هاي اخير به موضوع كارآفريني و توسعه آن، موجب گرديده‌ موجي از سياستهاي توسعه كارآفريني در دنيا ايجاد شود. كشورهاي مختلف راه حلي راكه در سه دهه گذشته براي فائق آمدن بر مشكلات مختلف اقتصادي و اجتماعي به آن روي آورده‌اند، توسعه فرهنگ كارآفريني، انجام حمايت‌هاي لازم از كارآفرينان، ارائه آموزشهاي مورد نياز به آنان و انجام تحقيقات و پژوهشهاي لازم در اين زمينه بوده است. تأمل در وضعيت اقتصادي و روند مراحل پيشرفت و توسعه در كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه كه به موضوع كارآفريني توجه نموده‌اند، نشانگر آن است كه اين كشورها توانسته‌اند به پيشرفت‌هاي چشمگيري در زمينه‌هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي دست يابند و يا حداقل بحرانهاي پيش‌آمده را به سلامت پشت سر گذاشته و بحرانهايي كه وقوع آنها را در آينده پيش‌بيني مي‌كردند را مهار نمايند. از جمله اين كشورها مي‌توان به ايالات متحده، كشورهاي اتحاديه اروپايي، كشورهاي جنوب شرق آسيا، چين، برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين و آفريقايي و اقيانوسيه را نام برد.
از آنجا كه مفاهيم مطرح در علوم انساني همانند مفاهيم مطرح در علوم تجربي قطعي نيستند، لذا ارائه تعريف قطعي و مشخصي براي آنها دشوار يا غير ممكن است. كارآفريني هم كه از واژه ‌هاي مطرح در علوم انساني است، از اين قاعده مستثني نيست. دانشمندان و محققين علوم مختلف اقتصادي، اجتماعي، روانشناسي و مديريت كه در مورد كارآفريني مطالعه و نظراتي ارائه كرده‌اند، تعاريف مختلفي از كارآفريني مطرح نموده‌اند كه تفاوت‌هاي گاه مغاير و متناقضي دارند. تعريفي از كارآفريني كه تقريبا شامل همه تعريفهاي ارائه شده از آنان باشد، عبارت است از:

«كارآفريني فرايندي است كه فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد و با بسيح منابع ،‌مبادرت به ايجاد كسب و كار و شركت‌هاي نو، سازمانهاي جديد و نوآور و رشد يابنده نموده كه توأم با پذيرش مخاطره و ريسك است و منجر به معرفي محصول و يا خدمت جديدي به جامعه مي‌گردد.»
در دايره‌‌المعارف بريتانيكا ، كارآفرين اينگونه تعريف شده است:
« شخصي كه كسب و كار و يا موسسه اقتصادي را سازماندهي و مديريت كرده و خطرات ناشي از آنرا مي‌پذيرد»
واژه كارآفريني از قرنها پيش و قبل از آنكه به زبان امروزي مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گرديد. اين واژه معادل كلمه فرانسوي Enterprendre به معناي « متعهد شدن» (معادل under Take در زبان انگليسي) مي‌باشد كه در سال 1848 توسط جان استوارت ميل به كارآفريني ( Enterpreneur ) در زبان انگليسي ترجمه شد.
مفهوم‌ كارآفريني‌:
با تحولات‌ سريع‌ و شتابان‌ محيط‌ بين‌المللي‌ و گذر از جامعه‌ صنعتي‌ به‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ و مواجة ‌اقتصادهاي‌ ملي‌ با اقتصاد جهاني‌ و مطرح‌ شدن‌ پديده‌هايي‌ همانند «جهاني‌ شدن‌ اقتصاد» و «فن‌آوري‌اطلاعات‌» ، مباحث‌ اساسي‌ درخصوص‌ راهكارهاي‌ مختلف‌ براي‌ تسريع‌ فرآيند رشد و توسعة‌ پايدار و رفاه ‌اقتصادي‌ مطرح‌ مي‌گردد. يكي‌ از اين‌ مباحث‌ جديد، نقش‌ كارآفرينان‌ در اين‌ فرآيند مي‌باشد. كارآفريني‌ ازمفاهيم‌ جديدي‌ است‌ كه‌ حداقل‌ در محدوده علم‌ اقتصاد ، مديريت‌، جامعه‌شناسي‌ و روان‌شناسي‌ و سايرمقوله‌هاي‌ مرتبط‌ با اين‌ موضوع‌ قدمتي‌ بسيار كوتاه‌ داشته‌ و از مفاهيم‌ رو به‌ گسترش‌ مي‌باشد. به‌ دليل‌ آنكه ‌معناي‌ تحت‌الفظي‌ «كارآفريني‌» نمي‌تواند عمق‌ محتوي‌ و مفهوم‌ اين‌ واژه‌ را مشخص‌ نمايد و براي‌ جلوگيري‌ ازفهم‌ نادرست‌ اين‌ موضوع‌ يا واژه‌ با ساير واژه‌ها و براي‌ رسيدن‌ به‌ فهم‌ و فرهنگ‌ مشترك‌ از آن‌، معرفي‌ و شناساندن‌ اين‌ واژه‌ بسيار مهم‌ مي‌نمايد . اين‌ كه‌ كارآفريني‌ چيست‌؟ كارآفرين‌ كيست‌؟ فرآيند كارآفريني‌ چگونه‌است‌؟ نقش‌ و تاثير كارآفريني‌ و كارآفرينان‌ در ابعاد توسعه‌ و رشد اقتصادي‌ و متغيرهاي‌ كلان‌ اقتصادي‌ همانند اشتغال‌ چيست‌؟ نقش‌ آموزش‌ و تجربه‌ در رشد كارآفريني‌ چه‌ ميزان‌ است‌؟ سوالهايي‌ هستند كه‌ بايد براي‌ رسيدن به‌ اين‌ فرهنگ‌ مشترك‌ به‌ وضوح‌ و مبسوط‌ پاسخ‌ داده‌ شود.
به‌طور كلي‌ «كارآفريني‌» از ابتداي‌ خلقت‌ بشر و همراه‌ با او در تمام‌ شئون‌ زندگي‌ حضور داشته‌ و مبناي‌تحولات‌ و پيشرفتهاي‌ بشري‌ بوده‌ است‌. ليكن‌ تعاريف‌ زياد و متنوعي‌ از آن‌ در سير تاريخي‌ و روند تكامل‌موضوع‌ بيان‌ شده‌ است‌، كه‌ برخي‌ از اين‌ تعاريف‌ ارائه‌ مي‌گردد:
ـ كارآفرين‌ كسي‌ است‌ كه‌ متعهد مي‌شود مخاطره‌هاي‌ يك‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ را سازماندهي‌، اداره‌ و تقبل‌كند ( Webster's New Collegiate Dictionary ).
ـ خريداري‌ نيروي‌ كار و مواد اوليه‌ به‌ بهائي‌ نامعين‌ و به‌ فروش‌ رساندن‌ محصولات‌ به‌ بهائي‌ طبق‌ قرارداد(برنارد دو بليدور ( Bernard F. De Belidar ) اقتصاددان‌ فرانسوي‌ در اوايل‌ قرن‌ هيجدهم‌).
ـ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ ابزار توليد را به‌ منظور ادغام‌ آنها براي‌ توليد محصولات‌ قابل‌ عرضه‌ به‌ بازار، ارائه‌مي‌كند (ريچارد كانتيلون‌ R. Cantillon در حدود سال‌ 1730).
ـ كارآفرين‌ عاملي‌ است‌ كه‌ تمامي‌ ابزار توليد را تركيب‌ مي‌كند و مسووليت‌ ارزش‌ توليدات‌، بازيافت‌ كل‌سرمايه‌اي‌ را كه‌ بكار مي‌گيرد، ارزش‌ دستمزدها، بهره‌ و اجاره‌اي‌ كه‌ مي‌پردازد و همچنين‌ سود حاصل‌ را برعهده‌ مي‌گيرد (جان‌ باتيست‌ سي‌ ( Jean Baptiste Say ) ، اقتصاددان‌ فرانسوي‌ در سال‌ 1803 ميلادي‌).
ـ كارآفريني‌ پلي‌ است‌ بين‌ جامعه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ كل‌، بويژه‌ جنبه‌هاي‌ غيراقتصادي‌ جامعه‌ و موسسات ‌انتفاعي‌ تاسيس‌ شده‌ براي‌ تمتع‌ از مزيت‌هاي‌ اقتصادي‌ و ارضاء آرزوهاي‌ اقتصادي‌ (آرتور كول‌ ( A. Cole )،1946).
ـ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ تخصص‌ وي‌ تصميم‌گيري‌ عقلاني‌ و منطقي‌ درخصوص‌ ايجاد هماهنگي‌ در منابع‌ كمياب‌ مي‌باشد (كاسون‌، 1982).
ـ كارآفريني‌ به‌ عنوان‌ يك‌ تسريع‌كننده‌، جرقة‌ رشد و توسعة‌ اقتصادي‌ را فراهم‌ مي‌آورد (ويلكن‌( Wilken )، 1980)
ـ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ شركتهاي‌ جديدي‌ را كه‌ سبب‌ ايجاد و رونق‌ شغل‌هاي‌ جديد مي‌شوند، شكل‌مي‌دهند (كه‌ چموف‌ ( B - Kirchhoff )، 1994).
ـ رابرات‌ لمب‌ ( R.K .Lamb ) (1902) معتقد بود كه‌ «كارآفريني‌ يك‌ نوع‌ تصميم‌گيري‌ اجتماعي‌ است‌ كه‌توسط‌ نوآوران‌ اقتصادي‌ انجام‌ مي‌شود و نقش‌ عمده كارآفرينان‌ را اجراي‌ فرآيند گسترده ايجاد جوامع‌ محلي‌، ملي‌ و بين‌المللي‌ و يا دگرگون‌ ساختن‌ نمادهاي‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ مي‌دانست‌.
ـ هربرتون‌ ايوانز ( Herberton G.Evans ) (1957) معتقد بود كه‌ كارآفرين‌ وظيفه‌ تعيين‌ نوع‌ كسب‌ و كار مورد نظر را بر عهده‌ داشته‌ و يا آن‌ را مي‌پذيرد.
ـ ردليچ‌ ( F.Redlich ) (1958) معتقد است‌ كه‌ كارآفرين‌ در حالي‌ كه‌ مدير، سرپرست‌ و هماهنگ‌كننده‌فعاليت‌هاي‌ توليد است‌، برنامه‌ريز، نوآور و تصميم‌گيرنده‌ نهايي‌ در يك‌ شركت‌ توليدي‌ نيز مي‌باشد.
ـ مك‌ كله‌لند ( D.M,clelland ) (1961) معتقد بود كه‌ كارآفرين‌ كسي‌ است‌ كه‌ «يك‌ شركت‌ (يا واحداقتصادي‌) را سازماندهي‌ مي‌كند و ظرفيت‌ توليدي‌ آن‌ را افزايش‌ مي‌دهد.»
ـ پنروز ( E.Penrose ) (1968) جنبة‌ اصلي‌ كارآفريني‌ را همانا شناسايي‌ و بهره‌برداري‌ از كرهاي فرصت‌ طلبانه‌ براي‌ گسترش‌ شركتهاي‌ كوچكتر مي‌داند.
ـ كارلند ( J.c.carland ) (1984) معتقد است‌ كه‌ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ جهت‌ دستيابي‌ به‌ سود و رشد،شغلي‌ را به‌ وجود مي‌آورد و مديريت‌ مي‌كند.
ـ چل‌ ( E.chell ) و هاروث‌ ( J.Haworth ) (1988) در تحقيقات‌ خود به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌كارآفرينان‌ افرادي‌ هستند كه‌ قابليت‌ مشاهده‌ و ارزيابي‌ فرصتهاي‌ تجاري‌، گردآوري‌ منابع‌ مورد نياز و دستيابي‌به‌ ارزيابي‌ حاصل‌ از آن‌ را داشته‌ و مي‌توانند اقدامات‌ صحيحي‌ را براي‌ رسيدن‌ به‌ موفقيت‌ انجام‌ دهند.
ـ پيتردراكر ( P.draker ) (1985) معتقد است‌، كارآفرين‌ كسي‌ است‌ كه‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ كوچك‌ و جديدي‌ را با سرمايه‌ خود شروع‌ مي‌نمايد.
ـ ادي‌ ( G.Eddy ) و الم‌ ( k.olm ) (1985) معتقدند كه‌ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ مايل‌ و قادر به ‌مخاطره ‌پذيري‌ است‌ و در عين‌ حال‌ ابزار توليدي‌ و اعتباري‌ را در هم‌ مي‌آميزد تا به‌ سود يا اهداف‌ ديگري‌ همچون‌ قدرت‌ و احترام‌ اجتماعي‌ دست‌ يابد.
ـ تراپ‌مان‌ ( J. Torpman ) و مورنينگ‌ استار ( G.Morningstar ) (1989) در كتاب‌ «نظام هاي ‌كارآفرينانه‌» در دهة‌ 1990 مي‌نويسند: كارآفرين‌ يعني‌ تركيب‌ متفكر با مجري‌، كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ فرصت ‌ارائه‌ يك‌ محصول‌، خدمات‌، روش‌ و سياست‌ جديد يا راه‌ تفكري‌ جديد براي‌ يك‌ مشكل‌ قديمي‌ را مي‌يابد.كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ مي‌خواهد تاثير انديشه‌ محصول‌ يا خدمات‌ خود را بر نظام‌ مشاهده‌ كند.
ـ جفري‌ تيمونز ( Jeffry Timmons ) (1990) درخصوص‌ كارآفريني‌ مي‌نويسد: «كارآفريني‌ خلق‌ و ايجاد بينشي‌ ارزشمند از هيچ‌ است‌. كارآفريني‌ فرآيند ايجاد و دستيابي‌ به‌ فرصتها و دنبال‌ كردن‌ آنها بدون‌ توجه‌ به‌منابعي‌ است‌ كه‌ در حال‌ حاضر موجود است‌. كارآفريني‌ شامل‌، خلق‌ و توزيع‌ ارزش‌ و منافع‌ بين‌ افراد، گروهها، سازمانها و جامعه‌ مي‌باشد.
ـ ديويد مك‌ كران‌ ( D. Mckeran ) و اريك‌ فلانيگان‌ ( E.Flannigan ) (1996) كارآفرينان‌ را افرادي‌نوآور، بافكري‌ متمركز، و به‌ دنبال‌ كسب‌ توفيق‌ و مايل‌ به‌ استفاده‌ از ميانبرها مي‌دانند كه‌ كمتر مطابق‌ كتاب‌ كار مي‌كنند و در نظام‌ اقتصادي‌، شركتهايي‌ نوآور، سودآور و با رشدي‌ سريع‌ را ايجاد مي‌نمايند.
در واقع‌، هنوز هم‌ تعريف‌ كامل‌، جامع‌، مانع‌ و مورد پذيرش‌ همة‌ صاحبنظران‌ ارائه‌ نشده‌ است‌، ليكن‌ دراين‌ بين‌ تئوري‌ و تعاريف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتريشي‌ به‌ نام‌ «جوزف‌ شومپيتر ( Joseph schumpeter ) ازكارآفريني‌ و نقش‌ كارآفرينان‌ در فرآيند توسعه‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اكثر محققين‌ در اين‌ زمينه‌ است‌:
بر طبق‌ نظر وي‌ كارآفرين‌ نيروي‌ محركة‌ اصلي‌ در توسعة‌ اقتصادي‌ و موتور توسعه‌ مي‌باشد و نقش‌ وي ‌عبارت‌ است‌ از نوآوري‌ يا ايجاد تركيب‌هاي‌ تازه‌ از مواد. شومپيتر مشخصة‌ اصلي‌ كارآفرين‌ را «نوآوري‌» مي‌دانست‌ و كار يك‌ كارآفرين‌ را «تخريب‌ خلاق‌» تعريف‌ كرد. وي‌ در كتاب‌ «نظرية‌ اقتصاد پويا» اشاره‌ مي‌كند كه‌ تعادل‌ پويا از طريق‌ نوآوري‌ و كارآفريني‌ ايجاد مي‌گردد و اينها مشخصة‌ يك‌ اقتصاد سالم‌ هستند.
سابقه كارآفر يني در دنيا:
در اوايل سده شانزدهم ميلادي كساني را كه در كار مأموريت نظامي بودند كارآفريني خواندند و پس از آن نيز براي مخاطرات ديگر نيز همين واژه با محدوديتهايي مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 ميلادي به بعد درباره پيمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمراني بودند، از لفظ كارآفرين زياد استفاده شده است.
كارآفريني و كارآفرين اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادي از قرن شانزدهم ميلادي تاكنون به نحوي كارآفريني را در نظريه‌هاي خود تشريح كرده‌اند. ژوزف شوپيتر با ارائه نظريه توسعه اقتصادي خود در سال 1934 كه همزمان با داوران ركود بزرگ اقتصادي بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوري كارآفرينان در ايجاد سود، مورد توجه قرار گيرد و به همين دليل وي را «پدر كارآفريني» لقب داده‌اند. از نظر وي «كارآفرين نيروي محركه اصلي در توسعه اقتصادي است » و نقش كارآفريني عبارت است از «نوآوري يا ايجاد تركيب هاي تازه از مواد»
كارآفريني از سوي روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرينان در اقتصاد و به منظور شناسايي ويژگيها و الگوهاي رفتاري آنها با بررسي و تحقيق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است.
جامعه شناسان كارآفريني را به عنوان يك پديده اجتماعي در نظر گرفته و به بررسي رابطه متقابل بين كارآفرينان و ساير قسمتها و گروههاي جامعه پرداخته‌اند .
دانشمندان مديريت به تشريح مديريت كارآفريني و ايجاد جو و محيط كارآفرينانه در سازمانها پرداخته‌اند.
سير تاريخي مفهوم كارآفريني
به طور کلي و با عنايت به موارد اشاره شده در فوق ، سير تاريخي مفهوم كارآفريني را مي‌توان به پنج دوره تقسيم نمود:
دوره اول:قرون 15 و 16 ميلادي: در اين دوره به صاحبان پروژه‌هاي بزرگ كه مسئوليت اجرايي اين پروژه‌ها همانند ساخت كليسا، قلعه ها، ‌تأسيسات نظامي و .... از سوي دولتهاي محلي به آنها واگذار گرديد. كارآفرين اطلاق مي‌شد، در تعاريف اين دوره پذيرش مخاطره، لحاظ نشده است.
دوره دوم: قرن 17 ميلادي: اين دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتي در اروپا بوده و بعد مخاطره پذيري به كارآفريني اضافه شد كارآفرين در اين دوره شامل افرادي همانند بازرگانان ، صنعتگران و ديگر مالكان خصوصي مي‌باشد.
دوره سوم: قرون 18و 19 ميلادي: در اين دوره كارآفرين فردي است كه مخاطره مي‌كند و سرمايه مورد نياز خود را از طريق وام تأمين مي‌كند، بين كارآفرين و تأمين كننده سرمايه (سرمايه‌گذار) و مدير كسب و كار در تعاريف اين دوره تمايز وجود دارد.
دوره چهارم: دهه‌هاي مياني قرن بيستم ميلادي: در اين دوره مفهوم نوآوري شامل خلق محصولي جديد، ايجاد نظام توزيع جديد يا ايجاد ساختار سازماني جديد به عنوان يك جزء اصلي به تعاريف كارآفريني اضافه شده است.
دوره پنجم: دوران معاصر( از اواخر دهه 1970 تاكنون ): در اين دوره همزمان با موج ايجاد كسب و روند كارهاي كوچك و رشد اقتصادي و نيز مشخص شدن نقش كارآفريني به عنوان تسريع كننده اين سازوكار، جلب توجه زيادي به اين مفهوم شد و رويكرد چند جانبه به اين موضوع صورت گرفت. تا قبل از اين دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفريني معطوف بود، اما در اين دوره به تدريج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققين علوم مديريت نيز به ابعاد مختلف كارآفريني و كارآفرينان توجه نموده‌اند.
تا دهه 1980 سه موج وسيع ، موضوع كارآفريني را به جلو رانده است:
موج اول: انفجار عمومي مطالعه و تحقيق در قالب انتشار كتابهاي زندگي كارآفرينان و تاريخچه شركتهاي آنها، چگونگي ايجاد كسب و كار شخصي و شيوه‌هاي سريع پولدار شدن مي‌باشد. اين موج از اواسط دهه 1950 شروع مي‌شود.
موج دوم: اين موج كه شروع آن ازدهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌هاي آموزش كارآفريني در حوزه‌هاي مهندسي و بازرگاني است كه در حال حاضر اين حوزه‌ها به ساير رشته‌ها نيز تسريع يافته است.
موج سوم: اين موج شامل افزايش علاقمندي دولتها به تحقيقات در زمينه كارآفريني و بنگاههاي كوچك، تشويق رشد شركت‌هاي كوچك و انجام تحقيقات در خصوص نوآوري‌هاي صنعتي مي‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.
سابقه كارآفريني در ايران:
علي‌رغم اينكه در كشورهاي پيشرفته دنيا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع كارآفريني توجه جدي شده و حتي در بسياري از كشورهاي درحال توسعه هم از اواخر دهه 1980 اين موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در كشور ما تا شروع اجراي برنامه سوم توسعه، توجه چنداني به كارآفريني نشده بود . حتي در محافل علمي و دانشگاهي نيز به جز موارد بسيار نادر، فعاليتي در اين زمينه صورت نگرفته بود. مشكل بيكاري و پيش‌بيني حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد كه در زمان تدوين برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه كارآفريني مورد توجه قرار گيرد. در برنامه اخير، توسعه كارآفريني در سطح وزارتخانه‌هاي علوم، تحقيقات و فناوري، بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، ‌جهاد كشاورزي، صنايع و معادن و فلزات و همچنين مؤسسه جهاد دانشگاهي به دليل ارتباط با فعاليت‌هاي آنها، مطرح شده است.
متأسفانه واژه كارآفريني كه ترجمه‌اي از كلمه Enterpreneurship است، موجب گرديده است كه معني ايجاد كار و يا اشتغال‌زايي از اين واژه برداشت مي‌شود. در حاليكه كارآفريني داراي مفهومي وسيعتر و با ارزشتر از اشتغال‌زايي است . اين برداشت ناصحيح از اين مفهوم و همچنين تورم نيروي انساني بيکار در جامعه ( بويژه در بين دانش‌آموختگان دانشگاهي)، موجب شده بسياري از سياستهايي که براي توسعه آن اتخاذ شده و نيز در بخشنامه‌ها و سخنراني‌هاي مسؤولان در اين خصوص ، صرفا جنبة اشتغال‌زايي براي آن در نظر گرفته شود . در حاليکه کارآفريني داراي پيامدهاي مثبت و مهم ديگري همانند : بارورشدن خلاقيت‌ها ، ترغيب به نوآوري و توسعة آن ، افزايش اعتماد به نفس ، ايجاد و توسعة تکنولوژي ، توليد ثروت در جامعه و افزايش رفاه عمومي است و در صورتيکه فقط به جنبة اشتغال‌زايي آن توجعه شود ، از ساير پيامدهاي آن بي بهره خواهيم ماند .
كارآفرين كيست؟
زمان زيادي نيست كه كلمات كارآفرين و كارآفريني در رسانه‌هاي مختلف تكرار مي‌شود و هر كس به سليقه خود از اين واژه جديد براي اشاره به مديران،افرادموفق،‌سرمايه‌داران،‌سرمايه‌گذاران،‌ صادركنندگان، دلال‌ها و تاجران استفاده مي‌كند. هرچند هر كدام از اين افراد ممكن است كارآفرين باشند ولي هيچكدام مصداق كاملي براي اين مفهوم نيستند.
به راستي كار‌آفرين كيست؟ آيا كارآفرينان ويژگيهاي متمايزي از ديگر بازيگران صحنه اقتصاد دارند؟ نگاهي به مسير حركت فعاليت‌هاي كارآفرينان،‌مبدأ و منشأ و حركت و انرژي كه در طول مسير آنان را تغذيه مي‌نمايد در تصويري اجمالي از شخصيت كارآفرين ارائه شده است.
چه چيز باعث مي‌شود كه نشاط حركت به لختي و سكون غلبه كند؟ آرزوي آن چيزي كه امروز نيست ولي فردا مي‌تواند باشد، اولين چيزي است كه جمود كارآفرين را در هم مي‌شكند. يعني كارآفرين آرزومند است.
آن چه جهت و مسير كارآفرين را براي رسيدن به آرزوهايش تعيين مي‌كند از درون او برمي‌خيزد. عزم او براي حركت يا توقف و اقدام يا عدم اقدام، چيزي نيست كه مولود شرايط،‌ محيط يا اطرافيان باشد. يعني كارآفرين كنترل دروني دارد. او براي اينكه بتواند درست آن چه را كه مي‌انديشد عينيت بخشد و عزم خود را عملي كند بايد رئيس و كار‌فرماي خود باشد. يعني‌ كار‌آفرين نياز به استقلال دارد. وقتي كه خلاقيت از ذهن به عمل منتقل مي‌شود، نو‌آوري صورت مي‌گيرد. نو‌آوري يعني پيمودن راه نارفته، كسي كه اولين بار راهي را مي‌پيمايد، ‌اولين كسي است كه مي‌تواند خبر مخاطرات راه را براي ديگران بياورد. يعني كارآفرين خطرپذير است. او به جاي آن كه منتظر ضمانت يك پايان موفق بماند، به فكر و تلاش خود تكيه مي‌زند، به مشكلات حمله مي‌كند و پيش مي‌رود. يعني كار‌آفرين منفعل نيست و براي استقبال از آينده روحيه‌اي تهاجمي دارد. ذهن پوياي او مرزهاي از پيش تعيين‌شده و قالب‌هاي رايج را درهم مي‌شكند و با وجودي كه همان چيزي را مي‌بيند كه ديگران ‌بينند، ‌اما چيزي را مي‌انديشد كه ديگران نمي‌انديشند. يعني‌كارآفرين خلاق است. به استقبال فردا رفتن، آخر ماجرا نيست. كسي كه آگاهانه و پيشاپيش خود را در ميدان مواجهه با مسائل مي‌اندازد، بايد توان سخت كار‌كردن در شرايط پرتنش را هم داشته باشد. يعني كار‌آفرين با وجود فشار زياد ، ‌كارآيي خود را حفظ مي‌كند. لحظه ‌تصميم آغاز،‌تنها زماني نيست كه او با ريسك مخاطره مواجه مي‌شود. ابهام يك پايان نامعلوم، برهر قدم اين راه سايه مي‌اندازد. يعني كار‌آفرين قدرت تحمل ابهام دارد. بايد گفت که تعريف مجموعه‌اي از صفات كه كارآفرين ايده‌آل را به تصوير كشد ، امكان‌پذير نيست و از طرفي هر کارآفريني تمام ويژگيهاي ذکر شده در ادبيات را ندارد. برخي ديگر از ويژگيهايي که محققين بسياري آنها را به عنوان ويژگيهاي کارآفرين برشمرده‌اند عبارتند از:
آينده‌نگر بودن و داشتن چشم انداز : چشم‌انداز براي شخص كار‌آفرين كاملا شفاف و خالي از هرگونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به ديگران مي‌باشد. داشتن چنين چشم‌اندازي به كارآفرين كمك مي‌كند تا حركتي مستمر و بدون سردرگمي و مستقيم به سمت هدف داشته باشد. علاوه بر اين چشم‌انداز قابل انتقال ديگران را نيز در طي مسير همراه و مدديار او مي‌نمايد.
مصمم بودن : عزم راسخ كارآفرينان يكي ديگر از ويژگيهاي بارز آنهاست كه انرژي و تعهد لازم براي كسب موفقيت را ايجاد مي‌كند. كار‌آفرينان مصمم از ايده‌هاي جديد و فرصت‌ها و پيشنهادات شغلي ديگر چشم‌پوشي كرده و در مقابل به كاري كه براي خود برگزيده‌اند پايبند مي‌ماند. اين قطعيت كارآفرين را در طي فرآيند راه‌اندازي از هر گونه شك و ترديد و دودلي مصون نگاه مي‌دارد تا حدي كه مخالفت نزديكان و آشنايان نيز نمي‌تواند در اراده آنان خللي وارد نموده بلكه دودلي ديگران نيز تحت تأثير اين قطعيت برطرف مي‌شود.
انگيزش: نياز خود شكوفايي يكي از مهمترين انگيزه‌هاي كارآفرينان در محقق كردن چشم‌انداز خود است. نتيجه اين نياز قوي اين است كه در مسير حركت به سوي هدف، ‌هرچيز ديگري از اولويت پايين برخوردار مي‌گردد. در روابط شخصي،‌علايق خارج از اين چشم‌انداز و يا پروژه‌هاي باسود مالي زياد،‌همه از مواردي هستند كه در مقايسه با هدف، اولويت پايين‌تري خواهند داشت. البته سود مالي بندرت انگيزه كار‌آفرينان قرار مي‌گيرد چرا كه پول به تنهايي نمي‌تواند انگيزه ‌انجام تمام زحماتي باشد كه در شروع يك فعاليت كارآفرينانه لازم است، هرچند كه معيار خوبي براي اندازه‌گيري موفقيت فعاليت كارآفرينان است.
تمركز: براي اينكه كارآفرين از انجام موفقيت‌آميز تمام طرح و برنامه‌ها و جزئيات كار مطمئن باشد، لازم است كه همانند يك فوتباليست خوب كه لحظه‌اي چشم از توپ بر ‌نمي‌دارد در تمام لحظات با تمركز بر چشم‌انداز، همه انرژي، وقت و ساير منابع را حول اين هدف مصروف نمايد.
وقف و از خودگذشتگي: كار‌آفرينان همه زندگي خود را وقف كار نموده‌اند. بسيار سخت كوش هستند و پشتكار آنان مثال زدني است در حقيقت آنان از كار در راستاي هدف خود لذت مي‌برند. داشتن چشم‌انداز روشن و تركيب آن با خوش بيني و ريسك‌پذيري كارآفرينان، سخت‌كوشي وتعلق خاطر به كار را در آنان پديد مي‌آورد.
تعاريف و نظريات مختلفي در مورد کارآفرينان شده که برخي از آنها عبارتند از :
ـ كارآفرين ‌كسي ‌است‌ كه ‌فرصتي ‌را كشف‌ و براي ‌پيگيري ‌و تحقق ‌آن‌، سازمان‌ مناسبي‌ را بنا ‌مي‌كند.
ـ كارآفرين ‌كسي ‌است‌ كه ‌عمدتا به‌منظور كسب ‌سود و رشد، كسب ‌و كاري ‌را تاسيس‌ و اداره‌ مي‌كند كه‌ مشخصات ‌اصلي ‌آن ‌نوآوري‌ و مديريت ‌استراتژيك ‌است‌.
ـ كارآفرين ‌كسي ‌است ‌كه ‌سياستگذاري ‌كسب‌ و كار با اوست ‌و به ‌حساب‌ خود ريسك ‌مالي‌ آن‌ را به‌ عهده‌ مي‌گيرد.
ـ كارآفرين ‌كسي ‌است‌ كه ‌فرصتهاي‌ بازار را درك ‌و جهت ‌استفاده ‌از آن ‌فرصتها، سرمايه‌ و دارايي‌ لازم ‌رافراهم ‌مي‌سازد.
ـ كارآفرين ‌فردي ‌است‌ كه ‌تقاضا را پيش‌بيني ‌مي‌كند و خطر ناشي ‌از نوسانات ‌آن‌ را به‌ عهده ‌مي‌گيرد، در فرآيند توليد عامل ‌سازماندهي‌ و مسوول ‌تصميماتي ‌است ‌از اين ‌قبيل‌: چه ‌توليد شود ـ چقدر توليد شود ـ با چه ‌روشي‌ توليد شود.
ـ كارآفرين ‌كسي ‌است ‌كه ‌فرصتها را تشخيص ‌مي‌دهد، منابع ‌مورد نياز را جمع‌آوري ‌مي‌كند، طراحي ‌و اجراي ‌نقشه‌اي ‌عملي‌ را به ‌عهده ‌مي‌گيرد، نتايج‌ بدست ‌آمده‌ را به‌ موقع‌ و با روش ‌منعطف ‌جمع‌آوري ‌مي‌كند.
ـ كارآفرين‌ كسي ‌است ‌كه ‌توانايي ‌آن‌ را دارد كه ‌فرصتهاي‌ كسب ‌و كار را ببيند و آنها را ارزيابي ‌كند، منابع‌ لازم ‌را جمع‌آوري ‌و از آنها بهره‌برداري ‌نمايد، و سپس‌ عمليات ‌مناسبي ‌را براي ‌رسيدن ‌به ‌موفقيت ‌پي‌ريزي ‌نمايد.
ـ كارآفرين‌ كسي ‌است ‌كه ‌توليد را سازماندهي ‌مي‌كند.
ـ كارآفرين ‌كسي ‌است ‌كه ‌شركتي ‌را تاسيس ‌يا قسمتي ‌از كار را كه ‌بايد انجام‌ شود، مرتب‌ مي‌كند و به ‌اميد كسب ‌سود، ريسكهاي ‌كسب ‌و كار را مي‌پذيرد.
ـ كارآفرين ‌كارفرمايي ‌است‌ كه‌ ريسك ‌و مديريت ‌كسب‌ و كاري ‌را به‌ عهده ‌مي‌گيرد.
ـ كارآفرين ‌كسي ‌است ‌كه ‌تركيب‌ جديدي ‌از وسائل‌ توليد و اعتبار بنگاه ‌اقتصادي‌ را به ‌عهده ‌مي‌گيرد.
ـ كارآفرين‌ كسي ‌است ‌كه ‌با معرفي ‌محصولات ‌و خدمات ‌جديد، ايجاد شكلهاي ‌جديدي ‌از سازمان‌، يا بهره‌برداري ‌از مواد اوليه‌ جديد، نظر يا موضع ‌اقتصادي‌ موجود را به‌هم‌ مي‌ريزد.
يك ‌كارآفرين ‌به ‌منظور تحقق ‌ايده‌اش ‌عوامل ‌مورد نياز مانند: زمين‌، نيروي‌كار، مواد مصرفي‌ و سرمايه ‌را فراهم ‌آورده‌ و با استفاده ‌از قدرت ‌تصميم‌گيري‌، مهارتها و استعدادهاي ‌فردي‌اش‌ در طراحي‌، سازماندهي‌، راه‌اندازي‌ و مديريت‌ واحد جديد، ايده‌اش ‌را تحقق ‌مي‌سازد و از اين ‌راه ‌به کسب‌ درآمد مي‌پردازد. همچنين ‌در اين‌ راه ‌يك ‌عدم‌ موفقيت ‌را به‌ دليل ‌فعاليت‌ در محيط‌ غير قابل‌ كنترل ‌و مبهم‌ و با موانع ‌پيش‌بيني ‌نشده ‌مي‌پذيرد. از نظر علم‌ اقتصاد، كارآفرين ‌فردي ‌است ‌كه ‌با صرف ‌زمان ‌و انرژي ‌لازم‌، منابع‌، نيروي‌كار، مواد اوليه ‌و ساير دارائيها را به ‌گونه‌اي ‌هماهنگ ‌مي‌سازد كه ‌ارزش ‌آنها و يا محصولات‌ حاصل‌ از آنها نسبت‌ به‌ حالت ‌اوليه‌اش ‌افزايش ‌يابد (ايجاد ارزش ‌افزوده ‌كند).
‌كارآفرين ‌سرمايه‌دار نيست‌ ولي ‌قادر است ‌از سرمايه‌هاي‌ راكد به ‌خوبي ‌استفاده‌ كند. همچنين ‌او ممکن است مخترع‌، عالم‌، متخصص ‌و هنرمند نباشد، ‌ولي‌ توان ‌بهره‌برداري ‌مناسب ‌از علم‌، تخصص‌ و هنر ديگران‌ را دارد.
تعاريفي ‌كه ‌از كارآفريني ‌ارائه ‌شده ، مبين ‌آن ‌است ‌كه‌، كارآفرين ‌منتظر سرمايه‌گذاري ‌و ايجاد شغل ‌از طرف‌ دولت و ديگران ‌نيست‌. او خود با شناخت ‌صحيح ‌از فرصتها و استفاده ‌از سرمايه‌هاي ‌راكد، امكاناتي ‌را فراهم ‌نموده ‌و با سازماندهي ‌و مديريت‌ مناسب‌ منابع‌، ايده ‌خويش ‌را عملي ‌مي‌نمايد. او تنها خودش‌ شاغل‌ نمي‌شود، بلكه ‌بدون‌ اتكاء به ‌دولت‌، در بخش‌ غيردولتي‌ براي ‌تعداد ديگري‌ نيز شغل‌ مي‌آفريند و علاوه ‌بر آن ‌نقش‌ مهمي ‌در توليد و «اشتغال‌مولد» دارد. اين ‌امر سبب‌ كاهش ‌نرخ ‌بيكاري ‌بدون ‌نياز به ‌سرمايه‌گذاري‌ دولت ‌براي ‌ايجاد اشتغال‌ مي‌گردد. البته ‌دولت ‌مي‌تواند با ارائه ‌تسهيلات‌ و پيگيري‌ سياستهاي‌ مناسب‌، حركت ‌كارآفرينان ‌را شدت ‌و شتاب ‌بخشد.
هر كارآفرين ‌بالقوه ‌يا بالفعل‌، به‌ يك ‌نسبت ‌از اين‌ ويژگيها و قابليتها برخوردار نيست‌. لذا كارآفرينان ‌طيف ‌متنوعي ‌را شامل‌ مي‌شوند كه ‌همين ‌باعث ‌تنوع‌ در تعريف ‌كارآفريني‌ و كارآفرين‌ شده ‌است‌.
ويژگيهاي‌ كارآفرينان‌:
چنانچه گفته شد کارآفرينان طيف متنوعي را شامل مي‌شوند که اين موضوع موجب شده صاحبنظران و محققين کارآفريني ويژگيهاي مختلفي براي کارآفرينان ذکر کرده‌اند که در زير به مهمترين آنها اشاره مي‌شود:
ـ نوآوري‌( Innovation )
ـ خلاقيت‌( Creativity )
ـ مخاطره‌پذيري‌( Riskbearing )
ـ اعتماد به‌ نفس‌( self-confidence )
ـ دانش ‌فني‌( Technical Knowledge )
ـ استقلال‌( Independent )
ـ هدف‌گرا ( Goal- Oriented )
ـ مركز كنترل ‌داخلي‌( Enternal locus of control )
ـ عكس‌العمل‌ مثبت ‌نسبت ‌به ‌مشكلات ‌و موانع‌( Positive reaction to set back )
ـ توانايي ‌به ‌ايجاد ارتباطات‌( Communication Ability )
ـ توفيق ‌طلبي‌( need for Achievement )
ـ تمايل ‌به‌ مسؤوليت‌پذيري‌( Desir for Responsibility )
پيامدهاي کارآفريني
دامنه تاثيرات كارآفريني بر جامعه بسيار وسيع است. از تغيير در ارزشهاي اجتماعي تا رشد شتابان اقتصادي. محققين تغييرات مختلفي را که کارآفريني در يک جامعه ايجاد مي کند ، بررسي کرده و آثار آن را از ديدگاه‌هاي متفاوت مورد بحث قرار داده ‌اند . برخي از اين تأثيرات عبارتند از:
• اشتغال زايي
• انتقال تکنولوژي
• ترغيب و تشويق سرمايه گذاري
• شناخت، ايجاد و گسترش بازارهاي جديد
• افزايش رفاه
• ساماندهي و استفاده اثربخش از منابع
پيامدهاي مثبتي که توسعه کارآفريني در اقتصاد کشور ايجاد ميکند، غير قابل انكار است. بسياري از محققان معتقدند كه ، کارآفرينان از رسيدن نظام اقتصادي به تعادل ايستا جلوگيري كرده و بواسطه رفتارهاي فرصت جويانه خود، اقدام به فرصت ‌سازي براي کليت نظام اقتصادي مي ‌نمايند.
کارآفريني، پايه هاي شکلگيري اقتصاد نوين:
اقتصاد در ابتداي هزاره سوم ميلادي شاهد دگرگونيهاي شگرفي بوده است. انقلاب فنآوري اطلاعات و تغيير ترکيب نيروي کار به نفع نيروهاي دانش- محور از زمره اين تغييرات است.
شايد مهمترين روندي که در اقتصاد ديده مي شود حرکت به سوي يک نظام اقتصادي با ماهيت شبکه اي است. در چنين اقتصادي، کنترل و تخصيص منابع به صورت توزيع شده صورت مي ‌گيرد و نقش شبکه ‌هاي اجتماعي در رشد و توسعه اقتصادي به مراتب بيش از نظام متمرکز برنامه ‌ريزي دولتي خواهد بود.
نقش کارآفرينان در رويکرد شبکه ‌ مدار به مراتب پررنگتر از رويکرد اقتصاد کلاسيک است. در اقتصاد نوين، کارآفرينان در شبکه ‌هاي اجتماعي نقش عناصر فعالي را ايفا مي ‌کنند که ارتقاي بازده سرمايه ‌هاي مادي و انساني را فراهم مي ‌آورند.
رشد اقتصادي:
ويژگي بارز اقتصاد امروز ، تغييرات سريع است. لذا کشورهايي ميتوانند در چنين اقتصادي موفق باشند که قابليت تطبيق با اين تغييرات را داشته باشند. کشورهايي که در آنها ، ميزان فعاليتهاي کارآفرينانه بالاتر است، قادرند تا در اقتصاد جهان موقعيت بهتري کسب کنند. تحقيقات انجام شده نشان داده که رشد اقتصادي با فعاليتهاي کارآفرينانه ارتباط مستقيم دارد. در تحقيق - که به صورت ، ساليانه فعاليتهاي کارآفريني و تأثيرات آن در کشورهاي مختلف را مورد بررسي قرار مي دهد و در حال حاضر در بيش از 20 کشور جهان صورت مي ‌ گيرد- اين نتيجه بدست آمده که نرخ رشد اقتصادي يک کشور رابطه معني ‌داري با سطح فعاليتهاي کارآفريني آن دارد.
اشتغال ‌زايي:
کارآفرينان در ايجاد اشتغال نيز نقش مهمي ايفا مي ‌نمايند. در حدود نيمي از کارکنان کشورهاي توسعه ‌يافته در کسب و کارهاي کوچک مشغول فعاليت هستند. بيشتر مشاغل جديد را کسب و کارهاي کوچک ايجاد مي ‌کنند و سهم اين کسب و کارها در بازار کار در حال افزايش است.
از سال1980 تا کنون ، کسب و کارهاي کوچک در اقتصاد آمريکا بيش از 34 ميليون شغل ايجاد کرده ‌ اند. اين در حالي است كه از تعداد كاركنان شركت‌هاي بزرگ در اين كشورها كاسته شده است. در ايالات متحده آمريكا، 5/81 درصد از مشاغل جديد از طريق شركت‌هاي تازه تاسيس به وجود آمده و 5% از شركت‌هاي تازه تاسيس، 77% از مشاغل جديد را ايجاد كرده‌اند.
ايجاد و رشد تکنولوژي:
بيش از 67 درصد از نوآوريهاي تكنولوژيك و حدود 95 درصد از نوآوريهاي منجر به تحولات بنيادي را كسب و كارهاي كارآفرينانه پديد آورده اند.
کارآفرينان از طريق ايجاد فنآوري. ارائه محصولات و خدمات جديد ، قدرت انتخاب مصرف کنندگان را افزايش داده و با افزايش بهره وري، سرگرميهاي نو، بهبود بهداشت و سلامتي، تسهيل ارتباطات و ... موجب افزايش کيفيت زندگي مي ‌شوند.
در واقع بخش اعظم صنايع جديدي که يک نسل پيشتر موجود نبود را کارآفرينان ايجاد کرده ‌اند که مي توان از کامپيوترهاي شخصي، تلفنهاي همراه، خريد از طريق اينترنت و سرگرميهاي ديجيتال به عنوان نمونه ‌هايي از آن ذکر نمود.
ايجاد صنايع نو:
بسياري از صنايع جديد از پيامدهاي كارآفريني مي‌باشند. صنايع نظير، كامپيوترهاي شخصي، بيوتكنولوژي، تلويزيون‌هاي كابلي، نرم‌افزارهاي شامل محصولات جديد نفتي، ارتباطات بي‌سيم، خدمات پستي صوتي، تلفن‌هاي همراه، فروشگاه‌هاي اينترنتي، رسانه‌هاي ديجيتالي و ...
ايجاد تحرك اقتصادي و اجتماعي

از پيامدهاي كارآفريني مي‌توان به بهبود وضعيت اقتصادي، فقرا و وارد شدن زنان به عرصه‌هاي كسب و كار و افزايش مالكيت آنها در كسب كارها، اشاره كرد (در ايالات متحده، سهم مالكيت زنان در كسب كارها از 4% در سال 1970، 35% در سال 1999 افزايش يافته است.)
ايجاد مساوات از طريق مالكيت شخصي:كارآفريني از طريق افزايش ثروت جامعه، منجربه ايجاد سهم بيشتري از درآمدها، براي افراد جامعه مي‌شود. مطالعات در آمريكا نشان داده كه بيشتر از 95% از ثروت‌ها از سال 1980 به بعد ايجاد شده‌اند.
بازگشت به ارزش‌هاي اجتماعي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:37  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

تعریف کارآفرین و ویژگی های کارآفرینان چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 30 January 2008
تعریف کارآفرینی:

بنا به تعریف واژه نامه دانشگاهی « وبستر » کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. اما این تعریف به نظر می رسد که همه انواع رفتارهای کارآفرینانه را در بر نمی گیرد، لذا برای رفع این نقص اینگونه تعریف می کنیم که: کارآفرینی فرایند خلق چیز جدید با ارزش، از طریق اختصاص زمان و تلاش مورد نیاز، در نظر گرفتن ریسک های مالی، روانی و اجتماعی همراه، رسیدن به پاداشهای منتج پولی و رضایت فردی و استقلال می باشد.

با توجه به تعریفی که ارایه شد و نیز مطالعات صورت گرفته، کارآفرین دارای ویژگیهایی است که به چند مورد ذکر می کنیم:

نیاز به موفقیت ( Need for achievement ):
عبارت از تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی به قصد موفقیت در موقعیت های رقابتی. کارآفرین کارهایی را انتخاب می کند که دارای ریسک و سختی متوسط و حساب شده باشد.

برخورداری از مرکز کنترل درونی ( Locus of control ):

افراد دارای کنترل بیرونی معتقدند که وقایع خارجی که خارج از کنترل آنانست، سرنوشت آنان را تعیین می کند، این عقیده که شانس یا سرنوشت، زندگی شخصی فرد را کنترل نمی کند، از خصوصیات کارآفرینان است.

مخاطره پذیری ( Risk taking ):

کارآفرینان لزوما در پی فعالیتی نیستند که مخاطره زیادی داشته باشد، بلکه مایل است مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی « معمولی » تلقی می شود، داشته باشد.

استقلال طلبی ( Need for independence ):

در واقع، نیاز به استقلال را می توان با عبارتی نظیر « کنترل داشتن بر سرنوشت خویش » ، « کاری را برای خود انجام دادن » و « رئیس خود بودن » تعریف کرد. و این عاملی است که سبب می شود که کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند.

خلاقیت ( Creativity ):

یعنی توانایی فکرهای جدید. خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است.
برگرفته از: afghangraduates.com
تعریف کارآفرین و ویژگی های کارآفرینان چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 30 January 2008
تعریف کارآفرینی:

بنا به تعریف واژه نامه دانشگاهی « وبستر » کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. اما این تعریف به نظر می رسد که همه انواع رفتارهای کارآفرینانه را در بر نمی گیرد، لذا برای رفع این نقص اینگونه تعریف می کنیم که: کارآفرینی فرایند خلق چیز جدید با ارزش، از طریق اختصاص زمان و تلاش مورد نیاز، در نظر گرفتن ریسک های مالی، روانی و اجتماعی همراه، رسیدن به پاداشهای منتج پولی و رضایت فردی و استقلال می باشد.

با توجه به تعریفی که ارایه شد و نیز مطالعات صورت گرفته، کارآفرین دارای ویژگیهایی است که به چند مورد ذکر می کنیم:

نیاز به موفقیت ( Need for achievement ):
عبارت از تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی به قصد موفقیت در موقعیت های رقابتی. کارآفرین کارهایی را انتخاب می کند که دارای ریسک و سختی متوسط و حساب شده باشد.

برخورداری از مرکز کنترل درونی ( Locus of control ):

افراد دارای کنترل بیرونی معتقدند که وقایع خارجی که خارج از کنترل آنانست، سرنوشت آنان را تعیین می کند، این عقیده که شانس یا سرنوشت، زندگی شخصی فرد را کنترل نمی کند، از خصوصیات کارآفرینان است.

مخاطره پذیری ( Risk taking ):

کارآفرینان لزوما در پی فعالیتی نیستند که مخاطره زیادی داشته باشد، بلکه مایل است مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی « معمولی » تلقی می شود، داشته باشد.

استقلال طلبی ( Need for independence ):

در واقع، نیاز به استقلال را می توان با عبارتی نظیر « کنترل داشتن بر سرنوشت خویش » ، « کاری را برای خود انجام دادن » و « رئیس خود بودن » تعریف کرد. و این عاملی است که سبب می شود که کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند.

خلاقیت ( Creativity ):

یعنی توانایی فکرهای جدید. خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است.
برگرفته از: afghangraduates.com
تعریف کارآفرین و ویژگی های کارآفرینان چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 30 January 2008
تعریف کارآفرینی:

بنا به تعریف واژه نامه دانشگاهی « وبستر » کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. اما این تعریف به نظر می رسد که همه انواع رفتارهای کارآفرینانه را در بر نمی گیرد، لذا برای رفع این نقص اینگونه تعریف می کنیم که: کارآفرینی فرایند خلق چیز جدید با ارزش، از طریق اختصاص زمان و تلاش مورد نیاز، در نظر گرفتن ریسک های مالی، روانی و اجتماعی همراه، رسیدن به پاداشهای منتج پولی و رضایت فردی و استقلال می باشد.

با توجه به تعریفی که ارایه شد و نیز مطالعات صورت گرفته، کارآفرین دارای ویژگیهایی است که به چند مورد ذکر می کنیم:

نیاز به موفقیت ( Need for achievement ):
عبارت از تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی به قصد موفقیت در موقعیت های رقابتی. کارآفرین کارهایی را انتخاب می کند که دارای ریسک و سختی متوسط و حساب شده باشد.

برخورداری از مرکز کنترل درونی ( Locus of control ):

افراد دارای کنترل بیرونی معتقدند که وقایع خارجی که خارج از کنترل آنانست، سرنوشت آنان را تعیین می کند، این عقیده که شانس یا سرنوشت، زندگی شخصی فرد را کنترل نمی کند، از خصوصیات کارآفرینان است.

مخاطره پذیری ( Risk taking ):

کارآفرینان لزوما در پی فعالیتی نیستند که مخاطره زیادی داشته باشد، بلکه مایل است مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی « معمولی » تلقی می شود، داشته باشد.

استقلال طلبی ( Need for independence ):

در واقع، نیاز به استقلال را می توان با عبارتی نظیر « کنترل داشتن بر سرنوشت خویش » ، « کاری را برای خود انجام دادن » و « رئیس خود بودن » تعریف کرد. و این عاملی است که سبب می شود که کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند.

خلاقیت ( Creativity ):

یعنی توانایی فکرهای جدید. خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است.
برگرفته از: afghangraduates.com

تعریف کارآفرین و ویژگی های کارآفرینان

 

Wednesday, 30 January 2008

تعریف کارآفرینی:

بنا به تعریف واژه نامه دانشگاهی « وبستر » کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. اما این تعریف به نظر می رسد که همه انواع رفتارهای کارآفرینانه را در بر نمی گیرد، لذا برای رفع این نقص اینگونه تعریف می کنیم که: کارآفرینی فرایند خلق چیز جدید با ارزش، از طریق اختصاص زمان و تلاش مورد نیاز، در نظر گرفتن ریسک های مالی، روانی و اجتماعی همراه، رسیدن به پاداشهای منتج پولی و رضایت فردی و استقلال می باشد.

با توجه به تعریفی که ارایه شد و نیز مطالعات صورت گرفته، کارآفرین دارای ویژگیهایی است که به چند مورد ذکر می کنیم:

نیاز به موفقیت ( Need for achievement ):

عبارت از تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی به قصد موفقیت در موقعیت های رقابتی. کارآفرین کارهایی را انتخاب می کند که دارای ریسک و سختی متوسط و حساب شده باشد.

برخورداری از مرکز کنترل درونی ( Locus of control ):
افراد دارای کنترل بیرونی معتقدند که وقایع خارجی که خارج از کنترل آنانست، سرنوشت آنان را تعیین می کند، این عقیده که شانس یا سرنوشت، زندگی شخصی فرد را کنترل نمی کند، از خصوصیات کارآفرینان است.

مخاطره پذیری ( Risk taking ):

کارآفرینان لزوما در پی فعالیتی نیستند که مخاطره زیادی داشته باشد، بلکه مایل است مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی « معمولی » تلقی می شود، داشته باشد.

استقلال طلبی ( Need for independence ):

در واقع، نیاز به استقلال را می توان با عبارتی نظیر « کنترل داشتن بر سرنوشت خویش » ، « کاری را برای خود انجام دادن » و « رئیس خود بودن » تعریف کرد. و این عاملی است که سبب می شود که کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند.

خلاقیت ( Creativity ):

یعنی توانایی فکرهای جدید. خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است.
برگرفته از: afghangraduates.com

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:34  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

17 اصل كار تيمي
جان ماكسول

شهريار حي شاد – مهندس مكانيك – نگهداري و تعميرات شركت پارس خودرو


مقدمه
كتاب 17 اصل كار تيمي، با سه مقدمه، و 17 فصل، در 224صفحه ترجمه و منتشر شده است. جان ماكسول، نويسنده كتاب پرآوازه «صفتهاي بايسته يك رهبر» در كتاب 17 اصل كار تيمي، رمــــز و راز اين كار را با خوانندگان در ميان مي گذارد و تاكيد دارد كه در يك سازمان «اهميت تشكيل تيم از توليد محصول كمتر نيست».

كشور ما - ايران - يكي از كشورهايي است كه داراي سابقه و فرهنگ كار تيمي است. در ساختار اجتماعي سنتي ما، بويژه در جماعتهاي روستايي و عشايري كه قرنها ستونهاي بناي اجتماعي بوده اند&، بسياري از كارها به شكل تيمي و با همكاري انجام شده است. اما فرهنگ و نگرش كار تيمي تا حدي كه پاسخگوي نيازهاي كنوني باشد قوام نيافته است.
اين كتاب با برخورداري از بينش و راه و رسم كار تيمي در جامعه صنعتي - جامعه اي كه دست كم از نظر سازماندهي نظام توليد به سوي آن حركت مي كنيم - به ما كمك مي كند.
به نظر نويسنده همين كه الگوي رفتار خود را برپايه انتظار خويش از رفتار اعضاي تيم بنا نهاديد، و 17 صفت ضروري براي بازيگران تيمي را مبناي كار قرار دهيد. تا به اعضاي تيم خود كمك كنيد كه صرف نظر از ميزان استعداد خود اعضاي موثرتري باشند، و اگر خواستيد بازيگراني جديداز بيرون بياوريد، كتاب را دريافتن بازيگراني مورداستفاده قرار دهيد كه قبل از هر چيز به تيم و كارگروهي مي انديشند. اگر كسي همه 17 صفت يا ويژگي موردبحث در اين كتاب را در خود جمع داشته باشد، مطمئن باشيد كه نقش تيمي خود را خوب بازي خواهدكرد.

1 - سازوكار و انعطاف پذيرند:

 كارتيمي با خشكي و انعطاف ناپذيري سازگار نيست. جلو خشونت خويش را مي توان گرفت، بر ترس مي توان چيره شد و تنبلي را با حربه انضباط از خود دور كرد، اما خشكي دماغ علاجي ندارد، و بذر انهدام را در درون خود دارد. اگر بخواهيد با ديگران كار كنيد و در تيم عضوي موثر باشيد بايد از انطباق بر تيم ابايي نداشته باشيد. بازيگران سازگار و انعطاف پذير تيم الف- آموختن را دوست دارند. ب - احساس امنيت مي كنند. پ - خلاق هستند. و ت - خدمت به مردم را دوست دارند. (25)
2 - هم دست و هم داستانند:

 اول بايد با يكديگر كار كرد، بعد با يكديگر برنده شد. چالشهاي بزرگ، كار تيمــــي بزرگ مي طلبد، و ضروري ترين صفتي كه تيم را در كارهاي دشوار موفق مي سازد همكاري توأم با همدلي اعضاي آن است. همكاري توأم با همدلي يعني اينكه با دل و جان با يكديگر كار كنيم. نويسنده نظر داده كه چهار تحول بايد رخ دهد تا همكاري اعضاي تيم همدلانه شود: (38)
تحول در برداشت و بينش - به اعضاي تيم به چشم همكاراني همدل بنگريد نه به چشم رقيب؛
نگرش - اگر بخواهيد ذهنيتي پيدا كنيد كه خود و اعضاي تيم را به جاي رقيب مكمل يكديگر بدانيد به حمايت از اعضاي تيم روي آوريد؛
كانون توجه - به جاي خود، تيم را در كانون توجه قرار دهيد؛
به نتيجه بينديشيد. همكاري و همدلي، چند را، چندان مي كند.

3 - تعهدپذيرند:

لحظه اي كه خود را به انجام كــاري متعهد مي سازيد، خداوند هم به ياري مي آيد. دستهايي به ياري مي آيند كه اگر تعهدي نداشتيد نمي آمدند. بسياري از مرد تعهد را از دريچه احساس خود مي نگرند. احساس آنها راهنماي انجام تعهد است. اما تعهد راستين چيزي ديگر است. تعهد امري احساسي نيست بلكه ريشه آن در منش ماست. تعهد معمولاً درگير و دار سختي خود را نشان مي دهد. تعهد به استعداد و توانايي بستگي ندارد. تعهد بر اثر انتخاب ايجاد مي شود، نه بر اثر شرايط و تعهدي مي ماند كه مبتني بر ارزشها باشد. زيرا پذيرش تعهد يك چيز است و پايبندي به آن چيز ديگر. (46)

4 - ارتباط برقرار مي كنند:

 تيم يعني يك جان در چندين بدن. مثل خردمندان فكر كنيد، اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد. جان كلام اين است كه كار تيمي نمي توان كرد، مگراينكه بازيكنان با يكديگر ارتباط برقرار كنند. اگر ارتباط نباشد تيمي در كار نيست، بلكه جمعي از افراد هستند كه پيوندي با يكديگر ندارند. ارتباط بازپايه هاي اعتماد را محكم مي سازد. داشتن مقاصد پنهان، و ايجاد ارتباط از طريق شخص ثالث مناسبات تيم را تضعيف مي كند. مردم به كاري كه در آن به بازي گرفته شوند دل مي دهند. (61)


5 - لايق و باكفايت هستند:

 اعضاي باكفايت هر تيمي توانايي و صلاحيت انجام كار را در بهترين وجـــه ممكن آن دارند. آدمهاي لايق و با كفايت تعالي طلب هستند. تعالي، ارزش ما را برپايه توانايي و ظرفيت خود ما مي سنجد. آدمهاي باكفايت به متوسط قانع نمي شوند. نيروي خود را بر كار خويش متمركز مي سازند و در طبق اخلاص مـــــــي گذارند. آدمهاي با كفايت، كيفيت كار خود را پايين نمي آورند. (71)

6 - قابل اعتماد هستند:

از آنهايي كه بحث و استدلال مي كنند نترسيد، از كساني بترسيد كه در بحث و گفتگو طفره مي روند. پايه هاي اعتماد به نظر نويسنده عبارتند از:
انگيزه اصلـــي - نويسنده نظر داده كه سعي مي كنم انگيزه هاي خود را در چارچوبي درست قرار دهم و اعضاي تيم را نيز تشويق به همين كار مي كنم، حال اگر كسي باشد كه مصلحت خويش را بر مصلحت تيم مقدم بدارد قابل اعتماد نخواهدبود.
مسئوليت - در تحليل نهايي، صفت مشترك همه آدمهاي موفق مسئوليت پذيري آنها است. انگيزه به ما مي فهماند كه چرا اشخاص قابل اعتماد هستند، اما احساس مسئوليت اشخاص نشان مي دهد كه مي خواهند قابل اعتماد باشند.
فكركــردن - قابليت اعتماد فراتر از مسئوليت پذيري است. مسئوليت پذيري بايد با فكر همراه باشد تا به درد بخورد.
پايداري - اگر نتوان بر ياران تيمي هميشه اعتماد كرد، هيچگاه به آنها اعتماد نكنيد. پايداري فراتر از استعــــداد است. منشي را مي طلبد كه به رغم دشواريها جا نزند. (83)

7 - انضباط دارند:

در كوره انضباط است كه استعداد به توانايي تبديل مي شود. انضباط انجام كارهايي است كه نمي خواهيد انجام دهيد، تا دست به انجام كاري بشويد كـــــه مي خواهيد انجام دهيد. اشخاص بايد در سه زمينه انضباط ايجاد كنند تا براي تيم مفيد باشند:

الف - انضباط انديشيدن - اگر ذهن خود را فعال نگاه داريد پيوسته به چالشهايي ذهني روي مـــي آوريد و همواره به چيزهاي خير مي انديشيد؛
ب - انضباط احساسات، نگذاريد احساسات شما را از كاري كه بايد بكنيد باز دارد يا به كاري كه نبايد بكنيد وادارد.
پ - انضباط لازم براي اقدام و عمل - تفاوت برنده با بازنده درعمل و بي عملي است. (93)

8 - ياران، تيم را بالا مي كشند:

بر قدر و ارزش ياران افزودن كاري بزرگ است. بيشتر مردم وقتي كه به وضع موجود راضي مي شوند از صعود به قله هاي بالاتر باز مي مانند. اعضاي تيم، كسي را كه بتواند آنان را بالا ببرد، و بر توان و ظرفيت آنها بيفزايـــــــد دوست دارند و مي ستايند. كســاني كه ياران تيمي خود را پروبال مي دهند و راه رشدشان را مي گشايند چند ويژگي مشترك دارند:
الف - ياران تيمي خود را قدر مي شناسند؛
ب - ارزشهاي ياران تيمي را ارج مي نهند؛
پ - قدر و منزلت ياران تيمي را بالا مي برند؛
ت - به ديگران بال و پر مي دهند قبل از آنكه خود بال و پر گشايند.
حقيقت اين است كه مردم هميشه به كسي كه بزرگشان كند نزديك مي شوند و از كسي كه از قدرشان بكاهد دوري مي جويند. (105)

9 - مشتاقند:

كاري بزرگ بدون اشتياق انجام نشده است. هيچ چيز جاي اشتياق را نمي گيرد. تيمي كه محفل مشتاقان باشد نيرويي شگرف مي يابد، و چنين نيرويي منشاء قدرت مي شود. آدمهاي موفق مي دانند كه نگرش انسان دست خود اوست و اشتياق بخشي از آن است. آنان كه دست روي دست مي گذارند تا نيرويي از خارج اشتياق شان را برانگيزد ريزه خوار ديگرانند.
اگر بازي را آغاز نكنيد برنده نمي شويد. بر ترس غلبه كنيد. براي غلبه بر ترس، بايد ترس را احساس كنيد و بعد دست به عمل بزنيد. راه شكستن دور تـــرس فقط اين است كه با ترس رو به رو شويم و سپس گامي عملي برداريم. همين طور اگر بخواهيم از مشتاقان باشيم، بايد در اين راه گام برداريم. (116)

 

 

 

10 - قصدي و هدفي دارند:

زندگي كردن با عقايد جهانيان آسان است، فرورفتن در لاك عقايد و افكار خويش نيز آسان است. اما انسان بزرگ كسي است كه هم در ميان جمع باشد و هم استقلال رأي و فكر خود را حفظ كند.
تيمي موفق مي شود كه اعضاي آن براي رسيدن به مقصد مصمم باشند و هوش و حواسشان به كارشان باشد. نويسنده از قول «ويتني» نخستين رئيس آزمايشگاه پژوهشي جنرال الكتريك گفته است: «بعضي از مردم هزاران دليل مي آورند كه چرا كـــاري را كه مي خواهند انجام دهند نمي توانند. درصورتي كه فقط يك دليـــــل نيـــــــاز دارند كه چرا مي توانند». (126)
طول عمر ما دست خود ما نيست، اما صرف عمر دست خود ماست. اگر هدفي و مقصودي را دنبال كنيم، از عمر و استعدادي كه خداوند به ما داده نهايت استفاده را خواهيم كرد. (131)

11 - احساس رسالت مي كنند:

 راز كاميابي، پايداري در راه هدف است. كسي كه «چرا»يي دارد كــه براي آن زندگي مي كند تقريباً «چگونه» اي را تحمل مي كند. ياران تيمي كه رسالتي را بر دوش خود احساس مي كنند و خــــود را نسبت به تيم متعهد ساخته باشند مي گذارند كه رهبر تيم وظيفه رهبري خود را انجام دهد.
نـــويسنده براي آنان كه احساس رسالت مي كنند چهار ويژگي را شناسايي و معرفي كرده است:
الف - مقصد تيم را مي دانند؛
ب - مي گذارند كه رهبر تيم، رهبري كند؛
پ - اول توفيق تيم را مي خواهند بعد توفيق خود را؛
ت- به هر كاري كه لازم باشد دست مي زنند تا رسالت خود را انجام دهند. (140)

12 - آماده اند:

 آمادگي، تفاوت بين برد و باخت است. دستاوردهاي چشمگير، حاصل آمادگي عادي ومعمولي است. آمادگي از آنجا آغـــاز مي شود كه بدانيد براي چه چيزي آمـــــاده مي شويد. براي توفيق درهر كار و كوششي بايد مراقب جنبه هاي ذهني بازي خود باشيد. بايد خود را ازنظر جسمي آماده كنيد. اما بايد به خود، به تيم خود و به شرايط و موقعيتي كه در آن هستيد نيز نگرشي مثبت داشته باشيد. «هنري فورد» عقيده داشته است كه: «راز كاميابي بيش از هر چيز ديگر در آمادگي است». آمادگي ايجاب مي كند كه به سير حركت آينده بينديشيم به طوري كه اكنون دريابيم كه بعدها چه نيازي داريم. (153)

13 - با ياران تيم مي جوشند:

آن كس كه عقايد خويش را بيشتر از ياران تيم دوست دارد و عقيده هاي خود را پيش مي برد، تيم را از حركت باز مي دارد. وقتي كه پاي مناسبات به ميان مي آيد همه چيز با احترام و ارج نهادن ديگران آغاز مي شود. جورج مك دوفالد شاعر اسكاتلندي عقيده دارد: «كسي كه به من اعتماد مي كند از كسي كه مرا دوست دارد گامي فراتر نهاده است.» (163)

14 - درپي ارتقاي خويشند:

ارتقاي شما، ارتقاي تيم است. چنان بياموزيد كه گويي عمري جاودانه داريد. چنان زندگي كنيد كه گويي همين فردا پايان عمر شماست. نويسنده از قول مديرعــــامل جوان «نوكيا» در ارتباط با ارتقا مي نويسد كه استراتژي او دو خط را دنبــال مي كرد. نخست تصميم گرفت كه تلاشهاي سازمان را در فناوري اطلاعات متمركز سازد. كار مهم ديگر اين بود كه به آدمها توجه كند. زيرا او تشخيص داد كه ارزش شركت به منابع انساني است و نه به منابع طبيعي. او مي گويد: «آموزش مدام حق هر كسي است كه در آن شركت كار مي كند». (173)

15 - از خود گذشته اند:

جايي كه تيم باشد، مني در كار نيست. يك شاعر به شوخي گفته است: «ما را خدا براي اين خلق كرده است كه به ديگران نيكي كنيم. ديگران اينجا چه مي كنند، نمي دانم». هيچ تيمي توفيق نمي يابد، مگر اينكه هركس ديگري را بر خود مقدم بدارد. از خودگذشتگي آسان نيست. اما لازم است. بذر از خودگذشتگي را چگونه در بستر ذهن خود مي پـــــاشيد اين كار را با گامهاي زير برداريد: (189)
الف - بخشنده و گشاده دست باشيد؛
ب - سياست بازي را كنار بگذاريد؛
پ - وفادار باشيد؛
ت - به وابستگي متقابل بيش از استقلال ارج نهيد.

16 - مشكل گشايند:

دنبال درد نگرديد، درمان را پيدا كنيد. نويسنده از قول «الفرد مونتاپرت» مي نويسد: «اكثر مردم دشواريها را مي بينند، اما شما كساني كه هدفها را مي بينند اندك است، تاريخ كاميابي را اينها رقم مي زنند.
تيپ شخصيتي ما، پرورش و تربيت، و تاريخچه زندگي شخصي ما تعيين مي كند كه تا چه حــد مشكل گشا هستيم. اما البته هركسي مي تواند اهل يافتن راه حل باشد. به حقايقي توجه كنيد كه همه راه حل جويان و مشكل گشايان تشخيص داده اند:
الف - مشكلات، تصويرهاي ذهني ما هستند؛
ب - همه مشكلات قابل حل هستند؛
پ - مشكلات، آن چنـــــان را آن چنان تر مي كنند. در رويارويي با مشكلات چهار راه درپيش داريد: فرار از مشكل، مبارزه با مشكل، فراموش كردن مشكل يا رويارويي با آن انتخاب شما كدام است. (200)


17 - پي گير و نستوه اند:

هرگز ميدان را ترك نكنيد. دور را ديدن يك چيز است و رفتن به آنجا چيزي ديگر. آدمهاي نستوه به بخت، سرنوشت، يا قضاوقدر متكي نيستند و وقتي كه شرايط دشوار مي شود، از كار دست نمي كشند. مي دانند كه روز جهد و كوشش، روز وادادن نيست. توماس اديسون مي گفت: «من از جايي آغاز مي كنم كه آخرين نفر رها كرده است». (213)
نويسنده از قول «ويليامز» مي نويسد: «اگر سختكوش باشيد از پنجاه درصد مردم - آمريكا جلو افتاده ايد، اگر صادق باشيد از چهل درصد ديگر پيش مي افتيد و ده درصد ديگر در نظام اقتصاد آزاد، جنگي است با چنگ و دندان. در پايان مترجم نظر داده: «خوشا به حال جامعه اي كه در آن صداقت مايه كاميابي باشد و بدا به حال مردمي كه در بين آنها صداقت بايد ناكامي باشد».

 

شهريار حي شاد : مهندس مكانيك – نگهداري و تعميرات شركت پارس خودرو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:28  توسط عبدالرضا دریانورد   | 


 

ده نكته لازم براي كسب و كارهاي كوچك وجديد دركارآفريني

امروزه كارآفريني بعنوان يك استراتژي كارآمد براي رويارويي با مشكلات فراروي جوامع ازجمله بيكاري و آثار و تبعات سهمگين آنها و نيز يكي ازمهمترين راهكارهاي برون رفت از فضاي بسيار بغرنج و پيچيده اقتصادي مورد اهتمام وعنايت ويژه جوامع و افراد و مجامع علمي-دانشگاهي واقع گرديده است.

مقاله‌اي كه درپيش روي داريد به ذكر پاره‌اي ازمهمترين مواردي كه براي هر فعاليت نوپا و ايجاد كسب و كارهاي كوچك و زودبازده ضروري است مي‌پردازد.

1- قبل از شروع تا آنجا كه ممكن است پول پس انداز كنيد:

 دراغلب موارد مردم بدون هيچ پس اندازي وارد كسب و كارمي‌شوند. بعضي با گرفتن وام ازبانكها يا دوستانشان كار را شروع مي‌كنند. اما آنها نمي‌دانند كه ممكن است ماه‌هايا سالها طول بكشد تا به سوددهي برسند وهنگامي كه وام‌دهنده بفهمد كه اين كاربه اندازه كافي سودده نيست پولش را پس خواهد گرفت و يا براي دفعه بعد ازدادن وام خوداري مي‌كند. بعضي وقتها مردم مجبورمي شوند تا براي بازپرداخت وامها از مسكن يا كارت اعتباري استفاده نمايند كه اين باعث ميشود خانه يا اعتبارشان درخطر بيفتد. راه درست اين است كه تا آنجا كه ممكن ميباشد هرچه بيشترپول موردنياز را پس اندازكرد.

2- از بند كفش آغاز كنيد :

 كوچك فكركنيد(باهزينه كم شروع كنيد) اگر مي‌توانيد كارتان را بدون دفتر كارانجام دهيد پس درآغاز سعي كنيد تا اجاره نكنيد. تا وقتي كه كاري نداريد كارمندي را استخدام نكنيد. كساني كه كارشان را ارزان شروع ميكنند مثلا در يك گاراژ از اين فرصت برخوردار مي گردند كه اشتباهات ناشي از تازه‌كار بودن را در مقياس كوچكترانجام دهند.

3-از دارايي‌هاي شخصي خود محافظت كنيد:

 وقتي وارد كسب وكار مي‌شويد، اين شخص خودتان هست كه مسئوول قروض بوجود آمده نظيروام ها، ماليات، پول مالكان وغيره مي باشد لذا اگرازخود محافظت نكنيد، بستانكاران با حكم دادگاه مي توانند به سراغ دارايي‌هاي شخصي شما مانند ماشين يا خانه بروند.

اگر وام‌هاي شما درحال افزايش است سراغ تشكيل يك بنگاه يا شركت با مسئووليت محدود برويد.

4- ببينيد كه چگونه مي‌خواهيد پول در بياوريد:

 ما بايد بتوانيد درچند جمله بيان كنيد كه چگونه طرح كسب وكارتان سود معقولي در پي خواهد داشت. تازه كارها لازم است بدانند كه چه هزينه‌هايي دارند، چقدر صرف خريداري كالا مي‌شود، اجاره، پاداش كاركنان و... چقدراست؟ آنگاه ميتوان فهميد كه چقدر بايد در ماه فروش داشته باشند و به چه قيمتي بفروشند تا اينكه آن هزينه‌ها را جبران كنند و در كنار آن سود كافي نيزايجاد كنند. 5- يك طرح كسب و كار تهيه كنيد، هرچند كه كوچك باشد: پيداكردن مقداري سود وايجاد يك نقطه سربه سر اولين گام در اين راه است. دراكثرشركت‌هاي كوچك، بخش‌هاي اصلي طرح تجاري، تجزيه و تحليل نقطه سربه سر، پيش‌بيني سود و زيان و برآورد گردش جريان نقدينگي هستند. با برآورد گردش نقدينگي وسود و زيان شما مي‌توانيد كسب و كارخود را بهبود ببخشيد. تهيه يك طرح تجاري به شما اين اجازه را مي‌دهد كه تعيين كنيد چه چيزهايي هزينه‌هاي شروع كار هستند و استراتژي بازاريابي شما چه هست. اگر محاسبات شما روي كاغذ درست نباشد، در دنياي واقعي نيز درست نخواهد بود.

 6- يك حاشيه رقابتي پيدا كنيد و آنرا ادامه دهيد:

درست كردن يك حاشيه رقابتي در ساختار كسب و كار براي موفقيت دراز مدت خيلي اهميت دارد. بعضي روشهايي كه مي توان اين حاشيه‌ها را بدست آورد عبارتند از: بيشتر از رقباي خود بدانيد، محصولي را توليد كنيد كه تقليد از آن خيلي سخت يا غيرممكن باشد، توليد يا پخش آن را كاراتر كنيد، مكان بهتري را انتخاب نماييد و يا خدمات بهتري به مشتريان بدهيد. از اسرار كسب و كارتان محافظت كنيد. اينها اطلاعات محرمانه‌اي هستند كه براي شما مزيت رقابتي در بازار ايجاد مي‌كنند. بايد كاري كنيد كه اطلاعات شما محرمانه بمانند. مثلا اسناد را با كلمه" محرمانه" علامت بزنيد يا براي رايانه‌ها رمز ورود بگذاريد. عكس‌العمل سريع در برابر خبرهاي بدي كه ديگر از اين روشهاست. وقتي كه مي‌بينيد كسب و كارتان با مشكل مواجه شده است بايد با يك طرح جديد به سراغ آن برويد. مثلا محل دفتر كارتان را تغييردهيد يا محصول وخدمات جديد معرفي كنيد و يا يك راه بهتر براي ارتباط با مشتري پيداكنيد.

 7- كليه توافقنامه‌ها را مستند و مكتوب سازيد:

 بعنوان يك قاعده شما بايد برخي ازقراردادها و توافقنامه‌ها را مكتوب سازيد مانند: - قراردادهاي بيش از1سال - قراردادهاي فروش به ارزش 500 دلاريا بيشتر - قراردادهاي مربوط به مالكيت حق كپي رايت حتي اگر از نظر قانوني لازم نباشد، عاقلانه است كه تقريباً همه چيز را مكتوب كنيد زير اكه توافقات شفاهي را بندرت مي‌توان اثبات كرد.

 8- اشخاص شايسته را استخدام كرده و بدرستي از آنها نگهداري كنيد:

الويت شما اين باشد كه كاركنان شايسته را استخدام كنيد. يك كارمند قوي حداقل 2 يا 3 برابر يك شخص با مهارت معمولي ميتواند ارزش داشته باشد. براي ايجاد يك نيروي كارثابت و شاد، نه تنها بايد با كارمندان بطورعادلانه رفتار كرد بلكه بايد كسب و كار شما نيزلايق آنها باشد. كاركنان بايد كارشان را دوست داشته باشند. مشتريان نيز به احتمال قوي به كسب و كار رو به رشد وفادارتر خواهند ماند و آن را بيشتر به دوستانشان توصيه مي‌كنند.

9- به وضعيت حقوقي كاركنانتان توجه كنيد:

 هنگامي كه كارگري را بصورت قراردادي اجير مي‌كنيد مطمئن شويد كه از او نبايد مانند يك كارمند رسمي ماليات كسر شود.

10- صورتحساب‌ها و ماليات‌هاي خود را سر موعد بپردازيد:

 در دنياي واقعي، به قول خود عمل كردن يك شهرت تلقي مي‌شود و يك دارايي مهم محسوب مي‌گردد. لذا يك راهبرد و استراتژي اساسي آن است كه صورتحساب‌هاي خود را پيشاپيش و زودتر ازموعد بپردازيد اين امر باعث كسب وجهه و اعتبار براي شماخواهد گرديد. بيشترين اهميت را پرداخت بموقع ماليات بر درآمد مي‌تواند داشته باشد مخصوصا سهمي را كه شما بعنوان ماليات تكليفي از فيش حقوقي كاركنان‌تان كسر مي‌نماييد

 

ترجمه و تلخيص از: سيد نبي اله حسيني-مدرس كارآفريني دانشگاه

منبع: www.karafarini.ir

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:27  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

سپاس گزاري  

           

            سپاسِ بي نهايت به درگاه احديّت ، خداوندمنّان كه عنايت نگارش اين رساله را به من عطافرمود . سپاس وقدرداني از كليّه عزيزاني كه درانجام آن به نحوي مرا ياري كردند بخصوص استاد راهنما جناب آقاي دكتر علي قايمي ، استاد مشاور جناب آقاي عبّاس اردكانيان وعزيزاني كه دركتابخانه آستان قدس رضوي درتهيه كتاب ها ، مقالات وپايان نامه ها همكاري لازم داشته اند ، مسؤول محترم كتابخانه تخصصي اميرالمؤمنين 7مشهد مقدّس، مسؤول محترم مخزن بسته كتابخانه آستان قدس رضوي ، مسؤول محترم كتابخانه دكتر شريعتي سازمان آموزش وپرورش خراسان رضوي وديگر همكاران و بزرگواراني كه همراه وهم فكرم بودند.

          سپاس از پدرومادرمهربانم كه درطول حيات خود همواره مرا به فراگيري علم ودانش تشويق نمودند .

          سپاس فراوان ازتلاش ها و حمايت هاي همسر فداكارم كه ازابتداي تحصيل تا پايان مرا ياري كردند .

          ازخداوند براي كليّه اين عزيزان سلامت ، سعادت وسربلندي خواهانم .

خدايا چنان كن سرانجام كار

تـوخشنود باشي وما رستگار

تقـديم به :

 


 

روح عالي وملكوتي پيامبراكرم ، پيام آورتوحيد و رهايي انسان از اسارت ، حضرت محمّد مصطفي6 و وصّي صالح و بر حقّش، انسان كامل ، نمونه ي اعلاي انسانيّت وخود ساخته ي بشري علي بن ابن ابيطالب7 وامامان معصوم : كه كلمات و سخنان آن بزرگواران راهنماي ماست.

پدر ومادر دلسوزم كه از بدو تولّد تاكنون درتربيّت ، تحصيل ، رشد و بالندگي و پرورش روحي واخلاقي و معنوي من تلاش مضاعف داشتند .

همسرمهربان وفرزندان دلبندم كه با تحمّل سختي ها و مشكلات فراوان وفراهم كردن زمينه تحصيل دراين راه مرا ياري نمودند.

 

 

دانشگاه آزاد اسلامي

دانشکده تحصیلات تکمیلی

واحد بوشهـر

پايان نامه براي دريافت درجه ي كارشناسي ارشد ( M . A )

 

عنوان :

خودسازي در آيات و روايات و تأثيرآن بر شخصيّت افراد

 

استاد راهنما :

دكتر علي قائمي اميري

 

استاد مشاور :

دكتر عبّاس اردكانيان

 

نگارش :

عبدالرضا دريانورد

 

زمستان 86

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 21:14  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

كارآفريني زنان از منظر تعليم و تربيت

نويسنده : خورشيدي، رزا

سال انتشار : زير چاپ است

چكيده

اشتغال زنان ايراني در سالهاي اخير به دلايل مختلف حساسيت ويژه‌اي پيدا كرده است. از سوي ديگر مشكلات اشتغال كه به صورت عام در كشور ايران وجود دارد ، در مورد زنان حادتر مي‌شود و مسئلة اشتغال زنان را در آيندة نه چندان دور با بحران مواجه خواهد ساخت. عليرغم اينكه زنان ايراني مطابق تحقيقات انجام شده بيشتر تمايل به مشاغل دولتي دارند ولي وضعيت خاص بازار كار در ايران و سياست كاهش تصدي‌گري دولت باعث شده است كه رويكرد كارآفريني زنان بيشتر از گذشته مطرح شود. در اين رابطه مي‌توان مسئله را از ابعاد مختلفي مورد بررسي قرار داد. در اين مقاله كارآفريني زنان از منظر تعليم و تربيت بررسي شده است و پيشنهاد شده كه ويژگيهاي خاص كارآفريني را بايد از كودكي به زنان تعليم داد و آن ويژگيها را پرورش داد.

كليدواژه : اشتغال زنان ؛ كارآفريني زنان ؛ خلاقيت ؛ خودباوري ؛ تعليم و تربيت ؛ مديريت زنان ؛ زن ؛ كار


1- مقدمه

در هر كشوري، نرخ اشتغال و نرخ بيكاري بطور عام، از جمله شاخصها و مؤلفه‌هاي مهم توسعة اقتصادي به شمار مي‌رود. از سوي ديگر مسئلة اشتغال بانوان به طور خاص در سالهاي اخير به دلايل مختلف حساسيت و اهميت ويژه‌اي پيدا كرده است. (خورشيدي 1383) به نقل از گزارشات و اظهارنظرهاي مسئولين مختلف كشوري در جرايد، دلايل مذكور را  فزوني گرفتن تعداد زنان تحصيلكرده نسبت به مردان، افزايش نرخ طلاق و در نتيجه افزايش تعداد زنان خود سرپرست و سرپرست خانوار، كاهش نرخ و افزايش سن ازدواج و بطور كلي افزايش تقاضاي اشتغال از سوي زنان (به هر دليل)، ذكر مي‌نمايد. در همين راستا (عنايت و موحد 1383) نيز ضمن ارائة آمارهايي مبني بر افزايش ناگهاني تعداد دانشجويان دختر، افزايش نرخ مشاركت اجتماعي و سياسي زنان و رشد ناگهاني جمعيت  پس از انقلاب اسلامي ، خاطر نشان مي‌سازند كه موارد فوق همگي مبين دگرگوني نقش و جايگاه زنان ايراني است و نقش‌هاي سنتي زنان در درون خانواده و در زمينه‌هاي اجتماعي دچار تحول شده است. از سوي ديگر (جعفرنژاد 1383) انگيزة اشتغال در زنان را به دو دستة كلي انگيزه‌هاي رواني و اقتصادي تقسيم مي‌نمايد. وي معتقد است كه گرايش به هر يك از اين دو دسته ، بستگي به طبقة اجتماعي و اقتصادي خانوادة زنان دارد. به طوري‌كه مهمترين انگيزة ‌اشتغال در طبقات مرفه اجتماعي انگيزة رواني است. در حاليكه همان محقق معتقد است كه زنان طبقات متوسط و كم‌درآمد بيشتر در پي انگيزه‌هاي اقتصادي تمايل به اشتغال دارند. (رجائي 1382) نيز با تقسيم بندي مذكور موافق است ولي سهم بيشتري براي انگيزه‌هاي شخصي و رواني در اشتغال زنان قائل است. در هر صورت مرور منابع نشان مي‌دهد كه  اشتغال زنان در ايران صرف نظر از نوع انگيزه ، رفته رفته از سطح يك مسئله عبور كرده و تبديل به معضل مي‌شود.

البته آمارها و اظهارنظرها نشان مي‌دهد كه اشتغال زنان در يك نگاه كلي در جهان ، وضعيت مناسبي ندارد ولي سهم كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران در اين وضعيت نابسامان بسيار بيشتر است . براي رفع هر معضلي ، نخست بايد آن معضل را از ابعاد گوناگون مورد بررسي قرار داد و به يك شناخت جامع از آن دست يافت. موانع اشتغال زنان ،‌از ابعاد مختلفي برخوردار است. ادبيات تحقيق در اين رابطه بيشتر به سهم موانع بيروني از جمله موانع فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي، اختصاص دارد و كمتر به موانع دروني اشتغال زنان پرداخته شده است. در اين مقاله ، به شيوة كتابخانه‌اي ، موانع مختلف اشتغال زنان در ايران به اجمال بررسي شده  و دو نوع از اين موانع يعني كمبود خودباوري و خلاقيت در وجود زنان، مورد مطالعة عميق‌تري قرار گرفته است.

2- موضوع تحقيق

در اين پژوهش وضعيت و مسائل اشتغال زنان در ايران بررسي شده است. در اين راستا موانع اشتغال زنان در ايران معرفي شده و در ميان آن موانع ، عدم وجود خودباوري و خلاقيت در زنان مورد موشكافي قرار گرفته است. بررسي مفاهيم خلاقيت و خود باوري و چگونگي تقويت اين مفاهيم در دوره‌هاي مختلف سني و بررسي نقش خانواده و نهادهاي اجتماعي از قبيل نهادهاي آموزشي و رسانه‌هاي ارتباط جمعي در اين ميان ، از ديگر موضوعات تحقيق به شمار مي‌رود.

3- بيان مسئله و ضرورت تحقيق

اين عبارت كه زنان نيمي از جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند ولي سهم آنان در نرخ اشتغال بسيار پائين تر از اين ميزان است، در سالهاي اخير در منابع داخلي و خارجي بارها و بارها تكرار شده است. بني‌فاطمه( 1375) معتقد است كه طرح يك مقولة اجتماعي در يك زمان خاص، بي‌ترديد از ضرورت يا ضرورتهاي خاصي سرچشمه مي‌گيرد كه پرداخت به آن ، نيازمند شناخت مي‌باشد.  دبيركل سابق كميسيون سازمان ملل در  رابطه با سهم نابرابر زنان  توضيح مي‌دهد كه زنان تنها يك سوم نيروي كار در جهان ، يك دهم درآمد در جهان و تنها يك صدم مالكيت املاك در دنيا را به خود اختصاص مي‌دهند. (روزنامة‌ايران 8 شهريور 1383)
مرور منابع نشان مي‌دهد كه از ديرباز تا گذشته‌اي نه چندان دور، اشتغال زنان از مسائلي بوده است كه تنها هواداران حقوق زنان از جنبه‌هاي گوناگون به آن مي‌پرداخته‌اند.امروزه با تغييرات جمعيت شناختي ، اجتماعي و اقتصادي كه در هرم جمعيتي زنان رخ داده است،  اشتغال زنان و رفع موانع تحقق آن ، تبديل به ضرورتي انكار ناپذير شده است كه روز به روز بر حساسيت آن افزوده مي‌شود. در اين رابطه تحقيقي كه وزارت صنايع و معادن تحت عنوان استراتژي صنعتي ايران انجام داده است، بيانگر اين مطلب مي‌باشد كه در سال 85 نيروي كار زنان در ايران با مردان مساوي خواهد شد و در سال 90، شمار زنان در عرصة نيروي كار 5/1 برابر مردان خواهد بود(غفاري 1383). در اين راستا به جرات مي‌توان ادعا كرد كه  تغيير نگرش نسبت به لزوم اشتغال زنان در آحاد مختلف جامعه ، كاملا محسوس مي‌باشد. ازجمله مي‌توان به نتايج تحقيقي كه توسط مركز افكارسنجي دانشجويان ايران شعبة آذربايجان شرقي انجام شده، اشاره نمود. به گزارش خبرگزاري ايسنا، هشتاد درصد مردم اروميه، كه از رده‌هاي سني مختلف و داراي مدارك تحصيلي مختلف و مشاغل متفاوتي بودند، اشتغال زنان را در خارج از منزل يك ضرورت مي‌دانند. (خبرگزاري ايسنا 13 مرداد 82) نتيجة اين تحقيق با توجه به سنتي بودن بافت اجتماعي محل نظرسنجي بسيار در خور توجه است.

از سوي ديگر يكي از مسائلي كه لزوم پرداختن به اشتغال زنان را مطرح مي‌سازد، فزوني گرفتن تعداد دانشجويان دختر به نسبت دانشجويان پسر مي‌باشد. خبرگزاري ايسنا در اين رابطه اعلام كرده است كه در سال 1383 ، بالغ بر 62% از قبول شدگان كنكور را دختران تشكيل مي‌دادند در حالي كه نرخ اشتغال زنان در كشور حدود 11% مي‌باشد. در همان منبع آسيب‌هاي عدم اشتغال زنان فارغ‌التحصيل به دو بعد خانوادگي و فردي تقسيم شده  و ابعاد هريك مورد بررسي قرار گرفته است( پيام‌شاد 1383). در جاي ديگري زياري (1383) بر اساس نتايج پژوهش خود اعلام كرده است كه با توجه به ساخت جمعيتي و امكانات و فرصتهاي برآورد شده، در خوشبينانه‌ترين حالت يعني در صورت كاهش موانع از طريق راهبردهاي اجرائي، در سال 1400 نسبت اشتغال زنان به مردان مساوي 7 به 20 درصد خواهد بود.  به هرحال  واقعيت‌هايي از اين دست، لزوم توجه هرچه بيشتر به مسئلة اشتغال زنان و ايجاد بستر مناسب جهت ورود آنان به عرصة كار سالم و مولد را محرز مي‌سازد.

البته در  رابطه با اشتغال زنان،  دولت جمهوري اسلامي ايران دست به تلاشهايي زده است. از جمله مي‌توان به راه‌اندازي دفتر اشتغال زنان در وزارت كشور در سال 1373 اشاره كرد كه فعاليتهاي آن  در سايت اينترنتي وزارت كار و امور اجتماعي به شرح ذيل اعلام شده است:

1.                بررسي و تنظيم بازار كار زنان

2.                ترويج، توسعه و هدايت شغلي زنان

3.                بررسي امكان خود اشتغالي زنان

در سراسر كشور ، دفاتر امور بانوان استانداري‌ها نيز دست به كوششهايي جهت بهبود نرخ اشتغال زنان زده‌اند ولي واقعيتهايي كه به شكل آمار و ارقام مختلف در مورد اشتغال زنان در ايران اعلام مي‌شوند ، نشان از عدم موفقيت اين تلاش‌ها دارند. خبرگزاري ايرنا در گزارش مراسم بزرگداشت روز جهاني زن (1383) از قول صاحب‌نظران متعدد از جمله كديور ، دولت‌آبادي و مقدم وضعيت اشتغال زنان در ايران را حتي در مقايسه با كشورهائي مانند عربستان ، بحرين و غيره بسيار نامناسب توصيف كرده است. در همين رابطه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا 1383) خبر از كاهش نرخ اشتغال زنان نسبت به مردان دارد. در خبر مربوطه آمده است كه مقايسة آمار سالهاي 1375 تا 1382 نشان مي‌دهد كه اشتغال مردان در بخش صنعت 3 درصد افزايش و اشتغال زنان در همين بخش، 19 درصد كاهش داشته است. اشتغال مردان در بخش خدمات 5 درصد افزايش و زنان بيش از 12 درصد كاهش داشته است. در همين مدت تركيب جنسيتي جمعيت فعال مردان حدود 2 درصد كاهش و زنان 12 درصد افزايش داشته است. به علاوه تركيب جنسيتي دانشجويان دوره‌هاي  آموزش عالي دولتي پسران 12 درصد و دختران 140 درصد رشد داشته است. اين ارقام براي دانشگاه آزاد 39 درصد پسران و 96 درصد دختران گزارش شده است. در اين ميان حتي كساني كه سعي مي‌كنند با خوشبينانه‌ترين موضع ، وضعيت را رو به بهبود اعلام كنند ، نهايتا آمارهاي نا‌اميد‌كننده‌اي ارائه مي‌دهند از جمله، (غفاري 1378) در مصاحبه با زهرا شجاعي رئيس مركز مشاركت زنان نقل قول كرده است كه « بر اساس آمار در سال‌هاي اخير، كشورمان در زمينة اشتغال بانوان در مقايسه با كل دوران قبل و بعد از انقلاب رشد قابل توجهي داشته و به 8/14% رسيده است و آمار غيررسمي نشانگر افزايش قابل توجه درصد بانوان شاغل در بخش دولتي است كه از 33% به 37% در طي همين سالهاي اخير رسيده است. در ابتداي دولت آقاي خاتمي اشتغال زنان 1/9% بود. در حال حاضر  به 8/14%  رسيده كه بي سابقه است. البته با ميانگين جهاني كه 55% است هنوز بسيار تفاوت دارد.» لازم به ذكر است كه رقم 8/14%  اشتغال زنان كه در اين مصاحبه اعلام شده است ، در هيچ منبع ديگري مشاهده نشد و كلية اطلاعات موجود حاكي از 11 تا 12 درصد نرخ اشتغال زنان در كشور مي‌باشد.

خبرگزاري ايسنا در خبر ديگري از قول خاتم (1383)  نرخ اشتغال زنان در كشورهاي اروپايي را بيش از 4 برابر زنان ايراني اعلام كرده است. وي پائين‌ترين ميزان اشتغال زنان در جهان را متعلق به كشور ايران مي‌داند. شاهد ديگر بر اين مطلب، توسط قاسمي (1380) ارائه شده است. وي در جدولي طبقه بندي 50 كشور در حال توسعه را با توجه‌ به شاخصهاي مربوط به زنان اعلام كرده است. در جدول مذكور كشور ايران از نظر شاخص اشتغال زنان، در رتبة 46 و تنها قبل از كشورهاي الجزاير، اردن،‌امارات و پاكستان قرار دارد. درحاليكه 45 كشور در حال توسعه نظير گواتمالا، غناء ، مالديو، بوركينافاسو و غيره در رتبه‌هائي به مراتب بهتر از ايران قرار دارند. در جاي ديگر اعرابي (به نقل از خورشيدي 1384) زنان را تشكيل دهندة فقيرترين اقشار جامعه مي‌خواند و (شادي‌طلب و گرايي نژاد (1383) ضمن تاييد اين مطلب، به طور خاص  زنان سرپرست خانوار را دچار فقر مطلق و فقيرترين افراد كشور اعلام مي‌نمايد.

چالش ديگري كه پيش روي اشتغال زنان در ايران وجود دارد، سياست خصوصي سازي و كاهش بدنة دولت است. در گذشته‌اي نه چندان دور، تقريبا تمامي فارغ‌التحصيلان دانشگاهها اعم از زن و مرد ، به فاصلة كوتاهي پس از اخذ مدرك تحصيلي خود و يا حتي در حين تحصيل ، به راحتي مي‌توانستند يك شغل دولتي اختيار كنند و آيندة شغلي خود را تضمين نمايند. امروزه با وجود اينكه گرايش به شغل دولتي در ميان دانشجويان هنوز بسيار زياد است( كتولي و رحماني 1383)،واقعيت اين است كه تنها درصد ناچيزي از آنان جذب مشاغل دولتي مي‌شوند. در اين رابطه علمي (1383) مي‌نويسد در كشورهاي در حال توسعه، به دليل ناكارائي شركتهاي دولتي و اثر آن بر اقتصاد ملي، خصوصي سازي راهي براي رفع بحران‌ها و عدم توازن‌هاي اقتصادي در سطح كلان در نظر گرفته شده است. وي اضافه مي‌كند كه در ايران نيز همزمان با تدوين اولين برنامة توسعه ، اين رويكرد توسط دولت پذيرفته شد و در نتيجه تبصرة 32 قانون برنامة مذكور به توسعه و واگذاري شركت‌هاي دولتي به بخش خصوصي اختصاص يافت . محقق با ارائة ارقام و آمارهائي از منابع اطلاعاتي رسمي كشور نظير سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ،‌نتيجه مي‌گيرد كه اين سياست ، به علاوة افزايش چشمگير نرخ ورود دختران به مراكز آموزش عالي، در آينده‌اي بسيار نزديك بحران بيكاري زنان جوان فارغ‌التحصيل را به دنبال خواهد داشت.

با توجه به مطالب فوق به نظر مي‌رسد كه زنان ، ناگزير از اشتغال در بخش خصوصي هستند، به عبارت ديگر يا بايد به استخدام كارفرمايان بخش خصوصي درآيند كه بدلايل مختلف؛‌ از جمله موانع خانوادگي و اجتماعي، راهكار مناسبي به نظر نمي‌آيد و يا خود در اين عرصه به كارآفريني بپردازند. مفهوم كارآفريني ، مفهومي نسبتا جديد است كه شايد زائيدة مشكلات اشتغال باشد. البته صمد‌آقائي (1382) معتقد است كه كارآفريني از ابتداي خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون مختلف زندگي انساني حضور داشته و مبناي تمامي تحولات و پيشرفتهاي بشري بوده است  ولي واژة كارآفريني واژة نوئي است كه هنوز تعريف دقيقي از آن ارائه نشده است . در اين رابطه صابر (1382) به نقل از احمد‌زاده، مي‌نويسد كارآفريني عبارتست از فرايند ايجاد ارزش از راه تشكيل مجموعة منحصر به فردي از منابع به منظور بهره‌گيري از فرصت‌ها. تعاريف ديگري هم از كارآفريني ارائه شده است كه كم و بيش همانند تعريف فوق مي‌باشند و اين تعريف ماحصل كلية‌ آنها مي‌باشد: « كارآفريني فرايند خلق ابتكارها و نوآوريها و ايجاد كسب و كار‌هاي جديد در شرائط خطر‌خيز از طريق كشف فرصت‌ها و بهره‌گيري از منابع مي‌باشد. » (همان منبع)

در هر صورت ترويج فرهنگ كارآفريني و سوق دادن جوانان به سوي آن ، از جمله سياستهاي مهمي است كه كشورهاي مختلف جهان ، اعم از توسعه يافته و در حال توسعه ، جهت تخفيف و يا رفع معضل بيكاري به طور عام و بيكاري زنان به طور خاص در پيش گرفته‌اند. در كشور ايران نيز اين رويكرد مدتي است اتخاذ شده و از جمله اقدامات انجام شده در اين رابطه، تاسيس مراكز كارآفريني در تعدادي از دانشگاههاي سراسر كشور است. اما باز هم آمارها حاكي از آن است كه در عمل تفاوت چنداني در زمينة بهبود شاخصهاي اشتغال و مشاركت اجتماعي و اقتصادي زنان حاصل نشده است. براستي دليل اين امر چيست؟

خورشيدي (1384) مباني نظري و آثار و گفته‌هاي صاحب‌نظران در مورد اشتغال زنان در ايران را به طور مفصل بررسي كرده است و از مرور آنها چنين نتيجه‌گيري مي‌نمايد كه لااقل در متون نوشتاري تاريخي و فرهنگي چه از لحاظ عقيدتي، چه از لحاظ قانوني و چه از لحاظ تاريخي ، مانعي بر سر راه اشتغال زنان وجود ندارد و اكثريت به اتفاق  صاحبان آراء و نگرش‌هاي مختلف نيز ، نظر مساعدي نسبت به اشتغال زنان دارند. ولي واقعيت‌هاي موجود چيز ديگري نشان مي‌دهد. سوالي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه پس چرا وضعيت اشتغال زنان در ايران تا اين حد اسفبار است و در آخرين رتبه‌هاي جدول كشورهاي در حال توسعه  قرار دارد؟ براي پاسخ دادن به اين سوال موانع اشتغال بانوان در ادبيات تحقيق جستجو مي‌شود.

موانع شغلي و اشتغال زنان را مي‌توان به دو دستة‌ اصلي تقسيم نمود. يكي موانع اشتغال يعني به كار گمارده شدن زنان چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي است كه مي‌تواند شامل كارآفريني هم باشد و ديگري موانعي است كه بر سر راه زنان شاغل قرار دارد. منظور از مفهوم دوم، موانعي كه باعث مي‌شود آنان نتوانند به خوبي نقش شغلي خود را ايفا كنند و يا نتوانند به ترفيع شغلي كه شايستة خود است دست يابند.  در اينجا اين موانع  مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

4- موانع اشتغال زنان

البرزي و ساماني (1381) از نتايج تحقيق خود تحت عنوان بررسي وضعيت زنان بيكار جوياي كار در استان فارس موانع ذيل را براي اشتغال زنان بر شمارده‌اند: كمبود توليد، محدوديت نگرشي براي زنان، مواردي مانند نبود اماكن مناسب ، تربيت فرزندان ، اولويت دادن به مردان و  وجود افراد بيكار .

قاسمي اصفهاني ( 1381) نيز سه دسته از موانع  را براي اشتغال زنان در ايران قائل مي‌باشد: مشكلات ناشي از حاكميت تفكر مرد‌سالار، موانعي كه زنان خود براي خويش ايجاد كرده و مي‌كنند و نابرابري تحصيلي در سطوح بالاتر.

مختاريان (1381) اقتصاد تك محصولي، شيوة توليد مسلط در كشور، تمركزگرائي و اقتصاد دولتي ،خسارات عظيم دوران جنگ و كاهش توليدات ملي، تنظيم بودجه با نگرش سرمايه‌داري دولتي، توسعة تكنوكراسي و اشتغال در دستگاههاي دولتي، فقدان برنامه‌ريزي منسجم و مدون براي اشتغال زنان، مشكل فرهنگي، مخالفت مردان با اشتغال زنان و عدم همكاري آنان با زنان شاغل، دستمزد پائين زنان نسبت به مردان، عدم استفاده از تخصص زنان، عدم تمايل كارفرمايان به پوشش بيمه‌اي زنان، رقابت‌هاي كاذب در برخي محيط‌هاي كاري ، هزينة زياد مهدكودك و فقدان تشكل‌هاي دولتي و خصوصي مناسب براي خود اشتغالي زنان را موانع عمدة اشتغال آنان مي‌داند.

(مهابادي 1381) مسائل ذيل را عمده‌ترين موانع اشتغال و مديريت زنان در ايران دانسته است: حضور فرهنگ مسلط مديريت مردان، روند تاريخي تبعيض جنسيتي، ناديده گرفتن توانائي‌هاي زنان در امور مديريتي ، و عدم همكاري بانكها و موسسات اعتباري با زنان .

اميني (1383) مهمترين دلايل پايين بودن سهم اشتغال زنان در بازار كار را به شرح ذيل بر مي‌شمارد: نگرش جامعه نسبت به اشتغال زنان در برخي از فعاليت‌ها ، توجيه اقتصادي نداشتن سرمايه‌گذاري براي نيروي كار زنان به دليل احتمال ازدواج ، زايمان و ترك كار از سوي آنان، قوانين و مقررات حمايتي از زنان كه براي كارفرمايان مشكل ايجاد مي‌كند، پائين‌تر بودن بهره‌وري نيروي كار زنان به دليل داشتن مسئوليتهاي خانوادگي، برخوردار نبودن زنان از مهارت‌هاي فني و حرفه‌اي، نامناسب بودن محيط كار در برخي از فعاليت‌ها به لحاظ مسائل اخلاقي و سرانجام لزوم داشتن توانائي جسماني بيشتر در برخي از فعاليت‌ها.

روزنامة همشهري مورخ 17 بهمن 1378 ، در مصاحبه‌اي با زنان سياستمدار ايراني علل عدم پيشرفت هم‌جنسان خود را در صحنه‌هاي مختلف شغلي، اجتماعي و سياسي جويا شده است.از ماحصل گفتگوي مذكور با كديور، نوري، كروبي و هاشمي مي‌توان عوامل ذيل را استخراج نمود: عدم اعتماد به نفس و خودباوري در زنان كه پيامد عدم تربيت صحيح خانوادگي است، اعمال محدوديت‌هايي به نام دين اسلام در جامعه كه باعث كمرنگ شدن حضور زنان مي‌شود، فرهنگ مردسالاري، عدم وجود تخصص كافي در زنان و عدم وجود فرصتهاي مديريتي براي آنان.

اصطلاح سقف شيشه‌اي به كرات به عنوان يك مانع نامريي در برابر اشتغال زنان يا ترفيع زنان شاغل در ادبيات تحقيق به كار رفته است. ( گيوريان به نقل از خورشيدي 1384) در تعريف اين اصطلاح مي‌گويد سقف شيشه‌اي كه بسياري از زنان را از بالارفتن به سوي پستهاي مديريت و رهبري باز‌مي‌دارد، نگرشها و تعصب‌هاي منفي است كه مانع از آن مي‌شود كه زنان وراي يك سطح خاص در سلسله مراتب سازماني به پيش روند. وي اضافه مي‌نمايد كه يك سوم زنان در شغلهاي منشي‌گري، و بقيه در حوزه‌هاي بهداشتي، آموزشي و توليدات مواد غذائي كار مي‌كنند كه تقريبا هيچ‌كدام در همين مشاغل نيز پست كليدي ندارند. براي مثال در مدارس دخترانه، زنان تدريس مي‌كنند ولي سازماندهي و طرح ريزي و هدايت و كنترل امور مدرسه از خارج، با مردان است. محقق يك مانع عمده براي زناني كه مايلند به پستهاي مديريتي برسند را وجود محدوديتهايي مي‌داند كه از سوي جامعه ، خانواده و خود زنان بر آنان تحميل مي‌شود.

از مجموع مطالب فوق مي‌توان دريافت كه اكثر صاحب‌نظران به جز تعداد قليلي از آنان ، موانع اشتغال و ترفيع شغلي زنان را در عوامل بيروني جستجو مي‌نمايند. عده‌اي از آنان كه نقش عوامل دروني را مطرح كرده‌اند نيز ، به موانعي اشاره نموده‌اند كه خارج از كنترل شخص مي‌باشد. مواردي از قبيل ضعف قواي جسماني، زايمان و غيره از اين دست به شمار مي‌روند. تنها عدة بسيار قليلي روي نقش عوامل دروني كه در حيطة كنترل زنان است به‌عنوان مانعي بر سر راه اشتغال و ترفيع شغلي آنان دست گذاشته‌اند. به راستي خود زنان و توانائي‌ها و باورهاي دروني آنان هيچ مانعي بر سر راه مشاركت اجتماعي و اقتصادي آنان محسوب نمي‌شوند؟ (اركيان و معتمدي 1381) مي‌نويسند:« اگر زنان باور شوند، مي‌توانند در فعاليت‌هاي اقتصادي ، اجتماعي گام‌هاي بلندي برداشته و جامعة خويش را به توسعه و پيشرفت سوق دهند» سوال اين است كه آيا تا وقتي كه زنان خود را باور نكنند،  ‌مي‌توان از بقيه انتظار داشت آنان را باور كنند؟ البرزي و ساماني (1381) مي‌گويند زنان جوياي كار بيشتر تمايل به تصدي مشاغل دولتي دارند. اين مسئله مي‌تواند به نوعي نشان از عدم اعتماد بنفس در زنان باشد . چرا كه اشتغال در بخش خصوصي و يا كارآفريني به طور خاص مستلزم درجاتي از ريسك‌پذيري و مواردي از اين دست است كه حداقلي از اعتمادبنفس و خلاقيت و ساير خصوصيات روانشناختي و شخصيتي مرتبط را مي‌طلبد. ولي تصدي مشاغل دولتي كمتر با اين خصوصيات درگير است. در تاييد اين مطلب(خبرگزاري ايسنا مركز گلستان 1383) از نتايج طرح بررسي وضعيت و زمينه‌هاي شغلي زنان استان گلستان اعلام مي‌كند كه زنان شهري و روستائي مناسب‌ترين شيوه فعاليت شغلي را حقوق‌بگيري مي‌دانند.  گل‌محمدي (1381) نيز مي‌گويد زنان از لحاظ خصوصيات رواني، وابستگي شديدي دارند كه در نتيجة عوامل اجتماعي و فرهنگي در آنان بوجود آمده است و سرانجام آذربايجاني (1383) مي‌گويد شكل‌گيري هويت در دختران بسوي صميميت و در پسران در جهت  استقلال و رقابت و فرديت است . از جهت شخصيتي زنان از مردان حسودترو كنجكاوترند و اعتماد بنفس كمتري دارند. اينها همه مي‌توانند نشانه‌هايي از عدم وجود خودباوري در زنان باشند. در مصاحبه‌ها و سخنرانيهاي صاحب‌نظران و  مسئولين مختلف مملكتي خوانده مي‌شود كه آنها از مجموع تجارب خود و به عنوان يافته‌هاي تحقيقاتي كه در زيرمجموعة آنها انجام شده است، به كرات به عدم خودباوري زنان و  نياز آنان به افزايش خودباوري، اشاره كرده‌اند. ازجمله مي‌توان به اظهارات  (خاتمي 1382) ، (شجاعي 1382) ،(دولت آبادي 1382) ، ( باقري 2005) ، (محتشمي 1383)، (رضائي 1383) ، (عابدي 1383)  ،  (موسوي و سعادت 1382)، ‌( قاسمي اصفهاني 1381) ، (زهروي 1381)، (دستغيب1383) و (بهنود 1382)  اشاره نمود.
همانگونه كه در سطور بالاتر اشاره شد، علاوه بر تمامي مشكلات و موانعي كه بر سر راه اشتغال زنان در ايران وجود دارد، سياست كاهش تصدي‌گري دولت كه منجر به محدوديت استخدام در مشاغل دولتي شده است، موجبات پيدايش رويكرد ترويج كارآفريني در ميان كلية كارجويان اعم از زن و مرد شده است. اقدامات قابل توجهي نيز در اين رابطه از سوي نهادهاي دولتي و غيردولتي بويژه در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي صورت گرفته است. ولي در عمل به نظر نمي‌رسد كه هيچ‌يك از اين اقدامات به نتايج مطلوب حتي نزديك شده باشند. در ادبيات تحقيق در خصوص كارآفريني و ويژگيهاي شخصيتي كه براي يك كارآفرين برشمارده شده است، خلاقيت از يكسو و خودباوري يا اعتمادبنفس از سوي ديگر به كرات از سوي صاحب‌نظران مختلف بعنوان دو تا  از اصلي‌ترين پيش‌نيازهاي كارآفريني اعلام گرديده است.  از آن جمله مي‌توان به ( صابر 1382) ، (صمدآقائي 1378) (سايت اينترنتي مركز كارآفريني دانشگاه صنعتي اميركبير) و (كريمي 1383) اشاره نمود. در اينجا اين دو مفهوم به عنوان پيش‌نيازهاي مهم كارآفريني بررسي مي‌شوند و چگونگي پرورش آنها در افراد مورد كنكاش قرار مي‌گيرد.

5- خلاقيت

خلاقيت از جمله مفاهيم پيچيده و انتزاعي انساني است كه ماهيت و تعريف آن مورد توافق صاحب‌نظران نمي‌باشد. به بيان ديگر تعريفي روشن، شفاف و مورد پذيرش همگان از اين مفهوم وجود ندارد. (حسيني 1376، ميلو 1996، كيتينگ 1980 به نقل از ميلو 1996)

ميلو (1996) مي‌گويد بسياري از دانشمندان خلاقيت را به عنوان تخيل، رويا، اصالت ، تفكر واگرا ، ابتكار ، شهود، نبوغ ، نوآوري ، كنجكاوي ، اكتشاف و توانائي حل مسئله تعريف مي‌كنند، ولي خود وي معتقد است كه خلاقيت هيچكدام از اينها نيست و مي‌تواند تركيبي از همة آنها باشد.

حقيقت (1377) به نقل از دانشمنداني نظير برونويسكي ، بيرو ، مورگان و همكاران ، ميان خلاقيت با مفاهيمي مانند اختراع، اكتشاف و حل مسئله تمايز قائل شده‌است. ساختمانيان (1374) تعريف واژه‌نامه‌اي خلاقيت را عبارت از به وجود آوردن، يا توانائي آفرينش چيزي تازه و بديع يا قدرت آفرينندگي كه منوط به هوش و توانائي تخيل باشد ، ذكر كرده است.

مسدد (مترجم 1369) در مورد تعاريف نظري خلاقيت نوشته است كه اين تعاريف محورهاي متفاوتي دارند ، بعضي از آنها بر اساس ويژگي‌هاي شخصيتي، بعضي بر اساس فرايندهاي خلاقيت ، بعضي بر حسب محصول خلاقيت و نهايتا پاره‌اي با توجه به تاثيرات محيطي، فرهنگي و اجتماعي به تعريف خلاقيت پرداخته‌اند.

فردوسي (1384) خلاقيت را توانائي تجسم،‌پيش‌بيني پديده‌ها و بوجود آوردن يك محصول يا ايدة نو مي‌داند. وي در خصوص اهميت خلاقيت و رشد آن مي‌گويد، امروزه در كشورهاي پيشرفته آنقدر كه به خلاقيت اهميت مي‌دهند بر هوش شناختي تاكيد ندارند. چرا كه معتقدند موفقيت بيشتر در گرو خلاقيت است تا هوش. وي اضافه مي‌كند كه تحقيقات نشان داده است هوش و خلاقيت با يكديگر ارتباطي ندارند ولي موفقيت با خلاقيت رابطه زيادي دارد.

فرانكن (2005) خلاقيت را رويكرد خلق يا تشخيص ايده‌ها، جايگزين‌ها و احتمالاتي مي‌داند كه در حل مسئله يا در ارتباطات انساني و سرگرم كردن خود و ديگران مفيد است. وي اضافه مي‌كند كه براي خلاق بودن، افراد بايد قادر باشند كه مسائل را از ديدي تازه بنگرند و احتمالات و جايگزينهاي بديع خلق نمايند.

هيلارد (2001) تعريف خاصي از خلاقيت ارائه نمي‌كند و مي‌گويد هركس تعريفي از خلاقيت ارائه مي‌دهد مثلا بعضي خلاقيت را مترادف الهام گرفتن مي‌دانند. بعضي ديگر خلاقيت را الگوي انديشيدن به شيوه‌اي متفاوت تعريف مي‌كنند و به نظر هيلارد (2001) خلاقيت هر چه باشد ، خيلي مهم و لازم است چون باعث تمامي پيشرفتهاي بشري بوده است.

به طور كلي مرور تعاريف متعدد ارائه شده از سوي انديشمندان نشان مي‌دهد كه نكتة مشترك در ميان همة آنها ، عنصر بدعت و نوآوري است. يعني در تمامي تعاريف نو بودن و تازگي اثر، ملاك خلاق بودن آن مي‌باشد. البته در بسياري از تعاريف علاوه بر تازگي ، ارزش يا تناسب نيز ملاك ديگري براي خلاقيت برشمارده شده است. (حقيقت 1382)

6- عوامل پرورش و بازدارندة خلاقيت

در مورد چگونگي رشد خلاقيت نيز صاحب‌نظران ، عقايد متفاوتي ابراز داشته‌اند. از جمله آمابيل و همكاران ( 1988ـ به نقل از حسيني 1377) پس از مصاحبه با 120 دانشمند در 20 رشتة مختلف اعلام كردند كه نقش عوامل محيطي در رشد خلاقيت ، برتر از عوامل شخصي است.

فردوسي (1384) تصريح مي‌كند كه هوشبهر رابطه‌اي با خلاقيت ندارد و خلاقيت بر خلاف هوش شناختي ، كاملا بوسيلة محركهاي محيطي از بدو تولد فرد ،‌ قابل آموزش و پرورش مي‌باشد. همچنين مسدد (1369) از قول وايتهد آموزش و پرورش را در بروز خلاقيت موثر مي‌داند. مرعشي (1377) به اهميت نقش عوامل محيطي در پرورش خلاقيت اشاره مي‌كند و در اين ميان نقش والدين و معلمان را مورد تاكيد قرار مي‌دهد. وي معتقد است كه متاسفانه در اغلب موارد هم والدين و هم معلمان و مربيان ، به دليل عدم آگاهي، نه تنها كمكي به رشد خلاقيت در كودكان نمي‌كنند، بلكه با روشهاي نادرست تعليم و تربيت ، خود مانع پرورش اين توانايي در آنها مي‌گردند. مرعشي(1377) خاطر نشان مي‌سازد كه افراد خانواده و معلمان دبستان بهترين مشوق خلاقيت كودكان هستند و مي‌توانند در زمينه‌هاي گوناگون پرسش‌هاي كودكان را مورد تشويق قرار دهند و با دادن مجال در ارائة انديشه ، آنها را به كوشش بيشتر وادارند. وي تشويق را يكي از مهم‌ترين اصول ايجاد تفكر آفريننده و توانائي سازنده مي‌داند.

تقديسيان (1377) نيز در مورد عدم پرورش خلاقيت در مدارس هشدار مي‌دهد. وي مي‌نويسد در مدارس، دانش‌آموزان خلاق به اندازة دانش‌آموزان باهوش مورد علاقة معلمان نيستند. تقديسيان (1377) بعد از مرور منابع اعلام مي‌كند كه در مدارس دانش‌آموزان موفق و مورد احترام معلم معمولا آن‌هائي هستند كه خوب گوش مي‌دهند ، مطالب درس را عينا حفظ مي‌كنند ، تفكر واگرا ندارند و هنگام درس پاسخ دادن، كليشه‌اي عمل مي‌كنند. به طور كلي اين محقق عوامل رشد خلاقيت را عدم رضايت از وضعيت موجود، شاد بودن و اميدواري، تفكر مثبت و كنجكاوي مي‌داند. تقديسيان (1377) عوامل بازدارندة خلاقيت در مدرسه را بي‌توجهي به تفكر واگرا، وقت كم و حجم زياد دانش‌آموزان، روشهاي ارزشيابي، ترويج انديشه‌هاي قالبي، ايجاد ترس ، يك‌نواختي محيط‌هاي آموزشي و عدم خلاقيت خود معلمان مي‌داند.

كردي (1377) در پرورش خلاقيت، نقش بسيار مهمي براي معلمان ، بويژه معلمان ابتدائي قائل است. وي تصريح مي‌كند كه دانش‌آموز در مقام فراگيرنده ، به شدت تحت تاثير رفتار معلم قرار دارد. در دورة ابتدائي كه اثرپذيري ، نقش پذيري و انعطاف رفتاري، عاطفي و شناختي دانش‌آموز، بيشتر از دوره‌هاي ديگر تحصيلي است، اين تاثير‌پذيري بيشتر به چشم مي‌خورد. كردي (1377) نتيجه مي‌گيرد كه پيش از پرداختن به شيوه‌هاي پرورش خلاقيت دانش آموزان، بايد به فكر معلماني نوانديش، نوآور و خلاق بود. چرا كه معلم اگر خود الگوي خلاقيت نباشد، آموزش خلاقيت از سوي او كاملا بي‌فايده خواهد بود. وي وجود ويژگيهاي ذيل در معلمان را باعث رشد خلاقيت در دانش آموزان مي‌داند: استقلال فكري، اعتمادبنفس، خطرپذيري، عادت و تمايل به خلاقيت، جرئت متفاوت بودن، ملاك ارزشيابي دروني، انرژي و فن بيان ،‌انعطاف‌پذيري فكري، تمايل به تغيير اشياء، داشتن اهداف دوردست و شوخ‌طبعي. از سوي ديگر كردي (1377) وجود اين خصوصيات در معلمان را مانع رشد خلاقيت دانش‌آموزان در كلاس مي‌داند: آثار مطابقت، ايمان بيش از حد به منطق، ترس از اشتباه يا ناكامي،  نداشتن استقلال ، اتكا به قدرت، منفي گرائي و كمال‌گرائي.

از همان محقق در جاي ديگري آمده است كه ايجاد شرائط پرورش خلاقيت و خلاق بودن معلم، دو شرط اصلي پرورش خلاقيت در آموزش پيش‌دبستاني و ابتدائي است ولي وي اين دو شرط را كافي نمي‌داند و اضافه مي‌كند كه معلمين دوره‌هاي پيش‌دبستاني و ابتدائي به دليل اينكه اين دوره‌ها سخت‌ترين و مهم‌ترين دوره‌هاي آموزشي به شمار مي‌روند، بايد آموزش ببينند و مجهز به جديد‌ترين اطلاعات و دستاوردهاي علمي در زمينة نوانديشي، نوآوري، ابداع ،  خلاقيت و راههاي پرورش آن باشند. كردي (1377) سپس تصريح مي‌كند كه وجود انعطاف و تغيير پذيري همراه با احساس امنيت در كلاس درس، از عواملي هستند كه به شدت خلاقيت و آفرينندگي دانش‌آموز را تحريك مي‌كنند و آن را پرورش مي‌دهند.

وي اصول و مباني پرورش خلاقيت در دانش آموزان را به طور خلاصه به شرح ذيل اعلام مي‌كند:

1.                نوگرائي ، انعطاف‌پذيري ، تنوع در رفتار و گفتار هنگام تدريس

2.                اعتماد‌بنفس معلم و انتقال آن به دانش‌آموزان

3.                پرتكاپوئي، انرژيك بودن، نشاط و فعاليت معلم

4.                پرورش ريسك‌پذيري، بارش فكري، يورش انديشه براي دانش‌آموزان

5.                تجارب ناشناخته، سادگي به جاي پيچيدگي، طرح سوال، تحريك كنجكاوي و جهت دهي ذهني به دانش‌آموزان

6.                استفاده از بازي و فعاليتهاي آزاد و انعطاف‌پذير در كلاس

7.                شوخ‌طبعي و خوشروئي و هنرمندي معلم

و سرانجام كردي (1377) موانع رشد خلاقيت در دانش‌آموزان را نيز به شرح ذيل فهرست مي‌نمايد:

1.                فشار آوردن ، تحميل دانسته‌هاي معلم و عدم تشويق انديشه‌هاي خلاق دانش‌آموزان

2.                دوري از دانش جديد، روش‌هاي تازه ، فكر نو و برنامه‌هاي جديد از سوي معلم

3.                نداشتن تمركز ذهني، تحمل نكردن ، ابهام و تضاد، وابستگي و انجماد فكري معلم

4.                گرايش به روش‌هاي تكراري ، آموزش از روي عادت، پرسش و پاسخ كليشه‌اي.

فردوسي (1384) نيز عوامل مشوق رشد خلاقيت در كودكان سنين پيش‌دبستاني و دبستاني را چنين برمي‌شمارد:

1.                افزايش ميزان تصورات حدس زننده در كودكان بوسيلة عوامل محيطي

2.                پرورش تصور جانشيني در كودكان (توانائي قرار دادن خود به جاي ديگران)

3.                قراردادن دو عامل كوشش و هدف در فعاليتهاي روزمرة كودكان

4.                وجود تفكر مثبت در مربي و متربي

5.                بردن كودكان به مسافرت و اردو و زندگي به روش‌هاي غيرمعمول

6.                افزايش تماس‌هاي شخصي كودكان

7.                بازيهاي فكري، معما ، جدول ، پازل ، سرگرميهاي هنري توليدي مثل نقاشي، كاردستي و موسيقي

8.                رشد عادت مطالعة غير درسي در كودكان

9.                استفاده از رنگهاي شاد و جالب توجه در محيط خانه و مدرسة كودكان

وي موانع رشد خلاقيت را نيز به شرح ذيل مي‌داند:

1.                عمل طبق عادتهاي ديرين

2.                سرسختي و لجاجت مربي و متربي

3.                عدم تشويق خلاقيت و ايده‌هاي خلاق

4.                فشار شديد و انتقاد مداوم از كودكان

5.                دلسرد كردن كودكان نسبت به انجام ايده‌هاي خلاق خود

6.                وجود تفكر منفي در بزرگترهايي كه با كودك سروكار دارند

7.                رشد عادت همرنگي با جماعت و عادتهاي كوركورانه در كودكان

8.                كمروئي

وي به معلمان توصيه مي‌كند كه براي پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان خود، آنها را به تجسس و بررسي‌هاي مبتكرانه تشويق كنند، آنها را در معرض سوالات باز با پاسخ‌هاي متعدد قرار دهند، فرهنگ پرسش را در كلاس خود رواج دهند، به كودكان مسئوليت دهند تا به استقلال برسند و از طريق بازي ، راه تعاون و روحية اجتماعي را به آنها نشان دهند.

ساكاموتو (1379) از ميان عوامل محيطي ، بر نقش تلويزيون ،در پرورش خلاقيت كودكان تاكيد مي‌ورزد و از نتايج مطالعات و تحقيقاتي كه به كمك همكاران خود در انستيتوي نوآوري توكيو انجام داده‌اند اعلام مي‌كند كه كودكاني كه برنامة «آيا مي‌تواني؟» را به طور مرتب نگاه مي‌كنند از ساير همسالان خود به طرز معني داري خلاق‌تر هستند. لذا مي‌توان گفت كه صدا و سيما به عنوان رسانة فراگير ارتباط جمعي، مي‌تواند برنامه‌هايي به منظور آموزش روشهاي پرورش خلاقيت در كودكان به خانواده‌ها ارائه دهد. و سرانجام وين‌ هارلن (1382) بهترين راه پرورش خلاقيت در كودكان را در يك كلام احترام به عقايد خودجوش آنان مي‌داند.  

7- خودباوري

براندن (1383)خودباوري يا self reliance را يك نياز اساسي روان‌شناختي مي‌داند كه عبارت است از تمايل به اينكه خود را فردي شايستة مواجهه با چالش‌هاي اساسي زندگي و لايق شاديها بدانيم. بنا بر تعريف وي خودباوري از دو بخش اصلي خودكارآمدي و عزت نفس تشكيل شده است. چالش‌هاي اساسي زندگي كه در تعريف براندن به آن اشارت رفته است عبارت است از اصولي مانند توانائي كسب معاش، مراقبت نمودن از خود ، برقراري روابط شايسته انساني مطلوب طرفين و برخورداري از نيروي جهشي كافي كه شخص را قادر مي‌سازد از مشكلات و پرتگاههاي زندگي عبور كرده و در رسيدن به اهداف و آرزوهاي خود ، پايداري و استقامت داشته باشد. وي در زمينة‌ لزوم وجود خودباوري در زنان مي‌نويسد براي زناني كه در حال گذر از سنت به تجدد هستند ، جهت بدست آوردن استقلال فكري و عاطفي در مبارزه‌اند و به طرز روزافزوني به بازار كار سرازير مي‌شوند و كسب كار مستقلي مي‌آفرينند، خودباوري يك نياز ضروري و اجتناب‌ناپذير است.

در سايت اينترنتي دانشگاه آريزوناي شمالي ، مركز سلامتي فرونسك (2001) خودباوري را به معناي دوست داشتن ، عزت و احترام گذاشتن به خود به عنوان يك مجموعه تعريف كرده‌اند.در اين سايت تصريح شده است كه عناصر اصلي خودباوري عبارتند از اعتماد به خود، پرورش خود، خودگرداني، هويت و صميميت. همچنين اضافه مي‌شود كه خودباوري سالم حاوي همة عناصر اساسي مذكور مي‌باشد و كمبود هر يك از عناصر منجر به تشكيل خودباوري پائين مي‌شود كه اثرات سوئي بر جسم ، روح و روان فرد وارد  مي‌آورد. 
شزلو و تيلور (2005) خودباوري را عبارت از مجموع باورها و احساساتي مي‌دانند كه هر كس نسبت به خود دارد و بر احساسات و رويكردها و رفتارهاي افراد اثر مي‌گذارد. آنها معتقدند كه خودباوري در كودكي شكل مي‌گيرد و مي‌تواند مترادف عبارت « من مي‌توانم» باشد.

در سايت اينترنتي دانشگاه ايالتي تگزاس آمده است كه افراد داراي خودباوري پائين ، اغلب بر مبناي اتفاقات زمان حال در مورد خود قضاوت مي‌كنند و احساسات منفي آنها نسبت به خود پايدارتر از احساسات مثبت است. در مطلب مورد بحث اشاره شده است كه خودباوري سالم بر اساس توانائي فرد در ارزيابي صحيح از خود شكل مي‌گيرد. فرد بايد قادر به در نظر گرفتن توانائيها و محدوديتهاي خود باشد و براي خود ارزش قائل شود.
ريزونر (2005) خودباوري را تجربة قادر بودن به رويارويي با چالش‌هاي زندگي و استحقاق خوشبختي مي‌داند و مي‌گويد امروزه صاحب‌نظران تعليم و تربيت، والدين، رهبران تجاري و دولتمردان ، همگي به نقش مهم خودباوري در موفقيت واقف هستند. وي از وجود رابطة قوي ميان الكليسم، اعتياد، اختلالات خوردن، ترك تحصيل، روابط جنسي نامشروع، خودكشي و شكست‌هاي تحصيلي با كمبود خودباوري خبر مي‌دهد.

حقيقت (1384) خودباوري را ديدگاه و اعتقاد فرد نسبت به خودش تعريف كرده است كه شامل خصوصيات شخصيتي ، توانائيها، ضعفها و ساير ويژگيهاي نظام رواني فرد مي‌شود. وي معتقد است كه خودباوري فرد انعكاسي از ارزيابيهاي ديگران است و حتي ممكن است قبل از اينكه كودك زبان بگشايد، در اثر روابط با اعضاي خانواده ، داراي خودباوري باشد. وي تجارب اجتماعي فرد خردسال، بويژه روابط دوران كودكي با مادر را مهمترين پايه‌هاي تشكيل خودباوري در انسان مي‌داند. حقيقت (1384) عناصر اصلي خودباوري را خودبسندگي و عزت نفس مي‌داند و معتقد است كه خودباوري اكتسابي و قابل پرورش است.

فردوسي (1384) خودباوري را مترادف اعتمادبنفس مي‌داند و در تعريف هر دو ، وضعيت كلي رضايت از خود را عنوان مي‌كند. وي معتقد به تشكيل خودباوري در سنين كودكي است و مي‌گويد خودباوري از چهار مولفة رضايت از وضعيت ظاهري، رضايت كودك از جايگاه خود در خانواده، رضايت از جايگاه خود در اجتماع‌ ( مدرسه يا مهدكودك) و رضايت از وضعيت تحصيلي،تشكيل مي‌شود.

8- عوامل پرورش و موانع رشد خودباوري

مركز سلامتي فرونسك (2001) شرايط و خصوصيات ذيل را در افزايش خودباوري افراد دخيل مي‌داند:

1.                در نظر گرفتن نكات مثبت خود

2.                راحت بودن با خود

3.                تمركز بر موفقيت‌ها

4.                ريسك‌پذيري

5.                باور به اينكه هيچ‌كس كامل نيست.

6.                خنديدن به تجارب تلخ گذشته

7.                تصور مثبت نسبت به آينده

8.                سلامتي جسماني

9.                برخورداري از حمايت ديگران

10.            توانائي بخشش خود و ديگران

شزلو و تيلور (2005) به والدين توصيه مي‌كنند كه براي رشد خودباوري در كودكان مراقب گفتار خود باشند، خود الگويي از خودباوري مثبت باشند، باورهاي غلط كودكان خود را شناسائي و تصحيح كنند، به فرزندان خود محبت كنند، بازخوردهاي مثبت و دقيق به رفتارهاي فرزند بدهند، يك فضاي امن و محبت‌آميز در خانه ايجاد كنند، مراقب بدرفتاريهاي ديگران با فرزند خود باشند ، آنها را درگير فعاليتهاي سازنده و چالش انگيز بنمايند و سرانجام در صورت لزوم از يك مشاور كمك تخصصي بگيرند.

در سايت اينترنتي دانشگاه ايالتي تگزاس با تصريح بر اين مطلب كه خودباوري در سنين كودكي شكل مي‌گيرد به والدين و افرادي كه با كودكان سروكار دارند، توصيه شده است كه كودك را تشويق كنند، به حرفهاي او با دقت گوش بدهند، با احترام با كودك صحبت كنند، به او توجه و محبت كافي كنند، او را در معرض تجارب موفقيت آميز قرار دهند و دوستان خوبي براي او گير بياورند. در مطلب مذكور موانع رشد خودباوري به اين شرح برشمارده شده است: انتقاد مداوم، فريادكشيدن و كتك زدن كودك، بي‌اعتنائي به او ، تمسخر و ريشخند كردن كودك، فشار دائم بر كودك براي موفقيت در همه چيز، تجارب شكست در مدرسه و ورزش.

حقيقت (1384) عوامل موثر در افزايش خودباوري را به اين شرح برشمارده است:

1.                توانائي درك واقعيت‌هاي اطراف و عدم انكار آنها

2.                پذيرش خود، ديگران و طبيعت

3.                تقويت اراده

4.                شناسائي وحل مسائل اصلي

5.                حفظ استقلال و دوري از همرنگي با جماعت

6.                ابتكار در قضاوت

7.                بهبود روابط خود با ديگران

8.                در معرض تجارب جديد قرار گرفتن

9.                تلاش براي رشد خلاقيت

10.            تحرك در نظام ارزشها

11.            افزايش آگاهي و هوشياري فرد

12.            تعيين اهداف قابل دسترسي

13.            افزايش احساس مسئوليت پذيري

14.            فراگيري چگونگي ابراز وجود و بكارگيري مناسب آن.

فردوسي (1384) راهكارهاي ذيل را براي افزايش خودباوري در كودكان توصيه مي‌كند: تعريف از وضعيت ظاهري كودك، تعريف و تشويق توانمنديهاي فكري و فيزيكي كودكان، ايجاد فضاي رواني امن و محبت آميز در خانه، احترام به كودك به عنوان يك موجود مستقل، سعي در بهبود فرايندهاي تحصيلي كودك، ايجاد محيط زندگي شادي آور، چالش انگيز و جالب توجه حتي در بدو تولد.

فردوسي (1384) در رابطه با رشد خودباوري موارد ذيل را منع مي‌كند: مسخره كردن كودك، ايراد گرفتن از وضعيت ظاهري او (چاقي ، لاغري و ...) امر و نهي كردن زياد، مقايسة كودك با ديگران، فرياد كشيدن، تبعيض قائل شدن، رفتارهاي كليشه‌اي و تاكيد زياد روي نظم و انضباط.

به طور كلي مرور منابع نشان مي‌دهد كه خودباوري يك پندار روانشناختي است كه در طول دوران رشد در وجود هركس شكل مي‌گيرد و به سادگي و سرعت قابل تغيير نيست. بهبود فرايند شكل‌گيري خودباوري به طور مثال در دختران و زنان يك كشور، مستلزم برنامه‌ريزيهاي كارشناسانة طولاني مدت و ميان مدت است. در اين رابطه يزداني (1381) پيشنهاد مي‌كند كه برنامه‌هاي درسي مدارس به گونه‌اي دگرگون شوند كه دختران در مدارس به مهارتهاي بنيادي كه عامل اساسي توانمندسازي آنان جهت اشتغال است ، مجهز شوند. در حالت ايده‌آل بايد پا را از آن هم فراتر گذاشت و به برنامه‌هاي وسيع آموزش خانواده به طرق مختلف جهت تربيت دختران به گونه‌اي كه اعتماد‌بنفس و خودباوري كسب كنند ، اشاره نمود.

9- نتيجه‌گيري

مرور منابع نشان داد كه علاوه بر وجود مشكلات و نارسائي‌هاي جهاني در زمينة اشتغال زنان، در كشور ايران اين مشكلات،مضاعف است و اين در حالتي است كه لااقل بظاهر متون تاريخي، فرهنگي، قانوني و اجتماعي موجود در ادبيات تحقيق نشاني از هيچ‌گونه مانع در اين رابطه در خود ندارند. (خورشيدي 1384) اين مشكلات در حدي است كه  درصد ناچيز اشتغال زنان در ايران ، اين كشور را در آخرين‌ رده‌ها حتي در ميان كشورهاي در حال توسعه قرار داده است. بررسي موانع اشتغال و كارآفريني زنان از ديدگاههاي مختلف اين فرضيه را به ذهن مي‌آورد كه شايد بر خلاف اكثريت آراء، عوامل دروني و بويژه عدم وجود خلاقيت و خودباوري ، مانع مهمي بر سر راه اشتغال و كارآفريني بهينة زنان باشد. از سوي ديگر ، با وجود رشد ناگهاني جمعيت دانشجويان دختر و افزايش تقاضا براي اشتغال از سوي زنان به دلايل مختلف، سياست كاهش تصدي‌گري دولت ، خبر از كمبود جدي فرصت‌هاي شغلي در بخش دولتي دارد. بخش خصوصي نيز به نظر نمي‌رسد كشش لازم براي جذب خيل عظيم زنان كارجو را داشته باشد. در اين ميان مرور منابع نشان داد كه  كارآفريني و ترويج فرهنگ آن ، رويكرد مناسبي براي حل يا لااقل تخفيف مشكل اشتغال زنان ، بويژه زنان تحصيلكرده به شمار مي‌رود. از سوي ديگر آراء صاحب‌نظران در مورد خصوصيات كارآفرينان نشان داد كه خلاقيت و خودباوري از جمله پيش‌نيازهاي قطعي كارآفريني مي‌باشند.

بررسي آراء محققين و دانشمندان در زمينة خلاقيت و خودباوري مشخص كرد كه هر دو اين مفاهيم از دسته خصوصيات اكتسابي هستند كه بر خلاف مواردي مانند هوش كه محركهاي محيطي تاثير نسبتا كمي روي آن دارند،  در اثر عوامل و محركهاي محيطي ايجاد شده و لذا قابل پرورش مي‌باشند. اكثريت محققين بر اين باور هستند كه عمدة فعاليتهاي لازم براي پرورش اين دو خصيصه بايد در سنين خردسالي كه مترادف با دوره‌هاي پيش‌دبستاني و دبستان مي‌باشد، انجام بگيرد. در اين رابطه نقش والدين، محيط‌هاي آموزشي و رسانه‌هاي گروهي مورد تاكيد قرار گرفته است.

متاسفانه در كشور ايران ، رويكرد پيشگيري و برنامه‌ريزيهاي بلند مدت در سطح كلان طرفداران زيادي ندارد. اين مسئله مي‌تواند علل مديريتي داشته باشد. مثلا به اين دليل كه مديريت‌هاي كلان اغلب سياسي هستند و با تغيير دولت و ديدگاه حاكم بر آن ، بسياري از مديران ارشد تغيير مي‌كنند، مديران تمايلي به كارهاي بلندمدت كه نتايج آن در طول دوران تصدي خودشان آشكار نخواهد شد، ندارند. در حاليكه برنامه‌ريزي براي كارآفريني زنان، ابعاد بسيار وسيعي دارد كه از جمله مهمترين آنها بعد تعليم و تربيتي آن است. در كشورهاي پيشرفتة جهان امروزه به فكر تربيت كارآفرينان از سنين كودكي هستند.

بعد تربيتي كارآفريني خود به مولفه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود كه خلاقيت و خودباوري تنها جزئي از آنها به شمار مي‌رود كه البته اين مسئله به معناي كم اهميتي اين دو مولفه نمي‌باشد. براي پرورش خلاقيت و خودباوري در كودكان ، بويژه در دختران خردسال كه در آينده‌اي نه چندان دور بايد وارد عرصة اشتغال و كارآفريني شوند، نيازمند اقدامات مدون، كارشناسانه و بلندمدتي است كه يك عزم ملي و هماهنگي و همكاري نهادهاي مختلف اجتماعي را مي‌طلبد. در اين رابطه پيشنهادات كاربردي حاصل از تحقيق ارائه مي‌شوند.

10- پيشنهادات كاربردي

•                     تدوين برنامه‌هاي كارشناسانه و مدون بلندمدت، ميان‌مدت و كوتاه‌مدت آموزشي ، تربيتي ، فرهنگي و تبليغاتي به صورت يك نظام جامع جهت افزايش مفاهيم خلاقيت و خودباوري در كودكان بويژه دختران خردسال كشور

•                     گنجاندن دروس مربوطه در برنامه‌هاي آموزشي كليه رشته‌هاي دانشگاهي كه به نحوي با آموزش و پرورش سروكار دارند.

•                     اطلاعرساني و آگاه‌سازي والدين از اهميت مفاهيم خودباوري و خلاقيت در موفقيت و آيندة كودكان بويژه دختران و آموزش راههاي پرورش اين دو مفهوم از طريق رسانه‌هاي فراگير ارتباط جمعي و كلاسهاي آموزش خانواده در مراكز آموزشي

•                     توليد برنامه‌هاي خاص كودكان و بويژه دختران خردسال در تلويزيون، جهت افزايش خلاقيت در آنها

•                     آگاه ساختن مربيان مهدكودكها و مراكز پيش‌دبستاني ، معلمان مدارس ابتدائي دخترانه و مديران اين مراكز نسبت به اهميت نقش خودباوري و خلاقيت در آيندة كودكان و در سطح كلان در آيندة كشور و آموزش راههاي پرورش آنها به اين افراد

•                     تجهيز مدارس ابتدائي و مراكز پيش‌دبستاني بويژه مراكز دخترانه به وسائل لازم براي رشد خلاقيت و سعي در زيباسازي و چالش انگيز نمودن محيط فيزيكي اين مكانها

 

 مراجع

1- آذربايجاني، مسعود. 1383 ـ اشتغال زنان در جامعه . پايگاه جهاني دفتر مطالعات و تحقيقات زنان. www.womenrc.com
2- اركيان، زهرا و معتمدي، امجد. 1381- حقوق انساني زنان و اشتغال. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
3- البرزي ، شهلا و ساماني ، سيامك .1381 ـ  بررسي وضعيت زنان بيكار جوياي كار در استان فارس. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
4- اميني ، عليرضا. 1383 ـ رويكرد جنسيتي به عدم تعادل‌هاي بازار كار. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1
5- باقري، زهرا. 2005 – خودباوري رمز حضور. سايت ادبي ايران كليدر.
www.iranklidar.com/khodbavari.htm
6ـ براندن، ناتانيل 1378(ترجمة مينو سلسله) ـ راهنمائي براي خودباوري زنان چاپ چهارم ، نشر فرا ـ تهران.
7- بني‌فاطمه، حسين. 1375 ـ وضعيت اشتغال زنان در استان آذربايجان شرقي و تطبيق آن با كل كشور. مجموعه مقالات تعاون ، زن و اشتغال . انتشارات وزارت تعاون چاپ اول
8- بهنود، مهسان.1382 ـ  مسائل اشتغال و كارآفريني زنان در ايران. روزنامة عصر نو شمارة 17 اسفند ماه
9- پيام‌شاد، الميرا. 1383 ـ عدم اشتغال زنان و دختران و آسيبهاي پيش‌رو. خبرگزاري سينا دوشنبه 27 مهر
10- تقديسيان ، شكوه . 1377 ـ خلاقيت. رشد معلم ، سال هفدهم شمارة 3 ـ آذرماه
11- حسيني،‌افضل‌السادات. 1376ـ خلاقيت. فصل‌نامة علمي و پژوهشي دانشكده روانشناسي و علوم‌تربيتي دانشگاه تهران. دورة‌ جديد. سال سوم شمارة 1تا4
12- حقيقت، شهربانو. 1377ـ بررسي ويژگيهاي شخصيتي دانش‌آموزان خلاق و تعيين رابطه ميان خلاقيت با پيشرفت تحصيلي، هوش، طبقة اجتماعي و جنسيت در گروهي از دانش‌آموزان سال سوم راهنمائي شهر شيراز. شوراي تحقيقات آموزشي استان فارس
13- حقيقت، شهربانو. 1382ـ بررسي عوامل خانوادگي و آموزشگاهي موثر در خلاقيت دانش‌آموزان سال چهارم و پنجم ابتدائي در منطقة چهار كشور. شوراي تحقيقات آموزشي استان فارس.
14- حقيقت، شهربانو 1384ـ روانشناسي كارآفريني، خلاقيت و خودباوري ، جزوة‌ آموزشي كارگاه آموزشي مهارتهاي كارآفريني براي دختران فارغ‌التحصيل دانشگاهها و مراكز آموزش عالي. ارائه شده به دفتر امور بانوان استانداري فارس
15- جعفرنژاد، احمد. 1383 – انگيزة اشتغال زنان ، اقتصادي يا رواني. روزنامة‌ بامداد شمارة 17 خرداد 1383 . كد خبر 2911
16- خاتم ، اعظم. 1383 ـ نرخ اشتغال زنان در كشورهاي اروپائي ... گزارش خبرگزاري ايسنا . سرويس زنان . يكشنبه 25 مرداد
17- خاتمي، سيد محمد. 1382 ـ رئيس‌جمهور خواستار خودباوري زنان شد. روزنامة كيهان شمارة 18 اسفند ماه
18- خبر‌گزاري ايرنا 1383 ـ مراسم بزرگداشت روز جهاني زن .  30 بهمن
19- خورشيدي ، رزا0 1383 – گزارش مقايسه‌اي آمار عملكرد اشتغال در استان فارس، استانهاي همجوار و كل كشور در سالهاي 1379 تا 1381 با رويكرد اشتغال بانوان. ارائه شده در كارگروه اشتغال استانداري فارس
20- خورشيدي، رزا. 1384. اشتغال زنان، خودباوري و تعاون. ارائه شده دركنفرانس تعاون ، اشتغال و توسعه ، دانشگاه يزد.
21- رجائي، مهرنوش. 1382 ـ انگيزة اشتغال زنان . روزنامة اعتماد شنبه 23 اسفند
22- رضائي ، اميدوار. 1383 ـ از درون جامعه، يك سال با زنان مجلس ششم. مصاحبه با سايت اينترنتي زنان
www.zanan.co.ir/social/000048.html
23- ره‌آورد ليبراليسم نو، زنانه شدن فقر.1383 ـ روزنامة ايران سال دهم شمارة 8 شهريور
24- زنان شهري و روستائي مناسب‌ترين ..... 1383 ـ خبرگزاري ايسنا مركز استان گلستان. كد خبر : 1830
25- زهروي، طاهره. 1381ـ كار و خودباوري . فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1
26- زياري، كرامت‌الله . 1383 ـ پيش‌بيني نسبت اشتغال زنان به مردان در سال 1400. روزنامة همشهري سه شنبه 6 مرداد
27- دستغيب، معصومه. 1383. دختران در مقايسه با پسران از خودباوري پائين‌تري برخوردارهستند. روزنامة خبرجنوب. شمارة 6656 ـ شنبه 3 مرداد صفحة 33
28- دولت‌آبادي، شيوا. 1382 ـ زنان، يك قرن مبارزه براي دستيابي به حقوق برابر با مردان. روزنامة اعتماد شمارة دوشنبه 18 اسفند ماه
29- ساختمانيان، صمد. 1374ـ بررسي و مقايسة روش آموزش ويژه و عادي در شكوفايي خلاقيت دانش‌آموزان پسر كلاسهاي سوم ابتدائي مدارس غيرانتفاعي شهرستان شيراز. پايان نامة كارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبائي
30- ساكاموتو، تاكاشي و همكاران. 1379 نقش صدا و سيما در خلاقيت. رشد معلم ـ سال هجدهم. فروردين ماه. بخش اخبار
31- سايت اينترنتي مركز كارآفريني دانشگاه صنعتي اميركبير. www.karafarini.com
32- سايت اينترنتي وزارت كار و امور اجتماعي جمهوري اسلامي ايران . www.irimsla.ir
33- شادي‌طلب، ژاله و گرائي نژاد عليرضا.1383 ـ فقر زنان سرپرست خانوار. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1
34- شجاعي، زهرا 1382 ـ گفت‌گو با زهرا شجاعي مشاور رئيس‌جمهوري در امور زنان. روزنامة شرق شمارة دوشنبه 26 آبان ماه
35- صابر، فيروزه. 1382 ـ راههاي توسعة كارآفريني زنان در ايران. انتشارات روشنگران و مطالعات زنان. چاپ دوم
36- صمد‌آقائي، جليل. 1382 ـ سازمانهاي كارآفرين. انتشارات موسسة عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه‌ريزي. چاپ دوم.
37- عابدي ، مهناز. 1383 ـ موانع مشاركت زنان. سايت اينترنتي ياس كرج. ارگان جبهة مشاركت ايران  اسلامي حوزة كرج
www.yase-karaj.com/abedi.htm
38- علمي، زهرا. 1383 ـ سياست‌هاي اقتصادي كلان و بازار كار زنان در ايران. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 2
39- عنايت ، حليمه و موحد، مجيد. 1383 ـ زنان و تحولات ساختاري خانواده در عصر جهاني شدن. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 2
40- غفاري ، مريم. 1383 ـ سند جامع برنامة زنان . روزنامة همشهري شمارة 3384 (31 ارديبهشت)
41ـ فردوسي ، سيما. 1384ـ گزارش نوشتاري همايش خلاقيت و خودباوري دختران خردسال . ارائه شده به دفتر امور بانوان استانداري فارس
42- قاسمي اصفهاني، مرجان. 1380 ـ تحليلي بر حضور زنان در عرصه‌هاي مديريت . مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
43ـ كردي، عبدالرضا. 1377 ـ معلم خلاق و نقش او در پرورش خلاقيت دانش‌آموزان (قسمت دوم) رشد آموزش ابتدائي سال دوم شمارة‌ مسلسل 10 ـ آبان ماه
44ـ كردي، عبدالرضا. 1377ـ خلاقيت در كلاس درس. رشد آموزش ابتدائي سال دوم شمارة‌ مسلسل 11 ـ آذر ماه
45- كريمي، زهرا 1383 ـ نقش‌حمايت‌هاي دولت در گسترش كارآفريني زنان. ارائه شده در همايش ملي كارآفريني زنان و چالش‌هاي پيش رو. 18 و 19 اسفندماه 1383
46- گل‌محمدي ، معصومه. 1381 ـ بررسي عوامل موثر بر افزايش كارائي زنان شاغل. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول 
47ـ مرعشي، سيد منصور. 1377ـ نقش والدين و معلمان در تعليم و تربيت كودكان خلاق و با استعداد. رشد معلم ، سال هفدهم شمارة 3 ـ آذرماه
48- محتشمي، بتول. 1383 ـ پيش‌نويس سياست‌هاي بهبود وضعيت زنان در آموزش عالي. شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي. ويرايش چهارم.
49- مختاريان. حسين.1381 شيوه‌هاي افزايش مشاركت زنان در بازار كار . مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
50ـ مسدد، علي‌اصغر. 1369 (مترجم) هنر و علم خلاقيت. مركز نشر دانشگاه شيراز
51- موسوي، مريم و سعادت ،‌آيدا. 1382 ـ خشونت مالي عليه زنان . ماهنامة نامه شمارة 29 بهمن‌ماه
52- مهابادي ، سيامك. 1381 ـ نقش و جايگاه زنان در اشتغال و مديريت. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
53- نرخ اشتغال زنان در برابر مردان كاهش يافت. 1383 گزارش خبرگزاري ايسنا سرويس زنان . دوشنبه 9 شهريور
54- نظري كتولي ، عليرضا و رحماني ، رامين. 1383 ـ چالشهاي اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهها . ماهنامة‌ تدبير شمارة 153
55- نقش زنان در مجلس ششم، 1378 ـ روزنامة همشهري شمارة‌2045 يكشنبه 17 بهمن
56ـ نقش صدا و سيما در رشد خلاقيت. (1379) رشد معلم ـ سال هجدهم. فروردين ماه. بخش اخبار
57- هشتاددرصد مردم اروميه ...ـ 1382 ـ گزارش خبرگزاري ايسنا، سرويس پژوهش. 13 مرداد
58ـ هارلن ، وين 0 1382ـ (ترجمة محمدعلي شميم) احترام به عقايد خودجوش كودكان. رشد آموزش ابتدائي سال هفتم شماره پياپي 56، اسفندماه
59- يزداني، جواد. 1381 ـ نقش برنامه‌هاي درسي در توانمندسازي و اشتغال زنان. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:20  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

تأثير كار زنان بر زندگي خانوادگي

نويسنده : زماني، فريبا

سال انتشار : 1386

چكيده

روابط خانوادگي، تحت تأثير پويايي نهادهاي اجتماعي، با تحول دائم روبه‌روست. با تحول شرايط زيستي و به تبع آن، بروز نيازهاي جديد، پيوسته نقش‌ها در حال تغييرند، به طوري كه از اعتبار نقش‌هاي سنتي روزبه‌روز بيشتر كاسته شده و موجبات دگرگوني آنها فراهم مي‌شود. همراه با تغييرات ساختاري جامعه و بر اثر تحولات زندگي خانوادگي، زن خانه‌دار در عين مسئوليت‌هاي متعارف خود، بيش از پيش، مجبور به كار در خارج از خانه شده است. در عين حال، اشتغال زن در سطح وسيع جامعه، به رغم تعهدات دوگانه‌اش الزاماً‌ به معني بردگي و استثمار او نيست و نبايد به چنين تحولي به ديده انكار نگريست؛ زيرا آثار مثبت مادي و معنوي اين اشتغال غالباً‌ علاوه بر وضع خود زن، كه ضمن كسب درآمد به استقلال و اعتبار اجتماعي بيشتري دست مي‌يابد، متوجه همسر و فرزندان او نيز مي‌شود. تأثير اجتماعي عمده اين تغيير، دگرگوني روال سنتي در نقش زنان و تقسيم كار درون خانواده است. هر چند كه، به رغم پذيرش وسيع اشتغال زنان از جانب طبقات متفاوت اجتماعي ايران، هنوز آن تغييرات فرهنگي كه لازمه هماهنگي ميان اشتغال زن و تقسيم وظايف و مسئوليت‌ها در خانواده است به طور كامل روي نداده است، بررسي روابط و مناسبات درون خانواده چنين نشان مي‌دهد كه با زير سؤال رفتن پاره‌اي از ارزش‌ها و هنجار‌هاي سنتي، نقش زن با تغييراتي روبه‌رو شده است و حاصل اين تغييرات بسط و توسعه زمينه فعاليت‌هاي اجتماعي اوست. رو آوردن زنان به اشتغال در خارج از كانون خانوادگي تأثيري بسزا در ابعاد هويت اجتماعي آنان داشته و اين امر، به نوبه خود، موجب افزايش اعتماد به‌نفس جامعه زنان شده است. احراز موقعيت اجتماعي بهتر با تأثيري كه از نظر شخصيتي به جا مي‌گذارد، تا حدودي، معضلات ناشي از اشتغال دوگانه را هموار ساخته است. البته نه تنها راه اين تحول هميشه هموار نيست، احتمال هم دارد كه در اثر تضاد ارزشي، در ايفاي نقش‌ها تعارضاتي پديد آيد. خطر بروز چنين حالتي بيشتر در مواقعي است كه فعاليت‌ شغلي زن با الگوي سنتي همخواني نداشته باشد. بويژه آنكه، در زندگي سنتي، با تقسيم كار براساس جنسيت، تحت هر شرايطي، اداره امور خانگي به عهده زن پنداشته مي‌شود و براساس همين ارزش‌هاي سنتي، فعاليت وي در خارج از خانه به معني تضعيف انسجام خانواده تلقي مي‌گردد. تفكيك مشاغل بر حسب جنسيت و پذيرفتن تفاوت در توانايي‌هاي زن و مرد طرز تفكري است كه در بيشتر مواقع بر ذهنيت خود زنان نيز اثر مي‌گذارد و موجب دامن زدن بر تعارضات موجود مي‌شود.

منبع : روزنامه همشهري،‌ يكشنبه 19 فروردين 1386، سال پانزدهم، شماره 4236، صفحه 23.

كليدواژه : زن ؛ اشتغال ؛ كار


روابط خانوادگي، تحت تأثير پويايي نهادهاي اجتماعي، با تحول دائم روبه‌روست. با تحول شرايط زيستي و به تبع آن، بروز نيازهاي جديد، پيوسته نقش‌ها در حال تغييرند، به طوري كه از اعتبار نقش‌هاي سنتي روزبه‌روز بيشتر كاسته شده و موجبات دگرگوني آنها فراهم مي‌شود.

همراه با تغييرات ساختاري جامعه و بر اثر تحولات زندگي خانوادگي، زن خانه‌دار در عين مسئوليت‌هاي متعارف خود، بيش از پيش، مجبور به كار در خارج از خانه شده است. در عين حال، اشتغال زن در سطح وسيع جامعه، به رغم تعهدات دوگانه‌اش الزاماً‌ به معني بردگي و استثمار او نيست و نبايد به چنين تحولي به ديده انكار نگريست؛ زيرا آثار مثبت مادي و معنوي اين اشتغال غالباً‌ علاوه بر وضع خود زن، كه ضمن كسب درآمد به استقلال و اعتبار اجتماعي بيشتري دست مي‌يابد، متوجه همسر و فرزندان او نيز مي‌شود.

تأثير اجتماعي عمده اين تغيير، دگرگوني روال سنتي در نقش زنان و تقسيم كار درون خانواده است. هر چند كه، به رغم پذيرش وسيع اشتغال زنان از جانب طبقات متفاوت اجتماعي ايران، هنوز آن تغييرات فرهنگي كه لازمه هماهنگي ميان اشتغال زن و تقسيم وظايف و مسئوليت‌ها در خانواده است به طور كامل روي نداده است، بررسي روابط و مناسبات درون خانواده چنين نشان مي‌دهد كه با زير سؤال رفتن پاره‌اي از ارزش‌ها و هنجار‌هاي سنتي، نقش زن با تغييراتي روبه‌رو شده است و حاصل اين تغييرات بسط و توسعه زمينه فعاليت‌هاي اجتماعي اوست.

رو آوردن زنان به اشتغال در خارج از كانون خانوادگي تأثيري بسزا در ابعاد هويت اجتماعي آنان داشته و اين امر، به نوبه خود، موجب افزايش اعتماد به‌نفس جامعه زنان شده است. احراز موقعيت اجتماعي بهتر با تأثيري كه از نظر شخصيتي به جا مي‌گذارد، تا حدودي، معضلات ناشي از اشتغال دوگانه را هموار ساخته است. البته نه تنها راه اين تحول هميشه هموار نيست، احتمال هم دارد كه در اثر تضاد ارزشي، در ايفاي نقش‌ها تعارضاتي پديد آيد.

خطر بروز چنين حالتي بيشتر در مواقعي است كه فعاليت‌ شغلي زن با الگوي سنتي همخواني نداشته باشد. بويژه آنكه، در زندگي سنتي، با تقسيم كار براساس جنسيت، تحت هر شرايطي، اداره امور خانگي به عهده زن پنداشته مي‌شود و براساس همين ارزش‌هاي سنتي، فعاليت وي در خارج از خانه به معني تضعيف انسجام خانواده تلقي مي‌گردد.

تفكيك مشاغل بر حسب جنسيت و پذيرفتن تفاوت در توانايي‌هاي زن و مرد طرز تفكري است كه در بيشتر مواقع بر ذهنيت خود زنان نيز اثر مي‌گذارد و موجب دامن زدن بر تعارضات موجود مي‌شود.

تحقيقات نشان داده است كه اشتغال مادران به تنهايي عامل تعيين‌كننده در روابط زناشويي و رشد و تربيت كودكان نيست، بلكه آنچه از اين حيث مهم است جو خانواده، نگرش‌ها و انتظارات‌ همسر و چگونگي استفاده از اوقات فراغت در امور خانه و خانواده است. مشاركت زنان در بازار كار تحت تأثير نظام ارزشي حاكم بر جامعه و ساختار فرهنگي خانواده‌هاست.

شواهد آماري موجود در كشورهاي جهان سوم حاكي از افزايش ميزان مشاركت زنان در مشاغل مربوط به آموزش و پرورش، پرستاري و خدمات است و نشان مي‌دهد كه اكثريت زنان تمايل دارند، پس از ازدواج، كار خود را ترك كنند.

مهمترين دليل اين امر عدم تمايل شوهر به همكاري با زن در امور خانه و در نتيجه ناتواني زن در انجام دادن همزمان وظايف خانه‌داري و شغلي است. به عبارت ديگر، زنان، پس از ازدواج، تمايل بيشتري به ترك شغل دارند مگر آنكه تحت فشارهاي شديد مالي باشند.

وجود فرزند در خانواده يكي ديگر از عواملي است كه اشتغال زنان را تحت تأثير قرار مي‌دهد. به بيان ديگر، بين ميزان اشتغال زنان و شمار فرزندان در خانواده نسبت معكوس وجود دارد؛ يعني هر چه شمار فرزندان بيشتر باشد، ميزان مشاركت زنان در بازار كار كمتر است. بدين قرار، علاوه بر عوامل مربوط به بازار كار، عوامل ديگري مربوط به خود زنان و خانواده آنان، در تصميم‌گيري براي اشتغال، مؤثر است. از جمله، عده فرزندان و درآمد خانواده، ميزان مزد و حقوق، همچنين تحصيلات زن، در تصميم‌گيري براي كار در خارج از خانه، نقش مهمي دارند.

مقايسه حوزه‌هاي اشتغال زنان و مردان در جامعه ايران نمودار آن است كه، به طور كلي، مشاغل اين دو گروه نوعاً‌ متفاوت است. اين تفاوت بعضاً‌ ناشي از تفاوت طبيعت دو جنس است. براي مثال، بخش عمده كادر آموزشي (آموزگاران و دبيران) را زنان تشكيل مي‌دهند. در مطالعات جامعه‌شناختي راجع به «اشتغال زن و خانواده در ايران» كار زن، به طور كلي، بيشتر با توجه به نقش‌هاي سنتي او در خانواده در نظر گرفته مي‌شود؛ به طوري كه، با وجود اشتغال زن در خارج از خانه، وظايف او در داخل خانه نمود بيشتري پيدا مي‌كند و «فشار مضاعف» ناشي از دوگانگي نقش احساس مي‌شود.

در اين تحقيقات، مسئوليت نگهداري و تربيت فرزندان و اداره امور خانه از جمله عواملي شمرده شده كه امكان دستيابي زنان به تخصص‌هاي بالا را محدود مي‌سازد و به دليل ناهماهنگي نقش‌هاي حرفه‌اي و خانوادگي زنان و خودداري شوهران از همكاري با آنان موجب بروز «تضاد نقش‌ها» مي‌گردد.

در مواردي كه جمع و تلفيق نقش‌ها ميسر باشد، كار و خانواده در نظر زن، اهميت يكسان پيدا مي‌كند و ايفاي هر دو نقش با موفقيت همراه و رضايت از شغل و ازدواج و خانواده در بالاترين حد مطلوب است و هيچ تعارضي در نقش‌ها ديده نمي‌شود.

تعارض نقش در خانواده از نگرش منفي شوهر به كار همسرش و تلقي سنتي او نسبت به نقش‌هاي مردانه و زنانه و در نتيجه، عدم حمايت دو جانبه و عدم مشاركت افراد خانواده در اجراي وظايف ناشي مي‌گردد. در چنين حالتي، زنان مجبورند شغل خود را ترك كنند. اما، چنانچه از اشتغال آنان حمايت شود و با مساعدت خانواده و تلفيق‌ نقش‌ها صورت پذيرد، به نظر مي‌رسد كه تعارضي پيش نيايد.

در واقع، واگذاري كار خانه به‌خصوص تربيت فرزندان به زن، حتي وقتي كه زن بيرون از خانه هم كار كند، در همه كشورها، اعم از صنعتي و در حال توسعه، ديده مي‌شود. مردان، معمولاً از زماني كه وارد بازار كار مي‌شوند تا هنگام بازنشستگي، شاغل باقي مي‌مانند و مشاركت آنان در بازار كار تابع تغييرات وضع زندگي‌شان نيست؛ در صورتي كه زنان، معمولاً در بازار كار، مشاركت منقطع دارند و مشاركت آنان تحت تأثير تغييرات زندگي از قبيل ازدواج، بچه‌دار شدن و شمار فرزندان است.

زناني كه فعاليت اقتصادي مستمر دارند معمولاً‌ يا تحصيلات عالي را گذرانده‌اند يا ازدواج نكرده‌اند و يا داراي فرزند نيستند و اغلب در مشاغلي مانند تدريس و پرستاري مشغول به كارند كه از سنخ نقش آنان در خانه است و جنبه مراقبتي- تربيتي دارد.

به علاوه، اين باور كه كار اصلي زنان خانه‌داري و بچه‌داري است، از طريق تبليغات مداوم و الگوها و فشارهاي اجتماعي و مطبوعات و مدارس به گونه‌اي در جامعه‌ رسوخ مي‌كند كه زنان و مردان خود را با آن تلفيق مي‌دهند و آنچنان رفتار مي‌كنند كه عرفاً‌ مقبول است.

شرايطي كه جامعه براي اشتغال زن در خارج از خانه قائل است، بيش از آنكه رضايت زن در آنها لحاظ شود، به منافع خانواده توجه دارد. رضايت شوهر و بي‌خلل ماندن امور مربوط به خانه و خانواده شرط اصلي اشتغال قلمداد مي‌شود. زن ايراني نيز پذيرش اشتغال را به شرط‌هايي مشروط مي‌سازد كه حل مسائل مربوط به خانه و نگهداري فرزندان از جمله آنهاست. لذا، وي به مشاغلي روي مي‌آورد كه وقت كمتري اشغال كند و انتظارات جامعه را نيز از حيث «مادر خوب» و «همسر خوب» بودن برآورد. به نظر مي‌رسد كه رو آوردن بيشتر زنان به مشاغلي چون تدريس به اين دليل است كه نيازهاي آنان در اين گونه مشاغل برآورده مي‌شود، و در نتيجه، رضايت شغلي بيشتري حاصل مي‌كنند.

بي‌گمان، اشتغال زنان به ايجاد تغيير در الگوهاي خانوادگي كمك مي‌كند و همين امر زمينه مساعدي را براي اشتغال زنان فراهم مي‌سازد. اشتغال زنان معلم داراي شوهر و فرزند، كه براي ايجاد تعادل ميان الزامات شغلي و نقش‌هاي همسري و مادري مدام در تلاش‌اند، اثر محسوسي در حيطه وظايف و روابط درون خانواده به جا مي‌گذارد و در مناسبات و نقش‌هاي اجتماعي آنان منعكس مي‌گردد.

به خصوص كه اين قشر از زنان شاغل، ضمن ايفاي مسئوليت تربيت و اجتماعي كردن فرزندان خود، وظيفه تربيت نسل جوان را بر عهده دارند. از اين رو، بررسي و شناخت چگونگي تأثير اشتغال زنان معلم در خانواده و در حيطه مسئوليت‌ها و وظايف اجتماعي آنان ضروري است.

نتايج تحقيق حاضر نشان مي‌دهد كه پسند و قبول جامعه از طريق خانواده و مدرسه و رسانه‌هاي گروهي توجه به اهداف فرهنگي را نهادينه ساخته است و زنان شغل معلمي را، بيشتر به دليل «علاقه به تدريس و ارتباط با بچه‌ها» و نقش‌هاي آموزشي- حمايتي مادرانه اختيار مي‌كنند.

به عبارت ديگر، تأثير اعتقادات و ارزش‌هاي حاكم بر جامعه بر افكار زنان اثر مي‌گذارد و محدوده فعاليت‌هاي اقتصادي آنان را مشخص مي‌كند. اكثريت قريب به اتفاق معلمان نظر همسرانشان را نسبت به شغل خود مساعد اعلام و دليل موافقت آنان را منزلت اين شغل در جامعه و «درك بهتر زنان معلم از مسائل و مشكلات خانواده» و نيز «مشاركت آنان در مخارج خانواده» عنوان كرده‌اند.

دليل منزلت اجتماعي شغل معلمي براي موافقت شوهر را بيشتر معلماني اظهار داشته‌اند كه همسرانشان داراي مشاغل علمي، فني و تخصصي بودند و دليل «درك بهتر مسائل و مشكلات خانواده» را معلماني كه شوهران فرهنگي داشته‌اند و سرانجام دليل «مشاركت در مخارج خانواده» را زنان معلمي كه شوهرانشان بيكار بوده‌اند.

دلايل عمده مخالفت همسران با اشتغال زنان معلم نيز، رسيدگي كمتر آنان به «امور خانه‌داري» و «امور فرزندان» گزارش شده است. اكثريت معلمان اظهار داشته‌اند كه اشتغال آنان در روابط با همسرانشان تأثير دارد و اين تأثير را مثبت ارزيابي مي‌كنند.

همچنين، بنا به اظهار زنان معلم جامعه مورد مطالعه، اكثريت قريب به اتفاق شوهران در امور مربوط به خانه با همسران خود مشاركت دارند و اين مشاركت بيشتر مربوط مي‌شود به خريد مايحتاج خانواده يعني كمكي كه زنان معلم از شوهرانشان انتظار دارند. به عبارت ديگر، همسران زنان معلم مهم‌ترين توقع آنان را برآورده مي‌سازند.

بر اساس نتايج تحقيق، مرداني كه با اشتغال همسران معلم خود موافق‌اند، در امور مربوط به خانه، مشاركت بيشتري دارند و همكاري آنان در امور مربوط به خانواده موجب مي‌شود كه زنان بار مسئوليت دوگانه در خانه و خارج از خانه را راحت‌تر تحمل كنند و كمتر دچار «احساس اجحاف» و «احساس فشار» شوند و در نتيجه، زوجين روابط بهتري با يكديگر پيدا كنند.

عامل ديگري كه براي سنجش رضايت‌مندي از زندگي زناشويي مطالعه شد رضايت زن شاغل از نحوه خرج كردن درآمد وي در خانواده است. تحقيقات نشان مي‌دهد كه هر گاه زن شاغل خود را به صرف درآمدش در مخارج خانواده ناگزير ببيند، اين امر در سازگاري زناشويي اثر منفي خواهد داشت. نتايج تحقيق حاضر حاكي از آن است كه اكثريت قريب به اتفاق معلمان «كل حقوق» يا «بخش قابل ملاحظه‌اي از حقوق» خود را صرف تأمين مخارج خانواده مي‌كنند.

مهم‌ترين انگيزه زنان معلم براي سهيم شدن در امور مالي خانواده «ميل و رضايت شخصي» و نيز «احساس مسئوليت در قبال خانواده» اعلام شده است و اين را بيشتر زنان معلمي ابراز داشته‌اند كه همسرانشان با اشتغال آنان موافق بوده‌اند. به نظر مي‌رسد كه توافق زوجين براي اشتغال زن موجب بهبود روابط آنان مي‌گردد و زنان را به مشاركت در امور اقتصادي خانواده راغب‌تر مي‌سازد.

تحقيق حاضر همچنين نشان مي‌دهد كه 77 درصد مادران، نظر فرزندانشان را نسبت به شغل خود مثبت دانسته‌اند و مهم‌ترين دليل رضايت فرزندان را برخورداري شغل معلمي از اعتبار و ارزش اجتماعي اعلام داشته‌اند. «درك بهتر مسائل و مشكلات فرزندان» و «كمك تحصيلي مؤثرتر به فرزندان» از ديگر دلايل اين رضايت‌مندي ذكر شده است. در عوض «حضور كمتر مادر در خانه» مهمترين دليل نارضايي فرزندان از اشتغال مادر شمرده شده است.

در خصوص رسيدگي به امور تحصيلي فرزندان، 65 درصد از معلمان خود را مسئول اين امر مهم ذكر كرده‌اند؛ 30 درصد آنان به اتفاق همسرانشان اين مسئوليت را بر عهده داشته‌اند و تنها 5/3 درصد شوهران، كه به مشاغل فرهنگي و در آموزش و پرورش اشتغال داشته‌اند، به تنهايي رسيدگي به امور تحصيلي فرزندان را متقبل بوده‌اند.

اكثريت قريب به اتفاق معلمان اثر اشتغال خود را بر فرزندانشان مثبت ارزيابي كرده‌اند و معتقدند كه فرزندان آنان، در مقايسه با فرزندان مادران غيرشاغل، از اعتماد به نفس و استقلال رأي بيشتري برخوردار بوده و در امور شخصي منضبط‌تر و مسئول‌ترند و در انجام دادن تكاليف درسي به خود متكي بوده و از پيشرفت تحصيلي قابل ملاحظه‌اي برخوردارند. فرزندان آنان، اعم از دختر و پسر، در امور شخصي و تحصيلي، ترجيحاً با مادر خود مشورت مي‌كنند و پدران به ندرت طرف مشورت فرزندان قرار مي‌گيرند.

نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه، در مورد اشتغال زنان، رضايت شوهر در رضايت فرزندان بي‌تأثير نيست و هر گاه شوهر از اشتغال زن ناراضي و روابط زوجين نامساعدتر باشد، فرزندان نيز از اشتغال مادرشان ناخشنود مي‌گردند.

مطالعات انجام شده در خصوص تأثير اشتغال زنان معلم بر خود آنان نشان مي‌دهد كه پذيرش مسئوليت در خارج از خانه روحيه و كارآيي زنان را تقويت مي‌كند و درجه هوشياري و خلاقيت آنان در تصميم‌گيري درباره مسائل خانوادگي افزايش مي‌يابد.

به عبارت ديگر، اشتغال موجب رشد شخصيت زنان مي‌شود، آنان را در نيل به تفاهم با ديگران تواناتر مي‌سازد، و حس همكاري و مشاركت در زندگي زناشويي را در آنان قوت مي‌بخشد.

در تحقيق حاضر، اكثريت قريب به اتفاق زنان معلم از شغل خود رضايت كامل داشته‌اند و دليل رضايت خاطر خود را «ايفاي نقش مؤثر در اجتماع» و «كسب منزلت اجتماعي» و «برخورداري از استقلال مالي» عنوان كرده‌اند. آنان احساس مي‌كنند كه به سبب نوع شغل‌شان، در خانواده و جامعه، از احترام بيشتري برخوردارند، نسبت به زنان غيرشاغل، «شأن اجتماعي بالاتر» و «ديدگاه اجتماعي وسيع‌تري» دارند و در مواجهه با مشكلات از ظرفيت بيشتري برخوردارند.

آنان «درك بهتر خانواده» و «مديريت بهتر خانه» را از مزاياي ديگر شغل خود در خانواده برشمرده‌اند. اكثريت قريب به اتفاق معلمان تأثير حرفه معلمي را بر خود مثبت ارزيابي كرده و «ايجاد حس اعتماد به نفس»، «استقلال رأي»، «مفيد بودن»، «خلاقيت» و «انعطاف‌پذيري» را از آثار اين حرفه دانسته‌اند.

آنان اظهار داشته‌اند كه غيبت خود در ساعاتي از روز در خانه را با تلاش و رسيدگي بيشتر به امور خانه جبران مي‌كنند و اوقات فراغت خود را نيز به خانواده اختصاص مي‌‌دهند و براي «رسيدگي به امور خانه و خانواده» اولويت قايل مي‌شوند.
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:19  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

عنوان مقاله: بررسی تأثیر به کار گیری الگوی مدیریت کارآفرینانه بر عملکرد اقتصادی سازمان های گردشگری مذهبی در تهران
مولف/مترجم: امیر حسین شفیعیان          موضوع: کارآفرینی / مدیریت اسلامی  
سال انتشار(میلادی): 2008     
وضعیت: تمام متن
منبع: فصلنامه مجموعه سخنرانی های مدیریت اسلامی، شماره اول، پاییز 1387، هیأت مروّجان رهبری و مدیریت اسلامی     تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.parsiblog.com
مقدمه: در این جلسه الگوی مدیریت کارآفرینانه استیونسون با شش بعد آن معرفی می گردد که عبارتند از: گرایش راهبردی به فرصت، گرایش کار آفرینانه نسبت به منابع، ساختار کار آفرینانه، پاداش، گرایش به رشد و فرهنگ کارآفرینانه. پژوهشی که در این جلسه مورد بررسی قرار می گیرد، بررسی تاثیر این الگو بر عملکرد اقتصادی دفاتر و آژانس ها (سازمان های) گردشگری مذهبی است. در این تحقیق، 32 شاخص برای عملکرد اقتصادی کارآفرینانه این سازمان ها با توجه به متون علمی استخراج گردید که با توجه به جدید و قابلیت اندازه گیری در قالب 6 بعد دسته بندی شد. با توجه به اصلاح بومی که در مصاحبه با مدیران عامل سازمان ها به دست آمد و با به کارگیری تحلیل عاملی اکتشافی سازه های عملکرد اقتصادی و مدیریت کارآفرینانه به دست آمدند.


شهر تهران، به عنوان دامنه تحقیق، به 5 خوشه تقسیم گردید که خوشه مرکزی با توجه به ویژگی های تهران برای روش خوشه گیری چند مرحله ای انتخاب شد. با توجه به تمرکز 88% سازمان های مورد بررسی در خوشه مرکزی، تحقیق از اعتبار بیرونی زیادی برخوردار است. با ارسال پرسشنامه برای 88 سازمان و دریافت 66 پاسخ از نرم افزار LISREL برای بررسی تأثیر علّی مدیریت کارآفرینانه بر عملکرد اقتصادی سازمان ها استفاده شد. همچنین آمار توصیفی بسیار مطلوبی با نرم افزار SPSS تهیه گردید که در کنار اطلاعات کیفی ناشی از مصاحبه با مدیران، قابلیت تبیین مطلوبی ایجاد کرد. در میان 6 بعد مدیریت کارآفرینانه، ساختار مدیریت با کسب نمره از 10 کمترین درجه کارآفرینانه (و بیشترین درجه مدیریت اداری) را کسب کرد. این موضوع احتمالا بیش از هر عاملی به خاطر فضای حاکمیت و تصدی گری دولت بر فرایندهای اصلی حج و زیارت به عنوان مهم ترین سفرهای زیارتی سازماندهی شده در کشور است که امکان استفاده از ساختارهای کار آفرینانه مدیریت را مقدور نمی سازد. به ویژه تاکید سازمان حج و زیارت بر فرایندهای تعریف شده، کاهش شدیدی بر امکان نوآوری دفاتر ایجاد می کند.
سه بعد جدید سازه مدیریت کارآفرینانه و دو بعد جدید عملکرد اقتصادی کارآفرینانه که با تحلیل عاملی اکتشافی به دست آمدند، بر اساس منطق استیونسون و ابعاد تشکیل دهنده نام گذاری شدند. مدیریت کارآفرینانه با ابعادِ: انعطاف پذیری نسبت به فرصت ها، توانایی تأثیرگذاری بر محیط و ارزش افزا بودن منابع؛ و عملکرد اقتصادی با ابعادِ: ظرفیت اقتصادی و قابلیت سود آوری شناسایی شدند. حدسی هم در مورد تاثیرگذاری ظرفیت اقتصادی بر قابلیت سودآوری زده شد که مورد تایید LISREL واقع شد.
در نهایت، مدلی به دست آمد که تأثیر مدیریت کار آفرینانه را با سه بعد بر عملکرد اقتصادی با دو بعد می سنجید. اما ضریب 0.09- که در مدل استاندارد LISREL به دست آمد حاکی از معتبر نبودن این ارتباط تاثیرگذاری بود و عملاً معلوم شد که مدیریت کار آفرینانه تأثیر آن چنانی بر عملکرد اقتصادی سازمان ها ندارد.
تبیین این نتیجه عجیب، مستلزم بررسی فضای محیط کسب و کار گردشگری مذهبی بود. با توجه به این که شناسایی و به کارگیری فرصت، عامل اصلی در مدل استیونسون است، از پویایی صنعت در سطح تحلیل کلان به عنوان مهم ترین عامل بروز و رشد فرصت ها استفاده گردید. بدین ترتیب، مدلی به دست آمد که از یک سو محیط کلان کسب و کار را با دو مؤلفه زمینه و ساختار کسب وکار به شناسایی و بکارگیری فرصت مرتبط می کرد. زمینه کسب و کار از فرهنگ کسب و کار، فرهنگ مردم، زیرساخت‏ها، برنامه‏ها و فرصت‏های آن تشکیل می‏شد. ساختارهای کسب و کار هم متشکل از سازمان های گردشگری مذهبی، سازمان حج و زیارت و دفتر مرکزی کارگزاران (شمسا)، بعثه و بنیاد مستضعفان است که ویژگی‏های جمعیت‏شناختی این سازمان‏ها بسیار مؤثر و مهم است. از جانب دیگر دو راهکار برای شناسایی فرصت با توجه به محیط این کسب و کار مشخص شد: 1) سعی کنیم ارتباط های سازمانی را تقویت کنیم؛ چرا که هرکدام از دفاتر به صورت جدا جدا کار می کنند و 2) برای به کارگیری فرصت، فعالان را توانمند کنیم تا بتوانند از فرصت‏ها خیلی بهتر استفاده کنند.
در تحلیل این مدل باید ذکر کرد تابع بودن این دفاتر نسبت به سازمان حج و زیارت، با روحیه نوآوری در کارآفرینی مخالف است؛ بخش ناچیزی از زنجیره خدمت و ارزش‏افزوده حج و زیارت به دفاتر داده می‏شود که با اتکای بر این «حق الزّحمه» حتی امکان افزایش تعداد کارمندان به بیش از 2 نفر بیشتر مقدور نمی شود. سازمان های مورد بررسی با میانگین 4/8 سال سابقه کار، تنها دارای 66/2 نفر نیروی کار هستند. معیارهای تعیین سهمیه دفاتر ارتباط بسیار کمی با ارزشیابی عملکرد آن ها دارد و بیشتر مبتنی بر متراژ و نوع کاربری دفتر و سرمایه آن ها می باشد. بدین ترتیب، دفاتر انگیزه بسیار کمی برای بهبود کار خود دارند و بازگشت سرمایه با توجه به اجبار استفاده از دفاتر بالای 40 متر در تهران بسیار کم است.
دفاتر با توجه به روش اداری سازماندهی‏شده سازمان حج، اختیار کافی برای برنامه‏ریزی هم ندارند. این شرایط نشان می‏دهد به کارگیری نظریه استیونسون (که برای 25 سال نظریه برتر دانشکده مدیریت هاروارد در خصوص کارآفرینی است) در ایران، نیاز به بومی سازی نظریه و همچنین اصلاح محیط کسب و کار دارد. پژوهشگران دیگری هم به سنجش تاثیر اقتصادی این نظریه پرداختند که در آن ها، بعضی از عوامل تأیید گردید؛ برخی دیگر تأیید نشدو برخی در قالب ابعاد جدید و بومی مطرح گردیدند. در صنعت گردشگری مذهبی در ایران، اقتضاهای خاصی وجود دارد. عوامل خاصی مثل بحران، نقش بیشتری دارند. در شرایط بحرانی، مخاطره‏پذیری مدیران کاهش پیدا می‏کند و عملکرد کارآفرینانه کم می‏شود. بحث دسترسی به منابع و غلبه بر منابع نیز از نظر برخی محققان مهم مطرح شده است.
موضوع مهم در طرح الگوی بومی، هماهنگی با زمینه و ساختار صنعت در
سطح کلان است.
طرح الگوی جامع تر، نیازمند به بررسی تاثیر زمینه‏های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... جامعه مورد بررسی کل‏نگری است. به طور اتفاقی، این دو رهیافت نظریه پردازانه این پژوهش مشابه با مدل تحلیل عملکرد سازمان های تولیدی تحقیقی (سازمان مدیریت صنعتی، 1380) است.
همچنین در رویکرد اجرایی که عزم مسؤولان این صنعت را می طلبد، تغییر در محیط کسب و کار از مهم ترین نیازمندی های رشد و کارآفرینی در این صنعت است.
اما، متوسط عملکرد اقتصادی سازمان های کارآفرین که در مقیاس استیونسون نمره ای بالاتر از سطح اطمینان 95% داشتند، نشان دهنده عملکرد بالاتر از میانگین بود در حالی که شرکت های با عملکرد اقتصادی بالا، نمره متوسطی در مدیریت کارآفرینانه کسب کردند. این تحلیل، نشان‏دهنده تأثیر مثبت کارآفرینی بر عملکرد اقتصادی است؛ در حالی که شاخص‏های دیگری هم به جز مدیریت کارآفرینانه بر بهبود عملکرد اقتصادی مؤثر است. در واقع عملکرد کارآفرینانه نیاز به محیطی دارد که فرصت ها را ترویج کرده و سهولت کار افراد بیشتری را به کارآفرینی و رشد برانگیزاند.
در نهایت توصیه می شود در بررسی‏های آتی، تأثیر تجربه و آمادگی برای کارآفرینی نیز در مدل کارآفرینی بررسی گردد.

نقد و نظر:
* تحلیل 1: روش مدیریتی مدیران دفاتر، کارآفرینانه نیست، از این رو بهتر بود به بررسی نوع دیگری از مدل های مدیریتی بر عملکرد آن ها پرداخته شود که با زمینه فعالیت آن ها سازگاری داشته باشد. تحقیق دیگری در زمینه حج نشان می‏داد که آنها عملاً در حد استاندارد تعریف مدیریت نیستند و در حد دستیاران خود سازمان حج هستند و یا همان کارگزاران و راهنمایان.
نکته دوم در نمونه‏گیری خوشه‏ای آن است که خوشه باید به طور تصادفی انتخاب شود در حالی‏که با انتخاب عامدانه خوشه مرکزی، نتایج آن قابل تعمیم نیست. نکته سوم اینکه شما در تحلیل عاملی که کردید نشان دادید که موضوع شما رد شد واین طبیعی است چون نمونه شما 66 تا بوده نمونه باید بالای 200 تا باشد، پس شما مدل استیونسون را تغییر دادید به یک مدل 3 تایی که به جای تحلیل عاملی آنرا اکتشافی کردید در حالی‏که آن یک مدل تأیید شده بود و شما نباید آن را تغییر می‏دادید. علاوه بر این شما ظاهر قضیه را نگاه کردید زیرا که در فعالیت های حج و زیارت، منافع پنهانی بسیاری وجود دارد که نمی‏تواند در قالب پرسش های ساده کشف گردد و لازم بود در مدل لحاظ گردد.
* تحلیل 2: با تفکیک سازمان‏هایی که نمره بالایی در مدیریت کارآفرینانه به دست آورده بودند، امکان بررسی تأثیر آن بر عملکرد اقتصادی مقدور می‏شد و تایید تاثیرگذاری آن، می توانست مبین تایید فرضیه باشد. لازم بود در شرایطی که زمینه تحقیق مبین شرایط کارآفرینانه ای نیست، روش تحقیق را عوض می‏کردید.
* تحلیل 3: بنده متوجه شده‏ام که در ایران اصلاً تحقیقات تجربی معنا ندارد و محمل درستی برای آن وجود ندارد، تحقیق تجربی در غرب جواب می‏دهد چرا که دارای تاریخ 400 ساله علمی هستند. کل حرکت علم این بوده که در ادراکات انسانی بین پدیدارها و ذات آنها یک ارتباط به وجود بیاید تا در این فضا آنچه گفته می‏شود همان باشد که در ذهن است و همان باشد که در نیّت است؛ یعنی انطباقی بین آنچه که ظاهر می‏شود و آنچه که باطن است وجود داشته باشد. البته خیلی از فلاسفه هم این را رد می‏کنند ولی درعین حال در تمایل‏های اجتماعی وقتی که 3 عنصر وجود داشته باشد: 1) دموکراسی پارلمانی با تمام زیرساخت‏های فلسفی آن؛ 2) روش علمی برای این که ما صحت و عدم صحت موضوعی را بررسی کنیم؛ 3) اقتصاد بازار محور است با همان زیر ساخت های کارآفرینی. اگر تاریخی از اقتصاد بازار محور که بر اساس تحقیق پتانسیل‏های انسانی در مسیر تحولات هست وجود نداشته باشد اصلاً‌ کارآفرینی به بار نمی‏نشیند و مفهومش به وجود نمی‏آید. شما اگر تاریخ تحول‏های اقتصادی غرب را پی‏گیری کنید در دوران جنگ سرد که با بلوک شرق درگیری داشتند معلوم می شودکه هنوز مفهوم کارآفرینی وجود نداشته؛ بعداً به وجود می آید! چرا؟ برای اینکه وقتی غرب اشتغالش را از درگیری جنگ سرد رها می‏کند و به تدریج متوجه می‏شودکه اقتصاد بازار محور نمی‏تواند جواب مشکلات را بدهد و بعد شروع به مفهوم‏سازی می‏کند و یکی از این مفهوم‏های انسداد یافته همان Entrepreneurship هست که درایران مفهومش عوض شده است. در کارآفرینی فکر می کنند باید کار را بیافریند؛ بعد خوب ادواتش چیست؟ یعنی خود فرد باید ویژگی‏های خدایی داشته باشد و کار را بیافریند.
جهان مدرن، هم زمان جلو آمده‏ و توی این فضا یک شفافیتی به وجود آمده که مفهوم فلسفی است: انطباق بین پدیدارها و ذات است. در چنین جوامعی می‏شود چنین تحقیق‏های تجربی انجام داد و معنا دارد؛ ولی وقتی در جوامع شما نگاه می‏کنید و می‏بینید که خوب این فرد ضعیف است و اصلاً مدیر نیست حالا شما بیاید الگوهای مدیریتی را روی این پیاده کن و ببین که مدیریت می‏کند یا نه؟ اصلاً‌ قبل از تحقیق ما می‏فهمیم که این مدیر نیست پس آیا واقعاً‌ این مفاهیم ارزش دارند که چنین تحقیقات تجربی روی آن ها انجام شود؟ وقتی داده‏های تحقیق، قابل اتکا نیست آیا شما تحقیقات تجربی را مناسب می دانید؟ یعنی ما زحمت زیاد می‏کشیم ولی بهره کم می‏بریم!
* تحلیل 4: آیا اهداف این دفاتر این هست که بهره اقتصادی داشته باشند؟ و حالا که مسئله ما گردش‏گری مذهبی است باید ببینیم که چیست؟ آیا ما می‏خواهیم فرهنگ دینی را توسعه دهیم؟ پس آیا کسانی که متولی این بحث می‏شوند باید نگاه اقتصادی داشته باشند یا دینی؟ پس اگر دینی باشد آیا مدل اقتصادی کارآفرینانه استیونسون مناسب برای آن است؟ پس ما آیا باید برویم به دنبال یک مدل فرهنگی- مذهبی مناسب؟
* پاسخ به برخی نقدها:
تحقیق انجام شده، دست کم در این زمینه بسیار منحصر به فرد است. متاسفانه بدلیل محدودیت زمانی فرصت برای تبیین کافی بسیاری از نقدها وجود ندارد. دامنه گردشگری مذهبی، بسیار نوآورانه است؛ اگر الگوی مذهبی ما فقط سفرهای خارجی مکه و سوریه نباشد و اگر مثلاً سفر به کوه توام با گفتگو درباره خلقت خداوند باشد هم نوعی گردش گری مذهبی اتفاق افتاده است.
در کتاب مورد استفاده، گفته نشده که انتخاب خوشه باید تصادفی باشد؛ بلکه خوشه بر اساس منطقی خاص انتخاب می‏شود. نمونه 66 تایی با مشاوره یک متخصص آمار برای بررسی تاثیر 6 بعد استیونسون (که در تحلیل عاملی برای هر بعد نیاز به 10 نمونه هست) مورد استفاده قرار گرفت. از این لحاظ، 60 پاسخ برای تحلیل عاملی کافی بود و این با توجه به فرصت زمانی محدود برای تحقیق قابل قبول بود.
الگوی استیونسون در سوئد بین شرکت‏هایی با سابقه متوسط 47 سال که با دانشگاه در ارتباط بودند تایید شده است. در آلمان به شکل تغییریافته به تاثیر 0.25 با رشد رسید و در تحقیق مجدد در سوئد، برخی از ابعاد آن تأیید نشد. این نشان می دهد دستیابی به نظریه در زمینه کارآفرینی نیازمند به بررسی های بیشتری دارد که این تحقیق موفق به شناسایی برخی از آن ها گردید
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:18  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

مفاهيم و كليات كارآفريني

نويسنده : رضوي نعمت‌اللهي، اقدس‌‌السادات

چكيده

اين مقاله مفاهيم و مباني كارآفريني را شرح مي‌دهد. شرح موضوع كارآفريني و فرد كارآفرين، عوامل كليدي كارآفريني، ويژگي‌هاي كارآفرينان، مزايا و منافع كارآفريني، نقش كارآفريني در اشتغال، آموزش كارآفريني، كارآفريني در ايران و تجارب چند كشور در جهان در خصوص كارآفريني و راهكارهاي ترويج كارآفريني مباحث اين مقاله را تشكيل مي‌دهند.

منبع : روزنامه همشهري،‌ سه‌شنبه 30 فروردين 1384، سال سيزدهم، شماره 3677، صفحه 10

كليدواژه : كارآفرين؛ كارآفريني؛ اشتغال؛ شغل؛ Entrepreneur


1- مقدمه

نخستين گام جهت شناخت و تبيين درست هر مفهوم يا پديده، ارائه تعريف روشني از آن است. كارآفريني مانند ساير واژه‌هاي مطرح در علوم انساني هنگامي قابل تحليل و تبيين است كه بتوان تعاريف روشن و مشخصي از آن ارائه كرد. در مورد كارآفريني تعريف واحدي وجود ندارد و از ابتداي طرح آن در محافل علمي، تعاريف متفاوتي از ديدگاه‌هاي گوناگون براي آن بيان گرديده است. اكنون در عرصه جهاني افراد خلاق، نو‌‌آور و مبتكر به عنوان كار‌آفرينان منشاء تحولات بزرگي در زمينه‌هاي توليدي و خدماتي شده‌اند كه از ‌آنها به عنوان قهرمانان ملي ياد مي‌شود. طي سال‌هاي 1960 – 1980  در هندوستان، تنها 500 مؤ‌سسه كارآفريني شروع به كار كرده‌اند، و حتي شركت‌هاي بزرگ جهاني براي حل مشكلات خود به كارآفرينان روي آورده‌اند. در واقع چرخ‌هاي توسعه اقتصادي همواره با توسعه كارآفريني به حركت در مي‌آيند. در ايالات متحده هر سال بيش از يك ميليون فعاليت تجاري جديد شروع به كار مي‌كند. اين در حالي است كه در ايران حتي يك مؤ‌سسه كارآفريني در دهه‌هاي اخير نداشته‌ايم. از سوي ديگر تغيير فراگير روش‌ها و نگرش‌ها طي دو دهه اخير، توجه بسياري را به آموزش و پرورش و نيز جذب و به كارگيري مديران كارآفرين سوق داده ‌است. بنابراين از ابتداي دهه 60 توجه بيشتري به كارآفرينان مبذول شد. توجه به كارآفريني و ايجاد و توسعه آن عليرغم وجود بعضي انگيزه‌هاي مشخص گام مثبتي در جهت ايجاد فضاي مناسب جهت توسعه، افزايش منابع ملي، كاهش نرخ بيكاري، تعادل ساختاري و توسعه در شهرها و روستاها خواهد بود.

2- كارآفرين

واژه كارآفرين از كلمهEntrepreneur (به معناي متعهد شدن) مشتق شده كه در اصل از زبان فرانسه به ديگر زبان‌ها راه يافته ‌است. انگليسي‌ها سه اصطلاح با نام‌هاي ماجراجو، متعهد و كارفرما را در مورد كارآفرين به كار مي‌بردند. از نظر آنها، كارآفرين كسي است كه متعهد مي‌شود مخاطره‌هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل كند.

در واقع كارآفرين كسي است كه نوآوري خاص داشته باشد. اين نوآوري مي‌تواند در ارائه يك محصول جديد، ارائه يك خدمت جديد، در طراحي يك فرآيند نوين و يا نوآوري در رضايت مشتري و... باشد.

كارآفرينان در واقع به تغيير به عنوان مقوله تعيين كننده مي‌نگرند، آنها ارزش‌ها را تغيير مي‌دهند و ماهيت آنها را دچار تحول مي‌كنند. آنان براي تحقق اين ايده، قدرت ريسك‌پذيري خود را به كار مي‌گيرند. به درستي تصميم‌گيري مي‌كنند و از اين رو هر كس به درستي اتخاذ تصميم نمايد به نوعي كارآفرين تلقي مي‌شود.

از نظر «شوميتر» كارآفرين نيروي محركه و موتور توسعه اقتصادي است. وي مشخصه كارآفرين را نوآوري مي‌داند. همچنين «جفري تيمونز» معتقد است كه كارآفرين فردي است كه باعث خلق بينشي ارزشمند از هيچ مي‌شود.

3- كارآفريني

فرآيندي كه بتواند با استفاده از خلاقيت، چيز نويي را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و به كارگيري همراهان بوجود آورد كارآفريني گويند. كارآفريني فقط فردي نيست. سازماني هم مي‌تواند باشد حتي شركت‌هاي بزرگ اعم از دولتي و خصوصي هم مي‌توانند به كارآفريني دست زنند. امروزه حتي صحبت از دولت كارآفرين به ميان آمده است.

به عقيده «ارتوركول» كارآفريني عبارت است از فعاليت هدفمند كه شامل يك سري تصميمات منسجم فرد يا گروهي از افراد براي ايجاد، توسعه يا حفظ واحد اقتصادي است. «روبرت نشتات» كارآفريني را قبول مخاطره، تعقيب فرصت‌ها، ارضاي نيازها از طريق نوآوري و تأسيس يك كسب ‌و ‌كار مي‌داند. از نظر «پيتر دراكر» كارآفريني يك رفتار مي‌باشد و در واقع بكاربردن مفاهيم و تكنيك‌هاي مديريتي، استانداردسازي محصول، بنا نهادن كار بر پايه آموزش مي‌باشد.

4- عوامل كليدي كارآفريني

شش عامل كليدي در مورد كارآفريني وجود دارد كه عبارتند از:

•         شناخت هدف

•         داشتن افق

•         بكارگيري خلاقيت‌هاي ذهني

•         جامعه‌گرا و جامعه‌پذير بودن

•         شهامت، ابتكار، اميدوار و ريسك‌پذير بودن

•         واقع‌بينانه برخورد كردن با تفاوت بين خلاقيت‌ها و فرصت‌ها

5- ويژگي‌هاي كارآفرينان  

تا به حال ويژگي زيادي در خصوص كارآفرينان بيان شده است. همه كارآفرينان در صفات فردي يكسان نيستند اما ويژگي‌هاي عمومي در آنها وجود دارد كه عبارتند از:

•         خلاقيت و نوآوري

•         هدف‌گرايي

•         ريسك‌پذيري

•         فرصت‌گرايي و فرصت‌شناسي

•         آينده‌نگري و دورانديشي

•         انعطاف‌پذيري

•         اهل كار و عمل

•         اعتماد به نفس و خودباوري

•         واقع‌بيني

6- مزايا و منافع كارآفريني

•         كارآفريني عامل ترغيب و تشويق سرمايه گذاري است.

•         كارآفريني عامل تحريك و تشويق حس رقابت است.

•         كارآفريني عامل تغيير و نوآوري است.

•         كارآفريني باعث ايجاد اشتغال مي‌شود.

•         كارآفريني كيفيت زندگي را بهبود مي‌بخشد.

•         كارآفريني موجب توزيع مناسب درآمد مي‌شود.

بنابر منافع مذكور، امروزه در تمام سرمايه‌گذاري‌هاي دنيا سعي بر اين است كه مغزهاي متفكر صنعتي را شناسايي و جذب كنند به دليل اينكه دنياي امروز، جهان علم و تكنولوژي است و ارزش اصلي توليد در مغز انسان‌ها نهفته است.

7- نقش كارآفريني در اشتغال

زماني كه كارآفرينان يك شغل جديد را شروع مي‌كنند بالطبع حداقل به يك يا چند نيروي استخدامي نياز دارند تا كارهاي خود را سامان بخشند. كارآفرينان به علت قابليت اشتغال‌زايي كه دارند، به كاهش نرخ بيكاري كه از اهداف كلان اقتصادي، اجتماعي، دولت‌ها است كمك مي‌كنند. بنابراين، كارآفريني مي‌تواند زمينه‌ساز اشتغال نيروي كار باشد و نو‌آوري كه در يك فعاليت اقتصادي توسط خود فرد ايجاد مي‌شود منجر به ايجاد اشتغال در جامعه مي‌شود. بر اساس آخرين نظرسنجي كه تحت عنوان فرهنگ كار و نگاه ايرانيان در آن انجام شده است فقط 42 درصد از جمعيت ايران خواهان شغل‌هاي ثابت اداري و يا در چارچوب شغل‌هاي وظيفه‌گرايي هستند. اين در حالي است كه در سال2000 بيش از62 درصد از جمعيت دنيا اظهار داشتند كه مي‌خواهند داراي شغل مستقل (فعاليت خوداشتغالي) باشند، 34 درصد از كل جمعيت بالا آماده پذيرش ريسك به منظور دستيابي به رضايت شغلي متكي بر فعاليت‌هاي فردي تأكيد داشتند. امروزه روحيه كارآفريني به شدت در ميان جمعيت جوان ايران در حال گسترش است. از طرفي با توجه به شرايط اقتصادي، اجتماعي كشور در حال حاضر، توجه به كارآفريني بيش از پيش حائز اهميت شده است. با عنايت به اعمال سياست‌ كاهش تصدي‌گري دولت و همچنين محدوديت‌هاي سرمايه‌گذاري در بخش خصوصي، سوق‌دهي جوانان و زنان جوياي كار به سمت مشاغل كارآفريني و خود‌اشتغالي ضرورت مي‌يابد. مملكتي كه يكي از آغاز كنندگان تمدن بشري بوده احتياج به جواناني دارد كه كانون‌هاي توليد و اشتغال را در جامعه تشكيل دهند.

8- آموزش كارآفريني

پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه مهمترين عامل مؤثر در حركت كارآفريني از قوه به فعل، بروز روحيه كارآفريني در افراد از طريق آموزش مي‌باشد. سازمان بين‌المللي كار (ILO) به منظور ارتقاء كارآفريني مديران صنايع كوچك، برنامه‌هاي آموزشي و مشاوره‌اي با عنوان SIYB در كشورهاي مختلف بوجود آورده است. اين برنامه‌ها كه عملكرد مؤسسات كوچك اقتصادي را بهبود مي‌بخشد برحسب توانايي مديران صنايع كوچك و نوع فعاليت طراحي شده‌اند. قابل توجه است كه با طي دوره SIYB، 90 درصد شركت‌كنندگان با اصول اوليه كسب و كار آشنا شده‌اند و 50 درصد از كارآفرينان مهارت‌هاي خاص مديريتي را فرا گرفته‌اند. در حال حاضر ILO در 70 كشور دنيا برنامه SIYB را كه هدف آن رشد كارآفريني در صنايع كوچك است به اجرا آورده است.

9- كارآفريني در ايران

طي يك دهه از اجراي برنامه SIYB توسط ILO در كشورهاي مختلف جهان، بيش از صد هزار كارآفرين تحت آموزش قرار گرفته‌اند. با استفاده از الگوي SIYB و تجارب ارزنده‌اي كه از اجراي آن بدست آمده و با توجه به شرايط اقتصاد ايران، چارچوبي براي تشكيل دوره‌هاي آموزشي كارآفريني در ايران در قالب طرح «ستاد آموزش كارآْفريني ايران» (SAKA) طراحي و ارائه شده است. همچنين مؤسسه كار و تأمين اجتماعي با استفاده از منابع بين‌المللي كار (ILO)، طرح آموزش كارآفريني را در سال 1367 ارائه نمود و همزمان با تدوين نظام جديد آموزشي، در سال 1368 «كارآفريني» را به عنوان يكي از دروس رشته كار و دانش پيشنهاد كرد. در طرح آموزش كارآفريني تأكيد شده است كه «آموزش براي ايجاد اشتغال با مزد» ديگر تنها راه حل مقابله با مشكل فزاينده بيكاري نبوده و قلمرو آموزش از فرهنگ «براي ديگران كار كردن» فراتر رفته است.

وزارت كار و امور اجتماعي نيز در راستاي وظايف و اهداف خود، به كارآفريني به عنوان يك راهكار مؤثر در ايجاد اشتغال نگريسته و در اين زمينه اقداماتي به عمل آورده است. از جمله اهم اين اقدامات مي‌توان به برگزاري جشنواره اشتغال و كارآفريني در مهر ماه سال 1383 اشاره كرد. اين جشنواره كه در تاريخ 14 و 15 مهر ماه سال 1383 در مجموعه فرهنگي ورزشي وزارت متبوع با همكاري سازمان همياري اشتغال فارغ‌التحصيلان برگزار شد، اهداف زير را دنبال مي‌كرد:

•         شناسايي و معرفي طرح‌ها و تلاش‌گران برگزيده در حوزه اشتغال و كارآفريني

•         ترويج و اشاعه فرهنگ كارآفريني به منظور ايجاد اشتغال بيشتر

•         فراهم ساختن زمينه مناسب براي رقابت سازنده در اين عرصه.

اين جشنواره داراي برنامه‌هاي آموزشي و ترويجي نيز بود از جمله سه كارگاه آموزشي در زمينه‌هاي:

•         روش جذب و تأمين سرمايه براي راه‌اندازي كسب و كار

•         روش تهيه طرح كسب و كار

•         مديريت توسعه بنگاه‌هاي اقتصادي كوچك و متوسط (SMEs)

همچنين جلسات و نشست‌هاي تخصصي در زمينه‌هاي اخلاق و فرهنگ كار، مشاوره شغلي، حقوق و قوانين كار و ... نيز برگزار شد.

10- تجارب چند كشور جهان

اولين كشوري كه ترويج فرهنگ كارآفريني را از سطح دبيرستان شروع كرد ژاپن بود. اولين مؤسسه در توكيو در سال 1956 ميلادي آغاز به كار كرد. در سال 1958 سازمان آموزش و پرورش ژاپن طرحي را براي اشاعه فرهنگ كارآفريني تحت عنوان سربازان فداكار اقتصادي ژاپن، پياده و اجرا كرد. براساس اين طرح از افراد از سطح دبيرستان‌ها به مسئله كارآفريني پرداخته و آموزش ديدند كه در حين تحصيل چگونه كار كنند و به دنبال كسب سود باشند و چگونه كشورشان را از وابستگي صنعتي رهايي دهند. به تدريج مسئله كارآفريني در ژاپن به سطح دانشگاه‌ها هم كشيده شد. اكنون در ژاپن بيش از 250 مؤسسه بزرگ كارآفريني وجود دارد.

بين سال‌هاي 1970 تا 1992 ميلادي بيش از 96 درصد نوآوري صنعتي كه توانست موقعيت ژاپن را در اقتصاد جهاني به يك موقعيت برتر تبديل كند توسط كارآفرينان صورت گرفت. البته ناگفته نماند حمايت‌هاي دولت هم در اين زمينه نقش مهمي داشته است.

در انگلستان، دولت به دانشگاه‌ها جهت آموزش و كارآفريني يارانه‌هايي مي‌پردازد. در هلند، براي پرسنل SME‌ها آموزش‌هاي حرفه‌اي گذاشته شد به طوري كه در سال 1998، 32 درصد از SME‌ها درگير آموزش حرفه‌اي بوده‌اند. همچنين در ايتاليا، 855 دوره كسب و كار براي 10000 نفر شركت كننده در بيش از 20 دانشگاه ارائه شده است.

11- راهكارهاي ترويج كارآفريني

با ضرورت روزافزون نياز به افراد كارآفرين در جامعه ما به ويژه بعد از انقلاب و دوران سازندگي كه با رشد صنعت مواجه هستيم بايد تمامي ارگان‌ها با همكاري هم در اين زمينه قدم بردارند و هر كدام نقشي را بر عهده گيرند و نقش دولت در اين ميان از همه مهمتر است. از جمله:

•         تنظيم و تدوين سياست‌هاي بلند مدت و ميان مدت در خصوص حمايت از فعاليت‌هاي كارآفريني و كارآْفرينان نوپا.

•         ترويج فرهنگ كارآفريني و معرفي كارآفرينان نمونه از طريق مطبوعات و قدرداني از آنها.

•         ساختن فيلم و سريال در مورد زندگي كارآفرينان نمونه و تشويق مردم به سوي كارآفريني توسط صدا و سيما.

•         وارد كردن مضامين كارآفريني در كتاب‌هاي درسي مي‌تواند بذر ايجاد انگيزه كارآفريني را در كودكان بارور كند.

•         تبيين شرايط محيطي لازم براي پرورش و رشد استعدادهاي كارآفريني.

•         برگزاري سمينار، نشر مقاله و ارائه سخنراني به منظور تغيير دانش و معرفت مديران و سياستگذاران و كارگزاران مؤسسات.

•         گسترش فرهنگ كارآفريني در بخش دولتي و تعاوني.

•         تدوين دوره‌هاي آموزشي بلند مدت در چارچوب دوره‌هاي تحصيلي كارشناسي،‌ كارشناسي ارشد و دكترا در دانشگاه‌ها، ايجاد مراكز آموزشي مستقل و مراكز آموزشي مديريت در سطح دبيرستان‌ها و مدارس راهنمايي و ابتدايي.

•         حمايت‌هاي دولتي و خصوصي جهت فعاليت بيشتر و مطلوب‌تر كارآفرينان.

•         ايجاد و گسترش صنايع كوچك به منظور بهره‌برداري از ظرفيت‌هاي خالي اقتصاد كشور.

•         اصلاح سياست‌ها و قوانين دست و پاگير دولتي.

•         برگزاري جلساتي با حضور كارآفرينان و بيان مشكلات موجود بر سر راه آنان و ارائه شيوه‌هاي مقابله با آن مشكلات.

•         معرفي يك روز به عنوان روز كارآفرين تا به عمل آنها ارزش و اعتبار بخشيم. در خاتمه اميد آن مي‌رود كه فضاي كشور به گونه‌اي فراهم شود كه كارآفرينان بتوانند رشد نمايند و اين امر مستلزم همكاري نزديك محافل علمي و مؤسسات اجرايي براي شناسايي و پرورش و توسعه استعدادهاي افراد است تا بتوانيم هر چه بهتر و بيشتر از اين ذخاير گرانبها به نحو احسن استفاده نماييم.

مراجع


ماهنامه تدبير، شماره 77، آبان 1376، كارآفريني، استراتژي مناسب براي بهره‌وري، از: دكتر محمود احمدپور، صفحات 31-30

ماهنامه تدبير، شماره 90، بهمن 1377، ميزگرد توسعه كارآفريني، تنگناها و راهكارها، دكتر محمود احمدپور، دكتر كامبيز طالبي، صفحات 114، 21، 19، 17، 14، 13، 12، 11، 10

نشريه كارآفرين، شماره 8، مرداد 1380، كارآفريني، از: مصطفي پرخوان‌ رازليقي، صفحات 27، 26، 25، 24

نشريه كارآفرين، شماره 9، مهر و آبان 1380، خلاقيت و كارآفريني صفحه 58

خود اشتغالي، صديقه علاءفر، 1379، آموزش كارآفريني، كارآفريني در ايران، صفحات 85، 84، 82، 81

سلسله نشست‌هاي اشتغال و معرفي كارآفرينان نمونه

بررسي تجارب كشورها در زمينه توسعه و ترويج كارآفريني، مهندس ناهيد شيخان، مهندس حجت‌اله رضازاده، 1382، صفحات 8- 1

توسعه كارآفريني، استاد دكتر محمود احمدپور، آبان ماه 1382، صفحات 35، 23، 19، 11، 10

كارآفريني، منافع اجتماعي حاصل از آن، محدوديت‌ها و سياست‌ها، الهه راستگو، مرداد 1380، صفحات 5، 4، 3

سمينار آشنايي با كارآفريني در سازمان پيشرو، تأليف: دكتر كامبيز طالبي، تير ماه 1381 (شماره صفحه ذكر نشده است.)

مجموعه مقالات كارآفريني و فناوري‌هاي پيشرفته، به كوشش مهندس حميد هاشمي، 1382، شامل:

خود كارآفريني، راهبرد اشتغال براي ورود به قرن 21، سعيد فتحي، صفحه 119

تحليل سيستمي از گزينه‌هاي تأثيرگذار بر پديده كارآفريني، شمس‌السادات زاهدي، صفحات 125، 124

نقش نظام آموزشي- پژوهشي در توسعه كارآفريني- كرامت‌اله اكبري صفحات 179، 178،177، 176، 175، 174، 171

كارآفريني و نقش آن در اقتصاد ملي- ندا فرحبخش- صفحات 182، 181

آموزش كارآفريني در ايران، بهزاد لامعي، صفحات 135، 134، 133

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:15  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

كارآفريني زنان از منظر تعليم و تربيت

نويسنده : خورشيدي، رزا

سال انتشار : زير چاپ است

چكيده

اشتغال زنان ايراني در سالهاي اخير به دلايل مختلف حساسيت ويژه‌اي پيدا كرده است. از سوي ديگر مشكلات اشتغال كه به صورت عام در كشور ايران وجود دارد ، در مورد زنان حادتر مي‌شود و مسئلة اشتغال زنان را در آيندة نه چندان دور با بحران مواجه خواهد ساخت. عليرغم اينكه زنان ايراني مطابق تحقيقات انجام شده بيشتر تمايل به مشاغل دولتي دارند ولي وضعيت خاص بازار كار در ايران و سياست كاهش تصدي‌گري دولت باعث شده است كه رويكرد كارآفريني زنان بيشتر از گذشته مطرح شود. در اين رابطه مي‌توان مسئله را از ابعاد مختلفي مورد بررسي قرار داد. در اين مقاله كارآفريني زنان از منظر تعليم و تربيت بررسي شده است و پيشنهاد شده كه ويژگيهاي خاص كارآفريني را بايد از كودكي به زنان تعليم داد و آن ويژگيها را پرورش داد.

كليدواژه : اشتغال زنان ؛ كارآفريني زنان ؛ خلاقيت ؛ خودباوري ؛ تعليم و تربيت ؛ مديريت زنان ؛ زن ؛ كار


1- مقدمه

در هر كشوري، نرخ اشتغال و نرخ بيكاري بطور عام، از جمله شاخصها و مؤلفه‌هاي مهم توسعة اقتصادي به شمار مي‌رود. از سوي ديگر مسئلة اشتغال بانوان به طور خاص در سالهاي اخير به دلايل مختلف حساسيت و اهميت ويژه‌اي پيدا كرده است. (خورشيدي 1383) به نقل از گزارشات و اظهارنظرهاي مسئولين مختلف كشوري در جرايد، دلايل مذكور را  فزوني گرفتن تعداد زنان تحصيلكرده نسبت به مردان، افزايش نرخ طلاق و در نتيجه افزايش تعداد زنان خود سرپرست و سرپرست خانوار، كاهش نرخ و افزايش سن ازدواج و بطور كلي افزايش تقاضاي اشتغال از سوي زنان (به هر دليل)، ذكر مي‌نمايد. در همين راستا (عنايت و موحد 1383) نيز ضمن ارائة آمارهايي مبني بر افزايش ناگهاني تعداد دانشجويان دختر، افزايش نرخ مشاركت اجتماعي و سياسي زنان و رشد ناگهاني جمعيت  پس از انقلاب اسلامي ، خاطر نشان مي‌سازند كه موارد فوق همگي مبين دگرگوني نقش و جايگاه زنان ايراني است و نقش‌هاي سنتي زنان در درون خانواده و در زمينه‌هاي اجتماعي دچار تحول شده است. از سوي ديگر (جعفرنژاد 1383) انگيزة اشتغال در زنان را به دو دستة كلي انگيزه‌هاي رواني و اقتصادي تقسيم مي‌نمايد. وي معتقد است كه گرايش به هر يك از اين دو دسته ، بستگي به طبقة اجتماعي و اقتصادي خانوادة زنان دارد. به طوري‌كه مهمترين انگيزة ‌اشتغال در طبقات مرفه اجتماعي انگيزة رواني است. در حاليكه همان محقق معتقد است كه زنان طبقات متوسط و كم‌درآمد بيشتر در پي انگيزه‌هاي اقتصادي تمايل به اشتغال دارند. (رجائي 1382) نيز با تقسيم بندي مذكور موافق است ولي سهم بيشتري براي انگيزه‌هاي شخصي و رواني در اشتغال زنان قائل است. در هر صورت مرور منابع نشان مي‌دهد كه  اشتغال زنان در ايران صرف نظر از نوع انگيزه ، رفته رفته از سطح يك مسئله عبور كرده و تبديل به معضل مي‌شود.

البته آمارها و اظهارنظرها نشان مي‌دهد كه اشتغال زنان در يك نگاه كلي در جهان ، وضعيت مناسبي ندارد ولي سهم كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران در اين وضعيت نابسامان بسيار بيشتر است . براي رفع هر معضلي ، نخست بايد آن معضل را از ابعاد گوناگون مورد بررسي قرار داد و به يك شناخت جامع از آن دست يافت. موانع اشتغال زنان ،‌از ابعاد مختلفي برخوردار است. ادبيات تحقيق در اين رابطه بيشتر به سهم موانع بيروني از جمله موانع فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي، اختصاص دارد و كمتر به موانع دروني اشتغال زنان پرداخته شده است. در اين مقاله ، به شيوة كتابخانه‌اي ، موانع مختلف اشتغال زنان در ايران به اجمال بررسي شده  و دو نوع از اين موانع يعني كمبود خودباوري و خلاقيت در وجود زنان، مورد مطالعة عميق‌تري قرار گرفته است.

2- موضوع تحقيق

در اين پژوهش وضعيت و مسائل اشتغال زنان در ايران بررسي شده است. در اين راستا موانع اشتغال زنان در ايران معرفي شده و در ميان آن موانع ، عدم وجود خودباوري و خلاقيت در زنان مورد موشكافي قرار گرفته است. بررسي مفاهيم خلاقيت و خود باوري و چگونگي تقويت اين مفاهيم در دوره‌هاي مختلف سني و بررسي نقش خانواده و نهادهاي اجتماعي از قبيل نهادهاي آموزشي و رسانه‌هاي ارتباط جمعي در اين ميان ، از ديگر موضوعات تحقيق به شمار مي‌رود.

3- بيان مسئله و ضرورت تحقيق

اين عبارت كه زنان نيمي از جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند ولي سهم آنان در نرخ اشتغال بسيار پائين تر از اين ميزان است، در سالهاي اخير در منابع داخلي و خارجي بارها و بارها تكرار شده است. بني‌فاطمه( 1375) معتقد است كه طرح يك مقولة اجتماعي در يك زمان خاص، بي‌ترديد از ضرورت يا ضرورتهاي خاصي سرچشمه مي‌گيرد كه پرداخت به آن ، نيازمند شناخت مي‌باشد.  دبيركل سابق كميسيون سازمان ملل در  رابطه با سهم نابرابر زنان  توضيح مي‌دهد كه زنان تنها يك سوم نيروي كار در جهان ، يك دهم درآمد در جهان و تنها يك صدم مالكيت املاك در دنيا را به خود اختصاص مي‌دهند. (روزنامة‌ايران 8 شهريور 1383)
مرور منابع نشان مي‌دهد كه از ديرباز تا گذشته‌اي نه چندان دور، اشتغال زنان از مسائلي بوده است كه تنها هواداران حقوق زنان از جنبه‌هاي گوناگون به آن مي‌پرداخته‌اند.امروزه با تغييرات جمعيت شناختي ، اجتماعي و اقتصادي كه در هرم جمعيتي زنان رخ داده است،  اشتغال زنان و رفع موانع تحقق آن ، تبديل به ضرورتي انكار ناپذير شده است كه روز به روز بر حساسيت آن افزوده مي‌شود. در اين رابطه تحقيقي كه وزارت صنايع و معادن تحت عنوان استراتژي صنعتي ايران انجام داده است، بيانگر اين مطلب مي‌باشد كه در سال 85 نيروي كار زنان در ايران با مردان مساوي خواهد شد و در سال 90، شمار زنان در عرصة نيروي كار 5/1 برابر مردان خواهد بود(غفاري 1383). در اين راستا به جرات مي‌توان ادعا كرد كه  تغيير نگرش نسبت به لزوم اشتغال زنان در آحاد مختلف جامعه ، كاملا محسوس مي‌باشد. ازجمله مي‌توان به نتايج تحقيقي كه توسط مركز افكارسنجي دانشجويان ايران شعبة آذربايجان شرقي انجام شده، اشاره نمود. به گزارش خبرگزاري ايسنا، هشتاد درصد مردم اروميه، كه از رده‌هاي سني مختلف و داراي مدارك تحصيلي مختلف و مشاغل متفاوتي بودند، اشتغال زنان را در خارج از منزل يك ضرورت مي‌دانند. (خبرگزاري ايسنا 13 مرداد 82) نتيجة اين تحقيق با توجه به سنتي بودن بافت اجتماعي محل نظرسنجي بسيار در خور توجه است.

از سوي ديگر يكي از مسائلي كه لزوم پرداختن به اشتغال زنان را مطرح مي‌سازد، فزوني گرفتن تعداد دانشجويان دختر به نسبت دانشجويان پسر مي‌باشد. خبرگزاري ايسنا در اين رابطه اعلام كرده است كه در سال 1383 ، بالغ بر 62% از قبول شدگان كنكور را دختران تشكيل مي‌دادند در حالي كه نرخ اشتغال زنان در كشور حدود 11% مي‌باشد. در همان منبع آسيب‌هاي عدم اشتغال زنان فارغ‌التحصيل به دو بعد خانوادگي و فردي تقسيم شده  و ابعاد هريك مورد بررسي قرار گرفته است( پيام‌شاد 1383). در جاي ديگري زياري (1383) بر اساس نتايج پژوهش خود اعلام كرده است كه با توجه به ساخت جمعيتي و امكانات و فرصتهاي برآورد شده، در خوشبينانه‌ترين حالت يعني در صورت كاهش موانع از طريق راهبردهاي اجرائي، در سال 1400 نسبت اشتغال زنان به مردان مساوي 7 به 20 درصد خواهد بود.  به هرحال  واقعيت‌هايي از اين دست، لزوم توجه هرچه بيشتر به مسئلة اشتغال زنان و ايجاد بستر مناسب جهت ورود آنان به عرصة كار سالم و مولد را محرز مي‌سازد.

البته در  رابطه با اشتغال زنان،  دولت جمهوري اسلامي ايران دست به تلاشهايي زده است. از جمله مي‌توان به راه‌اندازي دفتر اشتغال زنان در وزارت كشور در سال 1373 اشاره كرد كه فعاليتهاي آن  در سايت اينترنتي وزارت كار و امور اجتماعي به شرح ذيل اعلام شده است:

1.                بررسي و تنظيم بازار كار زنان

2.                ترويج، توسعه و هدايت شغلي زنان

3.                بررسي امكان خود اشتغالي زنان

در سراسر كشور ، دفاتر امور بانوان استانداري‌ها نيز دست به كوششهايي جهت بهبود نرخ اشتغال زنان زده‌اند ولي واقعيتهايي كه به شكل آمار و ارقام مختلف در مورد اشتغال زنان در ايران اعلام مي‌شوند ، نشان از عدم موفقيت اين تلاش‌ها دارند. خبرگزاري ايرنا در گزارش مراسم بزرگداشت روز جهاني زن (1383) از قول صاحب‌نظران متعدد از جمله كديور ، دولت‌آبادي و مقدم وضعيت اشتغال زنان در ايران را حتي در مقايسه با كشورهائي مانند عربستان ، بحرين و غيره بسيار نامناسب توصيف كرده است. در همين رابطه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا 1383) خبر از كاهش نرخ اشتغال زنان نسبت به مردان دارد. در خبر مربوطه آمده است كه مقايسة آمار سالهاي 1375 تا 1382 نشان مي‌دهد كه اشتغال مردان در بخش صنعت 3 درصد افزايش و اشتغال زنان در همين بخش، 19 درصد كاهش داشته است. اشتغال مردان در بخش خدمات 5 درصد افزايش و زنان بيش از 12 درصد كاهش داشته است. در همين مدت تركيب جنسيتي جمعيت فعال مردان حدود 2 درصد كاهش و زنان 12 درصد افزايش داشته است. به علاوه تركيب جنسيتي دانشجويان دوره‌هاي  آموزش عالي دولتي پسران 12 درصد و دختران 140 درصد رشد داشته است. اين ارقام براي دانشگاه آزاد 39 درصد پسران و 96 درصد دختران گزارش شده است. در اين ميان حتي كساني كه سعي مي‌كنند با خوشبينانه‌ترين موضع ، وضعيت را رو به بهبود اعلام كنند ، نهايتا آمارهاي نا‌اميد‌كننده‌اي ارائه مي‌دهند از جمله، (غفاري 1378) در مصاحبه با زهرا شجاعي رئيس مركز مشاركت زنان نقل قول كرده است كه « بر اساس آمار در سال‌هاي اخير، كشورمان در زمينة اشتغال بانوان در مقايسه با كل دوران قبل و بعد از انقلاب رشد قابل توجهي داشته و به 8/14% رسيده است و آمار غيررسمي نشانگر افزايش قابل توجه درصد بانوان شاغل در بخش دولتي است كه از 33% به 37% در طي همين سالهاي اخير رسيده است. در ابتداي دولت آقاي خاتمي اشتغال زنان 1/9% بود. در حال حاضر  به 8/14%  رسيده كه بي سابقه است. البته با ميانگين جهاني كه 55% است هنوز بسيار تفاوت دارد.» لازم به ذكر است كه رقم 8/14%  اشتغال زنان كه در اين مصاحبه اعلام شده است ، در هيچ منبع ديگري مشاهده نشد و كلية اطلاعات موجود حاكي از 11 تا 12 درصد نرخ اشتغال زنان در كشور مي‌باشد.

خبرگزاري ايسنا در خبر ديگري از قول خاتم (1383)  نرخ اشتغال زنان در كشورهاي اروپايي را بيش از 4 برابر زنان ايراني اعلام كرده است. وي پائين‌ترين ميزان اشتغال زنان در جهان را متعلق به كشور ايران مي‌داند. شاهد ديگر بر اين مطلب، توسط قاسمي (1380) ارائه شده است. وي در جدولي طبقه بندي 50 كشور در حال توسعه را با توجه‌ به شاخصهاي مربوط به زنان اعلام كرده است. در جدول مذكور كشور ايران از نظر شاخص اشتغال زنان، در رتبة 46 و تنها قبل از كشورهاي الجزاير، اردن،‌امارات و پاكستان قرار دارد. درحاليكه 45 كشور در حال توسعه نظير گواتمالا، غناء ، مالديو، بوركينافاسو و غيره در رتبه‌هائي به مراتب بهتر از ايران قرار دارند. در جاي ديگر اعرابي (به نقل از خورشيدي 1384) زنان را تشكيل دهندة فقيرترين اقشار جامعه مي‌خواند و (شادي‌طلب و گرايي نژاد (1383) ضمن تاييد اين مطلب، به طور خاص  زنان سرپرست خانوار را دچار فقر مطلق و فقيرترين افراد كشور اعلام مي‌نمايد.

چالش ديگري كه پيش روي اشتغال زنان در ايران وجود دارد، سياست خصوصي سازي و كاهش بدنة دولت است. در گذشته‌اي نه چندان دور، تقريبا تمامي فارغ‌التحصيلان دانشگاهها اعم از زن و مرد ، به فاصلة كوتاهي پس از اخذ مدرك تحصيلي خود و يا حتي در حين تحصيل ، به راحتي مي‌توانستند يك شغل دولتي اختيار كنند و آيندة شغلي خود را تضمين نمايند. امروزه با وجود اينكه گرايش به شغل دولتي در ميان دانشجويان هنوز بسيار زياد است( كتولي و رحماني 1383)،واقعيت اين است كه تنها درصد ناچيزي از آنان جذب مشاغل دولتي مي‌شوند. در اين رابطه علمي (1383) مي‌نويسد در كشورهاي در حال توسعه، به دليل ناكارائي شركتهاي دولتي و اثر آن بر اقتصاد ملي، خصوصي سازي راهي براي رفع بحران‌ها و عدم توازن‌هاي اقتصادي در سطح كلان در نظر گرفته شده است. وي اضافه مي‌كند كه در ايران نيز همزمان با تدوين اولين برنامة توسعه ، اين رويكرد توسط دولت پذيرفته شد و در نتيجه تبصرة 32 قانون برنامة مذكور به توسعه و واگذاري شركت‌هاي دولتي به بخش خصوصي اختصاص يافت . محقق با ارائة ارقام و آمارهائي از منابع اطلاعاتي رسمي كشور نظير سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ،‌نتيجه مي‌گيرد كه اين سياست ، به علاوة افزايش چشمگير نرخ ورود دختران به مراكز آموزش عالي، در آينده‌اي بسيار نزديك بحران بيكاري زنان جوان فارغ‌التحصيل را به دنبال خواهد داشت.

با توجه به مطالب فوق به نظر مي‌رسد كه زنان ، ناگزير از اشتغال در بخش خصوصي هستند، به عبارت ديگر يا بايد به استخدام كارفرمايان بخش خصوصي درآيند كه بدلايل مختلف؛‌ از جمله موانع خانوادگي و اجتماعي، راهكار مناسبي به نظر نمي‌آيد و يا خود در اين عرصه به كارآفريني بپردازند. مفهوم كارآفريني ، مفهومي نسبتا جديد است كه شايد زائيدة مشكلات اشتغال باشد. البته صمد‌آقائي (1382) معتقد است كه كارآفريني از ابتداي خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون مختلف زندگي انساني حضور داشته و مبناي تمامي تحولات و پيشرفتهاي بشري بوده است  ولي واژة كارآفريني واژة نوئي است كه هنوز تعريف دقيقي از آن ارائه نشده است . در اين رابطه صابر (1382) به نقل از احمد‌زاده، مي‌نويسد كارآفريني عبارتست از فرايند ايجاد ارزش از راه تشكيل مجموعة منحصر به فردي از منابع به منظور بهره‌گيري از فرصت‌ها. تعاريف ديگري هم از كارآفريني ارائه شده است كه كم و بيش همانند تعريف فوق مي‌باشند و اين تعريف ماحصل كلية‌ آنها مي‌باشد: « كارآفريني فرايند خلق ابتكارها و نوآوريها و ايجاد كسب و كار‌هاي جديد در شرائط خطر‌خيز از طريق كشف فرصت‌ها و بهره‌گيري از منابع مي‌باشد. » (همان منبع)

در هر صورت ترويج فرهنگ كارآفريني و سوق دادن جوانان به سوي آن ، از جمله سياستهاي مهمي است كه كشورهاي مختلف جهان ، اعم از توسعه يافته و در حال توسعه ، جهت تخفيف و يا رفع معضل بيكاري به طور عام و بيكاري زنان به طور خاص در پيش گرفته‌اند. در كشور ايران نيز اين رويكرد مدتي است اتخاذ شده و از جمله اقدامات انجام شده در اين رابطه، تاسيس مراكز كارآفريني در تعدادي از دانشگاههاي سراسر كشور است. اما باز هم آمارها حاكي از آن است كه در عمل تفاوت چنداني در زمينة بهبود شاخصهاي اشتغال و مشاركت اجتماعي و اقتصادي زنان حاصل نشده است. براستي دليل اين امر چيست؟

خورشيدي (1384) مباني نظري و آثار و گفته‌هاي صاحب‌نظران در مورد اشتغال زنان در ايران را به طور مفصل بررسي كرده است و از مرور آنها چنين نتيجه‌گيري مي‌نمايد كه لااقل در متون نوشتاري تاريخي و فرهنگي چه از لحاظ عقيدتي، چه از لحاظ قانوني و چه از لحاظ تاريخي ، مانعي بر سر راه اشتغال زنان وجود ندارد و اكثريت به اتفاق  صاحبان آراء و نگرش‌هاي مختلف نيز ، نظر مساعدي نسبت به اشتغال زنان دارند. ولي واقعيت‌هاي موجود چيز ديگري نشان مي‌دهد. سوالي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه پس چرا وضعيت اشتغال زنان در ايران تا اين حد اسفبار است و در آخرين رتبه‌هاي جدول كشورهاي در حال توسعه  قرار دارد؟ براي پاسخ دادن به اين سوال موانع اشتغال بانوان در ادبيات تحقيق جستجو مي‌شود.

موانع شغلي و اشتغال زنان را مي‌توان به دو دستة‌ اصلي تقسيم نمود. يكي موانع اشتغال يعني به كار گمارده شدن زنان چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي است كه مي‌تواند شامل كارآفريني هم باشد و ديگري موانعي است كه بر سر راه زنان شاغل قرار دارد. منظور از مفهوم دوم، موانعي كه باعث مي‌شود آنان نتوانند به خوبي نقش شغلي خود را ايفا كنند و يا نتوانند به ترفيع شغلي كه شايستة خود است دست يابند.  در اينجا اين موانع  مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

4- موانع اشتغال زنان

البرزي و ساماني (1381) از نتايج تحقيق خود تحت عنوان بررسي وضعيت زنان بيكار جوياي كار در استان فارس موانع ذيل را براي اشتغال زنان بر شمارده‌اند: كمبود توليد، محدوديت نگرشي براي زنان، مواردي مانند نبود اماكن مناسب ، تربيت فرزندان ، اولويت دادن به مردان و  وجود افراد بيكار .

قاسمي اصفهاني ( 1381) نيز سه دسته از موانع  را براي اشتغال زنان در ايران قائل مي‌باشد: مشكلات ناشي از حاكميت تفكر مرد‌سالار، موانعي كه زنان خود براي خويش ايجاد كرده و مي‌كنند و نابرابري تحصيلي در سطوح بالاتر.

مختاريان (1381) اقتصاد تك محصولي، شيوة توليد مسلط در كشور، تمركزگرائي و اقتصاد دولتي ،خسارات عظيم دوران جنگ و كاهش توليدات ملي، تنظيم بودجه با نگرش سرمايه‌داري دولتي، توسعة تكنوكراسي و اشتغال در دستگاههاي دولتي، فقدان برنامه‌ريزي منسجم و مدون براي اشتغال زنان، مشكل فرهنگي، مخالفت مردان با اشتغال زنان و عدم همكاري آنان با زنان شاغل، دستمزد پائين زنان نسبت به مردان، عدم استفاده از تخصص زنان، عدم تمايل كارفرمايان به پوشش بيمه‌اي زنان، رقابت‌هاي كاذب در برخي محيط‌هاي كاري ، هزينة زياد مهدكودك و فقدان تشكل‌هاي دولتي و خصوصي مناسب براي خود اشتغالي زنان را موانع عمدة اشتغال آنان مي‌داند.

(مهابادي 1381) مسائل ذيل را عمده‌ترين موانع اشتغال و مديريت زنان در ايران دانسته است: حضور فرهنگ مسلط مديريت مردان، روند تاريخي تبعيض جنسيتي، ناديده گرفتن توانائي‌هاي زنان در امور مديريتي ، و عدم همكاري بانكها و موسسات اعتباري با زنان .

اميني (1383) مهمترين دلايل پايين بودن سهم اشتغال زنان در بازار كار را به شرح ذيل بر مي‌شمارد: نگرش جامعه نسبت به اشتغال زنان در برخي از فعاليت‌ها ، توجيه اقتصادي نداشتن سرمايه‌گذاري براي نيروي كار زنان به دليل احتمال ازدواج ، زايمان و ترك كار از سوي آنان، قوانين و مقررات حمايتي از زنان كه براي كارفرمايان مشكل ايجاد مي‌كند، پائين‌تر بودن بهره‌وري نيروي كار زنان به دليل داشتن مسئوليتهاي خانوادگي، برخوردار نبودن زنان از مهارت‌هاي فني و حرفه‌اي، نامناسب بودن محيط كار در برخي از فعاليت‌ها به لحاظ مسائل اخلاقي و سرانجام لزوم داشتن توانائي جسماني بيشتر در برخي از فعاليت‌ها.

روزنامة همشهري مورخ 17 بهمن 1378 ، در مصاحبه‌اي با زنان سياستمدار ايراني علل عدم پيشرفت هم‌جنسان خود را در صحنه‌هاي مختلف شغلي، اجتماعي و سياسي جويا شده است.از ماحصل گفتگوي مذكور با كديور، نوري، كروبي و هاشمي مي‌توان عوامل ذيل را استخراج نمود: عدم اعتماد به نفس و خودباوري در زنان كه پيامد عدم تربيت صحيح خانوادگي است، اعمال محدوديت‌هايي به نام دين اسلام در جامعه كه باعث كمرنگ شدن حضور زنان مي‌شود، فرهنگ مردسالاري، عدم وجود تخصص كافي در زنان و عدم وجود فرصتهاي مديريتي براي آنان.

اصطلاح سقف شيشه‌اي به كرات به عنوان يك مانع نامريي در برابر اشتغال زنان يا ترفيع زنان شاغل در ادبيات تحقيق به كار رفته است. ( گيوريان به نقل از خورشيدي 1384) در تعريف اين اصطلاح مي‌گويد سقف شيشه‌اي كه بسياري از زنان را از بالارفتن به سوي پستهاي مديريت و رهبري باز‌مي‌دارد، نگرشها و تعصب‌هاي منفي است كه مانع از آن مي‌شود كه زنان وراي يك سطح خاص در سلسله مراتب سازماني به پيش روند. وي اضافه مي‌نمايد كه يك سوم زنان در شغلهاي منشي‌گري، و بقيه در حوزه‌هاي بهداشتي، آموزشي و توليدات مواد غذائي كار مي‌كنند كه تقريبا هيچ‌كدام در همين مشاغل نيز پست كليدي ندارند. براي مثال در مدارس دخترانه، زنان تدريس مي‌كنند ولي سازماندهي و طرح ريزي و هدايت و كنترل امور مدرسه از خارج، با مردان است. محقق يك مانع عمده براي زناني كه مايلند به پستهاي مديريتي برسند را وجود محدوديتهايي مي‌داند كه از سوي جامعه ، خانواده و خود زنان بر آنان تحميل مي‌شود.

از مجموع مطالب فوق مي‌توان دريافت كه اكثر صاحب‌نظران به جز تعداد قليلي از آنان ، موانع اشتغال و ترفيع شغلي زنان را در عوامل بيروني جستجو مي‌نمايند. عده‌اي از آنان كه نقش عوامل دروني را مطرح كرده‌اند نيز ، به موانعي اشاره نموده‌اند كه خارج از كنترل شخص مي‌باشد. مواردي از قبيل ضعف قواي جسماني، زايمان و غيره از اين دست به شمار مي‌روند. تنها عدة بسيار قليلي روي نقش عوامل دروني كه در حيطة كنترل زنان است به‌عنوان مانعي بر سر راه اشتغال و ترفيع شغلي آنان دست گذاشته‌اند. به راستي خود زنان و توانائي‌ها و باورهاي دروني آنان هيچ مانعي بر سر راه مشاركت اجتماعي و اقتصادي آنان محسوب نمي‌شوند؟ (اركيان و معتمدي 1381) مي‌نويسند:« اگر زنان باور شوند، مي‌توانند در فعاليت‌هاي اقتصادي ، اجتماعي گام‌هاي بلندي برداشته و جامعة خويش را به توسعه و پيشرفت سوق دهند» سوال اين است كه آيا تا وقتي كه زنان خود را باور نكنند،  ‌مي‌توان از بقيه انتظار داشت آنان را باور كنند؟ البرزي و ساماني (1381) مي‌گويند زنان جوياي كار بيشتر تمايل به تصدي مشاغل دولتي دارند. اين مسئله مي‌تواند به نوعي نشان از عدم اعتماد بنفس در زنان باشد . چرا كه اشتغال در بخش خصوصي و يا كارآفريني به طور خاص مستلزم درجاتي از ريسك‌پذيري و مواردي از اين دست است كه حداقلي از اعتمادبنفس و خلاقيت و ساير خصوصيات روانشناختي و شخصيتي مرتبط را مي‌طلبد. ولي تصدي مشاغل دولتي كمتر با اين خصوصيات درگير است. در تاييد اين مطلب(خبرگزاري ايسنا مركز گلستان 1383) از نتايج طرح بررسي وضعيت و زمينه‌هاي شغلي زنان استان گلستان اعلام مي‌كند كه زنان شهري و روستائي مناسب‌ترين شيوه فعاليت شغلي را حقوق‌بگيري مي‌دانند.  گل‌محمدي (1381) نيز مي‌گويد زنان از لحاظ خصوصيات رواني، وابستگي شديدي دارند كه در نتيجة عوامل اجتماعي و فرهنگي در آنان بوجود آمده است و سرانجام آذربايجاني (1383) مي‌گويد شكل‌گيري هويت در دختران بسوي صميميت و در پسران در جهت  استقلال و رقابت و فرديت است . از جهت شخصيتي زنان از مردان حسودترو كنجكاوترند و اعتماد بنفس كمتري دارند. اينها همه مي‌توانند نشانه‌هايي از عدم وجود خودباوري در زنان باشند. در مصاحبه‌ها و سخنرانيهاي صاحب‌نظران و  مسئولين مختلف مملكتي خوانده مي‌شود كه آنها از مجموع تجارب خود و به عنوان يافته‌هاي تحقيقاتي كه در زيرمجموعة آنها انجام شده است، به كرات به عدم خودباوري زنان و  نياز آنان به افزايش خودباوري، اشاره كرده‌اند. ازجمله مي‌توان به اظهارات  (خاتمي 1382) ، (شجاعي 1382) ،(دولت آبادي 1382) ، ( باقري 2005) ، (محتشمي 1383)، (رضائي 1383) ، (عابدي 1383)  ،  (موسوي و سعادت 1382)، ‌( قاسمي اصفهاني 1381) ، (زهروي 1381)، (دستغيب1383) و (بهنود 1382)  اشاره نمود.
همانگونه كه در سطور بالاتر اشاره شد، علاوه بر تمامي مشكلات و موانعي كه بر سر راه اشتغال زنان در ايران وجود دارد، سياست كاهش تصدي‌گري دولت كه منجر به محدوديت استخدام در مشاغل دولتي شده است، موجبات پيدايش رويكرد ترويج كارآفريني در ميان كلية كارجويان اعم از زن و مرد شده است. اقدامات قابل توجهي نيز در اين رابطه از سوي نهادهاي دولتي و غيردولتي بويژه در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي صورت گرفته است. ولي در عمل به نظر نمي‌رسد كه هيچ‌يك از اين اقدامات به نتايج مطلوب حتي نزديك شده باشند. در ادبيات تحقيق در خصوص كارآفريني و ويژگيهاي شخصيتي كه براي يك كارآفرين برشمارده شده است، خلاقيت از يكسو و خودباوري يا اعتمادبنفس از سوي ديگر به كرات از سوي صاحب‌نظران مختلف بعنوان دو تا  از اصلي‌ترين پيش‌نيازهاي كارآفريني اعلام گرديده است.  از آن جمله مي‌توان به ( صابر 1382) ، (صمدآقائي 1378) (سايت اينترنتي مركز كارآفريني دانشگاه صنعتي اميركبير) و (كريمي 1383) اشاره نمود. در اينجا اين دو مفهوم به عنوان پيش‌نيازهاي مهم كارآفريني بررسي مي‌شوند و چگونگي پرورش آنها در افراد مورد كنكاش قرار مي‌گيرد.

5- خلاقيت

خلاقيت از جمله مفاهيم پيچيده و انتزاعي انساني است كه ماهيت و تعريف آن مورد توافق صاحب‌نظران نمي‌باشد. به بيان ديگر تعريفي روشن، شفاف و مورد پذيرش همگان از اين مفهوم وجود ندارد. (حسيني 1376، ميلو 1996، كيتينگ 1980 به نقل از ميلو 1996)

ميلو (1996) مي‌گويد بسياري از دانشمندان خلاقيت را به عنوان تخيل، رويا، اصالت ، تفكر واگرا ، ابتكار ، شهود، نبوغ ، نوآوري ، كنجكاوي ، اكتشاف و توانائي حل مسئله تعريف مي‌كنند، ولي خود وي معتقد است كه خلاقيت هيچكدام از اينها نيست و مي‌تواند تركيبي از همة آنها باشد.

حقيقت (1377) به نقل از دانشمنداني نظير برونويسكي ، بيرو ، مورگان و همكاران ، ميان خلاقيت با مفاهيمي مانند اختراع، اكتشاف و حل مسئله تمايز قائل شده‌است. ساختمانيان (1374) تعريف واژه‌نامه‌اي خلاقيت را عبارت از به وجود آوردن، يا توانائي آفرينش چيزي تازه و بديع يا قدرت آفرينندگي كه منوط به هوش و توانائي تخيل باشد ، ذكر كرده است.

مسدد (مترجم 1369) در مورد تعاريف نظري خلاقيت نوشته است كه اين تعاريف محورهاي متفاوتي دارند ، بعضي از آنها بر اساس ويژگي‌هاي شخصيتي، بعضي بر اساس فرايندهاي خلاقيت ، بعضي بر حسب محصول خلاقيت و نهايتا پاره‌اي با توجه به تاثيرات محيطي، فرهنگي و اجتماعي به تعريف خلاقيت پرداخته‌اند.

فردوسي (1384) خلاقيت را توانائي تجسم،‌پيش‌بيني پديده‌ها و بوجود آوردن يك محصول يا ايدة نو مي‌داند. وي در خصوص اهميت خلاقيت و رشد آن مي‌گويد، امروزه در كشورهاي پيشرفته آنقدر كه به خلاقيت اهميت مي‌دهند بر هوش شناختي تاكيد ندارند. چرا كه معتقدند موفقيت بيشتر در گرو خلاقيت است تا هوش. وي اضافه مي‌كند كه تحقيقات نشان داده است هوش و خلاقيت با يكديگر ارتباطي ندارند ولي موفقيت با خلاقيت رابطه زيادي دارد.

فرانكن (2005) خلاقيت را رويكرد خلق يا تشخيص ايده‌ها، جايگزين‌ها و احتمالاتي مي‌داند كه در حل مسئله يا در ارتباطات انساني و سرگرم كردن خود و ديگران مفيد است. وي اضافه مي‌كند كه براي خلاق بودن، افراد بايد قادر باشند كه مسائل را از ديدي تازه بنگرند و احتمالات و جايگزينهاي بديع خلق نمايند.

هيلارد (2001) تعريف خاصي از خلاقيت ارائه نمي‌كند و مي‌گويد هركس تعريفي از خلاقيت ارائه مي‌دهد مثلا بعضي خلاقيت را مترادف الهام گرفتن مي‌دانند. بعضي ديگر خلاقيت را الگوي انديشيدن به شيوه‌اي متفاوت تعريف مي‌كنند و به نظر هيلارد (2001) خلاقيت هر چه باشد ، خيلي مهم و لازم است چون باعث تمامي پيشرفتهاي بشري بوده است.

به طور كلي مرور تعاريف متعدد ارائه شده از سوي انديشمندان نشان مي‌دهد كه نكتة مشترك در ميان همة آنها ، عنصر بدعت و نوآوري است. يعني در تمامي تعاريف نو بودن و تازگي اثر، ملاك خلاق بودن آن مي‌باشد. البته در بسياري از تعاريف علاوه بر تازگي ، ارزش يا تناسب نيز ملاك ديگري براي خلاقيت برشمارده شده است. (حقيقت 1382)

6- عوامل پرورش و بازدارندة خلاقيت

در مورد چگونگي رشد خلاقيت نيز صاحب‌نظران ، عقايد متفاوتي ابراز داشته‌اند. از جمله آمابيل و همكاران ( 1988ـ به نقل از حسيني 1377) پس از مصاحبه با 120 دانشمند در 20 رشتة مختلف اعلام كردند كه نقش عوامل محيطي در رشد خلاقيت ، برتر از عوامل شخصي است.

فردوسي (1384) تصريح مي‌كند كه هوشبهر رابطه‌اي با خلاقيت ندارد و خلاقيت بر خلاف هوش شناختي ، كاملا بوسيلة محركهاي محيطي از بدو تولد فرد ،‌ قابل آموزش و پرورش مي‌باشد. همچنين مسدد (1369) از قول وايتهد آموزش و پرورش را در بروز خلاقيت موثر مي‌داند. مرعشي (1377) به اهميت نقش عوامل محيطي در پرورش خلاقيت اشاره مي‌كند و در اين ميان نقش والدين و معلمان را مورد تاكيد قرار مي‌دهد. وي معتقد است كه متاسفانه در اغلب موارد هم والدين و هم معلمان و مربيان ، به دليل عدم آگاهي، نه تنها كمكي به رشد خلاقيت در كودكان نمي‌كنند، بلكه با روشهاي نادرست تعليم و تربيت ، خود مانع پرورش اين توانايي در آنها مي‌گردند. مرعشي(1377) خاطر نشان مي‌سازد كه افراد خانواده و معلمان دبستان بهترين مشوق خلاقيت كودكان هستند و مي‌توانند در زمينه‌هاي گوناگون پرسش‌هاي كودكان را مورد تشويق قرار دهند و با دادن مجال در ارائة انديشه ، آنها را به كوشش بيشتر وادارند. وي تشويق را يكي از مهم‌ترين اصول ايجاد تفكر آفريننده و توانائي سازنده مي‌داند.

تقديسيان (1377) نيز در مورد عدم پرورش خلاقيت در مدارس هشدار مي‌دهد. وي مي‌نويسد در مدارس، دانش‌آموزان خلاق به اندازة دانش‌آموزان باهوش مورد علاقة معلمان نيستند. تقديسيان (1377) بعد از مرور منابع اعلام مي‌كند كه در مدارس دانش‌آموزان موفق و مورد احترام معلم معمولا آن‌هائي هستند كه خوب گوش مي‌دهند ، مطالب درس را عينا حفظ مي‌كنند ، تفكر واگرا ندارند و هنگام درس پاسخ دادن، كليشه‌اي عمل مي‌كنند. به طور كلي اين محقق عوامل رشد خلاقيت را عدم رضايت از وضعيت موجود، شاد بودن و اميدواري، تفكر مثبت و كنجكاوي مي‌داند. تقديسيان (1377) عوامل بازدارندة خلاقيت در مدرسه را بي‌توجهي به تفكر واگرا، وقت كم و حجم زياد دانش‌آموزان، روشهاي ارزشيابي، ترويج انديشه‌هاي قالبي، ايجاد ترس ، يك‌نواختي محيط‌هاي آموزشي و عدم خلاقيت خود معلمان مي‌داند.

كردي (1377) در پرورش خلاقيت، نقش بسيار مهمي براي معلمان ، بويژه معلمان ابتدائي قائل است. وي تصريح مي‌كند كه دانش‌آموز در مقام فراگيرنده ، به شدت تحت تاثير رفتار معلم قرار دارد. در دورة ابتدائي كه اثرپذيري ، نقش پذيري و انعطاف رفتاري، عاطفي و شناختي دانش‌آموز، بيشتر از دوره‌هاي ديگر تحصيلي است، اين تاثير‌پذيري بيشتر به چشم مي‌خورد. كردي (1377) نتيجه مي‌گيرد كه پيش از پرداختن به شيوه‌هاي پرورش خلاقيت دانش آموزان، بايد به فكر معلماني نوانديش، نوآور و خلاق بود. چرا كه معلم اگر خود الگوي خلاقيت نباشد، آموزش خلاقيت از سوي او كاملا بي‌فايده خواهد بود. وي وجود ويژگيهاي ذيل در معلمان را باعث رشد خلاقيت در دانش آموزان مي‌داند: استقلال فكري، اعتمادبنفس، خطرپذيري، عادت و تمايل به خلاقيت، جرئت متفاوت بودن، ملاك ارزشيابي دروني، انرژي و فن بيان ،‌انعطاف‌پذيري فكري، تمايل به تغيير اشياء، داشتن اهداف دوردست و شوخ‌طبعي. از سوي ديگر كردي (1377) وجود اين خصوصيات در معلمان را مانع رشد خلاقيت دانش‌آموزان در كلاس مي‌داند: آثار مطابقت، ايمان بيش از حد به منطق، ترس از اشتباه يا ناكامي،  نداشتن استقلال ، اتكا به قدرت، منفي گرائي و كمال‌گرائي.

از همان محقق در جاي ديگري آمده است كه ايجاد شرائط پرورش خلاقيت و خلاق بودن معلم، دو شرط اصلي پرورش خلاقيت در آموزش پيش‌دبستاني و ابتدائي است ولي وي اين دو شرط را كافي نمي‌داند و اضافه مي‌كند كه معلمين دوره‌هاي پيش‌دبستاني و ابتدائي به دليل اينكه اين دوره‌ها سخت‌ترين و مهم‌ترين دوره‌هاي آموزشي به شمار مي‌روند، بايد آموزش ببينند و مجهز به جديد‌ترين اطلاعات و دستاوردهاي علمي در زمينة نوانديشي، نوآوري، ابداع ،  خلاقيت و راههاي پرورش آن باشند. كردي (1377) سپس تصريح مي‌كند كه وجود انعطاف و تغيير پذيري همراه با احساس امنيت در كلاس درس، از عواملي هستند كه به شدت خلاقيت و آفرينندگي دانش‌آموز را تحريك مي‌كنند و آن را پرورش مي‌دهند.

وي اصول و مباني پرورش خلاقيت در دانش آموزان را به طور خلاصه به شرح ذيل اعلام مي‌كند:

1.                نوگرائي ، انعطاف‌پذيري ، تنوع در رفتار و گفتار هنگام تدريس

2.                اعتماد‌بنفس معلم و انتقال آن به دانش‌آموزان

3.                پرتكاپوئي، انرژيك بودن، نشاط و فعاليت معلم

4.                پرورش ريسك‌پذيري، بارش فكري، يورش انديشه براي دانش‌آموزان

5.                تجارب ناشناخته، سادگي به جاي پيچيدگي، طرح سوال، تحريك كنجكاوي و جهت دهي ذهني به دانش‌آموزان

6.                استفاده از بازي و فعاليتهاي آزاد و انعطاف‌پذير در كلاس

7.                شوخ‌طبعي و خوشروئي و هنرمندي معلم

و سرانجام كردي (1377) موانع رشد خلاقيت در دانش‌آموزان را نيز به شرح ذيل فهرست مي‌نمايد:

1.                فشار آوردن ، تحميل دانسته‌هاي معلم و عدم تشويق انديشه‌هاي خلاق دانش‌آموزان

2.                دوري از دانش جديد، روش‌هاي تازه ، فكر نو و برنامه‌هاي جديد از سوي معلم

3.                نداشتن تمركز ذهني، تحمل نكردن ، ابهام و تضاد، وابستگي و انجماد فكري معلم

4.                گرايش به روش‌هاي تكراري ، آموزش از روي عادت، پرسش و پاسخ كليشه‌اي.

فردوسي (1384) نيز عوامل مشوق رشد خلاقيت در كودكان سنين پيش‌دبستاني و دبستاني را چنين برمي‌شمارد:

1.                افزايش ميزان تصورات حدس زننده در كودكان بوسيلة عوامل محيطي

2.                پرورش تصور جانشيني در كودكان (توانائي قرار دادن خود به جاي ديگران)

3.                قراردادن دو عامل كوشش و هدف در فعاليتهاي روزمرة كودكان

4.                وجود تفكر مثبت در مربي و متربي

5.                بردن كودكان به مسافرت و اردو و زندگي به روش‌هاي غيرمعمول

6.                افزايش تماس‌هاي شخصي كودكان

7.                بازيهاي فكري، معما ، جدول ، پازل ، سرگرميهاي هنري توليدي مثل نقاشي، كاردستي و موسيقي

8.                رشد عادت مطالعة غير درسي در كودكان

9.                استفاده از رنگهاي شاد و جالب توجه در محيط خانه و مدرسة كودكان

وي موانع رشد خلاقيت را نيز به شرح ذيل مي‌داند:

1.                عمل طبق عادتهاي ديرين

2.                سرسختي و لجاجت مربي و متربي

3.                عدم تشويق خلاقيت و ايده‌هاي خلاق

4.                فشار شديد و انتقاد مداوم از كودكان

5.                دلسرد كردن كودكان نسبت به انجام ايده‌هاي خلاق خود

6.                وجود تفكر منفي در بزرگترهايي كه با كودك سروكار دارند

7.                رشد عادت همرنگي با جماعت و عادتهاي كوركورانه در كودكان

8.                كمروئي

وي به معلمان توصيه مي‌كند كه براي پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان خود، آنها را به تجسس و بررسي‌هاي مبتكرانه تشويق كنند، آنها را در معرض سوالات باز با پاسخ‌هاي متعدد قرار دهند، فرهنگ پرسش را در كلاس خود رواج دهند، به كودكان مسئوليت دهند تا به استقلال برسند و از طريق بازي ، راه تعاون و روحية اجتماعي را به آنها نشان دهند.

ساكاموتو (1379) از ميان عوامل محيطي ، بر نقش تلويزيون ،در پرورش خلاقيت كودكان تاكيد مي‌ورزد و از نتايج مطالعات و تحقيقاتي كه به كمك همكاران خود در انستيتوي نوآوري توكيو انجام داده‌اند اعلام مي‌كند كه كودكاني كه برنامة «آيا مي‌تواني؟» را به طور مرتب نگاه مي‌كنند از ساير همسالان خود به طرز معني داري خلاق‌تر هستند. لذا مي‌توان گفت كه صدا و سيما به عنوان رسانة فراگير ارتباط جمعي، مي‌تواند برنامه‌هايي به منظور آموزش روشهاي پرورش خلاقيت در كودكان به خانواده‌ها ارائه دهد. و سرانجام وين‌ هارلن (1382) بهترين راه پرورش خلاقيت در كودكان را در يك كلام احترام به عقايد خودجوش آنان مي‌داند.  

7- خودباوري

براندن (1383)خودباوري يا self reliance را يك نياز اساسي روان‌شناختي مي‌داند كه عبارت است از تمايل به اينكه خود را فردي شايستة مواجهه با چالش‌هاي اساسي زندگي و لايق شاديها بدانيم. بنا بر تعريف وي خودباوري از دو بخش اصلي خودكارآمدي و عزت نفس تشكيل شده است. چالش‌هاي اساسي زندگي كه در تعريف براندن به آن اشارت رفته است عبارت است از اصولي مانند توانائي كسب معاش، مراقبت نمودن از خود ، برقراري روابط شايسته انساني مطلوب طرفين و برخورداري از نيروي جهشي كافي كه شخص را قادر مي‌سازد از مشكلات و پرتگاههاي زندگي عبور كرده و در رسيدن به اهداف و آرزوهاي خود ، پايداري و استقامت داشته باشد. وي در زمينة‌ لزوم وجود خودباوري در زنان مي‌نويسد براي زناني كه در حال گذر از سنت به تجدد هستند ، جهت بدست آوردن استقلال فكري و عاطفي در مبارزه‌اند و به طرز روزافزوني به بازار كار سرازير مي‌شوند و كسب كار مستقلي مي‌آفرينند، خودباوري يك نياز ضروري و اجتناب‌ناپذير است.

در سايت اينترنتي دانشگاه آريزوناي شمالي ، مركز سلامتي فرونسك (2001) خودباوري را به معناي دوست داشتن ، عزت و احترام گذاشتن به خود به عنوان يك مجموعه تعريف كرده‌اند.در اين سايت تصريح شده است كه عناصر اصلي خودباوري عبارتند از اعتماد به خود، پرورش خود، خودگرداني، هويت و صميميت. همچنين اضافه مي‌شود كه خودباوري سالم حاوي همة عناصر اساسي مذكور مي‌باشد و كمبود هر يك از عناصر منجر به تشكيل خودباوري پائين مي‌شود كه اثرات سوئي بر جسم ، روح و روان فرد وارد  مي‌آورد. 
شزلو و تيلور (2005) خودباوري را عبارت از مجموع باورها و احساساتي مي‌دانند كه هر كس نسبت به خود دارد و بر احساسات و رويكردها و رفتارهاي افراد اثر مي‌گذارد. آنها معتقدند كه خودباوري در كودكي شكل مي‌گيرد و مي‌تواند مترادف عبارت « من مي‌توانم» باشد.

در سايت اينترنتي دانشگاه ايالتي تگزاس آمده است كه افراد داراي خودباوري پائين ، اغلب بر مبناي اتفاقات زمان حال در مورد خود قضاوت مي‌كنند و احساسات منفي آنها نسبت به خود پايدارتر از احساسات مثبت است. در مطلب مورد بحث اشاره شده است كه خودباوري سالم بر اساس توانائي فرد در ارزيابي صحيح از خود شكل مي‌گيرد. فرد بايد قادر به در نظر گرفتن توانائيها و محدوديتهاي خود باشد و براي خود ارزش قائل شود.
ريزونر (2005) خودباوري را تجربة قادر بودن به رويارويي با چالش‌هاي زندگي و استحقاق خوشبختي مي‌داند و مي‌گويد امروزه صاحب‌نظران تعليم و تربيت، والدين، رهبران تجاري و دولتمردان ، همگي به نقش مهم خودباوري در موفقيت واقف هستند. وي از وجود رابطة قوي ميان الكليسم، اعتياد، اختلالات خوردن، ترك تحصيل، روابط جنسي نامشروع، خودكشي و شكست‌هاي تحصيلي با كمبود خودباوري خبر مي‌دهد.

حقيقت (1384) خودباوري را ديدگاه و اعتقاد فرد نسبت به خودش تعريف كرده است كه شامل خصوصيات شخصيتي ، توانائيها، ضعفها و ساير ويژگيهاي نظام رواني فرد مي‌شود. وي معتقد است كه خودباوري فرد انعكاسي از ارزيابيهاي ديگران است و حتي ممكن است قبل از اينكه كودك زبان بگشايد، در اثر روابط با اعضاي خانواده ، داراي خودباوري باشد. وي تجارب اجتماعي فرد خردسال، بويژه روابط دوران كودكي با مادر را مهمترين پايه‌هاي تشكيل خودباوري در انسان مي‌داند. حقيقت (1384) عناصر اصلي خودباوري را خودبسندگي و عزت نفس مي‌داند و معتقد است كه خودباوري اكتسابي و قابل پرورش است.

فردوسي (1384) خودباوري را مترادف اعتمادبنفس مي‌داند و در تعريف هر دو ، وضعيت كلي رضايت از خود را عنوان مي‌كند. وي معتقد به تشكيل خودباوري در سنين كودكي است و مي‌گويد خودباوري از چهار مولفة رضايت از وضعيت ظاهري، رضايت كودك از جايگاه خود در خانواده، رضايت از جايگاه خود در اجتماع‌ ( مدرسه يا مهدكودك) و رضايت از وضعيت تحصيلي،تشكيل مي‌شود.

8- عوامل پرورش و موانع رشد خودباوري

مركز سلامتي فرونسك (2001) شرايط و خصوصيات ذيل را در افزايش خودباوري افراد دخيل مي‌داند:

1.                در نظر گرفتن نكات مثبت خود

2.                راحت بودن با خود

3.                تمركز بر موفقيت‌ها

4.                ريسك‌پذيري

5.                باور به اينكه هيچ‌كس كامل نيست.

6.                خنديدن به تجارب تلخ گذشته

7.                تصور مثبت نسبت به آينده

8.                سلامتي جسماني

9.                برخورداري از حمايت ديگران

10.            توانائي بخشش خود و ديگران

شزلو و تيلور (2005) به والدين توصيه مي‌كنند كه براي رشد خودباوري در كودكان مراقب گفتار خود باشند، خود الگويي از خودباوري مثبت باشند، باورهاي غلط كودكان خود را شناسائي و تصحيح كنند، به فرزندان خود محبت كنند، بازخوردهاي مثبت و دقيق به رفتارهاي فرزند بدهند، يك فضاي امن و محبت‌آميز در خانه ايجاد كنند، مراقب بدرفتاريهاي ديگران با فرزند خود باشند ، آنها را درگير فعاليتهاي سازنده و چالش انگيز بنمايند و سرانجام در صورت لزوم از يك مشاور كمك تخصصي بگيرند.

در سايت اينترنتي دانشگاه ايالتي تگزاس با تصريح بر اين مطلب كه خودباوري در سنين كودكي شكل مي‌گيرد به والدين و افرادي كه با كودكان سروكار دارند، توصيه شده است كه كودك را تشويق كنند، به حرفهاي او با دقت گوش بدهند، با احترام با كودك صحبت كنند، به او توجه و محبت كافي كنند، او را در معرض تجارب موفقيت آميز قرار دهند و دوستان خوبي براي او گير بياورند. در مطلب مذكور موانع رشد خودباوري به اين شرح برشمارده شده است: انتقاد مداوم، فريادكشيدن و كتك زدن كودك، بي‌اعتنائي به او ، تمسخر و ريشخند كردن كودك، فشار دائم بر كودك براي موفقيت در همه چيز، تجارب شكست در مدرسه و ورزش.

حقيقت (1384) عوامل موثر در افزايش خودباوري را به اين شرح برشمارده است:

1.                توانائي درك واقعيت‌هاي اطراف و عدم انكار آنها

2.                پذيرش خود، ديگران و طبيعت

3.                تقويت اراده

4.                شناسائي وحل مسائل اصلي

5.                حفظ استقلال و دوري از همرنگي با جماعت

6.                ابتكار در قضاوت

7.                بهبود روابط خود با ديگران

8.                در معرض تجارب جديد قرار گرفتن

9.                تلاش براي رشد خلاقيت

10.            تحرك در نظام ارزشها

11.            افزايش آگاهي و هوشياري فرد

12.            تعيين اهداف قابل دسترسي

13.            افزايش احساس مسئوليت پذيري

14.            فراگيري چگونگي ابراز وجود و بكارگيري مناسب آن.

فردوسي (1384) راهكارهاي ذيل را براي افزايش خودباوري در كودكان توصيه مي‌كند: تعريف از وضعيت ظاهري كودك، تعريف و تشويق توانمنديهاي فكري و فيزيكي كودكان، ايجاد فضاي رواني امن و محبت آميز در خانه، احترام به كودك به عنوان يك موجود مستقل، سعي در بهبود فرايندهاي تحصيلي كودك، ايجاد محيط زندگي شادي آور، چالش انگيز و جالب توجه حتي در بدو تولد.

فردوسي (1384) در رابطه با رشد خودباوري موارد ذيل را منع مي‌كند: مسخره كردن كودك، ايراد گرفتن از وضعيت ظاهري او (چاقي ، لاغري و ...) امر و نهي كردن زياد، مقايسة كودك با ديگران، فرياد كشيدن، تبعيض قائل شدن، رفتارهاي كليشه‌اي و تاكيد زياد روي نظم و انضباط.

به طور كلي مرور منابع نشان مي‌دهد كه خودباوري يك پندار روانشناختي است كه در طول دوران رشد در وجود هركس شكل مي‌گيرد و به سادگي و سرعت قابل تغيير نيست. بهبود فرايند شكل‌گيري خودباوري به طور مثال در دختران و زنان يك كشور، مستلزم برنامه‌ريزيهاي كارشناسانة طولاني مدت و ميان مدت است. در اين رابطه يزداني (1381) پيشنهاد مي‌كند كه برنامه‌هاي درسي مدارس به گونه‌اي دگرگون شوند كه دختران در مدارس به مهارتهاي بنيادي كه عامل اساسي توانمندسازي آنان جهت اشتغال است ، مجهز شوند. در حالت ايده‌آل بايد پا را از آن هم فراتر گذاشت و به برنامه‌هاي وسيع آموزش خانواده به طرق مختلف جهت تربيت دختران به گونه‌اي كه اعتماد‌بنفس و خودباوري كسب كنند ، اشاره نمود.

9- نتيجه‌گيري

مرور منابع نشان داد كه علاوه بر وجود مشكلات و نارسائي‌هاي جهاني در زمينة اشتغال زنان، در كشور ايران اين مشكلات،مضاعف است و اين در حالتي است كه لااقل بظاهر متون تاريخي، فرهنگي، قانوني و اجتماعي موجود در ادبيات تحقيق نشاني از هيچ‌گونه مانع در اين رابطه در خود ندارند. (خورشيدي 1384) اين مشكلات در حدي است كه  درصد ناچيز اشتغال زنان در ايران ، اين كشور را در آخرين‌ رده‌ها حتي در ميان كشورهاي در حال توسعه قرار داده است. بررسي موانع اشتغال و كارآفريني زنان از ديدگاههاي مختلف اين فرضيه را به ذهن مي‌آورد كه شايد بر خلاف اكثريت آراء، عوامل دروني و بويژه عدم وجود خلاقيت و خودباوري ، مانع مهمي بر سر راه اشتغال و كارآفريني بهينة زنان باشد. از سوي ديگر ، با وجود رشد ناگهاني جمعيت دانشجويان دختر و افزايش تقاضا براي اشتغال از سوي زنان به دلايل مختلف، سياست كاهش تصدي‌گري دولت ، خبر از كمبود جدي فرصت‌هاي شغلي در بخش دولتي دارد. بخش خصوصي نيز به نظر نمي‌رسد كشش لازم براي جذب خيل عظيم زنان كارجو را داشته باشد. در اين ميان مرور منابع نشان داد كه  كارآفريني و ترويج فرهنگ آن ، رويكرد مناسبي براي حل يا لااقل تخفيف مشكل اشتغال زنان ، بويژه زنان تحصيلكرده به شمار مي‌رود. از سوي ديگر آراء صاحب‌نظران در مورد خصوصيات كارآفرينان نشان داد كه خلاقيت و خودباوري از جمله پيش‌نيازهاي قطعي كارآفريني مي‌باشند.

بررسي آراء محققين و دانشمندان در زمينة خلاقيت و خودباوري مشخص كرد كه هر دو اين مفاهيم از دسته خصوصيات اكتسابي هستند كه بر خلاف مواردي مانند هوش كه محركهاي محيطي تاثير نسبتا كمي روي آن دارند،  در اثر عوامل و محركهاي محيطي ايجاد شده و لذا قابل پرورش مي‌باشند. اكثريت محققين بر اين باور هستند كه عمدة فعاليتهاي لازم براي پرورش اين دو خصيصه بايد در سنين خردسالي كه مترادف با دوره‌هاي پيش‌دبستاني و دبستان مي‌باشد، انجام بگيرد. در اين رابطه نقش والدين، محيط‌هاي آموزشي و رسانه‌هاي گروهي مورد تاكيد قرار گرفته است.

متاسفانه در كشور ايران ، رويكرد پيشگيري و برنامه‌ريزيهاي بلند مدت در سطح كلان طرفداران زيادي ندارد. اين مسئله مي‌تواند علل مديريتي داشته باشد. مثلا به اين دليل كه مديريت‌هاي كلان اغلب سياسي هستند و با تغيير دولت و ديدگاه حاكم بر آن ، بسياري از مديران ارشد تغيير مي‌كنند، مديران تمايلي به كارهاي بلندمدت كه نتايج آن در طول دوران تصدي خودشان آشكار نخواهد شد، ندارند. در حاليكه برنامه‌ريزي براي كارآفريني زنان، ابعاد بسيار وسيعي دارد كه از جمله مهمترين آنها بعد تعليم و تربيتي آن است. در كشورهاي پيشرفتة جهان امروزه به فكر تربيت كارآفرينان از سنين كودكي هستند.

بعد تربيتي كارآفريني خود به مولفه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود كه خلاقيت و خودباوري تنها جزئي از آنها به شمار مي‌رود كه البته اين مسئله به معناي كم اهميتي اين دو مولفه نمي‌باشد. براي پرورش خلاقيت و خودباوري در كودكان ، بويژه در دختران خردسال كه در آينده‌اي نه چندان دور بايد وارد عرصة اشتغال و كارآفريني شوند، نيازمند اقدامات مدون، كارشناسانه و بلندمدتي است كه يك عزم ملي و هماهنگي و همكاري نهادهاي مختلف اجتماعي را مي‌طلبد. در اين رابطه پيشنهادات كاربردي حاصل از تحقيق ارائه مي‌شوند.

10- پيشنهادات كاربردي

•                     تدوين برنامه‌هاي كارشناسانه و مدون بلندمدت، ميان‌مدت و كوتاه‌مدت آموزشي ، تربيتي ، فرهنگي و تبليغاتي به صورت يك نظام جامع جهت افزايش مفاهيم خلاقيت و خودباوري در كودكان بويژه دختران خردسال كشور

•                     گنجاندن دروس مربوطه در برنامه‌هاي آموزشي كليه رشته‌هاي دانشگاهي كه به نحوي با آموزش و پرورش سروكار دارند.

•                     اطلاعرساني و آگاه‌سازي والدين از اهميت مفاهيم خودباوري و خلاقيت در موفقيت و آيندة كودكان بويژه دختران و آموزش راههاي پرورش اين دو مفهوم از طريق رسانه‌هاي فراگير ارتباط جمعي و كلاسهاي آموزش خانواده در مراكز آموزشي

•                     توليد برنامه‌هاي خاص كودكان و بويژه دختران خردسال در تلويزيون، جهت افزايش خلاقيت در آنها

•                     آگاه ساختن مربيان مهدكودكها و مراكز پيش‌دبستاني ، معلمان مدارس ابتدائي دخترانه و مديران اين مراكز نسبت به اهميت نقش خودباوري و خلاقيت در آيندة كودكان و در سطح كلان در آيندة كشور و آموزش راههاي پرورش آنها به اين افراد

•                     تجهيز مدارس ابتدائي و مراكز پيش‌دبستاني بويژه مراكز دخترانه به وسائل لازم براي رشد خلاقيت و سعي در زيباسازي و چالش انگيز نمودن محيط فيزيكي اين مكانها

 

 مراجع

1- آذربايجاني، مسعود. 1383 ـ اشتغال زنان در جامعه . پايگاه جهاني دفتر مطالعات و تحقيقات زنان. www.womenrc.com
2- اركيان، زهرا و معتمدي، امجد. 1381- حقوق انساني زنان و اشتغال. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
3- البرزي ، شهلا و ساماني ، سيامك .1381 ـ  بررسي وضعيت زنان بيكار جوياي كار در استان فارس. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
4- اميني ، عليرضا. 1383 ـ رويكرد جنسيتي به عدم تعادل‌هاي بازار كار. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1
5- باقري، زهرا. 2005 – خودباوري رمز حضور. سايت ادبي ايران كليدر.
www.iranklidar.com/khodbavari.htm
6ـ براندن، ناتانيل 1378(ترجمة مينو سلسله) ـ راهنمائي براي خودباوري زنان چاپ چهارم ، نشر فرا ـ تهران.
7- بني‌فاطمه، حسين. 1375 ـ وضعيت اشتغال زنان در استان آذربايجان شرقي و تطبيق آن با كل كشور. مجموعه مقالات تعاون ، زن و اشتغال . انتشارات وزارت تعاون چاپ اول
8- بهنود، مهسان.1382 ـ  مسائل اشتغال و كارآفريني زنان در ايران. روزنامة عصر نو شمارة 17 اسفند ماه
9- پيام‌شاد، الميرا. 1383 ـ عدم اشتغال زنان و دختران و آسيبهاي پيش‌رو. خبرگزاري سينا دوشنبه 27 مهر
10- تقديسيان ، شكوه . 1377 ـ خلاقيت. رشد معلم ، سال هفدهم شمارة 3 ـ آذرماه
11- حسيني،‌افضل‌السادات. 1376ـ خلاقيت. فصل‌نامة علمي و پژوهشي دانشكده روانشناسي و علوم‌تربيتي دانشگاه تهران. دورة‌ جديد. سال سوم شمارة 1تا4
12- حقيقت، شهربانو. 1377ـ بررسي ويژگيهاي شخصيتي دانش‌آموزان خلاق و تعيين رابطه ميان خلاقيت با پيشرفت تحصيلي، هوش، طبقة اجتماعي و جنسيت در گروهي از دانش‌آموزان سال سوم راهنمائي شهر شيراز. شوراي تحقيقات آموزشي استان فارس
13- حقيقت، شهربانو. 1382ـ بررسي عوامل خانوادگي و آموزشگاهي موثر در خلاقيت دانش‌آموزان سال چهارم و پنجم ابتدائي در منطقة چهار كشور. شوراي تحقيقات آموزشي استان فارس.
14- حقيقت، شهربانو 1384ـ روانشناسي كارآفريني، خلاقيت و خودباوري ، جزوة‌ آموزشي كارگاه آموزشي مهارتهاي كارآفريني براي دختران فارغ‌التحصيل دانشگاهها و مراكز آموزش عالي. ارائه شده به دفتر امور بانوان استانداري فارس
15- جعفرنژاد، احمد. 1383 – انگيزة اشتغال زنان ، اقتصادي يا رواني. روزنامة‌ بامداد شمارة 17 خرداد 1383 . كد خبر 2911
16- خاتم ، اعظم. 1383 ـ نرخ اشتغال زنان در كشورهاي اروپائي ... گزارش خبرگزاري ايسنا . سرويس زنان . يكشنبه 25 مرداد
17- خاتمي، سيد محمد. 1382 ـ رئيس‌جمهور خواستار خودباوري زنان شد. روزنامة كيهان شمارة 18 اسفند ماه
18- خبر‌گزاري ايرنا 1383 ـ مراسم بزرگداشت روز جهاني زن .  30 بهمن
19- خورشيدي ، رزا0 1383 – گزارش مقايسه‌اي آمار عملكرد اشتغال در استان فارس، استانهاي همجوار و كل كشور در سالهاي 1379 تا 1381 با رويكرد اشتغال بانوان. ارائه شده در كارگروه اشتغال استانداري فارس
20- خورشيدي، رزا. 1384. اشتغال زنان، خودباوري و تعاون. ارائه شده دركنفرانس تعاون ، اشتغال و توسعه ، دانشگاه يزد.
21- رجائي، مهرنوش. 1382 ـ انگيزة اشتغال زنان . روزنامة اعتماد شنبه 23 اسفند
22- رضائي ، اميدوار. 1383 ـ از درون جامعه، يك سال با زنان مجلس ششم. مصاحبه با سايت اينترنتي زنان
www.zanan.co.ir/social/000048.html
23- ره‌آورد ليبراليسم نو، زنانه شدن فقر.1383 ـ روزنامة ايران سال دهم شمارة 8 شهريور
24- زنان شهري و روستائي مناسب‌ترين ..... 1383 ـ خبرگزاري ايسنا مركز استان گلستان. كد خبر : 1830
25- زهروي، طاهره. 1381ـ كار و خودباوري . فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1
26- زياري، كرامت‌الله . 1383 ـ پيش‌بيني نسبت اشتغال زنان به مردان در سال 1400. روزنامة همشهري سه شنبه 6 مرداد
27- دستغيب، معصومه. 1383. دختران در مقايسه با پسران از خودباوري پائين‌تري برخوردارهستند. روزنامة خبرجنوب. شمارة 6656 ـ شنبه 3 مرداد صفحة 33
28- دولت‌آبادي، شيوا. 1382 ـ زنان، يك قرن مبارزه براي دستيابي به حقوق برابر با مردان. روزنامة اعتماد شمارة دوشنبه 18 اسفند ماه
29- ساختمانيان، صمد. 1374ـ بررسي و مقايسة روش آموزش ويژه و عادي در شكوفايي خلاقيت دانش‌آموزان پسر كلاسهاي سوم ابتدائي مدارس غيرانتفاعي شهرستان شيراز. پايان نامة كارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبائي
30- ساكاموتو، تاكاشي و همكاران. 1379 نقش صدا و سيما در خلاقيت. رشد معلم ـ سال هجدهم. فروردين ماه. بخش اخبار
31- سايت اينترنتي مركز كارآفريني دانشگاه صنعتي اميركبير. www.karafarini.com
32- سايت اينترنتي وزارت كار و امور اجتماعي جمهوري اسلامي ايران . www.irimsla.ir
33- شادي‌طلب، ژاله و گرائي نژاد عليرضا.1383 ـ فقر زنان سرپرست خانوار. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1
34- شجاعي، زهرا 1382 ـ گفت‌گو با زهرا شجاعي مشاور رئيس‌جمهوري در امور زنان. روزنامة شرق شمارة دوشنبه 26 آبان ماه
35- صابر، فيروزه. 1382 ـ راههاي توسعة كارآفريني زنان در ايران. انتشارات روشنگران و مطالعات زنان. چاپ دوم
36- صمد‌آقائي، جليل. 1382 ـ سازمانهاي كارآفرين. انتشارات موسسة عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه‌ريزي. چاپ دوم.
37- عابدي ، مهناز. 1383 ـ موانع مشاركت زنان. سايت اينترنتي ياس كرج. ارگان جبهة مشاركت ايران  اسلامي حوزة كرج
www.yase-karaj.com/abedi.htm
38- علمي، زهرا. 1383 ـ سياست‌هاي اقتصادي كلان و بازار كار زنان در ايران. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 2
39- عنايت ، حليمه و موحد، مجيد. 1383 ـ زنان و تحولات ساختاري خانواده در عصر جهاني شدن. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 2
40- غفاري ، مريم. 1383 ـ سند جامع برنامة زنان . روزنامة همشهري شمارة 3384 (31 ارديبهشت)
41ـ فردوسي ، سيما. 1384ـ گزارش نوشتاري همايش خلاقيت و خودباوري دختران خردسال . ارائه شده به دفتر امور بانوان استانداري فارس
42- قاسمي اصفهاني، مرجان. 1380 ـ تحليلي بر حضور زنان در عرصه‌هاي مديريت . مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
43ـ كردي، عبدالرضا. 1377 ـ معلم خلاق و نقش او در پرورش خلاقيت دانش‌آموزان (قسمت دوم) رشد آموزش ابتدائي سال دوم شمارة‌ مسلسل 10 ـ آبان ماه
44ـ كردي، عبدالرضا. 1377ـ خلاقيت در كلاس درس. رشد آموزش ابتدائي سال دوم شمارة‌ مسلسل 11 ـ آذر ماه
45- كريمي، زهرا 1383 ـ نقش‌حمايت‌هاي دولت در گسترش كارآفريني زنان. ارائه شده در همايش ملي كارآفريني زنان و چالش‌هاي پيش رو. 18 و 19 اسفندماه 1383
46- گل‌محمدي ، معصومه. 1381 ـ بررسي عوامل موثر بر افزايش كارائي زنان شاغل. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول 
47ـ مرعشي، سيد منصور. 1377ـ نقش والدين و معلمان در تعليم و تربيت كودكان خلاق و با استعداد. رشد معلم ، سال هفدهم شمارة 3 ـ آذرماه
48- محتشمي، بتول. 1383 ـ پيش‌نويس سياست‌هاي بهبود وضعيت زنان در آموزش عالي. شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي. ويرايش چهارم.
49- مختاريان. حسين.1381 شيوه‌هاي افزايش مشاركت زنان در بازار كار . مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
50ـ مسدد، علي‌اصغر. 1369 (مترجم) هنر و علم خلاقيت. مركز نشر دانشگاه شيراز
51- موسوي، مريم و سعادت ،‌آيدا. 1382 ـ خشونت مالي عليه زنان . ماهنامة نامه شمارة 29 بهمن‌ماه
52- مهابادي ، سيامك. 1381 ـ نقش و جايگاه زنان در اشتغال و مديريت. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
53- نرخ اشتغال زنان در برابر مردان كاهش يافت. 1383 گزارش خبرگزاري ايسنا سرويس زنان . دوشنبه 9 شهريور
54- نظري كتولي ، عليرضا و رحماني ، رامين. 1383 ـ چالشهاي اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهها . ماهنامة‌ تدبير شمارة 153
55- نقش زنان در مجلس ششم، 1378 ـ روزنامة همشهري شمارة‌2045 يكشنبه 17 بهمن
56ـ نقش صدا و سيما در رشد خلاقيت. (1379) رشد معلم ـ سال هجدهم. فروردين ماه. بخش اخبار
57- هشتاددرصد مردم اروميه ...ـ 1382 ـ گزارش خبرگزاري ايسنا، سرويس پژوهش. 13 مرداد
58ـ هارلن ، وين 0 1382ـ (ترجمة محمدعلي شميم) احترام به عقايد خودجوش كودكان. رشد آموزش ابتدائي سال هفتم شماره پياپي 56، اسفندماه
59- يزداني، جواد. 1381 ـ نقش برنامه‌هاي درسي در توانمندسازي و اشتغال زنان. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:14  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

آشنايي با كارآفريني

نويسنده : ربيعي، ميلاد

سال انتشار : 1387

چكيده

اين مقاله به موضوع كارآفريني مي پردازد. تعريف كارآفريني، سابقه و تاريخچه، انواع كارآفريني، تصورات غلط، مزاياي كارآفريني، تفاوت با مديريت، انواع كارآفرينان، فرهنگ كارآفريني، مشكلات و موانع كارآفريني در سازمان، ويژگي هاي جمعيت شناختي كارآفرينان، ويژگي هاي شخصيتي كارآفرينان، نقش خانواده در توسعه كارآفريني، سابقه كارآفريني در ايران رئوس مطالب اين مقاله را تشكيل مي دهند.

كليدواژه : كارافريني ؛ كارآفرين ؛ اشتغال زايي

1- مقدمه

به زبان ساده، «کارآفرینی» همان فرایند تاسیس یک کسب و کار (شرکت) بر مبنای یک فکر و ایده نو است. اکنون در عرصه جهانی افراد خلاق و نوآور به عنوان کارآفرینان منشا تحولات بزرگی در عرصه تولید و خدمات شده اند. حتی شرکتهای بزرگ جهانی برای حل مشکلات خود به کارآفرینان مراجعه می کنند. چرخ های توسعه اقتصادی با توسعه کارآفرینی حرکت می کنند. امریکا اقتصاد خود را مدیون همین افراد است. وقتی مسیر حوادث، وقایع و روند فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی جوامع را بررسی می کنیم، در می یابیم که انسان ها همواره به دنبال تغییر بوده اند و در این میان، افرادی بوده اند که از قوانین کلی جوامع تبعیت نکرده و باعث تغییر در جوامع خود و به طور کلی جوامع بشری شده اند. جامعه پیشرفته امروزی، توسعه خود را مدیون انسان هایی است که قادر به تبدیل رویاها و ایده های خلاقانه خود به حقیقت بوده اند، روحیه استقلال طلبی برای کاوش موقعیت های جدید را داشته اند و از جرأت کافی برای مبارزه با روش های متداول و جا افتاده برخوردار بوده اند. این عاملان تغییر، شخصیت و روحیه ای داشته اند که امروزه «کارآفرینی» نامیده می شود. کارآفرینی هم دارای بعد نظری (تئوریک) و هم دارای بعد عملی (کاربردی) است که می توان با روش های مختلف آموزشی، به آموزش کارآفرینان همت گماشت. با توجه به این که شخصیت و روحیه آدمی عمدتاً در دوران نوجوانی و جوانی شکل می گیرد، می توان با یک برنامه صحیح آموزشی، به پرورش ویژگی ها و روحیه کارآفرینی و آشنایی با کسب و  کار کارآفرینانه در این دو نسل پرداخت.

2- تعاریف و سیر تاریخی

•                     كارآفرين‌ كسی‌ است‌ كه‌ متعهد می ‌شود مخاطره‌های‌ يك‌ فعاليت‌ اقتصادی‌ را سازماندهی‌، اداره‌ و تقبل‌كند(فرهنگ دانشگاهی وبستر).

•                     کارآفرین کسی است که تلاش می کند با راه اندازی شرکت خود یا به تنهایی عمل کردن در دنیای اقتصاد سودی بدست آورد مخصوصاً که باید پذیرای مخاطرات باشد(فرهنگ کمبریج).

•                     در دايره‌‌المعارف بريتانيكا، كارآفرين اينگونه تعريف شده است: شخصی كه كسب و كار و يا موسسه اقتصادی را سازماندهی و مديريت كرده و خطرات ناشی از آن را می ‌پذيرد.

•                     واژه كارآفرينی از قرنها پيش و قبل از آنكه به زبان امروزی مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گرديد. اين واژه معادل كلمه فرانسوی Enterprendre به معنای" متعهد شدن" (معادل under Take در زبان انگليسی) می ‌باشد كه در سال 1848 توسط جان استوارت ميل به كارآفرينی ( Enterpreneur ) در زبان انگليسی ترجمه شد.

3- سیر تاریخی

•                     Richard Cantillon (اقتصاد دان) در اوایل قرن 18  این واژه را برای اولین بار برای توصیف فعالان اقتصادی که انجام هزینه های مشخص رابه عهده می گیرند ولی در انتظار درآمد نامعین و توام با ریسک در آینده هستند، به کار برده است. او بین زمین داران، دستمزدبگیران و کارآفرینان تمایز قایل شد. از نظر وی کارآفرینان در محیطی همراه با عدم قطعیت فعالیت می کنند، سرمایه اولیه را خودشان فراهم می کنند و با بهایی نامعین به خرید و فروش می پردازند.

•                     قرن 19 زمان حاصل خیزی کارآفرینی بود زیرا پیشرفتهای اقتصادی طی انقلاب صنعتی انگیزه ها را برای اختراعات و نوآوری های ادامه دار ایجاد کرد.

•                     Jean Baptiste Say (اقتصاددان) اشراف زاده و صنعتگر فرانسوی در اثر خود تحت عنوان «پرسش و پاسخ در اقتصاد سیاسی» درباره  کارآفرین می نویسد: کارآفرین عاملی است که تمام ابزارهای تولید را ترکیب می کند و مسوولیت ارزش تولیدات، بازیافت کل سرمایه ای را که به کار می گیرد،ارزش دستمزد ها،بهره ها و اجاره ای که می پردازد و همچنین سود حاصل را بر عهده می گیرد. کارآفرین باید از هنر مدیریت نیز برخوردار باشد. او کار آفرینی را تنها در مورد کسب و کار مورد بحث قرار می دهد و  ارتباط آن با نوآوری یا ایجاد سرمایه را نادیده می گیرد. از نظر وی سودهای بدست آمده از کارآفرینی جدا و مجزا از سودهای بدست آمده از مالکیت سرمایه است. در اوایل قرن 20 هنوز هم اعتقاد بر این بود که کارآفرینی جدا از مدیریت سازمان است. در نیمه دهه 1930 مفهوم کارآفرینی گسترده شد.

•                     Joseph Schumpeter  (اقتصاددان): او مطرح کرد که کارآفرینی شامل نوآوریها و فن آوریهای امتحان نشده است. او تخریب خلاق را مطرح کرد. بوسیله آن محصولات، فرایندها، ایده ها و کسب و کارها با موارد بهتر جایگزین می شوند. او اعتقاد داشت که کارآفرینان نیروهای محرک در پس تخریب فعال هستند.

•                     Peter Drucker : کار آفرینی به حداکثر رساندن فرصت هاست. کارآفرینان این فرصت ها را شناسایی کرده و بر این اساس اقدام می کنند.

•                     Mary Coulter  (قرن 21): کارآفرینی فرایندی است که بوسیله آن یک فرد یا گروهی از افراد از تلاش های سازماندهی شده استفاده می کنند تا فرصت ها را به منظور خلق ارزش ها و رشد، با براورده کردن خواسته ها و نیازها از طریق نوآوری و منحصر به فرد بودن،پیگیری کنند و اهمیت ندارد کارآفرین چه منابعی در اختیار دارد. به بیان کلی تر کارآفرینان منابع را مدیریت می کنند تا چیز تازه ای بسازند اعم از شغل تازه یا کالا یا خدمات یا حتی بازار تازه.

 آنچه کارآفرینان موفق را از کارآفرینان دیگر متمایز می کند سرعت توسعه فعالیت اقتصادی آنان است. آنهایی بیشتر موفق هستند که فعالیت اقتصادیشان را بتوانند به سرعت رشد دهند. آنها موقعیت هایی را که در بازار، دیگران به آنها توجهی نمی کنند می یابند و همین ایده، بهره برداری کردن از این موقعیت ها را در ذهن آنها شکل می دهد (شکافهای بازار-market gaps). آنها خودشان را بخوبی در بازاری که در حال انتقال و تغییر است جا می اندازند. آنها به دقت پیش بینی می کنند که جهت بازارها در حال تغییر است و سپس آماده می شوند که بازارها  را به راه بیندازند.

4- انواع رهیافت های کارآفرینی

معمولاً در زمینه کارآفرینی از دو رهیافت عمده استفاده می شود که عبارتند از:

•                     رهیافت محتوایی یا صفات مشخصه (خصیصه)

•                     رهیافت فرایندی یا رفتاری

4-1- رهیافت محتوایی

هدف از به کار گیری رهیافت محتوایی، متمایز ساختن کارآفرینان از غیر کارآفرینان و تعیین ویژگی های آنان است. بر این اساس ویژگی های شخصیتی کارآفرین عبارتند از :نیاز به توفیق طلبی، تمایل به قبول مخاطره، برخورداری از مرکز کنترل درونی، داشتن روحیه خلاق و تحمل ابهام.

4-2- رهیافت فرایندی

هدف از به کارگیری این رهیافت، تمرکز بر شناسایی فعالیت های کارآفرینان و بیان ماهیت کارآفرینی است. در قلمرو مطالعه این رهیافت، بررسی همه عوامل اثر گذار در تاسیس یک شرکت جدید، مانند محیط، فرد، فرایند و سازمان مد نظر قرار می گیرد. برای مثال مواردی نظیر دسترسی به سرمایه، حضور کارآفرینان مجرب، وجود نیروی کار ماهر (از نظر فنی)، میزان دسترسی به عرضه کنندگان، مشتریان یا بازارهای جدید بررسی می شوند. افراد نیز از نظر دارا بودن خصوصیات کارآفرینی مورد بررسی قرار می گیرند.

5- تصورات غلط

•                     کارآفرینی موفق فقط یک ایده بزرگ نیاز دارد: ایده بزرگ فقط قسمتی از موفقیت در کارآفرینی است. درک نیازهای مراحل متفاوت فرایند کارآفرینی، استفاده از روشی سازمان یافته به منظور گسترش کسب و کار کارآفرینانه و از عهده چالش های مدیریت کسب و کارآفرینانه برآمدن، عناصر کلیدی برای موفقیت هستند.

•                     کارآفرینی آسان است: شاید فکر کنید به دلیل پیگیری علایقتان و علاقه شدید به موفقیت، کارآفرینی آسان است. تعهد، تصمیم (نیت) و سخت کوشی لازمه آن است. کارآفرینان سختی ها را تجربه می کنند و با وجود سختی ها ادامه می دهند!!

•                     کارآفرینی یک شرط بندی مخاطره آمیز است: کارآفرینی مخاطرات حساب شده است. کارآفرینی موفق یعنی اجتناب از مخاطرات تخمین نزده یا یه حداقل رساندن مخاطرات.

•                     کارآفرینی فقط در کسب و کارهای کوچک یافت می شود: کارآفرینی در هر اندازه سازمانی یافت می شود.

•                     کسب و کارهای کوچک و کارآفرینانه همانند هم هستند: البته تفاوت هایی بین کسب و کار کارآفرینانه و کسب و کار کوچک وجود دارد که جدول زیر برخی از آنها را نمایش می دهد:

mall Business

Entrepreneurial Venture

مالکیت،مدیریت و سرمایه گذاری مستقل

وجود نوآوری

تعداد کارکنان کمتر از 100 نفر

اهداف،سودآوری و رشد هستند

بر نوآوری تاکید نمی کند

فرصت ها را جستجو می کند

تاثیر کم بر صنعت

اشتیاق به مخاطره پذیری

 کسب و کارهای کوچک الزاماً کارآفرینانه نیستند، خلاقیت و به دنبال فرصت ها بودن لازمه کارآفرینی است. کسب و کارهای کوچک می توانند رشد کنند و تبدیل به کسب و کار کارآفرینانه شوند. البته در مورد تعداد کارکنان نظرات مختلفی وجود دارد. مثلاً در تعریف دیگری، شركتی با كمتر از 500 پرسنل در حيطه کسب و کار کوچک قرار می ‌گيرد.

6- مزایای عمده کارآفرینی

•                     دستمزد: عایدی شما قطعاً بیشتر از هنگامی است که برای دیگران کار می کنید. 

•                     امنیت: ادامه کسب و کار شخصی برای چند سال پیاپی، در زمان بازنشستگی نیز امنیت به همراه دارد.

•                     ایجاد دارایی: با رشد و سودآوری شرکت شما، ارزش آن بالا می رود. به مرور زمان شرکت با ارزش می شود.

•                     مزایای جنبی: مثل خودرویی برای مقاصد کاری، وام کوتاه مدت، بیمه عمر، پرداخت هزینه های تفریحی...

•                     استقلال: سرنوشت شما به دست خودتان است. رییس و کار فرما خودتان هستید. با رونق کار نگرانی های مالی شما از بین می روند.

•                     رضایتمندی: هیجان ها و چالش ها کارتان را مهیج می کند و برای شما خشنودی عمیق به بار می آورد.

7- تفاوت با مدیریت صرف

کارآفرینان بیشتر بر مبنای روال های اکتشافی تصمیم می گیرند. مدیران اطلاعات آماری، اعتبار و... را بررسی می کنند و رشد بیشتر در آینده را با بودجه های عددی خود مقدور می کنند. مدیریت صرف بر مبنای واقعیت ها است ولی کارآفرینی بر مبنای باورها و تجربیات مهم است. کارآفرینان جهش های ذهنی دارند و همیشه از سیستم خطی تفکر مدیریتی استفاده نمی کنند. کارآفرینان در شرایط پر ابهام و عدم قطعیت تصمیم گیری می کنند. تصمیم گیری بر مبنای واقعیت گاه رویارویی با فرصت جدید را هزینه بر و غیر ممکن می سازد. مدیریت کارآفرینی تلفیقی از این دو مقوله خواهد بود و کارآفرینی سازمانی را مطرح می کند.

8- انواع کارآفرینی

•                     کارآفرینی را به دو دسته فردی (مستقل) و سازمانی تقسیم می کنند. آنچه تا کنون گفته شد به صورت عام بود. اما به شکل جزئی تر تفاوت هایی میان این دو نوع کارآفرینی وجود دارد. کارآفرینی سازمانی نیز بر اساس نوآوری است. کارآفرین مستقل به دنبال این است که بازار محصولات را در ید قدرت خویش بگیرد ولی کارآفرین سازمانی علاوه بر بازار بر مسائل سازمانی نیز باید فایق آید. در سازمان کارآفرین منابع برای اجرای ایده ها راحت تر تخصیص می یابد. در سازمان کارآفرین، کیفیت در همه ابعاد نهادینه شده است. در این سازمان خودانتخابی وجود دارد و کارآفرینان منتظر دستورات از بالا نیستند، سرپرستان نیز منابع و زمان را در اختیارشان می گذارند. مثلاً در جنرال موتورز کارکنان اجازه دارند تا 15% وقت خود را صرف پروژه های منتخب کنند. در واقع خودشان کار را شروع می کنند ولی کار واگذار نمی شود و فرد از ابتدا تا انتها در تیم پروژه باقی می ماند. در چنین سازمانی انجام دهنده تصمیم می گیرد چرا که وقتی لایه های سازمانی زیاد باشد سرعت تصمیم گیری پایین می آید.

•                     كارآفرينی سازمانی: فرايندی است كه در آن محصولات يا فرايند های نوآوری شده از طريق ايجاد فرهنگ كارآفرينی در يك سازمان، به ظهـور می رسند. کارآفرینی سازمانی از منابـع و حمـايت سازمان برخـوردار است. نوآوری می تواند در زمینه محصولات جدید، فرایندهای سازمانی و روش های مدیریتی باشد. در سازمان کارآفرین همه کارآفرینند و مدیر کارآفرین در راس قرار دارد.

•                     كارآفرين سازمانی: كسی كه تحت حمايت يك سازمان، محصولات، فعاليتها و تكنولوژی جديد را كشف و به بهره داری می رساند.

9- انواع کارآفرینان

•                     نوظهور (در آغاز یک کسب و کار قرار دارد)

•                     مبتدی (سابقه کسب و کار قبلی ندارد)

•                     کهنه کار (سابقه فعالیت در کسب و کار دارد)

•                     ترتیبی یا زنجیره ای (دائماً در حال تغییر کسب و کار است)

•                     مجموعه ای (کسب و کار اصلی را حفظ می کند و کسب و کارهای دیگری(اضافی) را آغاز می کند.)

10- فرهنگ کارآفرینی

کارآفرینی به فرهنگ خاصی نیاز دارد. افراد تمایل و توانایی کمی در این زمینه دارند. همچنین افراد در مقابل تغییر مقاومت می کنند (رفتار سازمانی). به همین علت و با توجه به اهمیت کارآفرینی در اقتصاد های نوین (شرکت های کوچک و متوسط) دولت ها درصدد آموزش های لازم برمی آیند. موفق ترین کشور در این زمینه امریکا است. متاسفانه در کشور ما روحیه "کارمندی و رئیس- مرئوس"وجود دارد تا کارآفرینی و ریسک پذیری. فرهنگ را باید مجموعه ای از باورها،آیین ها، اندیشه ها،آداب و رسوم و ارزشهای حاکم بر جامعه دانست. فرهنگ در سطح جامعه و گروه و در تعامل میان آن ها معنا می یابد و شیوه برقراری ارتباط بین افراد را بیان می کند. فرهنگ نظامی فکری است که در رفتار افراد نمود پیدا می کند. در نگرشی کلی «فرهنگ شیوه زندگی» است از این رو فرهنگ در حال تحول است. ارتباط میان فرهنگ و کارآفرینی از دو سو قابل بحث است. از یک سو تاثیری که کارآفرینی بر تحولات فرهنگی جامعه دارد و از سوی دیگر بستر فرهنگی جامعه برای پذیرش این مقوله. کارآفرینی با ایجاد فرصت های شغلی، تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی، زمینه ای برای ارتقای سطح فرهنگ است.با براورده شدن نیازهای اولیه زندگی زمینه برای بروز نیازهای عالی ایجاد می شود که با هدایت در مسیر درست موجب شکوفایی افراد می شود (سلسله نیازهای مزلو). نوآوری از خصوصیات کارآفرینی است و موجب تولید خدمات و محصولات متنوع می شود، محدوده انتخاب گسترده تر شده و زندگی آسان تر می شود. با بالا رفتن سطح رفاه و آسایش، اوقات فراغت افراد بیشتر می شود و بیشتر به فعالیت های فرهنگی می پردازند. این امر در دراز مدت موجب افزایش سطح فرهنگی جامعه می شود. از سوی دیگر شکل گیری کارآفرینی روش های خاصی را می طلبد که بر پایه ارزش های ویژه ای استوار شده است(فرهنگ).

11- فرهنگ سازمانی

باورها، ارزشها و هنجارهای رفتاری بین اعضای سازمان که بر روش انجام کار آنان تاثیر می گذارد فرهنگ سازمانی نامیده می شود. فرهنگ یک درک است. افراد فرهنگ سازمان را بر اساس آنچه در سازمان می بینند، می شنوند و تجربه می کنند، درک می کنند. اگرچه افراد کار های متفاوتی در سازمان دارند، تعریفی مشابه از فرهنگ سازمان خود دارند. هر  طور که سازمان درک شود فرهنگش توصیف می شود.

11-1- اشکال فرهنگ سازمانی

•                     نوآوری و مخاطره پذیری: مقداری که کارکنان به نوآوری و مخاطره پذیری تشویق می شوند.

•                     توجه به جزئیات: میزانی که از کارکنان انتظار می رود کارهایشان را از طریق بررسی و توجه به جزئیات با دقت انجام دهند.

•                     خروجی گرایی: مقداری که نتایج و خروجی ها مهم تر از روشها و فرایندهای استفاده شده است.

•                     مردم گرایی: چقدر تصمیمات سازمانی، تاثیر بر افراد سازمان را هم در نظر می گیرند.

•                     تیم گرایی: میزانی که کارها به جای افراد توسط گروه ها انجام می شود.

•                     پیش گامی: میزانی که افراد سازمان پیش گام هستند و حس رقابت دارند نه اینکه آسان گیر باشند.

•                     ثبات: مقداری که تصمیمات سازمانی و اقدامات بر حفظ وضع موجود و ایستادگی در مقابل تغییرات تاکید می کنند. برای مثال یک سازمان می تواند اهمیت زیادی به ثبات بدهد ولی به تیم گرایی کمتر. اینکه یک سازمان به هر یک از این موارد چه مقدار اهمیت می دهد تصویری ترکیبی از فرهنگ سازمان ایجاد می کند.

12- مشکلات و موانع کارآفرینی در سازمان

•                     طبیعت ناپیوستگی در سازمان های بزرگ: وجود مشکلات ارتباطی میان کارکنان و مدیریت. به دلیل وجود لایه های متعدد برای تصمیم گیری، امکان از بین رفتن ایده در هر قسمت سازمان وجود دارد.

•                     منافع کوتاه مدت: در سازمان های بزرگ سود کوتاه مدت معیار موفقیت است (برای جلوگیری از کاهش ارزش  سهام).

•                     عدم وجود فرهنگ کارآفرینی: کارآفرینان زندگی پرخطری را ترجیح می دهند ولی سازمان آن ها را تشویق نمی کند.

13- ویژگی های جمعیت شناختی کارآفرینان

•                     ترتیب تولد در خانواده: مطالعات نشان داده است فرزند اول خانواده گرایش بیشتری به پذیرش مسوولیت و کسب موفقیت دارد.

•                     جنسیت: در مورد مردان بیشتر احتمال آغاز یک کسب و کار وجود دارد.

•                     تجربه کار: مدارکی وجود دارد که نشان می دهد داشتن سابقه کاری در کارهای کوچک یا تجربیات کارآفرینانه به طور مثبت در ارتباط با کارآفرین بودن می باشد.

•                     تحصیلات: در این مورد نظر قطعی وجود ندارد. عده ای به مدرک دانشگاهی و عده ای به دیپلم دبیرستان معتقدند. برای مثال «سید جمال الدین بهشتی» (کارآفرین نمونه) دارای مدرک دیپلم است.

•                     خانواده کارآفرین: کارآفرینان تمایل به داشتن والدین کارآفرین دارند.

14- ویژگی های شخصیتی کارآفرینان

در این مورد نظرات زیادی در دسترس است ولی در بسیاری از موارد توافق وجود دارد. انگیزه بالا، اعتماد به نفس زیاد، توانایی درگیرشدن برای مدت طولانی، سطح انرژی بالا، درجه بالای ابتکار، توانایی هدف گذاری، متعادل در پذیرش ریسک و مصر برای حل مشکلات. در تقسیم بندی دیگر، اصرار و پیگیری زیاد،میل و توانایی  خودرهبری و نیاز نسبی به استقلال، میل به پول و مقام، شک اندک به خود، نگرانی ناچیز، توانایی خطر کردن بدون دلواپسی، انجام کار بیش از نیاز و بیشتر از دیگران و ...

ویژگی پیش فعالی: فرد خودش اقدام می کند و منتظر حادث شدن چیزی نمی ماند. مایل است که بر محیط اطرافش تاثیر بگذارد و آن را تغییر دهد.

هر کجا پنهان شوید زندگی سهم شما را از سختی ها برایتان به ارمغان می آورد. کار آفرین موفق امروز،جوان دلواپس دیروز است. هرگز با هراس های خود مشورت نکنید. ترس های ما خیانتکارند.

کارآفرین حقوق افراد جامعه را در نظر می گیرد. ابتدا دیگران و سپس خود را مد نظر قرار می دهد. هنری فورد اگر متهورترین فرد زمان خود نبود، از آن مقام چندان هم دور نبود. باید از او به عنوان بزرگترین کارآفرین نیمه اول قرن بیستم یاد کرد. خودروی مدل "تی" ساخت او شیوه زندگی را تغییر داد. او سال به سال قیمت خودروهای خود را کاهش می داد. در 1914 جهان را به گونه ای بی سابقه حیرت زده کرد. دستمزد کارکنان خود را دو برابر کرد و ساعات کار آنان را کاهش داد. او سطح زندگی کارکنان خود را با این کار بهبود بخشید. علاوه بر این توجه خاصی به بهداشت، امنیت و راحتی کارکنان خود داشت. در کارخانه یک بیمارستان ایجاد کرد. فروشگاه هایی راه انداخت تا کارکنان مایحتاج خود را به قیمت مناسب تهیه کنند. برای کمک به کارکنان یک بخش حقوقی و یک برنامه مشاوره سلامتی ایجاد کرد. برای کارگران مهاجر مدرسه زبان انگلیسی برپا کرد. معلولین جسمی را استخدام کرد. هزاران فرصت شغلی برای افراد نابینا، ناشنوا و صرعی ایجاد کرد. پس از جنگ جانبازان معلول را پذیرفت و در یک زمان ششصد زندانی آزاد شده را استخدام کرد. یک بیمارستان، مدرسه کسب و کار و در نهایت موزه بزرگی را بنیان نهاد. این ها یعنی مسوولیت اجتماعی کارآفرینان. او مردی بود که از هیچ، تشکیلاتی عظیم ساخت. زبان جامعه بشری در ستایش این مرد به راستی قاصر است!!!

15- نقش خانواده در توسعه کارآفرینی

کارآفرینی فرایندی اکتسابی است و خانواده در شکل گیری این فرایند نقش اساسی دارد. خانواده می تواند پویایی و تحرک را به عمق وجود افراد تحت نفوذ خود تزریق کند، طوری که فرد و جامعه در محیطی هماهنگ به تعامل بپردازند قالب های اجتماعی نو آورانه شکل گیرد. نقش خانواده به عنوان کانون ایجاد نوآوری و خلاقیت در افراد انکارناپذیر است. تحقق این امر بستگی به میزان توجه والدین به فرزندان از تولد تا شکل گیری شخصیت آن ها دارد. وقتی والدین در عرصه کسب و کار تلاش گر ظاهر شوند نتایج آن تاثیر مثبتی بر فرزندان دارد و باعث می شود آن ها ذهن خود را به ادامه حرفه والدین یا شغلی جدید معطوف کنند. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ارزش تلقی می شود. چنین طرز تلقی از دنیای اطراف ذهن فرد را به خلق ایده ای نو و استقلال اقتصادی دگرگون می سازد. نوجوان یا جوان ایده خود را در خانواده مطرح می کند. می تواند از تجربیات والدین و احتمالاً از حمایت مالی و اجتماعی آنها بهره ببرد. میزان تحصیلات، نوع شغل والدین، ساخت خانواده، روابط والدین و فرزند، درآمد خانواده و میزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل گیری فرهنگ کار در خانواده تاثیر دارد. به ثروتمندان توصیه می شود اجازه دهند فرزندانشان طعم سختی را بچشند،با مشکلات روبرو شوند، شکست را احساس کنند و مقدار اندکی از سرمایه خود را در اختیار آنان بگذارند. در خانواده های ثروتمند فرزندانی بوده اند که خود،این رویه را پیش گرفته اند. بسیاری از افراد موفق از طبقه محروم جامعه ظاهر شده اند.

16- سابقه کارآفرینی در ایران

عليرغم اينكه در كشورهای پيشرفته دنيا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع كارآفرينی توجه جدی شده و حتی در بسياری از كشورهای درحال توسعه هم از اواخر دهه 1980 اين موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در كشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به كارآفرينی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نيز به جز موارد بسيار نادر، فعاليتی در اين زمينه صورت نگرفته بود. مشكل بيكاری و پيش‌بينی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد كه در زمان تدوين برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه كارآفرينی مورد توجه قرار گيرد. در برنامه اخير، توسعه كارآفرينی در سطح وزارتخانه‌های علوم، تحقيقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، ‌جهاد كشاورزی، صنايع و معادن و فلزات و همچنين مؤسسه جهاد دانشگاهی به دليل ارتباط با فعاليت‌های آنها، مطرح شده است. طرح کاراد (طرح توسعه کارآفرینی در دانشگاه های کشور) در برنامه سوم توسعه گنجانده شد و در اواخر سال 1379 مسئوليت پيگيری، اجرا و امور ستادی آن از طرف وزارت علوم به سازمان  سنجش واگذار شد. طرح كاراد هم‌اكنون در 12 دانشگاه كشور در حال اجرا است و اكثر دانشگاه‌ها پيشرفت نسبتاً خوبي در اين زمينه داشته‌اند. مركز كارآفرينی دانشگاه تهران به طور رسمی و عملی از نيمه دوم سال 1381 كار خود را آغاز نمود که در ادامه تبدیل به دانشکده کارآفرینی شد.

متاسفانه واژه کارآفرینی، موجب شده که معنی ایجاد کار و یا اشتغال زایی از این واژه برداشت شود در 
حالی که کارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و با ارزشتر از اشتغال زایی است. این برداشت غلط از این مفهوم و همچنين تورم نيروی انسانی بيکار در جامعه (بويژه در بين دانش‌آموختگان دانشگاهی)، موجب  شده بسياري از سياستهايی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه ها و سخنرانی های مسؤولان در اين خصوص، صرفاً جنبه اشتغال‌زایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامد های مثبت و مهم دیگری همانند بارور شدن خلاقيت‌ها، ترغيب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ايجاد و توسعه تکنولوژی، توليد ثروت در جامعه و افزايش رفاه عمومی است و در صورتيکه فقط به جنبه اشتغال‌زايي آن توجعه شود از ساير پيامدهاي آن بی بهره خواهيم ماند. مغایرت کارآفرینی با بورژوازی یا سرمایه داری - متاسفانه در همایشی که در بهار 85 در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار شد آقای علی دایی را در زمره کارآفرینان قرار دادند. به نظر اینجانب او تنها یک بورژوا یا سرمایه دار است و تنها به امر اشتغال زایی پرداخته است - به برگزار کنندگان همایش ها نیز باید توجه شود!!!)

17- نتیجه گیری

مدیران کارآفرین که متولیان بحق توسعه هستند منتظر تغییرات محیط نمی شینند، بلکه خود تغییر و دگرگونی ایجاد می کنند، انجماد رفتار های موجود را می شکنند،نگرش ها را تغییر می دهند و با اندیشه خود تغییرات را در افراد تثبیت می کنند. هدف آن ها ایجاد تحول و نوآوری در راستای منافع و اهداف سازمان است. مدیر کارآفرین نایابی و گرانی را با ابتکارات در فناوری تولید، جایگزینی مواد اولیه و سایر اقدامات بی اثر یا کم اثر ساخته و حتی از آن برای پیشبرد اهداف استفاده می کند. مدیر کارآفرین تسلیم محیط نیست، با پیش فعالی زمام امور را در دست می گیرد و سوار بر موج تغییرات محیط، به مقاصدش دست می یابد. در مقابل تغییرات مثبت مقاومت نکنیم، کارآفرینی را بپذیریم و برای ایرانی آرمانی و مطرح در سطح جهانی بیندیشیم و عمل کنیم.

مراجع


1. مجموعه مقالات موجود در اينترنت(15 مورد)

2. مجله تدبير،شماره 170،تير 85

3. روزنامه دنياي اقتصاد- ضميمه تحليلي ماهانه شماره 20

4. آر كوك،جيمز(1383)پيش به سوي كارآفريني،ترجمه ميترا تيموري،نشر آموزه

5. رضاييان،علي (1383) مباني سازمان و مديريت،انتشارات سمت

6. الواني،سيد مهدي(1378) مديريت عمومي،انتشارات نشر ني

7. Coulter,Mary(2005)Entrepreneurship
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:11  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

160 نكته در مديريت : توصيه‌هايي براي مديران، سرپرستان و سرگروه‌‌هايي كه با انسان‌ها در ارتباط‌ند

نويسنده : شيرخدا، الهه

چكيده

يكي از ويژگي‌هاي دوران معاصر، سرعت و شتابي است كه زندگي و كار به خود گرفته است. براساس ويژگي‌هاي اين دوره، حتي ادبيات، روزنامه‌نگاري و اطلاع‌رساني نيز تغييراتي كرده ‌است. به عبارت ديگر در حوزه داستان‌نويسي، پس از رمان‌هاي چند جلدي دهه‌هاي نخست قرن بيستم، شاهد ظهور داستان‌هاي ميني ماليستي و كوتاه هستيم، در حوزه روزنامه‌نگاري و اطلاع‌رساني هم، خبرنويسي و ارائه اطلاعات با كمترين حجم و بيشترين اطلاعات از پيامدهاي روزگار معاصر است. در اين ارتباط، 160 نكته كاربردي و اجرايي در مديريت را براي مطالعه مديران، سرپرستان و كليه افرادي كه به طور مستقيم با انسانها سروكار دارند، ارائه كرده‌ايم كه مي‌تواند چكيده دهها كتاب و اثر علمي مديريتي در اين خصوص باشد.

منبع : روزنامه همشهري،‌ شنبه 24 ارديبهشت 1384، سال سيزدهم، شماره 3697، صفحه 11 و يكشنبه 25 ارديبهشت 1384، سال سيزدهم، شماره 3698، صفحه 15


1- در انجام كارها روي شيوه‌اي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسي بتواند از مسير كوتاه‌تر و بهتري شما را به مقصد برساند.
2- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين مي‌شود، مي‌توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.
3- از هر فرصتي براي استخدام و به كارگيري افراد برجسته استفاده كنيد.
4- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است.
5- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه كاري آنها را از بين نبريد.
6- از مشورت و نظرخواهي با نيروي جوان ابايي نداشته باشيد.
7- با رفتارهاي ضد و نقيض، اعتماد زيردستان را از خود سلب نكنيد.
8- در به وجود آوردن فضاي رقابتي سالم، كوشا باشيد.
9- براي ارتقاي سطح دانش كارمندان و افزايش بهره‌وري آنان، كلاسهاي آموزشي ترتيب دهيد و از لوازم كمك آموزشي بهره گيريد.
10- دقت كنيد كه توبيخ كارمند خطاكار، بايد متناسب با اشتباهاتش تعيين شود.
11- مطمئن شويد مأمور خريدي كه براي سازمان در نظر گرفته‌ايد، علاوه بر كارداني و رعايت اصول درست بازاريابي، مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سليقه نيز هست و همان‌گونه كه بر قيمت كالاها توجه دارد، بر زيبايي و كيفيت آنها نيز اهميت مي‌دهد.
12- در صورت لزوم با قاطعيت نه بگوييد.
13- سعي كنيد با اصول ساده روانشناسي آشنا شويد.
14- طوري رفتار كنيد كه ديگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آينده كاري دلخواه خود را در قالب شخصيت شما مجسم كنند.
15- هرگز در حضور كارمندان با ديگر معاشرين خود، پشت سر افراد بدگويي نكنيد.
16- رعايت سلسله مراتب كاري را به مسئولين و سرپرستان گوشزد كنيد.
17- براي آزمودن كارمندانتان با آزمايشهاي فاقد ارزش و بي‌اساس، شخصيت آنان را زير سؤال نبريد.
18- با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسي را عملاً به حاضرين بياموزيد.
19- براي گيراتر شدن سخنان خود، هميشه چند عبارت كليدي از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشيد و در موقع لزوم آنها را به كار ببريد.
20- در انجام كارها به سه نكته بيش از بقيه نكات توجه كنيد: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.
21- انتقاد پذير باشيد.
22- با بي‌توجهي، تلاش و زحمات زيردستان را بي‌ارزش نكنيد.
23- با وسواس بيهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهيد و به خاطر داشته باشيد زمان براي شما متوقف نمي‌شود.
24- براي حل مشكلات احتمالي، دورانديش باشيد و مطمئن باشيد با در نظر داشتن چند راهكار تخصصي، هرگز در موارد اضطراري غافلگير نخواهيد شد.
25- نقش تبليغات را در سودآوري سازمان ناديده نگيريد.
26- خواسته‌هاي خود را واضح و روشن بيان كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه كارمندان به خوبي از جزئيات وظيفه‌اي كه به عهده آنان است، مطلع هستند.
27- از هر كس، مطابق دانش و تجربه‌اش توقع داشته باشيد تا بهترين نتيجه را بدست آوريد.
28- وظايف كارمندان را متناسب با توانايي‌هاي فيزيكي و حرفه‌اي آنان تعيين كنيد.
29- اگر از موضوعي علمي اطلاعي نداريد، يا احتياج به توضيحات بيشتري داريد، بدون هيچ ترديدي سؤال كنيد.
30- در موارد بحراني، خونسردي خود را حفظ كنيد و چند استراتژي بحران‌زدايي مناسب با فعاليت سازماني خود را پيش‌بيني و طراحي كنيد تا در موارد لزوم از آنها استفاده كنيد.
31- از رفتارهايي كه شما را در سازمان عصبي معرفي مي‌كند، پرهيز كنيد.
32- انتقامجو نباشيد.
33- زمان پياده‌سازي تصميم‌گيري‌ها، به اندازه اخذ تصميمات، مهم است. چون ممكن است اجراي يك نقشه خوب تجاري در زمان نامناسب با شكست روبه‌رو شود.
34- در مورد چيزي كه نمي‌دانيد، به كسي اطلاعات اشتباه ندهيد و از گفتن نمي‌دانم، هراسي نداشته باشيد.
35- با محول كردن مسئوليت به كارمندان مستعد و خلاق، زمينه رشد و خلاقيت آنان را فراهم كنيد.
36- بدون تفكر و درنگ پاسخ ندهيد.
37- نحوه چيدمان ميز كارمندان و محل استقرار آنها را طوري انتخاب كنيد كه افراد فراموش نكنند در محل كارشان هستند و نبايد بيش از حد مجاز باز هم به گفت‌و‌گو بپردازند.
38- حرفه‌اي‌ترين و بهترين حسابدار و مشاور حقوقي را استخدام كنيد.
39- به مشكلات مالي افراد توجه كنيد و درخواستهاي موجه اخذ وام آنان را به تعويق نيندازيد.
40- هميشه به خاطر داشته باشيد تواضع و متانت بر شكوه شما مي‌افزايد.
41- اگر قاطعيت مدير با مهرباني توأم باشد، تأثير شگفت‌انگيزي بر اطرافيان خواهد داشت و فرمانبري با ترس جاي خود را به انجام وظيفه با حس مسئوليت‌پذيري مي‌دهد.
42- سامانه‌اي را جهت اخذ پيشنهاد اختصاص دهيد و به كارمندان اطمينان دهيد كه در كمال رازداري به پيشنهادهاي مطرح شده رسيدگي مي‌كنيد.
43- مطمئن شويد كه حق و حقوق ديگران توسط مسئولين و سرپرستان سازمان رعايت مي‌شود.
44- چند ساعت از يك روز مشخص در ماه را به بازديد از سطوح مختلف سازمان و گفت‌وگوي رودررو با كارمندان اختصاص دهيد.
45- در سمينارهاي مرتبط با فعاليت خود شركت كنيد.
46- در كمك رساني‌هاي مراسم خيريه پيشقدم باشيد.
47- با درايت و زيركي هميشه در كمين شكار فرصتهاي طلايي باشيد.
48- صبر و حوصله را از مهمترين اركان موفقيت تلقي كنيد.
49- مسئوليت‌پذير باشيد.
50- به منظور اطلاع حاصل كردن از مطالب جديد علمي، در چند سايت اينترنتي مرتبط عضو شويد.
51- چند تكه كلام اختصاصي و جالب براي خود انتخاب كنيد.
52- تفكر و تعمق قبل از پاسخگويي راحت‌تر از پيدا كردن چاره‌اي براي تغيير آنچه عنوان شده مي‌باشد.
53- وقتي مي‌خواهيد كاري را به كسي محول كنيد، روشي را براي عنوان كردنش انتخاب كنيد تا حس مسئوليت افراد برانگيخته شود.
54- علت شكست‌هاي سازماني را تجزيه و تحليل كنيد تا ضمن تشخيص مسير نادرست، از تكرار آن جلوگيري كنيد.
55- با بي‌اهميت جلوه دادن كارهاي كارمندان، زحمات آنان را بي‌ارزش نكنيد.
56- با انجام ورزشهاي فكري، قابليت‌هاي ذهني خود را تقويت كنيد.
57- به هر كس فراخور فعاليت و بازده كاري‌اش پاداش دهيد و با در نظر گرفتن پاداشهاي مساوي، حركت افراد شايسته گروه را كند نكنيد.
58- با به كارگيري مشاورين كارآزموده و متعهد، موقعيت بازار كار را تحليل كنيد و استراتژي به كار بگيريد كه هميشه يك گام از رقبا جلوتر باشيد.
59- اجازه ندهيد بار مسئوليت كارمندان بي‌كفايت و كند بر دوش كارمندان خبره و ساعي تحميل شود زيرا افراد با درك اين بي‌عدالتي انگيزه خود را از دست مي‌دهند.
60- دانش حرفه‌اي خود را تا حدي بالا ببريد كه در موارد لزوم در مقابل كليه سؤالات حرفه‌اي حاضر جواب باشيد.
61- زمان استخدام، افراد علاوه بر تست‌هاي مقرر شده، تست‌هايي انجام دهيد كه مطمئن شويد كسي را كه به كار مي‌گماريد، تنبل نيست! زيرا افراد تنبل فشار كاري ديگران را بيشتر مي كنند.
62- هنگام دست دادن، دست افراد را محكم و صميمانه بفشاريد.
63- وقتي عصباني هستيد، درباره ديگران تصميم‌گيري نكنيد.
64- هميشه وقت‌شناس باشيد. براي حضور به موقع، مي‌توانيد از ترفند قديمي 5 دقيقه جلو كشيدن ساعت استفاده كنيد.
65- هرگز اميد ارتقا را از زيردستان نگيريد، زيرا به طور يقين، انگيزه آنها براي تلاش از بين مي‌رود.
66- سعي كنيد در صورت لزوم در دسترس باشيد و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهيد. در اين صورت شايد با ايده‌هاي درخشاني روبه‌رو شويد.
67- به كارمندان ساعي و متعهد بگوييد كه چقدر براي سازمان مفيد هستند و شما به آنها علاقه و اعتماد داريد.
68- هيچگاه اجازه ندهيد كسي حالت افسردگي و نااميدي شما را ببيند.
69- به شايعات بي‌اساس بي‌توجه باشيد و در مورد زيردستان از روي دهن‌بيني قضاوت نكنيد.
70- خشكي جلسات طولاني را با شوخ‌طبعي قابل تحمل كنيد.
71- از سرزنش كردن ديگران در جمع خودداري كنيد.
72- براي همه سطوح سازمان حتي خدمه و نامه‌رسانها احترام قائل شويد.
73- از منشي خود بخواهيد روز تولد كارمندان، كارت تبريكي را كه توسط شما امضا شده است، برايشان ارسال كند.
74- در موقع امضا كردن نامه‌‌ها و مكتوبات آنها را به دقت مطالعه كنيد و از امضا كردن آنها، زماني كه حوصله و تمركز نداريد پرهيز كنيد.
75- خوش‌‌ژست و خوش‌بيان باشيد و در جمع با انرژي و اشتياق حاضر شويد.
76- با قدرداني به موقع از كارمندان، انرژي كاري آنان را افزايش دهيد و حسن خلاقيت را در آنان تقويت كنيد.
77- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه كنيد و هميشه متبسم باشيد.
78- هرگز براي پيشبرد اهداف كاري خود، ديگران را با وعده‌هاي بي‌اساس فريب ندهيد.
79- سعي كنيد اسامي كارمندان را به خاطر بسپاريد و در حين صحبت كردن با آنان، اسمشان را به زبان بياوريد.
80- همواره به خاطر داشته باشيد به كار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمي‌كاهد.
81- اشتباهات زيردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشزد نكنيد.
82- امين و رازدار افراد باشيد.
83- روي اشتباهات خود پافشاري نكنيد و بي‌تعصب خطاهاي خود را بپذيريد.
84- با عبارات كنايه‌آميز و نيشدار به ديگران درس عبرت ندهيد.
85- با آرامش و خونسردي به حرفهاي ديگران گوش كنيد و براي صرفه‌جويي در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نكنيد.
86- روش محاسبات مالي را تا حدي ياد بگيريد تا قادر به تجزيه و تحليل‌هاي گزارشات مالي سازمان باشيد.
87- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نكنيد.
88- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه كنيد.
89- تا صحت و سقم مسأله‌اي روشن نشده، كسي را مؤاخذه نكنيد.
90- معاشرين چاپلوس خود را جدي نگيريد.
91- نكات جالب و پندآموز كتابهايي را كه مي‌خوانيد، در دفتري يادداشت كنيد و در موارد مناسب آنها را به كار ببريد.
92- انعطاف‌پذير باشيد.
93- بدون توهين به عقايد ديگران، با آنها مخالفت كنيد.
94- نسبت به قول خود پايبند باشيد.
95- در موقعيت‌هاي بحراني بر خود مسلط باشيد و نگذاريد زيردستان از اضطراب شما آگاه شوند.
96- براي حرف زدن زيباترين و خوش‌آهنگ‌ترين الفاظ را انتخاب كنيد.
97- ريسك‌‌پذير باشيد.
98- نحوه استفاده از نرم‌افزارهاي مرتبط با كار خود را بياموزيد.
99- براي ثبت ايده‌هاي درخشاني كه ناگهان به ذهن مي‌رسند، هميشه يك قلم و كاغذ به همراه داشته باشيد.
100- كتابخانه سازمان را به روز كنيد و اسامي كتابهايي را كه اضافه مي‌شود به صورت ليست منتشر شده در اختيار كارمندان قرار دهيد.
101- مطمئن شويد ابراز رضايت شغلي افراد به سبب ترس از توبيخ مسئولين و سرپرستان نيست.
102- به واسطه مدير بودن خود، از ديگران توقع بيجا نداشته باشيد.
103- در اولين فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و كدورتهايي كه بين كارمندان پيش مي‌آيد، حكميت كنيد و برقرار كننده صلح و آشتي باشيد.
104- در مصاحبه‌ استخدامي افراد به سوابق كاري آنان توجه و به خاطر داشته باشيد كارمند موفق كارنامه‌اي پربار به همراه دارد.
105- از انحصاري كردن خدمات رفاهي سازمان پرهيز كنيد و اجازه دهيد همه سطوح از اين خدمات بهره‌مند شوند.
106- زمان دقيق پياده‌سازي تصميمات اخذ شده را پيدا كنيد، چون ممكن است اجراي يك نقشه خوب، در زمان نامناسب با شكست روبه‌رو شود.
107- براي حفظ اطلاعات سازماني، از بهترين و پيشرفته‌ترين سيستم حفاظتي استفاده كنيد.
108- زبده‌ترين كادر بازاريابي را گردآوري كنيد و حتي زماني كه سوددهي سازمان در وضع مناسبي قرار دارد، از آنان بخواهيد ريتم فعاليت‌هاي خود را كند نكرده و همچنان به صورت جدي ادامه دهند.
109- به منظور جلوگيري از تك‌روي و رقابت‌هاي ناسالم، روحيه انجام كار گروهي در سازمان را تقويت كنيد.
110- از عنوان كردن فرامين غيرقابل اجرا و غيرمنطقي احتراز جوييد، زيرا جز خدشه‌دار كردن شخصيت حرفه‌اي شما پيامدي ندارد.
111- عملكرد افراد را در زمان اضافه‌كاري كنترل كنيد تا بدينوسيله از سوء استفاده افراد ناشايست كه به عنوان اضافه‌كاري در سازمان به انجام كارهاي شخصي يا اتلاف وقت مي‌پردازند، جلوگيري شود.
112- از نگارش واژه‌اي كه از صحت املاي آن اطمينان نداريد، پرهيز كنيد و براي حصول اطمينان از نگارش صحيح لغاتي كه فراموش كرده‌ايد، هميشه يك فرهنگ لغت در دسترس داشته باشيد.
113- وقتي در مورد موضوعي محرمانه صحبت مي‌كنيد، مراقب استراق سمع ديگران باشيد.
114- اموال مهم سازمان را بيمه كنيد.
115- در سلام كردن و ايجاد ارتباط دوستانه پيشقدم باشيد.
116- مراقب سلامتي خود باشيد و هرگز از ياد مبريد عقل سالم در بدن سالم است.
117- مطمئن شويد كادر مالي شما به موقع در پرداخت صورت حساب‌ها اقدام مي‌كنند و پرداختها بنا به دلايل غيرموجه، به تعويق نمي‌افتد. چون تأخير در پرداخت‌ها به اعتبار مالي شما لطمه جبران‌ناپذيري وارد مي‌كند.
118- عيب‌جو و بهانه‌گير نباشيد و اجازه ندهيد اين دو خصلت در شما به عادت مبدل شود.
119- هرگز از خاطر نبريد انسان، اشرف مخلوقات است و با درايت و پشتكار مي‌تواند براي هر مشكلي، راه حل مناسبي پيدا كند.
120- برخي از بازنشستگان پس از بازنشستگي تمايل به ادامه كار دارند، اگر مي‌خواهيد اين افراد را به كار بگيريد توجه داشته باشيد توانايي و انرژي و يا انگيزه‌ كافي جهت نيل به اهداف سازماني در اين افراد وجود داشته باشد و درخواست كار آنها صرفاً به دليل رفع نياز مالي نباشد.
121- همواره هوشيار باشيد كسي در سازمان جهت حفظ عنوان شغلي و موقعيت خود به عنوان ترمز براي نيروهاي فعال و پرانرژي عمل نكند.
122- از اشتباهات خود درس بگيريد و آن را به ديگران نيز درس بدهيد.
123- حتي وقتي موردي پيش آمده كه به شدت ترسيده‌‌ايد، اجازه ندهيد اطرافيان از اين حس شما مطلع شوند.
124- افراد متخصص سازمان را براي اخذ نشريه‌هاي تخصصي آبونه كنيد.
125- هيچكس را دست كم نگيريد.
126- حامي ضعيفان باشيد و اجازه ندهيد حق كسي ضايع شود.
127- اگر در جمعي هستيد كه موضوع مورد بحث را نمي‌دانيد و روشن شدن اين امر به اعتبار علمي شما لطمه خواهد زد، لازم نيست با اظهار نظر در مورد آن، عدم آگاهي خود را عيان سازيد. مي‌توانيد سكوت كنيد تا در اولين فرصت به تكميل اطلاعات خود بپردازيد.
128- آرام و شمرده صحبت كنيد.
129- زماني كه از كسي اشتباهي سر مي‌زند، با رفتار صحيح و منطقي او را شرمنده كنيد، نه با توهين و ناسزا.
130- به اندازه كافي استراحت كنيد و اجازه ندهيد خستگي و استرس به سلامت روحي شما لطمه وارد كند.
131- هر از چند گاهي جلسه‌اي به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان ترتيب دهيد تا از صحبت عملكرد و برنامه‌هاي آنان مطمئن شويد.
132- سرپرستان و مسئولين، پل ارتباطي مديريت و كارمندان هستند، تا از استحكام اين پل مطمئن نشده‌ايد بي‌محابا گام برنداريد، چون در غير اين صورت ممكن است سقوط كنيد.
133- كارمندان را تشويق كنيد تا با ابتكار در انجام كارهايشان راههايي براي صرفه‌جويي و پايين آوردن هزينه‌ها پيدا كنند.
134- كتاب قانون تجارت را در دسترس داشته باشيد.
135- با توجه بيش از حد به افراد خاص، حسادت ديگران را برانگيخته نكنيد.
136- به ديگران فرصت جبران اشتباهاتشان را بدهيد.
137- نقاط ضعف و قوت خود را كشف كنيد.
138- مطمئن شويد هيچ منبع انرژي، بيهوده به هدر نمي‌رود. براي مثال كسي را موظف كنيد تا از خاموش بودن چراغها و بسته بودن شيرهاي آب پس از اتمام ساعات اداري و خروج نيروها اطمينان حاصل كند.
139- با اولين برخورد، در مورد كسي قضاوت نكنيد.
140- حس ششم خود را ناديده نگيريد.
141- هر كسي را فقط با خودش مقايسه كنيد، نه ديگران.
142- براي هر بخش، يك جعبه كمك‌هاي اوليه تهيه كنيد.
143- اعجاز عبارات تأكيدي و مثبت را ناديده نگيريد.
144- راحت‌ترين مبلمان و چشم‌نوازترين وسايل را براي اتاق خود تهيه كنيد و براي استفاده بهينه از فضا و زيبايي محيط از طراحان داخلي كمك بگيريد.
145- پنجره‌ها را مسدود نكنيد، اجازه دهيد همگان از نور و هواي تازه كه ارزانترين موهبتهاي الهي هستند، بهره‌مند شوند. گاهي وزش يك نسيم مي‌تواند آرامش چشمگيري براي محيط به ارمغان بياورد.
146-از انجام هر جابه‌جايي براي نيروي انساني در محيط كار، نمي‌توان نتيجه مطلوب گردش شغلي را حاصل نمود. اگر جابه‌جايي كارمندان اصولي و حساب شده نباشد، باعث افت راندمان كاري و دلزدگي آنان از كارشان مي‌‌شود.
147- مراقب باشيد و اجازه ندهيد سرپرستان و مسئولان براي پياده‌سازي نظرات شخصي و اجراي فرامين خود، خودسرانه دستوري را به اسم شما اعلام كنند، زيرا در اين صورت اگر اين دستورات صحيح و قابل اجرا نباشد، از حسن شهرت و محبوبيت شما كاسته خواهد شد.
148- سرمايه‌هاي مالي، وقت و انرژي نيروي انساني را با آموزشهاي غيرضروري به هدر ندهيد. براي هر كسي آموزشي را تدارك ببينيد تا بتواند از آن در بهبود بخشيدن كارهايش استفاده كند. در غير اين صورت وقتي فرصتي براي استفاده از اين آموخته‌ها دست ندهد، خيلي زود به ورطه فراموشي سپرده مي‌شود و هرگز تبديل به يك مهارت نمي‌شود.
149- بي‌طرفانه راجع به مسائل تصميم‌گيري كنيد تا زاويه ديد شما وسعت پيدا كند.
150- با هر نوع بي‌انضباطي مبارزه كنيد.
151- روز خود را با خوردن صبحانه‌اي مقوي آغاز كنيد.
152- از ايمن بودن آسانسورها و ساير وسايل مهم اطمينان حاصل كنيد و اگر احتياج به تعبير يا تغيير دارند، بدون فوت وقت اقدام كنيد.
153- حتي اگر سن شما از كارمندان كمتر است، آنچنان دلسوزانه با مسائلشان برخورد كنيد تا لقب "پدر سازمان" را كسب كنيد.
154- جهت حفظ سلامتي و چالاكي هر روز حداقل 15 دقيقه نرمش كنيد.
155- در برخي از برنامه‌ريزي‌ها و اخذ تصميمات از كاركنان نيز نظرخواهي كنيد تا با اين مشاركت صميميت بيشتري بين مديريت و كاركنان برقرار گردد و حس مسئوليت‌پذيري افراد افزايش يابد.
156- از كاركنان بخواهيد اگر با مشكلي روبه‌رو مي‌شوند ضمن اعلام آن مشكل چند راه حل مناسب نيز ارائه دهند.
157- گاهي اوقات بدون اطلاع قبلي وارد اتاق كاركنان شويد و شخصاً با آنان به گفت‌وگو بپردازيد.
158- با برقراري امنيت شغلي در محيط روحيه كاري افراد را بهبود ببخشيد.
159- اگر به افراد شخصيت بدهيد و با برخوردهاي نادرست عزت نفس آنان را پايمال نكنيد آنان به مثابه اهرم عمل مي‌كنند و قادر خواهند بود مسئوليت‌هايي كه به عهده آنان است بدون استرس و فشار روحي و با كيفيت بهتري به انجام برسانند.
160- مشوق و ترويج‌دهنده كار تيمي باشيد تا هماهنگي و همسويي كاركنان جايگزين رقابت‌هاي ناسالم شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

 



 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:3  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

تغییر تاریخ برگزاری آ زمون هماهنگ دین وزندگی

قابل توجه دانش آموزان پایه اوب دبیرستان علامه حلی

امتحان هماهنگ دین و زندگی از تاریخ ۲۴ / ۱۲ / ۸۸

به تاریخ ۱۷ / ۱۲ / ۸۸ تغییر یافته است .

مطالب آزمون از اول درس ۸ تا آخر درس ۱۲

به صورت تستی است و نمره منفی دارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 22:21  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

آسیب شناسی 5

دنیا گرایی و دنیا گریزی از دیدگاه قرآن

 

حسين فقيه

آيات قرآن كريم و احاديث پيشوايان معصوم، از يك سو به نكوهش دنيا پرداخته و از ديگرسو نظام عالم را به حق دانسته و گاه بر بهره گيرى از آن تاكيد ورزيده اند . نويسنده در اين نوشتار در پى آن است كه نگاهى گذرا به اين موضوع بياندازد و دنياى مذموم و نكوهيده را از دنياى ممدوح و ستوده بازشناسد .
واژه «دنيا» مؤنث ادنى است . اگر اصل آن را «دنائت » بگيريم، به معناى پست تر، و اگر اصل آن را «دنو» بدانيم، به معناى نزديك تر است . اين كلمه هميشه وصف است، خواه موصوفش در كلام باشد مانند «الحيوة الدنيا» يا نباشد مانند «لهم فى الدنيا خزى » .
اين واژه يكصد و پانزده بار در قرآن مجيد تكرار شده است و در همه موارد صفت زندگى كنونى است، مگر در چهار جا كه در يك مورد به عنوان صفت عدوه (حاشيه و كنار بيابان) (1) و در سه مورد ديگر (2) صفت آسمان قرار گرفته است .
سرزنش دنيا و حقانيت موجودات مادى

قرآن كريم در آيات فراوانى دنيا را به شدت سرزنش كرده و از آن به عنوان يك زندگانى فانى و ناپايدار ياد كرده است . (3) در عين حال، اين كتاب الهى، آسمان و زمين و كوه و دريا و صحرا و نبات و حيوان و انسان را با همه نظام ها و حركت هايى كه دارند باطل نمى شمارد، بلكه برعكس، اين نظام را نظام راستين و حق مى داند . (4) از همين رو خداى متعال به موجودات و مخلوقات عالم از جماد و نبات و حيوان گرفته تا خورشيد و ماه و شب و روز (5) سوگند ياد مى كند و اين نشان دهنده ارزش و اعتبارى است كه خدا براى آنها قايل است .
اساسا بدبينى به آفرينش و نظام هستى با هسته مركزى اسلام كه توحيد است، سازگار نيست . اين گونه نظريه ها يا بر ماترياليسم و انكار مبدا حكيم مبتنى است و يا براساس اعتقاد به ثنويت است . اما در دينى كه براساس توحيد و اعتقاد به خداى دانا و توانا و حكيم بنا شده است جايى براى اين افكار باقى نمى ماند . آنچه به عنوان فنا و زوال دنيا و تشبيه آن به گياهى كه در اثر باران از زمين سر مى زند و رشد مى كند و سپس زرد و خشك مى گردد و تدريجا از بين مى رود در قرآن آمده، در حقيقت براى بالا بردن ارزش انسان است، كه نبايد منتهاى آرزوى خود را امور مادى قرار دهد و هرگز نمى خواهد كه دنيا را در ذات خودش شر و زشت معرفى كند . (6)

بررسى و نقد آراء و تفاسير مختلف درباره دنيا

برخى معتقدند كه عالم دنيا بالذات عالم شر و فساد و تباهى است . اينها به تمام دنيا با نظر بدبينى نگاه مى كنند و راه حلى هم براى سعادت بشر و نجات او از بدبختى ندارند مگر احيانا پوچ گرايى و در نهايت خودكشى .
اين قول مستلزم هدفمند نبودن جهان هستى است و اثبات وجود آفريننده اى حكيم در راس هرم هستى كه مورد اعتقاد اديان توحيدى است، چنين چيزى را رد مى كند . «الذي احسن كل شي ء خلقه (7) ; او همان كسى است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد .»
برخى ديگر بر اين باورند كه خود دنيا بد نيست وگرنه خدا آن را نمى آفريد، ولى علاقه و محبت به آن بد است . اين تفسير خيلى شايع است و مطابق آن سعادت بشر در مبارزه با اين علايق و اميال و زدودن ريشه آنها است .
در نقد اين ديدگاه مى توان گفت كه اولا: اين علايق و اميال فطرى كه در روح انسان است، از آن جهت كه فطرى است و روان شناسى جديد هم آن را تاييد مى كند، قابل ريشه كن كردن نيست و حداكثر اين است كه در اثر رياضت ها پس رانده شده و به ضمير ناخودآگاه مى رود ولى بعدا به صورت خطرناكى از مجراى ديگرى ظهور و بروز مى كند و باعث بيمارى هاى روحى و عصبى مى شود . (8)
ثانيا: قرآن كريم همين محبت ها را به عنوان نشان هاى حكمت پروردگار ذكر مى كند . مثلا در سوره روم در كنار ذكر خلقت بشر و خواب و بعضى چيزهاى ديگر به عنوان نشانه هاى تدبير خداوند، مى فرمايد:
« و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون» (9)
يكى از نشانه هاى پروردگار اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنها آرام گيريد و در ميانتان دوستى و مهربانى به وجود آورد، و در اين حقيقت نشانه ها از تدبير و حكمت پروردگار است براى آنها كه مى انديشند .
علاقه به دنيا مظاهر فراوانى دارد مانند علاقه به فرزند، علاقه به پدر و مادر، علاقه به همسر، علاقه به مال و ثروت، علاقه به احترام و محبوبيت . اگر اين علايق نبود، نه نسل ادامه پيدامى كرد، نه زندگى و تمدن پيش مى رفت و نه حركت و جنبشى بود; بلكه بشرى در روى زمين باقى نمى ماند . از همين رو است كه در آيه فوق دوست داشتن همسر را يكى از نشانه هاى حكمت پروردگار ذكر مى كند .
 

منطق اسلام

آن چيزى كه از آيات و روايات استفاده مى شود اين نيست كه اساسا علاقه و محبت به كائنات بد است، و راه چاره هم اين نيست كه علايق و محبت ها را بايد سركوب كرد; بلكه آنچه از نظر اسلام زشت است وابستگى و دلبستگى (10) و راضى شدن و قانع شدن به دنياست (11) و فرق است ميان علاقه به مال و فرزند و ساير شئون زندگى، كه در ديدگاه دوم مورد نكوهش قرار گرفت، با قانع بودن و رضايت دادن و غايت آمال قرار دادن اينها كه اسلام آن را مردود مى شمارد .
 آيات قرآنى درباره دنيا دو دسته است: دسته اول آياتى است كه تكيه بر تغيير و ناپايدارى اين جهان دارد، در اين گونه آيات، واقعيت متغير و ناپايدار ماديات، آن چنان كه هست، ارائه مى شود، مثلا گياهى را مثل مى آورد كه از زمين مى رويد، ابتدا سبز و خرم است اما پس از چندى به زردى مى گرايد، خشك مى شود، باد حوادث آن را خرد مى كند و در فضا پراكنده مى سازد; آن گاه مى فرمايد اين است مثل زندگى دنيا . (12)
اين دسته از آيات زمينه است براى اين كه ماديات را از صورت معبودها و كمال مطلوب ها خارج سازد . در كنار اين آيات و بلكه در ضمن اين آيات فورا اين نكته گوشزد مى شود كه ولى، اى انسان، جهانى ديگر پايدار و دايمى هست . زنهار كه هستى را منحصر در همين امور گذرا بپندارى!
دسته دوم آياتى است كه صريحا مى گويد: آنچه قرآن آن را مذموم مى شمارد «دلبستگى و وابستگى » ، «قانع بودن » و «رضايت دادن » به امور مادى است، اين آيات است كه جوهر منطق اسلام را درباره دنيا روشن مى كند . براى مثال، قرآن كريم اهل دنيا را اين گونه توصيف مى كند:
« ان الذين لا يرجون لقاءنا و رضوا بالحياة الدنيا و اطمانوا بها و الذين هم عن آياتنا غافلون» (13)
كسانى كه اميدوار به ملاقات ما نيستند و به زندگى دنيا رضايت داده و به آن آرام گرفته اند و آنان كه از آيات ما غافل هستند .
در اين آيه آنچه مذموم شمرده شده است: «اميد به زندگى ديگر نداشتن » و به ماديات «رضايت دادن » و قانع شدن و «آرام گرفتن » است . و اينك به نمونه هايى ديگر از اين آيات توجه مى كنيم:
فاعرض عن من تولى عن ذكرنا و لم يرد الا الحياة الدنيا ذلك مبلغهم من العلم . (14)
از آنان كه از ياد ما رو گردانده و جز دنيا هدف و مقصدى ندارند روى برگردان . اين آخرين حد دانش آنهاست .
باز هم سخن درباره افرادى است كه جز دنيا هدف مطلوبى ندارند و سطح فكرشان از ماديات بالاتر نيست .
و فرحوا بالحياة الدنيا و ما الحياة الدنيا في الآخرة الا متاع (15)
آنان به زندگى دنيا «شادمان و دلخوش » شده اند، در صورتى كه زندگى دنيا در مقايسه با آخرت جز بهره اى [ناچيز] نيست .
كوتاه سخن اين كه، بين علاقه به مال و فرزند و ساير شئون زندگى مادى و قانع بودن و رضايت دادن و غايت آمال قرار دادن اينها تفاوت است . و راه چاره سركوب كردن و نابود ساختن علايق طبيعى و اميال فطرى نيست، بلكه راه حل واقعى آزاد كردن و به كار انداختن يك سلسله علايق ديگرى است كه پس از علايق جسمى پيدا مى شوند و نياز به تحرك و بيدار كردن دارند . به عبارت ديگر هدف اسلام، محدود كردن و كم كردن نيروهاى محسوسى كه در متن خلقت به دست حكمت پرودگار آفريده شده، نيست بلكه هدف، آزاد كردن يك سلسله نيروهاى معنوى است كه در غريزه و فطرت قرار دارند و چون عالى ترند و از مقام عالى انسان سرچشمه مى گيرند، ديرتر بيدار مى شوند و لذا به تحرك و احياء نياز دارند .

ريشه اين منطق در جهان بينى اسلامى

منشا اين منطق اسلام درباره دنيا نوع نگرشى است كه درباره انسان و جهان دارد . متون اسلامى، جهان را منحصر در حيات زودگذر و ناپايدار مادى نمى دانند و با اعتراف به عظمت اين دنيا پيوسته حيات ديگرى را كه بسى عظيم تر است گوشزد مى كنند . بنابراين انسان از ديدگاه اسلام با اين كه از ميوه هاى درخت همين دنياست، ولى دامنه وجود و حياتش تا ماوراى دنيا هم گسترده شده است . قهرا اين انسان با اين اهميتش نبايد هدف نهايى خود را دنيا و ماديات قرار دهد و خود را به دنيا بفروشد . (16) حضرت على، عليه السلام، مى فرمايد: «و لبئس المتجر ان ترى الدنيا لنفسك ثمنا (17) ; بد معامله اى است كه خود را به دنيا بفروشى .» گذشته از اينها اخلاق و تربيت اسلامى نيز ايجاب مى كند كه از اهميت دادن به ماديات كاسته شود، البته اين قسمت را ساير مكاتب تربيتى هم قبول دارند كه براى تربيت اجتماعى بشر و آمادگى او براى يك زندگى اجتماعى سالم بايد كارى كرد كه افراد هدف و ايده آل معنوى داشته باشند و به ماديات حرص نورزند . چرا كه آتش حرص و طمع موجب ويرانى اجتماع هم مى گردد .
خلاصه اينكه همان گونه كه اصل توحيد اجازه نمى دهد كه ما با چشم بدبينى به دنيا و جهان محسوس نگاه كنيم اصل معاد و اخلاق اسلامى نيز ايجاب مى كند كه هدف اعلى و غايت آمال انسان بالاتر از دنيا و ماديات باشد . (18)


پى نوشتها:
1) سوره انفال، آيه 42 .       2) سوره صافات، آيه 6; سوره فصلت، آيه 12، و سوره ملك، آيه 5 .
3) سوره كهف، آيه 46 .          4) سوره ص، آيه 27 و سوره ابراهيم آيه 19 .
5) سوره تين، آيات 1 تا 3; سوره عاديات، آيات 1 و 2; سوره شمس، آيات 1 و 2 و سوره ليل، آيات 1 و 2 .
6) مرتضى مطهرى، بيست گفتار، ص 240 .                        7) سوره سجده، آيه 7 .
8) گرچه امروزه نظريه فرويد در مجموع رد شده است ولى اين قسمت آن هم چنان مورد قبول بسيارى از روان شناسان است .
9) سوره روم، آيه 21 .               10) سوره نجم، آيات 28 و 29 .           11) سوره يونس، آيه 7 و سوره توبه، آيه 38 .
12) سوره كهف، آيه 45; سوره حديد، آيه 20; سوره يونس، آيه 24 .    13) سوره يونس، آيه 7 .      

     14) سوره نجم آيات 29 و 30 .             15) سوره رعد، آيه 26 .        16) مرتضى مطهرى، پيشين، ص 247- 246 .
17) نهج البلاغه، خطبه 32 .           18) مرتضى مطهرى، پيشين، ص 249 .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:4  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

ویژه شهادت حضرت زهرا (س)

آينه در آينه

 سالروز به شهادت رسيدن عصاره عصمت ،آيينه پاكي ،زلال كوثر بر همگان تسليت باد.

 اشاره:

فاطمه (عليها السلام) شخصيت ارزشمند تاريخ اسلام با انديشه‏ها و گفتار و رفتار خويش، نمونه و اسوه كامل براى انسان‏ها است. ايشان از چنان عظمتى برخوردار است كه امامان معصوم نيز وى را الگوى خويش معرفى كرده‏اند. در اين نوشتار ديدگاه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) و امامان معصوم (عليهم السلام) را درباره ايشان بررسى مى‏كنيم.

 از نگاه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله)

سلمان فارسى مى‏گويد: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به من فرمود: اى سلمان، هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد، در بهشت در كنار من خواهد بود و هر كس او را دشمن بدارد، در آتش جهنم خواهد بود. اى سلمان، دوستى فاطمه در صد جايگاه به حال انسان سودمند است كه راحت‏ترين اين جايگاه‏ها عبارت است از مرگ، قبر و ميزان و سنجش (اعمال) و محشر و (پل) صراط و حساب كشى. پس، هر كس كه دخترم فاطمه از او راضى باشد، من از او خشنود مى‏گردم و هر كس كه من از او خشنود باشم، خدا از او خرسند خواهد بود و هر كس فاطمه از او خشمگين باشد، من بر او خشم مى‏كنم و هر كس من بر او خشم كنم، خداوند بر او غضب مى‏كند. اى سلمان، واى بر كسى كه به فاطمه و به فرزندان و شيعيانش ظلم كند.

 از نگاه امام حسين (عليه السلام)

امام حسين (عليه السلام) از كودكى به مادرش فاطمه زهرا (عليها السلام) علاقه فراوان داشت و در كنار او آرام مى‏گرفت.يكى از پرشورترين يادآورى‏هاى امام حسين (عليه السلام) از مادر عزيزش در لحظه بسيار حساس و سرنوشت ساز ايام حركت به سوى كربلاست كه در آن با زيباترين و شايسته‏ترين كلمات، طهارت و عصمت و عظمت مادر خود، حضرت زهرا (عليها السلام) را بيان مى‏دارد. آن حضرت همچنين در روز عاشورا كه هر كس با رجزخوانى، افتخارات خود را بيان مى‏كرد، افتخار خود را حضرت فاطمه (عليها السلام) معرفى كرد و فرمود: و فاطِمُ امّى من سلالةِ احمد؛ فاطمه (عليها السلام) مادر من است كه از سلاله پيامبر است.

 

 

 از نگاه امام باقر (عليه السلام)

امام باقر (عليه السلام) درباره مقام معنوى حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) فرمودند: درختى كه ريشه آن رسول خدا و شاخه آن اميرالمؤمنين و نو شاخه‏هاى آن فاطمه، دختر محمد (صلى الله عليه و آله) و ميوه‏هاى آن حسن و حسين (عليهم السلام) است، درخت نبوت است كه روييده رحمت و كليد حكمت و معدن معرفت و جايگاه رسالت و مكان آمد و شد فرشتگان و موضع سرّ و سپرده الهى و امانتى است كه بر آسمان‏ها و زمين عرضه شده و حرم بزرگ خدا و بيت قديم او هستند.

 از نگاه امام صادق (عليه السلام)

«سكونى» از ياران امام صادق (عليه السلام) مى‏گويد: با حالت غم و اندوه به نزد آن حضرت رفتم. امام با مشاهده حالت من فرمودند: علت حزن و اندوهت چيست و چرا چنين گرفته و غمناك هستى؟ گفتم: دخترى نصيبم شده است، امام فرمود: برايش چه نامى انتخاب كرده‏اى؟ عرض كردم: فاطمه. آن‏گاه امام آه عميقى از ته دل كشيد و سه بار اين نام را به ياد مادرش تكرار نمود و سپس به من فرمود: پس حال كه چنين نامى بر دخترت نهاده‏اى مبادا هرگز او را مورد شتم و ضرب قرار دهى. نام او نامى عزيز و محترم است. تو نيز همواره احترام نامش را داشته باش.

 از نگاه امام رضا (عليه السلام)

دو نفر از ياران امام رضا (عليه السلام) مى‏گويند: نزد آن حضرت رفتيم. او در سجده بود و سجده‏اش را طولانى كرد. سپس سرش را بلند كرد، عرض كرديم: سجده را طولانى كرديد؟ فرمود: هر كه اين دعا را در سجده شكر بخواند همچون مجاهدان روز بدر در كنار رسول خدا (صلى الله عليه و آله) پاداش دارد. گفتيم آن را بنويسيم. فرمود: بنويسيد و هرگاه سجده شكر به جاى آورديد اين گونه بگوييد و حضرت دعا را ذكر كرد و از جمله در اين دعا آمده «... آن دو رسولت را به مسخره گرفتند و فرزند پيامبرت را كشتند...» و اين گونه مظلوميت مادرش را بيان نمود.

از نگاه امام جواد (عليه السلام)

يكى از ياران امام رضا (عليه السلام) مى‏گويد: نزد على بن موسى الرضا (عليه السلام) بودم كه حضرت جواد را آوردند. او كم‏تر از چهار سال سن داشت. دستش را به زمين زد و سرش را به سوى آسمان بلند كرد و مدتى دراز فكر كرد. حضرت رضا (عليه السلام) به او گفت: فدايت شوم، چرا اين قدر تفكرت طول كشيد؟ فرمود: درباره آنچه با مادرم فاطمه كردند مى‏انديشيدم. سپس حضرت جواد از عقوبت عاملات آن جنايت سخن گفت. يكى از ياران امام جواد (عليه السلام) نيز مى‏گويد: به حضرت عرض كردم، تصميم گرفته بودم به نيابت از شما و پدرتان طواف كنم، ولى به من گفتند: به نيابت از اوصيا طواف نمى‏كنند، حضرت فرمود: چرا، هر چه مى‏توانى طواف كن، جايز است. سه سال بعد دوباره به حضرت عرض كردم: پيشتر از شما درباره طواف به نيابت از شما و پدرتان اجازه گرفتم، و طواف بسيار كردم. سپس چيزى بر دلم افتاد و به آن عمل كردم. پرسيد چه بود؟ گفتم: يك روز از جانب رسول خدا (صلى الله عليه و آله) طواف كردم. حضرت سه بار فرمود: درود خدا بر پيامبر (صلى الله عليه و آله). سپس روز دوم به نيابت از امير المؤمنين (عليه السلام) ، روز سوم امام حسن (عليه السلام)، روز چهارم امام حسين (عليه السلام)، تا روز نهم به نيابت از پدرت، على بن موسى الرضا (عليه السلام) و روز دهم به نيابت از شما.اينان كسانى‏اند كه به ولايتشان معتقدم. حضرت فرمود: در اين صورت به دينى معتقدى كه خدا جز آن را از بندگانش نمى‏پذيرد. عرض كردم: گاهى هم از سوى مادرتان حضرت فاطمه (عليها السلام) طواف كرده‏ام، گاهى هم نه، حضرت فرمود: اِسْتَكْتِر من هذا فانه افضلُ ما انتَ عامِلُه ان شاء اللّه؛ اين را بيشتر انجام بده، اين برترين كارى است كه انجام مى‏دهى ان شاءاللّه. قلب امام نهم، حضرت جواد (عليه السلام) از مهر و محبت مادرش حضرت زهرا (عليها السلام) لبريز بود. آن حضرت هر روز ظهر در مدينه به مسجد پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) مى‏آمد و صلوات و درود بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) مى‏فرستاد و مشام جان خويش را از ياد جد بزرگوارش معطر مى‏ساخت، سپس به سراغ خانه مادرش فاطمه زهرا (عليها السلام) كه در نزديكى قبر پيامبر بود، مى‏رفت و در نهايت ادب و احترام، ابتدا كفش‏ها را از پا در مى‏آورد و آنگاه با دلى سرشار از شور و اشتياق وارد آن خانه كوچك و نورانى مى‏شد و در آنجا به نماز و دعا مى‏پرداخت. ياد حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) هيچ وقت در دل مبارك حضرت جواد (عليه السلام) فراموش نمى‏شد؛ به گونه‏اى كه در ازدواج آن حضرت، احترام وى به مادرش و برتر دانستن او از همه زنان عالم بيشتر نمايان مى‏شود. امام جواد (عليه السلام) داماد خليفه وقت، مأمون عباسى شده بود. به اين سبب در وصلت با ام فضل، دختر خليفه، انتظار مى‏رفت هزاران درهم و دينار مهريه دختر خليفه شود، ولى آن حضرت به خاطر علاقه و احترام فراوانى كه براى مادرش فاطمه زهرا (عليها السلام) قائل بود، حاضر نشد مهريه همسرش بيش از پانصد درهم مساوى مهريه حضرت زهرا (عليها السلام) تعيين گردد.

 

 

 از نگاه امام هادى (عليه السلام)

امام هادى (عليه السلام) در روايتى فرمودند: پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) فرموده است: «انّما سُمّيت ابنتى فاطمه لانّ اللّه عزّوجل فطمها و فَطَمَ من اَحَبّها من النار؛ فاطمه بدان دليل فاطمه ناميده شد كه خداوند عزّوجل، او و دوستانش را از آتش جهنّم به دور نگه مى‏دارد».

 از نگاه امام عسكرى و امام زمان (عليهم السلام)

پيشوايان معصوم الگويى براى ديگر مردم هستند ولى حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) با داشتن فضايل بى‏كران، حجت و الگويى براى امامان بوده است. امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمودند: «نَحن حجج اللّه على خلقه و جدّتنا فاطمة حُجّةُ علينا؛ ما حجت‏هاى خدا بر بندگان هستيم و جدّه ما فاطمه، حجت بر ماست». امام زمان (عجل‏الله تعالى فرجه الشريف) نيز در روايتى فرمودند: «انّ لى فى ابنة رسول اللّه اسوةٌ حسنة؛ دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) براى من الگو و سرمشقى نيكو است».

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 15:52  توسط عبدالرضا دریانورد   | 

مطالب قدیمی‌تر