آسیب شناسی کارآفرینی در ایران؛ محققین کارآفرینی چاپ ارسال به دوست
Monday, 10 May 2010

ضرورت :
کارآفرینی در ایران، گفتمان جدیدی است. با این وجود طیف وسیعی از فعالیت ها را در سطوح مختلف و تحت عنوان توسعه کارآفرینی می توان مشاهده نمود . قاعده و رسم است که همه این فعالیتها پذیرفته و ارج نهاده می شود. اما می توان نشان داد که در شتاب و هیاهوی توسعه کارآفرینی برخی آسیب ها ناگزیر بوده اند که محتاج علاج و چاره اندیشی هستند. در این نوشته به آسیب شناسی جامعه محققین کارآفرینی در ایران پرداخته می شود. چرا که با پیگیری این موضوع ریشه برخی از آسیب های دیگر نیز قابل شناسایی خواهند بود .
نگارنده این امکان را داشته است که از اوان شکل گیری تحقیقات کارآفرینی از نزدیک شاهد فعل و انفعالات درون جامعه پژوهشی باشد . یقیناً مکتوب نمودن این تجارب در بهبود روند آتی تحقیقات کارآفرینی در ایران مؤثر خواهد بود. اما این خطر وجود دارد که تجارب فردی از زاویه محدودی بدست آمده باشد . لذا نگارنده از همه محققین کارآفرینی دعوت می کند با مستند سازی دیده ها و شنیده های خود به آسیب زدایی از توسعه تحقیقات کارآفرینی در ایران مساعدت کنند .

شکل گیری :
جامعه محققین کارآفرینی در ایران در فاصله سالهای 1375 تا 1380 شمسی شکل گرفته است. این موضوع در بین هر سه نسل محققین کارآفرینی در ایران قابل مشاهده است. مهمترین ویژگی این جامعه تحقیقاتی تربیت آنها در درون سیستم آموزش عالی کشور آن هم در خصوص موضوعی بوده است که از خصلتی کاملاً وارداتی برخوردار است . قبل از شکل گیری نسل اول محققین کارآفرینی در ایران ، تعداد انگشتان یک دست نبود و لذا در ابتدای شکل گیری نسل اول دانش بومی از کارآفرینی در حداقل میزان خود قرار داشت. این نسل می بایست دانشی را از ورای مرزهای ملی منتقل می کرد که در این فرایند البته فاقد حداقلی از امکانات پژوهشی بود. به طور مثال اساتید راهنمای پروژه های تحقیقاتی نسل اول، عمدتاً اساتیدی بودند که نه بر اساس علایق حرفه ای و تخصصی بلکه از سر اضطرار راهنمایی محققین نسل اول را پذیرفته بودند. به عنوان شاهدی بر این موضوع می توان نشان داد که اساتیدی راهنمای نسل اول در طی سال های بعدی کمترین علاقه پژوهشی را به مبحث کارآفرینی بروز دادند. نسل اول محققین کارآفرینی در ایران همچنین کلید پروژه های تحقیقاتی خود را در شرایطی زدند که تعداد نسخ کتاب های مربوط به کارآفرینی در کتابخانه های کشور کمتر از تعداد انگشتان دست بود. به علاوه امکانات شبکه اینترنت نیز در حدی نبود که نسل اول محققین کارآفرینی در ایران بتوانند از نتایج تحقیقاتی روزآمد خارجی هم بهره برداری کند و لذا در این کمبود منابع مطالعاتی و پژوهشی دست آورد، تحقیقاتی نسل اول پایان نامه هایی با کیفیت نازل و فاقد ریشه در ادبیات جهانی موضوع بود. نکته دیگر در بین محققین نسل اول گرایش سیاسی عموماً راست آنها بود. این گرایش در عمل باعث شده است که ظرایف کارآفرینی در جوامع در حال توسعه که مطلقاً در کشورهای غربی محلی از اعراب ندارند برای محققین نسل اول کارآفرینی در ایران نادیده انگاشته شوند. به طور مثال فساد اداری و رفتارهای رانت جویانه در کشورهای در حال توسعه عموماً به شکل گیری نوعی از کارآفرینی منجر می گردد که می توان بر آن نام کارآفرینی سیاه یا زیر پله ای گذاشت . علی رغم گذشت بیش از یک دهه از شکل گیری تحقیقات کارآفرینی در ایران دریغ از حتی یک پروژه تحقیقاتی که به بررسی چگونگی تأثیر فساد اداری بر انحراف فعالیت های کارآفرینانه اختصاص یافته باشد .
نسل اول محققین کارآفرینی در ایران علی رغم کیفیت نازل خود در طی سالهای بعدی دو کارکرد اصلی در روند تحقیقات کارآفرینی داشته است . اولاً این نسل به عنوان اساتید راهنمای پروژه ها و پایان نامه های نسل دوم عمل کرده و نیز تنها نسلی بوده است که مورد مراجعه سیاست گذاران و ذینفع های اجرایی قرار گرفته است و بنابراین گفتمان نسل اول هم در تئوری و هم در عمل استاندارد و هنجارها را رقم زده است. نکته غم انگیز در فعالیت های پژوهشی نسل اول انجام پی درپی پروژه های تحقیقاتی سفارشی سیاست گذاران بوده است که از کیفیت نازلتری نسبت به پروژه های تحقیقاتی همین گروه در ابتدای فعالیتشان داشته است .
نسل دوم در فضای متفاوتی نسبت به نسل اول شکل گرفته است. نسل دوم عموماً دانشجویانی در دانشگاههای دولتی و خصوصی بوده اند که تحت تأثیر جو و فضای موجود جذب تحقیقات کارآفرینی شده اند . بخت بلندی که محققین نسل اول در انگیزش سیاست گذاران به سوی مباحث کارآفرینی داشتند، برای نسل دوم نشانه ای از امکان بهره برداری عملی از یافته های پژوهشی و شکل دهی به یک مسیر شغلی موفق بود. نسل دوم از این امکان نیز برخوردار بود تا از شبکه توسعه یافته تر اینترنت به عنوان وسیله ای برای دستیابی به جدیدترین یافته های پژوهشی دنیای بیرونی استفاده کند که البته با مقاومت نسل اول و تمایل آنها به خود ارجاعی و نیز سستی و عدم دقت محققین نسل اول از دست رفت. نتیجه چنان وضعیتی پایان نامه های ضعیف تر نسل دوم در مقایسه با نسل اول بود! پایان نامه های نسل دوم اصولاً کپی ناقصی از پروژه های تحقیقاتی نسل اول از آب درآمد که حرف تازه ای برای سیاست گذاران نداشت و لذا اقبال زیادی هم از سوی سیاست گذاران برای محققین نسل دوم مشاهده نشد .
شکل گیری نسل سوم محققین کارآفرینی در ایران به تمام معنی تراژدی است. این نسل بدون انجام مستقیم حتی یک پروژه تحقیقاتی و صرفاً بواسطه سفارش تحقیقاتی با کیفیت نازل به محققین نسل اول، خود را محق دانسته است تا علاوه بر کار اجرائی حضوری هم بین جامعه محققین کارآفرینی داشته باشد. عامل اصلی این بدآموزی و بداخلاقی هم محققین نسل اول بوده اند که با کیفیت نازل تحقیقات سفارش داده شده علائمی مبنی بر سهولت ورود در حلقه محققین را به نسل سوم ارسال کرده اند. در واقع اگر حافظ و ضامن بقاء و رشد محققین نسل اول کپی کاری و فروش چند باره پایان نامه های تحقیقاتی نخ نمای اواسط دهه هفتاد است، چرا نسل سوم از این نمد کلاهی نداشته باشد؟
نسل سوم البته نسبت به نسل اول از مزیت های رقابتی بیشتری برخوردار بوده است. این نسل به مدت بیش از یک دهه در مناصب اجرائی بوده و با دست اندازهای بوروکراسی آشنا و نزدیک به منابع مالی نشسته بود. پس طبیعی بود که بر نسل اول از نظر شأن و مقام پیش گیرد . در طی سال های بعدی هر گونه گردهمایی برگزارشده در خصوص کارآفرینی مشابهت زیادی با بقیه مناسبت ها داشت: شرکت کنندگان و مخاطبین عموماً نسل سوم محققین کارآفرینی بودند که نقش سیاهی لشگر را ایفاء می کردند. مراسم معمولاً با سخنان بزرگوارانی از نسل سوم شروع می شد که به تکرار گفته های نسل اول اما با ادبیات ویژه خود می پرداختند و نهایتاً این افتخار را به سرفرازان نسل اول اعطا می کردند تا از ردیف های اول و دوم مدعوین برای ارائه بافته های فکری خود دعوت شوند. کار البته در جشنواره های کارآفرینی کامل تر شد به گونه ای که حب خود ارجاعی نسل اول به جایزه دهی به خود برای خدمات علمی انجام نداده منجر گردید و در این میان هیچ کس نپرسید که اگر علم کارآفرینی وارداتی است(که هست)، چرا مجموع ارجاعات همه نسل های محققین کارآفرینی در ایران به بافته های همگنانشان در خارج حتی به 10 درصد هم نمی رسد؟ نگاهی به ترکیب کمیته های علمی جشنواره های مختلفی که برای بزرگداشت کارآفرینان ترتیب داده می شوند گویای رابطه محققین نسل اول و سوم است .
آسیب شناسی :
روند گفته شده در شکل گیری جامعه محققین کارآفرینی در ایران تا حدود زیادی گویای آسیب هایی است که گریبان گیر این حوزه تحقیقاتی جدید بوده و می تواند بنیان آن را تهدید کند. نسل اول محققین کارآفرینی خودجوش شکل گرفته و چون نقد نشده است گرفتار حب خودارجاعی مفرطی است که نهایتاً به اعطای جایزه به خود برای کار علمی نکرده در جشنواره ها منجر شده است. این نسل هنجارها و استانداردهای رفتاری را در حوزه تحقیقات کارآفرینی رقم زده است که مبتنی بر کپی کاری و فروش چند باره نتایج و پژوهشهای با کیفیت نازل است و البته این نسل اشتباه دیگری را هم مرتکب شده و آن صاف کردن جاده ارتقای تحقیقاتی برای نسل سوم و جلوگیری از ارتقای نسل دوم است. انتظار نمی رود آسیب رسانی این نسل اول تا مدت یک دهه آتی کاهش یابد .
نسل سوم مروجی برای پوپولیسم در حوزه تحقیقات کارآفرینی است. هم بواسطه سفارشی که برای تحقیقات پیش پا افتاده کارآفرینی دارد و هم بواسطه اشتیاقی که برای حضور در همه عرصه های توسعه کارآفرینی و مخصوصاً تحقیقات دارد. چشم اندازهای آتی فعالیت های تحقیقاتی توسط این نسل تبین شده و تخصیص بودجه هم بدست آنهاست. پس نشستن ایشان در ردیف های اول مناسبت ها و ایراد سخنرانی ها و حضور در رأس کمیته های علمی جشنواره های کارآفرینی بی دلیل نیست. فقط مشکل اینجاست که هر آنچه می گویند و می کنند کپی ناشیانه و ناقصی از بافته ها و نه یافته های نسل اول است. این نسل دست در دست نسل اول بدآموزی و بداخلاقی تحقیقاتی را به نسل دوم آموزش می دهند .
نسل سوم اما نسلی قابل ترحم است. این نسل امکان بهره گیری از امکانات نسبتاً فراهم را داشته اما استفاده نکرده است. نسلی است که مجبور به نشستن تمام وقت در مناسبت ها بدون هرگونه امید به مشارکت فعال است و نسلی است که اگر تن به 16 ساعت آموزش مربیگری کارآفرینی دهد می تواند آموزش کارآفرینی را با کمترین دستمزد ادامه دهد. در کلامی خلاصه جامعه محققین کارآفرینی در ایران جامعه مولد علم نیست. این جامعه در بهترین حالت می توانست حامل علم به نسلهای بعدی باشد که از آن سرزده است. جامعه محققین کارآفرینی در ایران، جامعه محروم از حداقل استانداردهای پژوهشگران در سطح بین المللی است. این جامعه به دلیل آنکه هنجارها و استانداردهای رفتاری را در عرصه تحقیقات داخلی کارآفرینی تعیین می کند و به دلیل عدم برخورداری از حداقل کیفیت متناسب با استانداردهای بین المللی، می تواند تا مدت یک دهه آتی به بزرگترین مانع توسعه کارآفرینی در ایران تبدیل گردد. از اولویت های توسعه کارآفرینی در ایران ارتقای سطح اخلاقی و علمی جامعه نسل های سه گانه محققین کارآفرینی است .
راهکار :
اخلاق و هنجار پذیرفته شده در کسب هر علم جدید مراجعه به صاحب علم است، حتی اگر در چین و فراتر از آن ساکن باشد. ما به معنی کامل کلمه فاقد علم کارآفرینی هستیم و اگرچه واکنش خودانگیخته نسل اول محققین رأی کسب این علم قابل تحسین و تقدیر است اما هنوز هم نیاز است تا به صاحبان اصلی علم مراجعه شود. در واقع تجربه تاریخی ما هم نشان می دهد اعزام دانشجو برای کسب علوم جدید همواره به شکل گیری یک جامعه تحقیقاتی با استانداردهای اخلاقی و رفتاری با کیفیت منجر شده است . نطفه بسیاری از پیشرفتهای تحقیقاتی فعلی در عرصه های مختلف علمی را مدیون دانشجویان اعزامی به کشورهای مختلف در ابتدای قرن فعلی شمسی هستیم که در سالهای بعدی وزنه های وزینی نه تنها در داخل بلکه در خارج از کشور نیز محسوب شده اند. در حوزه تربیت محققین کارآفرینی نیز نیاز آشکاری داریم تا نسل چهارم را به دور از بدآموزیهای نسلهای قبلی و در بهترین دانشگاههای دنیا تربیت کنیم. بودجه این کار در واقع در مقایسه با هزینه تمام شده سیاست ها و برنامه های توسعه کارآفرینی که حداقلی از رنگ و بوی یافته های تحقیقاتی اصیل در آنها نتوان مشاهده نمود، بسیار کمتر خواهد بود . این نسل چهارم که با اندک سرمایه ای می تواند تربیت شود مزیتی برای توسعه کارآفرینی در ایران در طی دهه های آتی خواهد بود. خود را از این مزیت محروم نسازیم. تأمین سرمایه اندک تربیت این نسل شرط کافی است، اما شرط لازم آنست که نه در انتخاب و نه در اعزام آنها نسل اول، دوم و سوم را ضمن قدردانی از تلاشهای قبلیشان، مشارکت ندهیم .

آسیب شناسی کارآفرینی در ایران؛ محققین کارآفرینی

 

Monday, 10 May 2010

ضرورت :
کارآفرینی در ایران، گفتمان جدیدی است. با این وجود طیف وسیعی از فعالیت ها را در سطوح مختلف و تحت عنوان توسعه کارآفرینی می توان مشاهده نمود . قاعده و رسم است که همه این فعالیتها پذیرفته و ارج نهاده می شود. اما می توان نشان داد که در شتاب و هیاهوی توسعه کارآفرینی برخی آسیب ها ناگزیر بوده اند که محتاج علاج و چاره اندیشی هستند. در این نوشته به آسیب شناسی جامعه محققین کارآفرینی در ایران پرداخته می شود. چرا که با پیگیری این موضوع ریشه برخی از آسیب های دیگر نیز قابل شناسایی خواهند بود .
نگارنده این امکان را داشته است که از اوان شکل گیری تحقیقات کارآفرینی از نزدیک شاهد فعل و انفعالات درون جامعه پژوهشی باشد . یقیناً مکتوب نمودن این تجارب در بهبود روند آتی تحقیقات کارآفرینی در ایران مؤثر خواهد بود. اما این خطر وجود دارد که تجارب فردی از زاویه محدودی بدست آمده باشد . لذا نگارنده از همه محققین کارآفرینی دعوت می کند با مستند سازی دیده ها و شنیده های خود به آسیب زدایی از توسعه تحقیقات کارآفرینی در ایران مساعدت کنند .

شکل گیری :
جامعه محققین کارآفرینی در ایران در فاصله سالهای 1375 تا 1380 شمسی شکل گرفته است. این موضوع در بین هر سه نسل محققین کارآفرینی در ایران قابل مشاهده است. مهمترین ویژگی این جامعه تحقیقاتی تربیت آنها در درون سیستم آموزش عالی کشور آن هم در خصوص موضوعی بوده است که از خصلتی کاملاً وارداتی برخوردار است . قبل از شکل گیری نسل اول محققین کارآفرینی در ایران ، تعداد انگشتان یک دست نبود و لذا در ابتدای شکل گیری نسل اول دانش بومی از کارآفرینی در حداقل میزان خود قرار داشت. این نسل می بایست دانشی را از ورای مرزهای ملی منتقل می کرد که در این فرایند البته فاقد حداقلی از امکانات پژوهشی بود. به طور مثال اساتید راهنمای پروژه های تحقیقاتی نسل اول، عمدتاً اساتیدی بودند که نه بر اساس علایق حرفه ای و تخصصی بلکه از سر اضطرار راهنمایی محققین نسل اول را پذیرفته بودند. به عنوان شاهدی بر این موضوع می توان نشان داد که اساتیدی راهنمای نسل اول در طی سال های بعدی کمترین علاقه پژوهشی را به مبحث کارآفرینی بروز دادند. نسل اول محققین کارآفرینی در ایران همچنین کلید پروژه های تحقیقاتی خود را در شرایطی زدند که تعداد نسخ کتاب های مربوط به کارآفرینی در کتابخانه های کشور کمتر از تعداد انگشتان دست بود. به علاوه امکانات شبکه اینترنت نیز در حدی نبود که نسل اول محققین کارآفرینی در ایران بتوانند از نتایج تحقیقاتی روزآمد خارجی هم بهره برداری کند و لذا در این کمبود منابع مطالعاتی و پژوهشی دست آورد، تحقیقاتی نسل اول پایان نامه هایی با کیفیت نازل و فاقد ریشه در ادبیات جهانی موضوع بود. نکته دیگر در بین محققین نسل اول گرایش سیاسی عموماً راست آنها بود. این گرایش در عمل باعث شده است که ظرایف کارآفرینی در جوامع در حال توسعه که مطلقاً در کشورهای غربی محلی از اعراب ندارند برای محققین نسل اول کارآفرینی در ایران نادیده انگاشته شوند. به طور مثال فساد اداری و رفتارهای رانت جویانه در کشورهای در حال توسعه عموماً به شکل گیری نوعی از کارآفرینی منجر می گردد که می توان بر آن نام کارآفرینی سیاه یا زیر پله ای گذاشت . علی رغم گذشت بیش از یک دهه از شکل گیری تحقیقات کارآفرینی در ایران دریغ از حتی یک پروژه تحقیقاتی که به بررسی چگونگی تأثیر فساد اداری بر انحراف فعالیت های کارآفرینانه اختصاص یافته باشد .
نسل اول محققین کارآفرینی در ایران علی رغم کیفیت نازل خود در طی سالهای بعدی دو کارکرد اصلی در روند تحقیقات کارآفرینی داشته است . اولاً این نسل به عنوان اساتید راهنمای پروژه ها و پایان نامه های نسل دوم عمل کرده و نیز تنها نسلی بوده است که مورد مراجعه سیاست گذاران و ذینفع های اجرایی قرار گرفته است و بنابراین گفتمان نسل اول هم در تئوری و هم در عمل استاندارد و هنجارها را رقم زده است. نکته غم انگیز در فعالیت های پژوهشی نسل اول انجام پی درپی پروژه های تحقیقاتی سفارشی سیاست گذاران بوده است که از کیفیت نازلتری نسبت به پروژه های تحقیقاتی همین گروه در ابتدای فعالیتشان داشته است .
نسل دوم در فضای متفاوتی نسبت به نسل اول شکل گرفته است. نسل دوم عموماً دانشجویانی در دانشگاههای دولتی و خصوصی بوده اند که تحت تأثیر جو و فضای موجود جذب تحقیقات کارآفرینی شده اند . بخت بلندی که محققین نسل اول در انگیزش سیاست گذاران به سوی مباحث کارآفرینی داشتند، برای نسل دوم نشانه ای از امکان بهره برداری عملی از یافته های پژوهشی و شکل دهی به یک مسیر شغلی موفق بود. نسل دوم از این امکان نیز برخوردار بود تا از شبکه توسعه یافته تر اینترنت به عنوان وسیله ای برای دستیابی به جدیدترین یافته های پژوهشی دنیای بیرونی استفاده کند که البته با مقاومت نسل اول و تمایل آنها به خود ارجاعی و نیز سستی و عدم دقت محققین نسل اول از دست رفت. نتیجه چنان وضعیتی پایان نامه های ضعیف تر نسل دوم در مقایسه با نسل اول بود! پایان نامه های نسل دوم اصولاً کپی ناقصی از پروژه های تحقیقاتی نسل اول از آب درآمد که حرف تازه ای برای سیاست گذاران نداشت و لذا اقبال زیادی هم از سوی سیاست گذاران برای محققین نسل دوم مشاهده نشد .
شکل گیری نسل سوم محققین کارآفرینی در ایران به تمام معنی تراژدی است. این نسل بدون انجام مستقیم حتی یک پروژه تحقیقاتی و صرفاً بواسطه سفارش تحقیقاتی با کیفیت نازل به محققین نسل اول، خود را محق دانسته است تا علاوه بر کار اجرائی حضوری هم بین جامعه محققین کارآفرینی داشته باشد. عامل اصلی این بدآموزی و بداخلاقی هم محققین نسل اول بوده اند که با کیفیت نازل تحقیقات سفارش داده شده علائمی مبنی بر سهولت ورود در حلقه محققین را به نسل سوم ارسال کرده اند. در واقع اگر حافظ و ضامن بقاء و رشد محققین نسل اول کپی کاری و فروش چند باره پایان نامه های تحقیقاتی نخ نمای اواسط دهه هفتاد است، چرا نسل سوم از این نمد کلاهی نداشته باشد؟
نسل سوم البته نسبت به نسل اول از مزیت های رقابتی بیشتری برخوردار بوده است. این نسل به مدت بیش از یک دهه در مناصب اجرائی بوده و با دست اندازهای بوروکراسی آشنا و نزدیک به منابع مالی نشسته بود. پس طبیعی بود که بر نسل اول از نظر شأن و مقام پیش گیرد . در طی سال های بعدی هر گونه گردهمایی برگزارشده در خصوص کارآفرینی مشابهت زیادی با بقیه مناسبت ها داشت: شرکت کنندگان و مخاطبین عموماً نسل سوم محققین کارآفرینی بودند که نقش سیاهی لشگر را ایفاء می کردند. مراسم معمولاً با سخنان بزرگوارانی از نسل سوم شروع می شد که به تکرار گفته های نسل اول اما با ادبیات ویژه خود می پرداختند و نهایتاً این افتخار را به سرفرازان نسل اول اعطا می کردند تا از ردیف های اول و دوم مدعوین برای ارائه بافته های فکری خود دعوت شوند. کار البته در جشنواره های کارآفرینی کامل تر شد به گونه ای که حب خود ارجاعی نسل اول به جایزه دهی به خود برای خدمات علمی انجام نداده منجر گردید و در این میان هیچ کس نپرسید که اگر علم کارآفرینی وارداتی است(که هست)، چرا مجموع ارجاعات همه نسل های محققین کارآفرینی در ایران به بافته های همگنانشان در خارج حتی به 10 درصد هم نمی رسد؟ نگاهی به ترکیب کمیته های علمی جشنواره های مختلفی که برای بزرگداشت کارآفرینان ترتیب داده می شوند گویای رابطه محققین نسل اول و سوم است .
آسیب شناسی :
روند گفته شده در شکل گیری جامعه محققین کارآفرینی در ایران تا حدود زیادی گویای آسیب هایی است که گریبان گیر این حوزه تحقیقاتی جدید بوده و می تواند بنیان آن را تهدید کند. نسل اول محققین کارآفرینی خودجوش شکل گرفته و چون نقد نشده است گرفتار حب خودارجاعی مفرطی است که نهایتاً به اعطای جایزه به خود برای کار علمی نکرده در جشنواره ها منجر شده است. این نسل هنجارها و استانداردهای رفتاری را در حوزه تحقیقات کارآفرینی رقم زده است که مبتنی بر کپی کاری و فروش چند باره نتایج و پژوهشهای با کیفیت نازل است و البته این نسل اشتباه دیگری را هم مرتکب شده و آن صاف کردن جاده ارتقای تحقیقاتی برای نسل سوم و جلوگیری از ارتقای نسل دوم است. انتظار نمی رود آسیب رسانی این نسل اول تا مدت یک دهه آتی کاهش یابد .
نسل سوم مروجی برای پوپولیسم در حوزه تحقیقات کارآفرینی است. هم بواسطه سفارشی که برای تحقیقات پیش پا افتاده کارآفرینی دارد و هم بواسطه اشتیاقی که برای حضور در همه عرصه های توسعه کارآفرینی و مخصوصاً تحقیقات دارد. چشم اندازهای آتی فعالیت های تحقیقاتی توسط این نسل تبین شده و تخصیص بودجه هم بدست آنهاست. پس نشستن ایشان در ردیف های اول مناسبت ها و ایراد سخنرانی ها و حضور در رأس کمیته های علمی جشنواره های کارآفرینی بی دلیل نیست. فقط مشکل اینجاست که هر آنچه می گویند و می کنند کپی ناشیانه و ناقصی از بافته ها و نه یافته های نسل اول است. این نسل دست در دست نسل اول بدآموزی و بداخلاقی تحقیقاتی را به نسل دوم آموزش می دهند .
نسل سوم اما نسلی قابل ترحم است. این نسل امکان بهره گیری از امکانات نسبتاً فراهم را داشته اما استفاده نکرده است. نسلی است که مجبور به نشستن تمام وقت در مناسبت ها بدون هرگونه امید به مشارکت فعال است و نسلی است که اگر تن به 16 ساعت آموزش مربیگری کارآفرینی دهد می تواند آموزش کارآفرینی را با کمترین دستمزد ادامه دهد. در کلامی خلاصه جامعه محققین کارآفرینی در ایران جامعه مولد علم نیست. این جامعه در بهترین حالت می توانست حامل علم به نسلهای بعدی باشد که از آن سرزده است. جامعه محققین کارآفرینی در ایران، جامعه محروم از حداقل استانداردهای پژوهشگران در سطح بین المللی است. این جامعه به دلیل آنکه هنجارها و استانداردهای رفتاری را در عرصه تحقیقات داخلی کارآفرینی تعیین می کند و به دلیل عدم برخورداری از حداقل کیفیت متناسب با استانداردهای بین المللی، می تواند تا مدت یک دهه آتی به بزرگترین مانع توسعه کارآفرینی در ایران تبدیل گردد. از اولویت های توسعه کارآفرینی در ایران ارتقای سطح اخلاقی و علمی جامعه نسل های سه گانه محققین کارآفرینی است .
راهکار :
اخلاق و هنجار پذیرفته شده در کسب هر علم جدید مراجعه به صاحب علم است، حتی اگر در چین و فراتر از آن ساکن باشد. ما به معنی کامل کلمه فاقد علم کارآفرینی هستیم و اگرچه واکنش خودانگیخته نسل اول محققین رأی کسب این علم قابل تحسین و تقدیر است اما هنوز هم نیاز است تا به صاحبان اصلی علم مراجعه شود. در واقع تجربه تاریخی ما هم نشان می دهد اعزام دانشجو برای کسب علوم جدید همواره به شکل گیری یک جامعه تحقیقاتی با استانداردهای اخلاقی و رفتاری با کیفیت منجر شده است . نطفه بسیاری از پیشرفتهای تحقیقاتی فعلی در عرصه های مختلف علمی را مدیون دانشجویان اعزامی به کشورهای مختلف در ابتدای قرن فعلی شمسی هستیم که در سالهای بعدی وزنه های وزینی نه تنها در داخل بلکه در خارج از کشور نیز محسوب شده اند. در حوزه تربیت محققین کارآفرینی نیز نیاز آشکاری داریم تا نسل چهارم را به دور از بدآموزیهای نسلهای قبلی و در بهترین دانشگاههای دنیا تربیت کنیم. بودجه این کار در واقع در مقایسه با هزینه تمام شده سیاست ها و برنامه های توسعه کارآفرینی که حداقلی از رنگ و بوی یافته های تحقیقاتی اصیل در آنها نتوان مشاهده نمود، بسیار کمتر خواهد بود . این نسل چهارم که با اندک سرمایه ای می تواند تربیت شود مزیتی برای توسعه کارآفرینی در ایران در طی دهه های آتی خواهد بود. خود را از این مزیت محروم نسازیم. تأمین سرمایه اندک تربیت این نسل شرط کافی است، اما شرط لازم آنست که نه در انتخاب و نه در اعزام آنها نسل اول، دوم و سوم را ضمن قدردانی از تلاشهای قبلیشان، مشارکت ندهیم .

 

مفاهیم و کلیات کارآفرینی چاپ ارسال به دوست
Friday, 21 May 2010

1- مقدمه
نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشنی از آن است. کارآفرینی مانند سایر واژه‌های مطرح در علوم انسانی هنگامی قابل تحلیل و تبیین است که بتوان تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه کرد. در مورد کارآفرینی تعریف واحدی وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوتی از دیدگاه‌های گوناگون برای آن بیان گردیده است. اکنون در عرصه جهانی افراد خلاق، نو‌‌آور و مبتکر به عنوان کار‌آفرینان منشاء تحولات بزرگی در زمینه‌های تولیدی و خدماتی شده‌اند که از ‌آنها به عنوان قهرمانان ملی یاد می‌شود. طی سال‌های 1960 – 1980 در هندوستان، تنها 500 مؤ‌سسه کارآفرینی شروع به کار کرده‌اند، و حتی شرکت‌های بزرگ جهانی برای حل مشکلات خود به کارآفرینان روی آورده‌اند. در واقع چرخ‌های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت در می‌آیند. در ایالات متحده هر سال بیش از یک میلیون فعالیت تجاری جدید شروع به کار می‌کند. این در حالی است که در ایران حتی یک مؤ‌سسه کارآفرینی در دهه‌های اخیر نداشته‌ایم. از سوی دیگر تغییر فراگیر روش‌ها و نگرش‌ها طی دو دهه اخیر، توجه بسیاری را به آموزش و پرورش و نیز جذب و به کارگیری مدیران کارآفرین سوق داده ‌است. بنابراین از ابتدای دهه 60 توجه بیشتری به کارآفرینان مبذول شد. توجه به کارآفرینی و ایجاد و توسعه آن علیرغم وجود بعضی انگیزه‌های مشخص گام مثبتی در جهت ایجاد فضای مناسب جهت توسعه، افزایش منابع ملی، کاهش نرخ بیکاری، تعادل ساختاری و توسعه در شهرها و روستاها خواهد بود.

2- کارآفرین
واژه کارآفرین از کلمهEntrepreneur (به معنای متعهد شدن) مشتق شده که در اصل از زبان فرانسه به دیگر زبان‌ها راه یافته ‌است. انگلیسی‌ها سه اصطلاح با نام‌های ماجراجو، متعهد و کارفرما را در مورد کارآفرین به کار می‌بردند. از نظر آنها، کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره‌های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.
در واقع کارآفرین کسی است که نوآوری خاص داشته باشد. این نوآوری می‌تواند در ارائه یک محصول جدید، ارائه یک خدمت جدید، در طراحی یک فرآیند نوین و یا نوآوری در رضایت مشتری و... باشد.
کارآفرینان در واقع به تغییر به عنوان مقوله تعیین کننده می‌نگرند، آنها ارزش‌ها را تغییر می‌دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می‌کنند. آنان برای تحقق این ایده، قدرت ریسک‌پذیری خود را به کار می‌گیرند. به درستی تصمیم‌گیری می‌کنند و از این رو هر کس به درستی اتخاذ تصمیم نماید به نوعی کارآفرین تلقی می‌شود.
از نظر «شومیتر» کارآفرین نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی است. وی مشخصه کارآفرین را نوآوری می‌داند. همچنین «جفری تیمونز» معتقد است که کارآفرین فردی است که باعث خلق بینشی ارزشمند از هیچ می‌شود.
3- کارآفرینی
فرآیندی که بتواند با استفاده از خلاقیت، چیز نویی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسک و به کارگیری همراهان بوجود آورد کارآفرینی گویند. کارآفرینی فقط فردی نیست. سازمانی هم می‌تواند باشد حتی شرکت‌های بزرگ اعم از دولتی و خصوصی هم می‌توانند به کارآفرینی دست زنند. امروزه حتی صحبت از دولت کارآفرین به میان آمده است.
به عقیده «ارتورکول» کارآفرینی عبارت است از فعالیت هدفمند که شامل یک سری تصمیمات منسجم فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، توسعه یا حفظ واحد اقتصادی است. «روبرت نشتات» کارآفرینی را قبول مخاطره، تعقیب فرصت‌ها، ارضای نیازها از طریق نوآوری و تأسیس یک کسب ‌و ‌کار می‌داند. از نظر «پیتر دراکر» کارآفرینی یک رفتار می‌باشد و در واقع بکاربردن مفاهیم و تکنیک‌های مدیریتی، استانداردسازی محصول، بنا نهادن کار بر پایه آموزش می‌باشد.
4- عوامل کلیدی کارآفرینی
شش عامل کلیدی در مورد کارآفرینی وجود دارد که عبارتند از:
• شناخت هدف
• داشتن افق
• بکارگیری خلاقیت‌های ذهنی
• جامعه‌گرا و جامعه‌پذیر بودن
• شهامت، ابتکار، امیدوار و ریسک‌پذیر بودن
• واقع‌بینانه برخورد کردن با تفاوت بین خلاقیت‌ها و فرصت‌ها
5- ویژگی‌های کارآفرینان 
تا به حال ویژگی زیادی در خصوص کارآفرینان بیان شده است. همه کارآفرینان در صفات فردی یکسان نیستند اما ویژگی‌های عمومی در آنها وجود دارد که عبارتند از:
• خلاقیت و نوآوری
• هدف‌گرایی
• ریسک‌پذیری
• فرصت‌گرایی و فرصت‌شناسی
• آینده‌نگری و دوراندیشی
• انعطاف‌پذیری
• اهل کار و عمل
• اعتماد به نفس و خودباوری
• واقع‌بینی
6- مزایا و منافع کارآفرینی
• کارآفرینی عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذاری است.
• کارآفرینی عامل تحریک و تشویق حس رقابت است.
• کارآفرینی عامل تغییر و نوآوری است.
• کارآفرینی باعث ایجاد اشتغال می‌شود.
• کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد.
• کارآفرینی موجب توزیع مناسب درآمد می‌شود.
بنابر منافع مذکور، امروزه در تمام سرمایه‌گذاری‌های دنیا سعی بر این است که مغزهای متفکر صنعتی را شناسایی و جذب کنند به دلیل اینکه دنیای امروز، جهان علم و تکنولوژی است و ارزش اصلی تولید در مغز انسان‌ها نهفته است.
7- نقش کارآفرینی در اشتغال
زمانی که کارآفرینان یک شغل جدید را شروع می‌کنند بالطبع حداقل به یک یا چند نیروی استخدامی نیاز دارند تا کارهای خود را سامان بخشند. کارآفرینان به علت قابلیت اشتغال‌زایی که دارند، به کاهش نرخ بیکاری که از اهداف کلان اقتصادی، اجتماعی، دولت‌ها است کمک می‌کنند. بنابراین، کارآفرینی می‌تواند زمینه‌ساز اشتغال نیروی کار باشد و نو‌آوری که در یک فعالیت اقتصادی توسط خود فرد ایجاد می‌شود منجر به ایجاد اشتغال در جامعه می‌شود. بر اساس آخرین نظرسنجی که تحت عنوان فرهنگ کار و نگاه ایرانیان در آن انجام شده است فقط 42 درصد از جمعیت ایران خواهان شغل‌های ثابت اداری و یا در چارچوب شغل‌های وظیفه‌گرایی هستند. این در حالی است که در سال2000 بیش از62 درصد از جمعیت دنیا اظهار داشتند که می‌خواهند دارای شغل مستقل (فعالیت خوداشتغالی) باشند، 34 درصد از کل جمعیت بالا آماده پذیرش ریسک به منظور دستیابی به رضایت شغلی متکی بر فعالیت‌های فردی تأکید داشتند. امروزه روحیه کارآفرینی به شدت در میان جمعیت جوان ایران در حال گسترش است. از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی کشور در حال حاضر، توجه به کارآفرینی بیش از پیش حائز اهمیت شده است. با عنایت به اعمال سیاست‌ کاهش تصدی‌گری دولت و همچنین محدودیت‌های سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی، سوق‌دهی جوانان و زنان جویای کار به سمت مشاغل کارآفرینی و خود‌اشتغالی ضرورت می‌یابد. مملکتی که یکی از آغاز کنندگان تمدن بشری بوده احتیاج به جوانانی دارد که کانون‌های تولید و اشتغال را در جامعه تشکیل دهند.
8- آموزش کارآفرینی
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مهمترین عامل مؤثر در حرکت کارآفرینی از قوه به فعل، بروز روحیه کارآفرینی در افراد از طریق آموزش می‌باشد. سازمان بین‌المللی کار (ILO ) به منظور ارتقاء کارآفرینی مدیران صنایع کوچک، برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای با عنوان SIYB در کشورهای مختلف بوجود آورده است. این برنامه‌ها که عملکرد مؤسسات کوچک اقتصادی را بهبود می‌بخشد برحسب توانایی مدیران صنایع کوچک و نوع فعالیت طراحی شده‌اند. قابل توجه است که با طی دوره SIYB ، 90 درصد شرکت‌کنندگان با اصول اولیه کسب و کار آشنا شده‌اند و 50 درصد از کارآفرینان مهارت‌های خاص مدیریتی را فرا گرفته‌اند. در حال حاضر ILO در 70 کشور دنیا برنامه SIYB را که هدف آن رشد کارآفرینی در صنایع کوچک است به اجرا آورده است.
9- کارآفرینی در ایران
طی یک دهه از اجرای برنامه SIYB توسط ILO در کشورهای مختلف جهان، بیش از صد هزار کارآفرین تحت آموزش قرار گرفته‌اند. با استفاده از الگوی SIYB و تجارب ارزنده‌ای که از اجرای آن بدست آمده و با توجه به شرایط اقتصاد ایران، چارچوبی برای تشکیل دوره‌های آموزشی کارآفرینی در ایران در قالب طرح «ستاد آموزش کارآْفرینی ایران» (SAKA ) طراحی و ارائه شده است. همچنین مؤسسه کار و تأمین اجتماعی با استفاده از منابع بین‌المللی کار (ILO )، طرح آموزش کارآفرینی را در سال 1367 ارائه نمود و همزمان با تدوین نظام جدید آموزشی، در سال 1368 «کارآفرینی» را به عنوان یکی از دروس رشته کار و دانش پیشنهاد کرد. در طرح آموزش کارآفرینی تأکید شده است که «آموزش برای ایجاد اشتغال با مزد» دیگر تنها راه حل مقابله با مشکل فزاینده بیکاری نبوده و قلمرو آموزش از فرهنگ «برای دیگران کار کردن» فراتر رفته است.
وزارت کار و امور اجتماعی نیز در راستای وظایف و اهداف خود، به کارآفرینی به عنوان یک راهکار مؤثر در ایجاد اشتغال نگریسته و در این زمینه اقداماتی به عمل آورده است. از جمله اهم این اقدامات می‌توان به برگزاری جشنواره اشتغال و کارآفرینی در مهر ماه سال 1383 اشاره کرد. این جشنواره که در تاریخ 14 و 15 مهر ماه سال 1383 در مجموعه فرهنگی ورزشی وزارت متبوع با همکاری سازمان همیاری اشتغال فارغ‌التحصیلان برگزار شد، اهداف زیر را دنبال می‌کرد:
• شناسایی و معرفی طرح‌ها و تلاش‌گران برگزیده در حوزه اشتغال و کارآفرینی
• ترویج و اشاعه فرهنگ کارآفرینی به منظور ایجاد اشتغال بیشتر
• فراهم ساختن زمینه مناسب برای رقابت سازنده در این عرصه.
این جشنواره دارای برنامه‌های آموزشی و ترویجی نیز بود از جمله سه کارگاه آموزشی در زمینه‌های:
• روش جذب و تأمین سرمایه برای راه‌اندازی کسب و کار
• روش تهیه طرح کسب و کار
• مدیریت توسعه بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط (SMEs )
همچنین جلسات و نشست‌های تخصصی در زمینه‌های اخلاق و فرهنگ کار، مشاوره شغلی، حقوق و قوانین کار و ... نیز برگزار شد.
10- تجارب چند کشور جهان
اولین کشوری که ترویج فرهنگ کارآفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد ژاپن بود. اولین مؤسسه در توکیو در سال 1956 میلادی آغاز به کار کرد. در سال 1958 سازمان آموزش و پرورش ژاپن طرحی را برای اشاعه فرهنگ کارآفرینی تحت عنوان سربازان فداکار اقتصادی ژاپن، پیاده و اجرا کرد. براساس این طرح از افراد از سطح دبیرستان‌ها به مسئله کارآفرینی پرداخته و آموزش دیدند که در حین تحصیل چگونه کار کنند و به دنبال کسب سود باشند و چگونه کشورشان را از وابستگی صنعتی رهایی دهند. به تدریج مسئله کارآفرینی در ژاپن به سطح دانشگاه‌ها هم کشیده شد. اکنون در ژاپن بیش از 250 مؤسسه بزرگ کارآفرینی وجود دارد.
بین سال‌های 1970 تا 1992 میلادی بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برتر تبدیل کند توسط کارآفرینان صورت گرفت. البته ناگفته نماند حمایت‌های دولت هم در این زمینه نقش مهمی داشته است.
در انگلستان، دولت به دانشگاه‌ها جهت آموزش و کارآفرینی یارانه‌هایی می‌پردازد. در هلند، برای پرسنل SME‌ها آموزش‌های حرفه‌ای گذاشته شد به طوری که در سال 1998، 32 درصد از SME‌ها درگیر آموزش حرفه‌ای بوده‌اند. همچنین در ایتالیا، 855 دوره کسب و کار برای 10000 نفر شرکت کننده در بیش از 20 دانشگاه ارائه شده است.
11- راهکارهای ترویج کارآفرینی
با ضرورت روزافزون نیاز به افراد کارآفرین در جامعه ما به ویژه بعد از انقلاب و دوران سازندگی که با رشد صنعت مواجه هستیم باید تمامی ارگان‌ها با همکاری هم در این زمینه قدم بردارند و هر کدام نقشی را بر عهده گیرند و نقش دولت در این میان از همه مهمتر است. از جمله:
• تنظیم و تدوین سیاست‌های بلند مدت و میان مدت در خصوص حمایت از فعالیت‌های کارآفرینی و کارآْفرینان نوپا.
• ترویج فرهنگ کارآفرینی و معرفی کارآفرینان نمونه از طریق مطبوعات و قدردانی از آنها.
• ساختن فیلم و سریال در مورد زندگی کارآفرینان نمونه و تشویق مردم به سوی کارآفرینی توسط صدا و سیما.
• وارد کردن مضامین کارآفرینی در کتاب‌های درسی می‌تواند بذر ایجاد انگیزه کارآفرینی را در کودکان بارور کند.
• تبیین شرایط محیطی لازم برای پرورش و رشد استعدادهای کارآفرینی.
• برگزاری سمینار، نشر مقاله و ارائه سخنرانی به منظور تغییر دانش و معرفت مدیران و سیاستگذاران و کارگزاران مؤسسات.
• گسترش فرهنگ کارآفرینی در بخش دولتی و تعاونی.
• تدوین دوره‌های آموزشی بلند مدت در چارچوب دوره‌های تحصیلی کارشناسی،‌ کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه‌ها، ایجاد مراکز آموزشی مستقل و مراکز آموزشی مدیریت در سطح دبیرستان‌ها و مدارس راهنمایی و ابتدایی.
• حمایت‌های دولتی و خصوصی جهت فعالیت بیشتر و مطلوب‌تر کارآفرینان.
• ایجاد و گسترش صنایع کوچک به منظور بهره‌برداری از ظرفیت‌های خالی اقتصاد کشور.
• اصلاح سیاست‌ها و قوانین دست و پاگیر دولتی.
• برگزاری جلساتی با حضور کارآفرینان و بیان مشکلات موجود بر سر راه آنان و ارائه شیوه‌های مقابله با آن مشکلات.
• معرفی یک روز به عنوان روز کارآفرین تا به عمل آنها ارزش و اعتبار بخشیم. در خاتمه امید آن می‌رود که فضای کشور به گونه‌ای فراهم شود که کارآفرینان بتوانند رشد نمایند و این امر مستلزم همکاری نزدیک محافل علمی و مؤسسات اجرایی برای شناسایی و پرورش و توسعه استعدادهای افراد است تا بتوانیم هر چه بهتر و بیشتر از این ذخایر گرانبها به نحو احسن استفاده نماییم.
مراجع

ماهنامه تدبیر، شماره 77، آبان 1376، کارآفرینی، استراتژی مناسب برای بهره‌وری، از: دکتر محمود احمدپور، صفحات 31-30
ماهنامه تدبیر، شماره 90، بهمن 1377، میزگرد توسعه کارآفرینی، تنگناها و راهکارها، دکتر محمود احمدپور، دکتر کامبیز طالبی، صفحات 114، 21، 19، 17، 14، 13، 12، 11، 10
نشریه کارآفرین، شماره 8، مرداد 1380، کارآفرینی، از: مصطفی پرخوان‌ رازلیقی، صفحات 27، 26، 25، 24
نشریه کارآفرین، شماره 9، مهر و آبان 1380، خلاقیت و کارآفرینی صفحه 58
خود اشتغالی، صدیقه علاءفر، 1379، آموزش کارآفرینی، کارآفرینی در ایران، صفحات 85، 84، 82، 81
سلسله نشست‌های اشتغال و معرفی کارآفرینان نمونه
بررسی تجارب کشورها در زمینه توسعه و ترویج کارآفرینی، مهندس ناهید شیخان، مهندس حجت‌اله رضازاده، 1382، صفحات 8- 1
توسعه کارآفرینی، استاد دکتر محمود احمدپور، آبان ماه 1382، صفحات 35، 23، 19، 11، 10
کارآفرینی، منافع اجتماعی حاصل از آن، محدودیت‌ها و سیاست‌ها، الهه راستگو، مرداد 1380، صفحات 5، 4، 3
سمینار آشنایی با کارآفرینی در سازمان پیشرو، تألیف: دکتر کامبیز طالبی، تیر ماه 1381 (شماره صفحه ذکر نشده است.)
مجموعه مقالات کارآفرینی و فناوری‌های پیشرفته، به کوشش مهندس حمید هاشمی، 1382، شامل:
خود کارآفرینی، راهبرد اشتغال برای ورود به قرن 21، سعید فتحی، صفحه 119
تحلیل سیستمی از گزینه‌های تأثیرگذار بر پدیده کارآفرینی، شمس‌السادات زاهدی، صفحات 125، 124
نقش نظام آموزشی- پژوهشی در توسعه کارآفرینی- کرامت‌اله اکبری صفحات 179، 178،177، 176، 175، 174، 171
کارآفرینی و نقش آن در اقتصاد ملی- ندا فرحبخش- صفحات 182، 181


آموزش کارآفرینی در ایران، بهزاد لامعی، صفحات 135، 134، 133

نویسنده : رضوی نعمت‌اللهی، اقدس‌‌السادات
منبع : روزنامه همشهری،‌ سه‌شنبه 30 فروردین 1384، سال سیزدهم، شماره 3677، صفحه 10

مفاهیم و کلیات کارآفرینی

 

Friday, 21 May 2010

1- مقدمه
نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشنی از آن است. کارآفرینی مانند سایر واژه‌های مطرح در علوم انسانی هنگامی قابل تحلیل و تبیین است که بتوان تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه کرد. در مورد کارآفرینی تعریف واحدی وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوتی از دیدگاه‌های گوناگون برای آن بیان گردیده است. اکنون در عرصه جهانی افراد خلاق، نو‌‌آور و مبتکر به عنوان کار‌آفرینان منشاء تحولات بزرگی در زمینه‌های تولیدی و خدماتی شده‌اند که از ‌آنها به عنوان قهرمانان ملی یاد می‌شود. طی سال‌های 1960 – 1980 در هندوستان، تنها 500 مؤ‌سسه کارآفرینی شروع به کار کرده‌اند، و حتی شرکت‌های بزرگ جهانی برای حل مشکلات خود به کارآفرینان روی آورده‌اند. در واقع چرخ‌های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت در می‌آیند. در ایالات متحده هر سال بیش از یک میلیون فعالیت تجاری جدید شروع به کار می‌کند. این در حالی است که در ایران حتی یک مؤ‌سسه کارآفرینی در دهه‌های اخیر نداشته‌ایم. از سوی دیگر تغییر فراگیر روش‌ها و نگرش‌ها طی دو دهه اخیر، توجه بسیاری را به آموزش و پرورش و نیز جذب و به کارگیری مدیران کارآفرین سوق داده ‌است. بنابراین از ابتدای دهه 60 توجه بیشتری به کارآفرینان مبذول شد. توجه به کارآفرینی و ایجاد و توسعه آن علیرغم وجود بعضی انگیزه‌های مشخص گام مثبتی در جهت ایجاد فضای مناسب جهت توسعه، افزایش منابع ملی، کاهش نرخ بیکاری، تعادل ساختاری و توسعه در شهرها و روستاها خواهد بود.

2- کارآفرین
واژه کارآفرین از کلمهEntrepreneur (به معنای متعهد شدن) مشتق شده که در اصل از زبان فرانسه به دیگر زبان‌ها راه یافته ‌است. انگلیسی‌ها سه اصطلاح با نام‌های ماجراجو، متعهد و کارفرما را در مورد کارآفرین به کار می‌بردند. از نظر آنها، کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره‌های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند.
در واقع کارآفرین کسی است که نوآوری خاص داشته باشد. این نوآوری می‌تواند در ارائه یک محصول جدید، ارائه یک خدمت جدید، در طراحی یک فرآیند نوین و یا نوآوری در رضایت مشتری و... باشد.
کارآفرینان در واقع به تغییر به عنوان مقوله تعیین کننده می‌نگرند، آنها ارزش‌ها را تغییر می‌دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می‌کنند. آنان برای تحقق این ایده، قدرت ریسک‌پذیری خود را به کار می‌گیرند. به درستی تصمیم‌گیری می‌کنند و از این رو هر کس به درستی اتخاذ تصمیم نماید به نوعی کارآفرین تلقی می‌شود.
از نظر «شومیتر» کارآفرین نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی است. وی مشخصه کارآفرین را نوآوری می‌داند. همچنین «جفری تیمونز» معتقد است که کارآفرین فردی است که باعث خلق بینشی ارزشمند از هیچ می‌شود.
3- کارآفرینی
فرآیندی که بتواند با استفاده از خلاقیت، چیز نویی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسک و به کارگیری همراهان بوجود آورد کارآفرینی گویند. کارآفرینی فقط فردی نیست. سازمانی هم می‌تواند باشد حتی شرکت‌های بزرگ اعم از دولتی و خصوصی هم می‌توانند به کارآفرینی دست زنند. امروزه حتی صحبت از دولت کارآفرین به میان آمده است.
به عقیده «ارتورکول» کارآفرینی عبارت است از فعالیت هدفمند که شامل یک سری تصمیمات منسجم فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، توسعه یا حفظ واحد اقتصادی است. «روبرت نشتات» کارآفرینی را قبول مخاطره، تعقیب فرصت‌ها، ارضای نیازها از طریق نوآوری و تأسیس یک کسب ‌و ‌کار می‌داند. از نظر «پیتر دراکر» کارآفرینی یک رفتار می‌باشد و در واقع بکاربردن مفاهیم و تکنیک‌های مدیریتی، استانداردسازی محصول، بنا نهادن کار بر پایه آموزش می‌باشد.
4- عوامل کلیدی کارآفرینی
شش عامل کلیدی در مورد کارآفرینی وجود دارد که عبارتند از:
• شناخت هدف
• داشتن افق
• بکارگیری خلاقیت‌های ذهنی
• جامعه‌گرا و جامعه‌پذیر بودن
• شهامت، ابتکار، امیدوار و ریسک‌پذیر بودن
• واقع‌بینانه برخورد کردن با تفاوت بین خلاقیت‌ها و فرصت‌ها
5- ویژگی‌های کارآفرینان 
تا به حال ویژگی زیادی در خصوص کارآفرینان بیان شده است. همه کارآفرینان در صفات فردی یکسان نیستند اما ویژگی‌های عمومی در آنها وجود دارد که عبارتند از:
• خلاقیت و نوآوری
• هدف‌گرایی
• ریسک‌پذیری
• فرصت‌گرایی و فرصت‌شناسی
• آینده‌نگری و دوراندیشی
• انعطاف‌پذیری
• اهل کار و عمل
• اعتماد به نفس و خودباوری
• واقع‌بینی
6- مزایا و منافع کارآفرینی
• کارآفرینی عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذاری است.
• کارآفرینی عامل تحریک و تشویق حس رقابت است.
• کارآفرینی عامل تغییر و نوآوری است.
• کارآفرینی باعث ایجاد اشتغال می‌شود.
• کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد.
• کارآفرینی موجب توزیع مناسب درآمد می‌شود.
بنابر منافع مذکور، امروزه در تمام سرمایه‌گذاری‌های دنیا سعی بر این است که مغزهای متفکر صنعتی را شناسایی و جذب کنند به دلیل اینکه دنیای امروز، جهان علم و تکنولوژی است و ارزش اصلی تولید در مغز انسان‌ها نهفته است.
7- نقش کارآفرینی در اشتغال
زمانی که کارآفرینان یک شغل جدید را شروع می‌کنند بالطبع حداقل به یک یا چند نیروی استخدامی نیاز دارند تا کارهای خود را سامان بخشند. کارآفرینان به علت قابلیت اشتغال‌زایی که دارند، به کاهش نرخ بیکاری که از اهداف کلان اقتصادی، اجتماعی، دولت‌ها است کمک می‌کنند. بنابراین، کارآفرینی می‌تواند زمینه‌ساز اشتغال نیروی کار باشد و نو‌آوری که در یک فعالیت اقتصادی توسط خود فرد ایجاد می‌شود منجر به ایجاد اشتغال در جامعه می‌شود. بر اساس آخرین نظرسنجی که تحت عنوان فرهنگ کار و نگاه ایرانیان در آن انجام شده است فقط 42 درصد از جمعیت ایران خواهان شغل‌های ثابت اداری و یا در چارچوب شغل‌های وظیفه‌گرایی هستند. این در حالی است که در سال2000 بیش از62 درصد از جمعیت دنیا اظهار داشتند که می‌خواهند دارای شغل مستقل (فعالیت خوداشتغالی) باشند، 34 درصد از کل جمعیت بالا آماده پذیرش ریسک به منظور دستیابی به رضایت شغلی متکی بر فعالیت‌های فردی تأکید داشتند. امروزه روحیه کارآفرینی به شدت در میان جمعیت جوان ایران در حال گسترش است. از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی کشور در حال حاضر، توجه به کارآفرینی بیش از پیش حائز اهمیت شده است. با عنایت به اعمال سیاست‌ کاهش تصدی‌گری دولت و همچنین محدودیت‌های سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی، سوق‌دهی جوانان و زنان جویای کار به سمت مشاغل کارآفرینی و خود‌اشتغالی ضرورت می‌یابد. مملکتی که یکی از آغاز کنندگان تمدن بشری بوده احتیاج به جوانانی دارد که کانون‌های تولید و اشتغال را در جامعه تشکیل دهند.
8- آموزش کارآفرینی
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مهمترین عامل مؤثر در حرکت کارآفرینی از قوه به فعل، بروز روحیه کارآفرینی در افراد از طریق آموزش می‌باشد. سازمان بین‌المللی کار (ILO ) به منظور ارتقاء کارآفرینی مدیران صنایع کوچک، برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای با عنوان SIYB در کشورهای مختلف بوجود آورده است. این برنامه‌ها که عملکرد مؤسسات کوچک اقتصادی را بهبود می‌بخشد برحسب توانایی مدیران صنایع کوچک و نوع فعالیت طراحی شده‌اند. قابل توجه است که با طی دوره SIYB ، 90 درصد شرکت‌کنندگان با اصول اولیه کسب و کار آشنا شده‌اند و 50 درصد از کارآفرینان مهارت‌های خاص مدیریتی را فرا گرفته‌اند. در حال حاضر ILO در 70 کشور دنیا برنامه SIYB را که هدف آن رشد کارآفرینی در صنایع کوچک است به اجرا آورده است.
9- کارآفرینی در ایران
طی یک دهه از اجرای برنامه SIYB توسط ILO در کشورهای مختلف جهان، بیش از صد هزار کارآفرین تحت آموزش قرار گرفته‌اند. با استفاده از الگوی SIYB و تجارب ارزنده‌ای که از اجرای آن بدست آمده و با توجه به شرایط اقتصاد ایران، چارچوبی برای تشکیل دوره‌های آموزشی کارآفرینی در ایران در قالب طرح «ستاد آموزش کارآْفرینی ایران» (SAKA ) طراحی و ارائه شده است. همچنین مؤسسه کار و تأمین اجتماعی با استفاده از منابع بین‌المللی کار (ILO )، طرح آموزش کارآفرینی را در سال 1367 ارائه نمود و همزمان با تدوین نظام جدید آموزشی، در سال 1368 «کارآفرینی» را به عنوان یکی از دروس رشته کار و دانش پیشنهاد کرد. در طرح آموزش کارآفرینی تأکید شده است که «آموزش برای ایجاد اشتغال با مزد» دیگر تنها راه حل مقابله با مشکل فزاینده بیکاری نبوده و قلمرو آموزش از فرهنگ «برای دیگران کار کردن» فراتر رفته است.
وزارت کار و امور اجتماعی نیز در راستای وظایف و اهداف خود، به کارآفرینی به عنوان یک راهکار مؤثر در ایجاد اشتغال نگریسته و در این زمینه اقداماتی به عمل آورده است. از جمله اهم این اقدامات می‌توان به برگزاری جشنواره اشتغال و کارآفرینی در مهر ماه سال 1383 اشاره کرد. این جشنواره که در تاریخ 14 و 15 مهر ماه سال 1383 در مجموعه فرهنگی ورزشی وزارت متبوع با همکاری سازمان همیاری اشتغال فارغ‌التحصیلان برگزار شد، اهداف زیر را دنبال می‌کرد:
• شناسایی و معرفی طرح‌ها و تلاش‌گران برگزیده در حوزه اشتغال و کارآفرینی
• ترویج و اشاعه فرهنگ کارآفرینی به منظور ایجاد اشتغال بیشتر
• فراهم ساختن زمینه مناسب برای رقابت سازنده در این عرصه.
این جشنواره دارای برنامه‌های آموزشی و ترویجی نیز بود از جمله سه کارگاه آموزشی در زمینه‌های:
• روش جذب و تأمین سرمایه برای راه‌اندازی کسب و کار
• روش تهیه طرح کسب و کار
• مدیریت توسعه بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط (SMEs )
همچنین جلسات و نشست‌های تخصصی در زمینه‌های اخلاق و فرهنگ کار، مشاوره شغلی، حقوق و قوانین کار و ... نیز برگزار شد.
10- تجارب چند کشور جهان
اولین کشوری که ترویج فرهنگ کارآفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد ژاپن بود. اولین مؤسسه در توکیو در سال 1956 میلادی آغاز به کار کرد. در سال 1958 سازمان آموزش و پرورش ژاپن طرحی را برای اشاعه فرهنگ کارآفرینی تحت عنوان سربازان فداکار اقتصادی ژاپن، پیاده و اجرا کرد. براساس این طرح از افراد از سطح دبیرستان‌ها به مسئله کارآفرینی پرداخته و آموزش دیدند که در حین تحصیل چگونه کار کنند و به دنبال کسب سود باشند و چگونه کشورشان را از وابستگی صنعتی رهایی دهند. به تدریج مسئله کارآفرینی در ژاپن به سطح دانشگاه‌ها هم کشیده شد. اکنون در ژاپن بیش از 250 مؤسسه بزرگ کارآفرینی وجود دارد.
بین سال‌های 1970 تا 1992 میلادی بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برتر تبدیل کند توسط کارآفرینان صورت گرفت. البته ناگفته نماند حمایت‌های دولت هم در این زمینه نقش مهمی داشته است.
در انگلستان، دولت به دانشگاه‌ها جهت آموزش و کارآفرینی یارانه‌هایی می‌پردازد. در هلند، برای پرسنل SME‌ها آموزش‌های حرفه‌ای گذاشته شد به طوری که در سال 1998، 32 درصد از SME‌ها درگیر آموزش حرفه‌ای بوده‌اند. همچنین در ایتالیا، 855 دوره کسب و کار برای 10000 نفر شرکت کننده در بیش از 20 دانشگاه ارائه شده است.
11- راهکارهای ترویج کارآفرینی
با ضرورت روزافزون نیاز به افراد کارآفرین در جامعه ما به ویژه بعد از انقلاب و دوران سازندگی که با رشد صنعت مواجه هستیم باید تمامی ارگان‌ها با همکاری هم در این زمینه قدم بردارند و هر کدام نقشی را بر عهده گیرند و نقش دولت در این میان از همه مهمتر است. از جمله:
• تنظیم و تدوین سیاست‌های بلند مدت و میان مدت در خصوص حمایت از فعالیت‌های کارآفرینی و کارآْفرینان نوپا.
• ترویج فرهنگ کارآفرینی و معرفی کارآفرینان نمونه از طریق مطبوعات و قدردانی از آنها.
• ساختن فیلم و سریال در مورد زندگی کارآفرینان نمونه و تشویق مردم به سوی کارآفرینی توسط صدا و سیما.
• وارد کردن مضامین کارآفرینی در کتاب‌های درسی می‌تواند بذر ایجاد انگیزه کارآفرینی را در کودکان بارور کند.
• تبیین شرایط محیطی لازم برای پرورش و رشد استعدادهای کارآفرینی.
• برگزاری سمینار، نشر مقاله و ارائه سخنرانی به منظور تغییر دانش و معرفت مدیران و سیاستگذاران و کارگزاران مؤسسات.
• گسترش فرهنگ کارآفرینی در بخش دولتی و تعاونی.
• تدوین دوره‌های آموزشی بلند مدت در چارچوب دوره‌های تحصیلی کارشناسی،‌ کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه‌ها، ایجاد مراکز آموزشی مستقل و مراکز آموزشی مدیریت در سطح دبیرستان‌ها و مدارس راهنمایی و ابتدایی.
• حمایت‌های دولتی و خصوصی جهت فعالیت بیشتر و مطلوب‌تر کارآفرینان.
• ایجاد و گسترش صنایع کوچک به منظور بهره‌برداری از ظرفیت‌های خالی اقتصاد کشور.
• اصلاح سیاست‌ها و قوانین دست و پاگیر دولتی.
• برگزاری جلساتی با حضور کارآفرینان و بیان مشکلات موجود بر سر راه آنان و ارائه شیوه‌های مقابله با آن مشکلات.
• معرفی یک روز به عنوان روز کارآفرین تا به عمل آنها ارزش و اعتبار بخشیم. در خاتمه امید آن می‌رود که فضای کشور به گونه‌ای فراهم شود که کارآفرینان بتوانند رشد نمایند و این امر مستلزم همکاری نزدیک محافل علمی و مؤسسات اجرایی برای شناسایی و پرورش و توسعه استعدادهای افراد است تا بتوانیم هر چه بهتر و بیشتر از این ذخایر گرانبها به نحو احسن استفاده نماییم.
مراجع

ماهنامه تدبیر، شماره 77، آبان 1376، کارآفرینی، استراتژی مناسب برای بهره‌وری، از: دکتر محمود احمدپور، صفحات 31-30
ماهنامه تدبیر، شماره 90، بهمن 1377، میزگرد توسعه کارآفرینی، تنگناها و راهکارها، دکتر محمود احمدپور، دکتر کامبیز طالبی، صفحات 114، 21، 19، 17، 14، 13، 12، 11، 10
نشریه کارآفرین، شماره 8، مرداد 1380، کارآفرینی، از: مصطفی پرخوان‌ رازلیقی، صفحات 27، 26، 25، 24
نشریه کارآفرین، شماره 9، مهر و آبان 1380، خلاقیت و کارآفرینی صفحه 58
خود اشتغالی، صدیقه علاءفر، 1379، آموزش کارآفرینی، کارآفرینی در ایران، صفحات 85، 84، 82، 81
سلسله نشست‌های اشتغال و معرفی کارآفرینان نمونه
بررسی تجارب کشورها در زمینه توسعه و ترویج کارآفرینی، مهندس ناهید شیخان، مهندس حجت‌اله رضازاده، 1382، صفحات 8- 1
توسعه کارآفرینی، استاد دکتر محمود احمدپور، آبان ماه 1382، صفحات 35، 23، 19، 11، 10
کارآفرینی، منافع اجتماعی حاصل از آن، محدودیت‌ها و سیاست‌ها، الهه راستگو، مرداد 1380، صفحات 5، 4، 3
سمینار آشنایی با کارآفرینی در سازمان پیشرو، تألیف: دکتر کامبیز طالبی، تیر ماه 1381 (شماره صفحه ذکر نشده است.)
مجموعه مقالات کارآفرینی و فناوری‌های پیشرفته، به کوشش مهندس حمید هاشمی، 1382، شامل:
خود کارآفرینی، راهبرد اشتغال برای ورود به قرن 21، سعید فتحی، صفحه 119
تحلیل سیستمی از گزینه‌های تأثیرگذار بر پدیده کارآفرینی، شمس‌السادات زاهدی، صفحات 125، 124
نقش نظام آموزشی- پژوهشی در توسعه کارآفرینی- کرامت‌اله اکبری صفحات 179، 178،177، 176، 175، 174، 171
کارآفرینی و نقش آن در اقتصاد ملی- ندا فرحبخش- صفحات 182، 181


آموزش کارآفرینی در ایران، بهزاد لامعی، صفحات 135، 134، 133

نویسنده : رضوی نعمت‌اللهی، اقدس‌‌السادات
منبع : روزنامه همشهری،‌ سه‌شنبه 30 فروردین 1384، سال سیزدهم، شماره 3677، صفحه 10

 

كارآفريني زنان از منظر تعليم و تربيت

نويسنده : خورشيدي، رزا

سال انتشار : زير چاپ است

چكيده

اشتغال زنان ايراني در سالهاي اخير به دلايل مختلف حساسيت ويژه‌اي پيدا كرده است. از سوي ديگر مشكلات اشتغال كه به صورت عام در كشور ايران وجود دارد ، در مورد زنان حادتر مي‌شود و مسئلة اشتغال زنان را در آيندة نه چندان دور با بحران مواجه خواهد ساخت. عليرغم اينكه زنان ايراني مطابق تحقيقات انجام شده بيشتر تمايل به مشاغل دولتي دارند ولي وضعيت خاص بازار كار در ايران و سياست كاهش تصدي‌گري دولت باعث شده است كه رويكرد كارآفريني زنان بيشتر از گذشته مطرح شود. در اين رابطه مي‌توان مسئله را از ابعاد مختلفي مورد بررسي قرار داد. در اين مقاله كارآفريني زنان از منظر تعليم و تربيت بررسي شده است و پيشنهاد شده كه ويژگيهاي خاص كارآفريني را بايد از كودكي به زنان تعليم داد و آن ويژگيها را پرورش داد.

كليدواژه : اشتغال زنان ؛ كارآفريني زنان ؛ خلاقيت ؛ خودباوري ؛ تعليم و تربيت ؛ مديريت زنان ؛ زن ؛ كار


1- مقدمه

در هر كشوري، نرخ اشتغال و نرخ بيكاري بطور عام، از جمله شاخصها و مؤلفه‌هاي مهم توسعة اقتصادي به شمار مي‌رود. از سوي ديگر مسئلة اشتغال بانوان به طور خاص در سالهاي اخير به دلايل مختلف حساسيت و اهميت ويژه‌اي پيدا كرده است. (خورشيدي 1383) به نقل از گزارشات و اظهارنظرهاي مسئولين مختلف كشوري در جرايد، دلايل مذكور را  فزوني گرفتن تعداد زنان تحصيلكرده نسبت به مردان، افزايش نرخ طلاق و در نتيجه افزايش تعداد زنان خود سرپرست و سرپرست خانوار، كاهش نرخ و افزايش سن ازدواج و بطور كلي افزايش تقاضاي اشتغال از سوي زنان (به هر دليل)، ذكر مي‌نمايد. در همين راستا (عنايت و موحد 1383) نيز ضمن ارائة آمارهايي مبني بر افزايش ناگهاني تعداد دانشجويان دختر، افزايش نرخ مشاركت اجتماعي و سياسي زنان و رشد ناگهاني جمعيت  پس از انقلاب اسلامي ، خاطر نشان مي‌سازند كه موارد فوق همگي مبين دگرگوني نقش و جايگاه زنان ايراني است و نقش‌هاي سنتي زنان در درون خانواده و در زمينه‌هاي اجتماعي دچار تحول شده است. از سوي ديگر (جعفرنژاد 1383) انگيزة اشتغال در زنان را به دو دستة كلي انگيزه‌هاي رواني و اقتصادي تقسيم مي‌نمايد. وي معتقد است كه گرايش به هر يك از اين دو دسته ، بستگي به طبقة اجتماعي و اقتصادي خانوادة زنان دارد. به طوري‌كه مهمترين انگيزة ‌اشتغال در طبقات مرفه اجتماعي انگيزة رواني است. در حاليكه همان محقق معتقد است كه زنان طبقات متوسط و كم‌درآمد بيشتر در پي انگيزه‌هاي اقتصادي تمايل به اشتغال دارند. (رجائي 1382) نيز با تقسيم بندي مذكور موافق است ولي سهم بيشتري براي انگيزه‌هاي شخصي و رواني در اشتغال زنان قائل است. در هر صورت مرور منابع نشان مي‌دهد كه  اشتغال زنان در ايران صرف نظر از نوع انگيزه ، رفته رفته از سطح يك مسئله عبور كرده و تبديل به معضل مي‌شود.

البته آمارها و اظهارنظرها نشان مي‌دهد كه اشتغال زنان در يك نگاه كلي در جهان ، وضعيت مناسبي ندارد ولي سهم كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران در اين وضعيت نابسامان بسيار بيشتر است . براي رفع هر معضلي ، نخست بايد آن معضل را از ابعاد گوناگون مورد بررسي قرار داد و به يك شناخت جامع از آن دست يافت. موانع اشتغال زنان ،‌از ابعاد مختلفي برخوردار است. ادبيات تحقيق در اين رابطه بيشتر به سهم موانع بيروني از جمله موانع فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي، اختصاص دارد و كمتر به موانع دروني اشتغال زنان پرداخته شده است. در اين مقاله ، به شيوة كتابخانه‌اي ، موانع مختلف اشتغال زنان در ايران به اجمال بررسي شده  و دو نوع از اين موانع يعني كمبود خودباوري و خلاقيت در وجود زنان، مورد مطالعة عميق‌تري قرار گرفته است.

2- موضوع تحقيق

در اين پژوهش وضعيت و مسائل اشتغال زنان در ايران بررسي شده است. در اين راستا موانع اشتغال زنان در ايران معرفي شده و در ميان آن موانع ، عدم وجود خودباوري و خلاقيت در زنان مورد موشكافي قرار گرفته است. بررسي مفاهيم خلاقيت و خود باوري و چگونگي تقويت اين مفاهيم در دوره‌هاي مختلف سني و بررسي نقش خانواده و نهادهاي اجتماعي از قبيل نهادهاي آموزشي و رسانه‌هاي ارتباط جمعي در اين ميان ، از ديگر موضوعات تحقيق به شمار مي‌رود.

3- بيان مسئله و ضرورت تحقيق

اين عبارت كه زنان نيمي از جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند ولي سهم آنان در نرخ اشتغال بسيار پائين تر از اين ميزان است، در سالهاي اخير در منابع داخلي و خارجي بارها و بارها تكرار شده است. بني‌فاطمه( 1375) معتقد است كه طرح يك مقولة اجتماعي در يك زمان خاص، بي‌ترديد از ضرورت يا ضرورتهاي خاصي سرچشمه مي‌گيرد كه پرداخت به آن ، نيازمند شناخت مي‌باشد.  دبيركل سابق كميسيون سازمان ملل در  رابطه با سهم نابرابر زنان  توضيح مي‌دهد كه زنان تنها يك سوم نيروي كار در جهان ، يك دهم درآمد در جهان و تنها يك صدم مالكيت املاك در دنيا را به خود اختصاص مي‌دهند. (روزنامة‌ايران 8 شهريور 1383)
مرور منابع نشان مي‌دهد كه از ديرباز تا گذشته‌اي نه چندان دور، اشتغال زنان از مسائلي بوده است كه تنها هواداران حقوق زنان از جنبه‌هاي گوناگون به آن مي‌پرداخته‌اند.امروزه با تغييرات جمعيت شناختي ، اجتماعي و اقتصادي كه در هرم جمعيتي زنان رخ داده است،  اشتغال زنان و رفع موانع تحقق آن ، تبديل به ضرورتي انكار ناپذير شده است كه روز به روز بر حساسيت آن افزوده مي‌شود. در اين رابطه تحقيقي كه وزارت صنايع و معادن تحت عنوان استراتژي صنعتي ايران انجام داده است، بيانگر اين مطلب مي‌باشد كه در سال 85 نيروي كار زنان در ايران با مردان مساوي خواهد شد و در سال 90، شمار زنان در عرصة نيروي كار 5/1 برابر مردان خواهد بود(غفاري 1383). در اين راستا به جرات مي‌توان ادعا كرد كه  تغيير نگرش نسبت به لزوم اشتغال زنان در آحاد مختلف جامعه ، كاملا محسوس مي‌باشد. ازجمله مي‌توان به نتايج تحقيقي كه توسط مركز افكارسنجي دانشجويان ايران شعبة آذربايجان شرقي انجام شده، اشاره نمود. به گزارش خبرگزاري ايسنا، هشتاد درصد مردم اروميه، كه از رده‌هاي سني مختلف و داراي مدارك تحصيلي مختلف و مشاغل متفاوتي بودند، اشتغال زنان را در خارج از منزل يك ضرورت مي‌دانند. (خبرگزاري ايسنا 13 مرداد 82) نتيجة اين تحقيق با توجه به سنتي بودن بافت اجتماعي محل نظرسنجي بسيار در خور توجه است.

از سوي ديگر يكي از مسائلي كه لزوم پرداختن به اشتغال زنان را مطرح مي‌سازد، فزوني گرفتن تعداد دانشجويان دختر به نسبت دانشجويان پسر مي‌باشد. خبرگزاري ايسنا در اين رابطه اعلام كرده است كه در سال 1383 ، بالغ بر 62% از قبول شدگان كنكور را دختران تشكيل مي‌دادند در حالي كه نرخ اشتغال زنان در كشور حدود 11% مي‌باشد. در همان منبع آسيب‌هاي عدم اشتغال زنان فارغ‌التحصيل به دو بعد خانوادگي و فردي تقسيم شده  و ابعاد هريك مورد بررسي قرار گرفته است( پيام‌شاد 1383). در جاي ديگري زياري (1383) بر اساس نتايج پژوهش خود اعلام كرده است كه با توجه به ساخت جمعيتي و امكانات و فرصتهاي برآورد شده، در خوشبينانه‌ترين حالت يعني در صورت كاهش موانع از طريق راهبردهاي اجرائي، در سال 1400 نسبت اشتغال زنان به مردان مساوي 7 به 20 درصد خواهد بود.  به هرحال  واقعيت‌هايي از اين دست، لزوم توجه هرچه بيشتر به مسئلة اشتغال زنان و ايجاد بستر مناسب جهت ورود آنان به عرصة كار سالم و مولد را محرز مي‌سازد.

البته در  رابطه با اشتغال زنان،  دولت جمهوري اسلامي ايران دست به تلاشهايي زده است. از جمله مي‌توان به راه‌اندازي دفتر اشتغال زنان در وزارت كشور در سال 1373 اشاره كرد كه فعاليتهاي آن  در سايت اينترنتي وزارت كار و امور اجتماعي به شرح ذيل اعلام شده است:

1.                بررسي و تنظيم بازار كار زنان

2.                ترويج، توسعه و هدايت شغلي زنان

3.                بررسي امكان خود اشتغالي زنان

در سراسر كشور ، دفاتر امور بانوان استانداري‌ها نيز دست به كوششهايي جهت بهبود نرخ اشتغال زنان زده‌اند ولي واقعيتهايي كه به شكل آمار و ارقام مختلف در مورد اشتغال زنان در ايران اعلام مي‌شوند ، نشان از عدم موفقيت اين تلاش‌ها دارند. خبرگزاري ايرنا در گزارش مراسم بزرگداشت روز جهاني زن (1383) از قول صاحب‌نظران متعدد از جمله كديور ، دولت‌آبادي و مقدم وضعيت اشتغال زنان در ايران را حتي در مقايسه با كشورهائي مانند عربستان ، بحرين و غيره بسيار نامناسب توصيف كرده است. در همين رابطه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا 1383) خبر از كاهش نرخ اشتغال زنان نسبت به مردان دارد. در خبر مربوطه آمده است كه مقايسة آمار سالهاي 1375 تا 1382 نشان مي‌دهد كه اشتغال مردان در بخش صنعت 3 درصد افزايش و اشتغال زنان در همين بخش، 19 درصد كاهش داشته است. اشتغال مردان در بخش خدمات 5 درصد افزايش و زنان بيش از 12 درصد كاهش داشته است. در همين مدت تركيب جنسيتي جمعيت فعال مردان حدود 2 درصد كاهش و زنان 12 درصد افزايش داشته است. به علاوه تركيب جنسيتي دانشجويان دوره‌هاي  آموزش عالي دولتي پسران 12 درصد و دختران 140 درصد رشد داشته است. اين ارقام براي دانشگاه آزاد 39 درصد پسران و 96 درصد دختران گزارش شده است. در اين ميان حتي كساني كه سعي مي‌كنند با خوشبينانه‌ترين موضع ، وضعيت را رو به بهبود اعلام كنند ، نهايتا آمارهاي نا‌اميد‌كننده‌اي ارائه مي‌دهند از جمله، (غفاري 1378) در مصاحبه با زهرا شجاعي رئيس مركز مشاركت زنان نقل قول كرده است كه « بر اساس آمار در سال‌هاي اخير، كشورمان در زمينة اشتغال بانوان در مقايسه با كل دوران قبل و بعد از انقلاب رشد قابل توجهي داشته و به 8/14% رسيده است و آمار غيررسمي نشانگر افزايش قابل توجه درصد بانوان شاغل در بخش دولتي است كه از 33% به 37% در طي همين سالهاي اخير رسيده است. در ابتداي دولت آقاي خاتمي اشتغال زنان 1/9% بود. در حال حاضر  به 8/14%  رسيده كه بي سابقه است. البته با ميانگين جهاني كه 55% است هنوز بسيار تفاوت دارد.» لازم به ذكر است كه رقم 8/14%  اشتغال زنان كه در اين مصاحبه اعلام شده است ، در هيچ منبع ديگري مشاهده نشد و كلية اطلاعات موجود حاكي از 11 تا 12 درصد نرخ اشتغال زنان در كشور مي‌باشد.

خبرگزاري ايسنا در خبر ديگري از قول خاتم (1383)  نرخ اشتغال زنان در كشورهاي اروپايي را بيش از 4 برابر زنان ايراني اعلام كرده است. وي پائين‌ترين ميزان اشتغال زنان در جهان را متعلق به كشور ايران مي‌داند. شاهد ديگر بر اين مطلب، توسط قاسمي (1380) ارائه شده است. وي در جدولي طبقه بندي 50 كشور در حال توسعه را با توجه‌ به شاخصهاي مربوط به زنان اعلام كرده است. در جدول مذكور كشور ايران از نظر شاخص اشتغال زنان، در رتبة 46 و تنها قبل از كشورهاي الجزاير، اردن،‌امارات و پاكستان قرار دارد. درحاليكه 45 كشور در حال توسعه نظير گواتمالا، غناء ، مالديو، بوركينافاسو و غيره در رتبه‌هائي به مراتب بهتر از ايران قرار دارند. در جاي ديگر اعرابي (به نقل از خورشيدي 1384) زنان را تشكيل دهندة فقيرترين اقشار جامعه مي‌خواند و (شادي‌طلب و گرايي نژاد (1383) ضمن تاييد اين مطلب، به طور خاص  زنان سرپرست خانوار را دچار فقر مطلق و فقيرترين افراد كشور اعلام مي‌نمايد.

چالش ديگري كه پيش روي اشتغال زنان در ايران وجود دارد، سياست خصوصي سازي و كاهش بدنة دولت است. در گذشته‌اي نه چندان دور، تقريبا تمامي فارغ‌التحصيلان دانشگاهها اعم از زن و مرد ، به فاصلة كوتاهي پس از اخذ مدرك تحصيلي خود و يا حتي در حين تحصيل ، به راحتي مي‌توانستند يك شغل دولتي اختيار كنند و آيندة شغلي خود را تضمين نمايند. امروزه با وجود اينكه گرايش به شغل دولتي در ميان دانشجويان هنوز بسيار زياد است( كتولي و رحماني 1383)،واقعيت اين است كه تنها درصد ناچيزي از آنان جذب مشاغل دولتي مي‌شوند. در اين رابطه علمي (1383) مي‌نويسد در كشورهاي در حال توسعه، به دليل ناكارائي شركتهاي دولتي و اثر آن بر اقتصاد ملي، خصوصي سازي راهي براي رفع بحران‌ها و عدم توازن‌هاي اقتصادي در سطح كلان در نظر گرفته شده است. وي اضافه مي‌كند كه در ايران نيز همزمان با تدوين اولين برنامة توسعه ، اين رويكرد توسط دولت پذيرفته شد و در نتيجه تبصرة 32 قانون برنامة مذكور به توسعه و واگذاري شركت‌هاي دولتي به بخش خصوصي اختصاص يافت . محقق با ارائة ارقام و آمارهائي از منابع اطلاعاتي رسمي كشور نظير سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ،‌نتيجه مي‌گيرد كه اين سياست ، به علاوة افزايش چشمگير نرخ ورود دختران به مراكز آموزش عالي، در آينده‌اي بسيار نزديك بحران بيكاري زنان جوان فارغ‌التحصيل را به دنبال خواهد داشت.

با توجه به مطالب فوق به نظر مي‌رسد كه زنان ، ناگزير از اشتغال در بخش خصوصي هستند، به عبارت ديگر يا بايد به استخدام كارفرمايان بخش خصوصي درآيند كه بدلايل مختلف؛‌ از جمله موانع خانوادگي و اجتماعي، راهكار مناسبي به نظر نمي‌آيد و يا خود در اين عرصه به كارآفريني بپردازند. مفهوم كارآفريني ، مفهومي نسبتا جديد است كه شايد زائيدة مشكلات اشتغال باشد. البته صمد‌آقائي (1382) معتقد است كه كارآفريني از ابتداي خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون مختلف زندگي انساني حضور داشته و مبناي تمامي تحولات و پيشرفتهاي بشري بوده است  ولي واژة كارآفريني واژة نوئي است كه هنوز تعريف دقيقي از آن ارائه نشده است . در اين رابطه صابر (1382) به نقل از احمد‌زاده، مي‌نويسد كارآفريني عبارتست از فرايند ايجاد ارزش از راه تشكيل مجموعة منحصر به فردي از منابع به منظور بهره‌گيري از فرصت‌ها. تعاريف ديگري هم از كارآفريني ارائه شده است كه كم و بيش همانند تعريف فوق مي‌باشند و اين تعريف ماحصل كلية‌ آنها مي‌باشد: « كارآفريني فرايند خلق ابتكارها و نوآوريها و ايجاد كسب و كار‌هاي جديد در شرائط خطر‌خيز از طريق كشف فرصت‌ها و بهره‌گيري از منابع مي‌باشد. » (همان منبع)

در هر صورت ترويج فرهنگ كارآفريني و سوق دادن جوانان به سوي آن ، از جمله سياستهاي مهمي است كه كشورهاي مختلف جهان ، اعم از توسعه يافته و در حال توسعه ، جهت تخفيف و يا رفع معضل بيكاري به طور عام و بيكاري زنان به طور خاص در پيش گرفته‌اند. در كشور ايران نيز اين رويكرد مدتي است اتخاذ شده و از جمله اقدامات انجام شده در اين رابطه، تاسيس مراكز كارآفريني در تعدادي از دانشگاههاي سراسر كشور است. اما باز هم آمارها حاكي از آن است كه در عمل تفاوت چنداني در زمينة بهبود شاخصهاي اشتغال و مشاركت اجتماعي و اقتصادي زنان حاصل نشده است. براستي دليل اين امر چيست؟

خورشيدي (1384) مباني نظري و آثار و گفته‌هاي صاحب‌نظران در مورد اشتغال زنان در ايران را به طور مفصل بررسي كرده است و از مرور آنها چنين نتيجه‌گيري مي‌نمايد كه لااقل در متون نوشتاري تاريخي و فرهنگي چه از لحاظ عقيدتي، چه از لحاظ قانوني و چه از لحاظ تاريخي ، مانعي بر سر راه اشتغال زنان وجود ندارد و اكثريت به اتفاق  صاحبان آراء و نگرش‌هاي مختلف نيز ، نظر مساعدي نسبت به اشتغال زنان دارند. ولي واقعيت‌هاي موجود چيز ديگري نشان مي‌دهد. سوالي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه پس چرا وضعيت اشتغال زنان در ايران تا اين حد اسفبار است و در آخرين رتبه‌هاي جدول كشورهاي در حال توسعه  قرار دارد؟ براي پاسخ دادن به اين سوال موانع اشتغال بانوان در ادبيات تحقيق جستجو مي‌شود.

موانع شغلي و اشتغال زنان را مي‌توان به دو دستة‌ اصلي تقسيم نمود. يكي موانع اشتغال يعني به كار گمارده شدن زنان چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي است كه مي‌تواند شامل كارآفريني هم باشد و ديگري موانعي است كه بر سر راه زنان شاغل قرار دارد. منظور از مفهوم دوم، موانعي كه باعث مي‌شود آنان نتوانند به خوبي نقش شغلي خود را ايفا كنند و يا نتوانند به ترفيع شغلي كه شايستة خود است دست يابند.  در اينجا اين موانع  مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

4- موانع اشتغال زنان

البرزي و ساماني (1381) از نتايج تحقيق خود تحت عنوان بررسي وضعيت زنان بيكار جوياي كار در استان فارس موانع ذيل را براي اشتغال زنان بر شمارده‌اند: كمبود توليد، محدوديت نگرشي براي زنان، مواردي مانند نبود اماكن مناسب ، تربيت فرزندان ، اولويت دادن به مردان و  وجود افراد بيكار .

قاسمي اصفهاني ( 1381) نيز سه دسته از موانع  را براي اشتغال زنان در ايران قائل مي‌باشد: مشكلات ناشي از حاكميت تفكر مرد‌سالار، موانعي كه زنان خود براي خويش ايجاد كرده و مي‌كنند و نابرابري تحصيلي در سطوح بالاتر.

مختاريان (1381) اقتصاد تك محصولي، شيوة توليد مسلط در كشور، تمركزگرائي و اقتصاد دولتي ،خسارات عظيم دوران جنگ و كاهش توليدات ملي، تنظيم بودجه با نگرش سرمايه‌داري دولتي، توسعة تكنوكراسي و اشتغال در دستگاههاي دولتي، فقدان برنامه‌ريزي منسجم و مدون براي اشتغال زنان، مشكل فرهنگي، مخالفت مردان با اشتغال زنان و عدم همكاري آنان با زنان شاغل، دستمزد پائين زنان نسبت به مردان، عدم استفاده از تخصص زنان، عدم تمايل كارفرمايان به پوشش بيمه‌اي زنان، رقابت‌هاي كاذب در برخي محيط‌هاي كاري ، هزينة زياد مهدكودك و فقدان تشكل‌هاي دولتي و خصوصي مناسب براي خود اشتغالي زنان را موانع عمدة اشتغال آنان مي‌داند.

(مهابادي 1381) مسائل ذيل را عمده‌ترين موانع اشتغال و مديريت زنان در ايران دانسته است: حضور فرهنگ مسلط مديريت مردان، روند تاريخي تبعيض جنسيتي، ناديده گرفتن توانائي‌هاي زنان در امور مديريتي ، و عدم همكاري بانكها و موسسات اعتباري با زنان .

اميني (1383) مهمترين دلايل پايين بودن سهم اشتغال زنان در بازار كار را به شرح ذيل بر مي‌شمارد: نگرش جامعه نسبت به اشتغال زنان در برخي از فعاليت‌ها ، توجيه اقتصادي نداشتن سرمايه‌گذاري براي نيروي كار زنان به دليل احتمال ازدواج ، زايمان و ترك كار از سوي آنان، قوانين و مقررات حمايتي از زنان كه براي كارفرمايان مشكل ايجاد مي‌كند، پائين‌تر بودن بهره‌وري نيروي كار زنان به دليل داشتن مسئوليتهاي خانوادگي، برخوردار نبودن زنان از مهارت‌هاي فني و حرفه‌اي، نامناسب بودن محيط كار در برخي از فعاليت‌ها به لحاظ مسائل اخلاقي و سرانجام لزوم داشتن توانائي جسماني بيشتر در برخي از فعاليت‌ها.

روزنامة همشهري مورخ 17 بهمن 1378 ، در مصاحبه‌اي با زنان سياستمدار ايراني علل عدم پيشرفت هم‌جنسان خود را در صحنه‌هاي مختلف شغلي، اجتماعي و سياسي جويا شده است.از ماحصل گفتگوي مذكور با كديور، نوري، كروبي و هاشمي مي‌توان عوامل ذيل را استخراج نمود: عدم اعتماد به نفس و خودباوري در زنان كه پيامد عدم تربيت صحيح خانوادگي است، اعمال محدوديت‌هايي به نام دين اسلام در جامعه كه باعث كمرنگ شدن حضور زنان مي‌شود، فرهنگ مردسالاري، عدم وجود تخصص كافي در زنان و عدم وجود فرصتهاي مديريتي براي آنان.

اصطلاح سقف شيشه‌اي به كرات به عنوان يك مانع نامريي در برابر اشتغال زنان يا ترفيع زنان شاغل در ادبيات تحقيق به كار رفته است. ( گيوريان به نقل از خورشيدي 1384) در تعريف اين اصطلاح مي‌گويد سقف شيشه‌اي كه بسياري از زنان را از بالارفتن به سوي پستهاي مديريت و رهبري باز‌مي‌دارد، نگرشها و تعصب‌هاي منفي است كه مانع از آن مي‌شود كه زنان وراي يك سطح خاص در سلسله مراتب سازماني به پيش روند. وي اضافه مي‌نمايد كه يك سوم زنان در شغلهاي منشي‌گري، و بقيه در حوزه‌هاي بهداشتي، آموزشي و توليدات مواد غذائي كار مي‌كنند كه تقريبا هيچ‌كدام در همين مشاغل نيز پست كليدي ندارند. براي مثال در مدارس دخترانه، زنان تدريس مي‌كنند ولي سازماندهي و طرح ريزي و هدايت و كنترل امور مدرسه از خارج، با مردان است. محقق يك مانع عمده براي زناني كه مايلند به پستهاي مديريتي برسند را وجود محدوديتهايي مي‌داند كه از سوي جامعه ، خانواده و خود زنان بر آنان تحميل مي‌شود.

از مجموع مطالب فوق مي‌توان دريافت كه اكثر صاحب‌نظران به جز تعداد قليلي از آنان ، موانع اشتغال و ترفيع شغلي زنان را در عوامل بيروني جستجو مي‌نمايند. عده‌اي از آنان كه نقش عوامل دروني را مطرح كرده‌اند نيز ، به موانعي اشاره نموده‌اند كه خارج از كنترل شخص مي‌باشد. مواردي از قبيل ضعف قواي جسماني، زايمان و غيره از اين دست به شمار مي‌روند. تنها عدة بسيار قليلي روي نقش عوامل دروني كه در حيطة كنترل زنان است به‌عنوان مانعي بر سر راه اشتغال و ترفيع شغلي آنان دست گذاشته‌اند. به راستي خود زنان و توانائي‌ها و باورهاي دروني آنان هيچ مانعي بر سر راه مشاركت اجتماعي و اقتصادي آنان محسوب نمي‌شوند؟ (اركيان و معتمدي 1381) مي‌نويسند:« اگر زنان باور شوند، مي‌توانند در فعاليت‌هاي اقتصادي ، اجتماعي گام‌هاي بلندي برداشته و جامعة خويش را به توسعه و پيشرفت سوق دهند» سوال اين است كه آيا تا وقتي كه زنان خود را باور نكنند،  ‌مي‌توان از بقيه انتظار داشت آنان را باور كنند؟ البرزي و ساماني (1381) مي‌گويند زنان جوياي كار بيشتر تمايل به تصدي مشاغل دولتي دارند. اين مسئله مي‌تواند به نوعي نشان از عدم اعتماد بنفس در زنان باشد . چرا كه اشتغال در بخش خصوصي و يا كارآفريني به طور خاص مستلزم درجاتي از ريسك‌پذيري و مواردي از اين دست است كه حداقلي از اعتمادبنفس و خلاقيت و ساير خصوصيات روانشناختي و شخصيتي مرتبط را مي‌طلبد. ولي تصدي مشاغل دولتي كمتر با اين خصوصيات درگير است. در تاييد اين مطلب(خبرگزاري ايسنا مركز گلستان 1383) از نتايج طرح بررسي وضعيت و زمينه‌هاي شغلي زنان استان گلستان اعلام مي‌كند كه زنان شهري و روستائي مناسب‌ترين شيوه فعاليت شغلي را حقوق‌بگيري مي‌دانند.  گل‌محمدي (1381) نيز مي‌گويد زنان از لحاظ خصوصيات رواني، وابستگي شديدي دارند كه در نتيجة عوامل اجتماعي و فرهنگي در آنان بوجود آمده است و سرانجام آذربايجاني (1383) مي‌گويد شكل‌گيري هويت در دختران بسوي صميميت و در پسران در جهت  استقلال و رقابت و فرديت است . از جهت شخصيتي زنان از مردان حسودترو كنجكاوترند و اعتماد بنفس كمتري دارند. اينها همه مي‌توانند نشانه‌هايي از عدم وجود خودباوري در زنان باشند. در مصاحبه‌ها و سخنرانيهاي صاحب‌نظران و  مسئولين مختلف مملكتي خوانده مي‌شود كه آنها از مجموع تجارب خود و به عنوان يافته‌هاي تحقيقاتي كه در زيرمجموعة آنها انجام شده است، به كرات به عدم خودباوري زنان و  نياز آنان به افزايش خودباوري، اشاره كرده‌اند. ازجمله مي‌توان به اظهارات  (خاتمي 1382) ، (شجاعي 1382) ،(دولت آبادي 1382) ، ( باقري 2005) ، (محتشمي 1383)، (رضائي 1383) ، (عابدي 1383)  ،  (موسوي و سعادت 1382)، ‌( قاسمي اصفهاني 1381) ، (زهروي 1381)، (دستغيب1383) و (بهنود 1382)  اشاره نمود.
همانگونه كه در سطور بالاتر اشاره شد، علاوه بر تمامي مشكلات و موانعي كه بر سر راه اشتغال زنان در ايران وجود دارد، سياست كاهش تصدي‌گري دولت كه منجر به محدوديت استخدام در مشاغل دولتي شده است، موجبات پيدايش رويكرد ترويج كارآفريني در ميان كلية كارجويان اعم از زن و مرد شده است. اقدامات قابل توجهي نيز در اين رابطه از سوي نهادهاي دولتي و غيردولتي بويژه در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي صورت گرفته است. ولي در عمل به نظر نمي‌رسد كه هيچ‌يك از اين اقدامات به نتايج مطلوب حتي نزديك شده باشند. در ادبيات تحقيق در خصوص كارآفريني و ويژگيهاي شخصيتي كه براي يك كارآفرين برشمارده شده است، خلاقيت از يكسو و خودباوري يا اعتمادبنفس از سوي ديگر به كرات از سوي صاحب‌نظران مختلف بعنوان دو تا  از اصلي‌ترين پيش‌نيازهاي كارآفريني اعلام گرديده است.  از آن جمله مي‌توان به ( صابر 1382) ، (صمدآقائي 1378) (سايت اينترنتي مركز كارآفريني دانشگاه صنعتي اميركبير) و (كريمي 1383) اشاره نمود. در اينجا اين دو مفهوم به عنوان پيش‌نيازهاي مهم كارآفريني بررسي مي‌شوند و چگونگي پرورش آنها در افراد مورد كنكاش قرار مي‌گيرد.

5- خلاقيت

خلاقيت از جمله مفاهيم پيچيده و انتزاعي انساني است كه ماهيت و تعريف آن مورد توافق صاحب‌نظران نمي‌باشد. به بيان ديگر تعريفي روشن، شفاف و مورد پذيرش همگان از اين مفهوم وجود ندارد. (حسيني 1376، ميلو 1996، كيتينگ 1980 به نقل از ميلو 1996)

ميلو (1996) مي‌گويد بسياري از دانشمندان خلاقيت را به عنوان تخيل، رويا، اصالت ، تفكر واگرا ، ابتكار ، شهود، نبوغ ، نوآوري ، كنجكاوي ، اكتشاف و توانائي حل مسئله تعريف مي‌كنند، ولي خود وي معتقد است كه خلاقيت هيچكدام از اينها نيست و مي‌تواند تركيبي از همة آنها باشد.

حقيقت (1377) به نقل از دانشمنداني نظير برونويسكي ، بيرو ، مورگان و همكاران ، ميان خلاقيت با مفاهيمي مانند اختراع، اكتشاف و حل مسئله تمايز قائل شده‌است. ساختمانيان (1374) تعريف واژه‌نامه‌اي خلاقيت را عبارت از به وجود آوردن، يا توانائي آفرينش چيزي تازه و بديع يا قدرت آفرينندگي كه منوط به هوش و توانائي تخيل باشد ، ذكر كرده است.

مسدد (مترجم 1369) در مورد تعاريف نظري خلاقيت نوشته است كه اين تعاريف محورهاي متفاوتي دارند ، بعضي از آنها بر اساس ويژگي‌هاي شخصيتي، بعضي بر اساس فرايندهاي خلاقيت ، بعضي بر حسب محصول خلاقيت و نهايتا پاره‌اي با توجه به تاثيرات محيطي، فرهنگي و اجتماعي به تعريف خلاقيت پرداخته‌اند.

فردوسي (1384) خلاقيت را توانائي تجسم،‌پيش‌بيني پديده‌ها و بوجود آوردن يك محصول يا ايدة نو مي‌داند. وي در خصوص اهميت خلاقيت و رشد آن مي‌گويد، امروزه در كشورهاي پيشرفته آنقدر كه به خلاقيت اهميت مي‌دهند بر هوش شناختي تاكيد ندارند. چرا كه معتقدند موفقيت بيشتر در گرو خلاقيت است تا هوش. وي اضافه مي‌كند كه تحقيقات نشان داده است هوش و خلاقيت با يكديگر ارتباطي ندارند ولي موفقيت با خلاقيت رابطه زيادي دارد.

فرانكن (2005) خلاقيت را رويكرد خلق يا تشخيص ايده‌ها، جايگزين‌ها و احتمالاتي مي‌داند كه در حل مسئله يا در ارتباطات انساني و سرگرم كردن خود و ديگران مفيد است. وي اضافه مي‌كند كه براي خلاق بودن، افراد بايد قادر باشند كه مسائل را از ديدي تازه بنگرند و احتمالات و جايگزينهاي بديع خلق نمايند.

هيلارد (2001) تعريف خاصي از خلاقيت ارائه نمي‌كند و مي‌گويد هركس تعريفي از خلاقيت ارائه مي‌دهد مثلا بعضي خلاقيت را مترادف الهام گرفتن مي‌دانند. بعضي ديگر خلاقيت را الگوي انديشيدن به شيوه‌اي متفاوت تعريف مي‌كنند و به نظر هيلارد (2001) خلاقيت هر چه باشد ، خيلي مهم و لازم است چون باعث تمامي پيشرفتهاي بشري بوده است.

به طور كلي مرور تعاريف متعدد ارائه شده از سوي انديشمندان نشان مي‌دهد كه نكتة مشترك در ميان همة آنها ، عنصر بدعت و نوآوري است. يعني در تمامي تعاريف نو بودن و تازگي اثر، ملاك خلاق بودن آن مي‌باشد. البته در بسياري از تعاريف علاوه بر تازگي ، ارزش يا تناسب نيز ملاك ديگري براي خلاقيت برشمارده شده است. (حقيقت 1382)

6- عوامل پرورش و بازدارندة خلاقيت

در مورد چگونگي رشد خلاقيت نيز صاحب‌نظران ، عقايد متفاوتي ابراز داشته‌اند. از جمله آمابيل و همكاران ( 1988ـ به نقل از حسيني 1377) پس از مصاحبه با 120 دانشمند در 20 رشتة مختلف اعلام كردند كه نقش عوامل محيطي در رشد خلاقيت ، برتر از عوامل شخصي است.

فردوسي (1384) تصريح مي‌كند كه هوشبهر رابطه‌اي با خلاقيت ندارد و خلاقيت بر خلاف هوش شناختي ، كاملا بوسيلة محركهاي محيطي از بدو تولد فرد ،‌ قابل آموزش و پرورش مي‌باشد. همچنين مسدد (1369) از قول وايتهد آموزش و پرورش را در بروز خلاقيت موثر مي‌داند. مرعشي (1377) به اهميت نقش عوامل محيطي در پرورش خلاقيت اشاره مي‌كند و در اين ميان نقش والدين و معلمان را مورد تاكيد قرار مي‌دهد. وي معتقد است كه متاسفانه در اغلب موارد هم والدين و هم معلمان و مربيان ، به دليل عدم آگاهي، نه تنها كمكي به رشد خلاقيت در كودكان نمي‌كنند، بلكه با روشهاي نادرست تعليم و تربيت ، خود مانع پرورش اين توانايي در آنها مي‌گردند. مرعشي(1377) خاطر نشان مي‌سازد كه افراد خانواده و معلمان دبستان بهترين مشوق خلاقيت كودكان هستند و مي‌توانند در زمينه‌هاي گوناگون پرسش‌هاي كودكان را مورد تشويق قرار دهند و با دادن مجال در ارائة انديشه ، آنها را به كوشش بيشتر وادارند. وي تشويق را يكي از مهم‌ترين اصول ايجاد تفكر آفريننده و توانائي سازنده مي‌داند.

تقديسيان (1377) نيز در مورد عدم پرورش خلاقيت در مدارس هشدار مي‌دهد. وي مي‌نويسد در مدارس، دانش‌آموزان خلاق به اندازة دانش‌آموزان باهوش مورد علاقة معلمان نيستند. تقديسيان (1377) بعد از مرور منابع اعلام مي‌كند كه در مدارس دانش‌آموزان موفق و مورد احترام معلم معمولا آن‌هائي هستند كه خوب گوش مي‌دهند ، مطالب درس را عينا حفظ مي‌كنند ، تفكر واگرا ندارند و هنگام درس پاسخ دادن، كليشه‌اي عمل مي‌كنند. به طور كلي اين محقق عوامل رشد خلاقيت را عدم رضايت از وضعيت موجود، شاد بودن و اميدواري، تفكر مثبت و كنجكاوي مي‌داند. تقديسيان (1377) عوامل بازدارندة خلاقيت در مدرسه را بي‌توجهي به تفكر واگرا، وقت كم و حجم زياد دانش‌آموزان، روشهاي ارزشيابي، ترويج انديشه‌هاي قالبي، ايجاد ترس ، يك‌نواختي محيط‌هاي آموزشي و عدم خلاقيت خود معلمان مي‌داند.

كردي (1377) در پرورش خلاقيت، نقش بسيار مهمي براي معلمان ، بويژه معلمان ابتدائي قائل است. وي تصريح مي‌كند كه دانش‌آموز در مقام فراگيرنده ، به شدت تحت تاثير رفتار معلم قرار دارد. در دورة ابتدائي كه اثرپذيري ، نقش پذيري و انعطاف رفتاري، عاطفي و شناختي دانش‌آموز، بيشتر از دوره‌هاي ديگر تحصيلي است، اين تاثير‌پذيري بيشتر به چشم مي‌خورد. كردي (1377) نتيجه مي‌گيرد كه پيش از پرداختن به شيوه‌هاي پرورش خلاقيت دانش آموزان، بايد به فكر معلماني نوانديش، نوآور و خلاق بود. چرا كه معلم اگر خود الگوي خلاقيت نباشد، آموزش خلاقيت از سوي او كاملا بي‌فايده خواهد بود. وي وجود ويژگيهاي ذيل در معلمان را باعث رشد خلاقيت در دانش آموزان مي‌داند: استقلال فكري، اعتمادبنفس، خطرپذيري، عادت و تمايل به خلاقيت، جرئت متفاوت بودن، ملاك ارزشيابي دروني، انرژي و فن بيان ،‌انعطاف‌پذيري فكري، تمايل به تغيير اشياء، داشتن اهداف دوردست و شوخ‌طبعي. از سوي ديگر كردي (1377) وجود اين خصوصيات در معلمان را مانع رشد خلاقيت دانش‌آموزان در كلاس مي‌داند: آثار مطابقت، ايمان بيش از حد به منطق، ترس از اشتباه يا ناكامي،  نداشتن استقلال ، اتكا به قدرت، منفي گرائي و كمال‌گرائي.

از همان محقق در جاي ديگري آمده است كه ايجاد شرائط پرورش خلاقيت و خلاق بودن معلم، دو شرط اصلي پرورش خلاقيت در آموزش پيش‌دبستاني و ابتدائي است ولي وي اين دو شرط را كافي نمي‌داند و اضافه مي‌كند كه معلمين دوره‌هاي پيش‌دبستاني و ابتدائي به دليل اينكه اين دوره‌ها سخت‌ترين و مهم‌ترين دوره‌هاي آموزشي به شمار مي‌روند، بايد آموزش ببينند و مجهز به جديد‌ترين اطلاعات و دستاوردهاي علمي در زمينة نوانديشي، نوآوري، ابداع ،  خلاقيت و راههاي پرورش آن باشند. كردي (1377) سپس تصريح مي‌كند كه وجود انعطاف و تغيير پذيري همراه با احساس امنيت در كلاس درس، از عواملي هستند كه به شدت خلاقيت و آفرينندگي دانش‌آموز را تحريك مي‌كنند و آن را پرورش مي‌دهند.

وي اصول و مباني پرورش خلاقيت در دانش آموزان را به طور خلاصه به شرح ذيل اعلام مي‌كند:

1.                نوگرائي ، انعطاف‌پذيري ، تنوع در رفتار و گفتار هنگام تدريس

2.                اعتماد‌بنفس معلم و انتقال آن به دانش‌آموزان

3.                پرتكاپوئي، انرژيك بودن، نشاط و فعاليت معلم

4.                پرورش ريسك‌پذيري، بارش فكري، يورش انديشه براي دانش‌آموزان

5.                تجارب ناشناخته، سادگي به جاي پيچيدگي، طرح سوال، تحريك كنجكاوي و جهت دهي ذهني به دانش‌آموزان

6.                استفاده از بازي و فعاليتهاي آزاد و انعطاف‌پذير در كلاس

7.                شوخ‌طبعي و خوشروئي و هنرمندي معلم

و سرانجام كردي (1377) موانع رشد خلاقيت در دانش‌آموزان را نيز به شرح ذيل فهرست مي‌نمايد:

1.                فشار آوردن ، تحميل دانسته‌هاي معلم و عدم تشويق انديشه‌هاي خلاق دانش‌آموزان

2.                دوري از دانش جديد، روش‌هاي تازه ، فكر نو و برنامه‌هاي جديد از سوي معلم

3.                نداشتن تمركز ذهني، تحمل نكردن ، ابهام و تضاد، وابستگي و انجماد فكري معلم

4.                گرايش به روش‌هاي تكراري ، آموزش از روي عادت، پرسش و پاسخ كليشه‌اي.

فردوسي (1384) نيز عوامل مشوق رشد خلاقيت در كودكان سنين پيش‌دبستاني و دبستاني را چنين برمي‌شمارد:

1.                افزايش ميزان تصورات حدس زننده در كودكان بوسيلة عوامل محيطي

2.                پرورش تصور جانشيني در كودكان (توانائي قرار دادن خود به جاي ديگران)

3.                قراردادن دو عامل كوشش و هدف در فعاليتهاي روزمرة كودكان

4.                وجود تفكر مثبت در مربي و متربي

5.                بردن كودكان به مسافرت و اردو و زندگي به روش‌هاي غيرمعمول

6.                افزايش تماس‌هاي شخصي كودكان

7.                بازيهاي فكري، معما ، جدول ، پازل ، سرگرميهاي هنري توليدي مثل نقاشي، كاردستي و موسيقي

8.                رشد عادت مطالعة غير درسي در كودكان

9.                استفاده از رنگهاي شاد و جالب توجه در محيط خانه و مدرسة كودكان

وي موانع رشد خلاقيت را نيز به شرح ذيل مي‌داند:

1.                عمل طبق عادتهاي ديرين

2.                سرسختي و لجاجت مربي و متربي

3.                عدم تشويق خلاقيت و ايده‌هاي خلاق

4.                فشار شديد و انتقاد مداوم از كودكان

5.                دلسرد كردن كودكان نسبت به انجام ايده‌هاي خلاق خود

6.                وجود تفكر منفي در بزرگترهايي كه با كودك سروكار دارند

7.                رشد عادت همرنگي با جماعت و عادتهاي كوركورانه در كودكان

8.                كمروئي

وي به معلمان توصيه مي‌كند كه براي پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان خود، آنها را به تجسس و بررسي‌هاي مبتكرانه تشويق كنند، آنها را در معرض سوالات باز با پاسخ‌هاي متعدد قرار دهند، فرهنگ پرسش را در كلاس خود رواج دهند، به كودكان مسئوليت دهند تا به استقلال برسند و از طريق بازي ، راه تعاون و روحية اجتماعي را به آنها نشان دهند.

ساكاموتو (1379) از ميان عوامل محيطي ، بر نقش تلويزيون ،در پرورش خلاقيت كودكان تاكيد مي‌ورزد و از نتايج مطالعات و تحقيقاتي كه به كمك همكاران خود در انستيتوي نوآوري توكيو انجام داده‌اند اعلام مي‌كند كه كودكاني كه برنامة «آيا مي‌تواني؟» را به طور مرتب نگاه مي‌كنند از ساير همسالان خود به طرز معني داري خلاق‌تر هستند. لذا مي‌توان گفت كه صدا و سيما به عنوان رسانة فراگير ارتباط جمعي، مي‌تواند برنامه‌هايي به منظور آموزش روشهاي پرورش خلاقيت در كودكان به خانواده‌ها ارائه دهد. و سرانجام وين‌ هارلن (1382) بهترين راه پرورش خلاقيت در كودكان را در يك كلام احترام به عقايد خودجوش آنان مي‌داند.  

7- خودباوري

براندن (1383)خودباوري يا self reliance را يك نياز اساسي روان‌شناختي مي‌داند كه عبارت است از تمايل به اينكه خود را فردي شايستة مواجهه با چالش‌هاي اساسي زندگي و لايق شاديها بدانيم. بنا بر تعريف وي خودباوري از دو بخش اصلي خودكارآمدي و عزت نفس تشكيل شده است. چالش‌هاي اساسي زندگي كه در تعريف براندن به آن اشارت رفته است عبارت است از اصولي مانند توانائي كسب معاش، مراقبت نمودن از خود ، برقراري روابط شايسته انساني مطلوب طرفين و برخورداري از نيروي جهشي كافي كه شخص را قادر مي‌سازد از مشكلات و پرتگاههاي زندگي عبور كرده و در رسيدن به اهداف و آرزوهاي خود ، پايداري و استقامت داشته باشد. وي در زمينة‌ لزوم وجود خودباوري در زنان مي‌نويسد براي زناني كه در حال گذر از سنت به تجدد هستند ، جهت بدست آوردن استقلال فكري و عاطفي در مبارزه‌اند و به طرز روزافزوني به بازار كار سرازير مي‌شوند و كسب كار مستقلي مي‌آفرينند، خودباوري يك نياز ضروري و اجتناب‌ناپذير است.

در سايت اينترنتي دانشگاه آريزوناي شمالي ، مركز سلامتي فرونسك (2001) خودباوري را به معناي دوست داشتن ، عزت و احترام گذاشتن به خود به عنوان يك مجموعه تعريف كرده‌اند.در اين سايت تصريح شده است كه عناصر اصلي خودباوري عبارتند از اعتماد به خود، پرورش خود، خودگرداني، هويت و صميميت. همچنين اضافه مي‌شود كه خودباوري سالم حاوي همة عناصر اساسي مذكور مي‌باشد و كمبود هر يك از عناصر منجر به تشكيل خودباوري پائين مي‌شود كه اثرات سوئي بر جسم ، روح و روان فرد وارد  مي‌آورد. 
شزلو و تيلور (2005) خودباوري را عبارت از مجموع باورها و احساساتي مي‌دانند كه هر كس نسبت به خود دارد و بر احساسات و رويكردها و رفتارهاي افراد اثر مي‌گذارد. آنها معتقدند كه خودباوري در كودكي شكل مي‌گيرد و مي‌تواند مترادف عبارت « من مي‌توانم» باشد.

در سايت اينترنتي دانشگاه ايالتي تگزاس آمده است كه افراد داراي خودباوري پائين ، اغلب بر مبناي اتفاقات زمان حال در مورد خود قضاوت مي‌كنند و احساسات منفي آنها نسبت به خود پايدارتر از احساسات مثبت است. در مطلب مورد بحث اشاره شده است كه خودباوري سالم بر اساس توانائي فرد در ارزيابي صحيح از خود شكل مي‌گيرد. فرد بايد قادر به در نظر گرفتن توانائيها و محدوديتهاي خود باشد و براي خود ارزش قائل شود.
ريزونر (2005) خودباوري را تجربة قادر بودن به رويارويي با چالش‌هاي زندگي و استحقاق خوشبختي مي‌داند و مي‌گويد امروزه صاحب‌نظران تعليم و تربيت، والدين، رهبران تجاري و دولتمردان ، همگي به نقش مهم خودباوري در موفقيت واقف هستند. وي از وجود رابطة قوي ميان الكليسم، اعتياد، اختلالات خوردن، ترك تحصيل، روابط جنسي نامشروع، خودكشي و شكست‌هاي تحصيلي با كمبود خودباوري خبر مي‌دهد.

حقيقت (1384) خودباوري را ديدگاه و اعتقاد فرد نسبت به خودش تعريف كرده است كه شامل خصوصيات شخصيتي ، توانائيها، ضعفها و ساير ويژگيهاي نظام رواني فرد مي‌شود. وي معتقد است كه خودباوري فرد انعكاسي از ارزيابيهاي ديگران است و حتي ممكن است قبل از اينكه كودك زبان بگشايد، در اثر روابط با اعضاي خانواده ، داراي خودباوري باشد. وي تجارب اجتماعي فرد خردسال، بويژه روابط دوران كودكي با مادر را مهمترين پايه‌هاي تشكيل خودباوري در انسان مي‌داند. حقيقت (1384) عناصر اصلي خودباوري را خودبسندگي و عزت نفس مي‌داند و معتقد است كه خودباوري اكتسابي و قابل پرورش است.

فردوسي (1384) خودباوري را مترادف اعتمادبنفس مي‌داند و در تعريف هر دو ، وضعيت كلي رضايت از خود را عنوان مي‌كند. وي معتقد به تشكيل خودباوري در سنين كودكي است و مي‌گويد خودباوري از چهار مولفة رضايت از وضعيت ظاهري، رضايت كودك از جايگاه خود در خانواده، رضايت از جايگاه خود در اجتماع‌ ( مدرسه يا مهدكودك) و رضايت از وضعيت تحصيلي،تشكيل مي‌شود.

8- عوامل پرورش و موانع رشد خودباوري

مركز سلامتي فرونسك (2001) شرايط و خصوصيات ذيل را در افزايش خودباوري افراد دخيل مي‌داند:

1.                در نظر گرفتن نكات مثبت خود

2.                راحت بودن با خود

3.                تمركز بر موفقيت‌ها

4.                ريسك‌پذيري

5.                باور به اينكه هيچ‌كس كامل نيست.

6.                خنديدن به تجارب تلخ گذشته

7.                تصور مثبت نسبت به آينده

8.                سلامتي جسماني

9.                برخورداري از حمايت ديگران

10.            توانائي بخشش خود و ديگران

شزلو و تيلور (2005) به والدين توصيه مي‌كنند كه براي رشد خودباوري در كودكان مراقب گفتار خود باشند، خود الگويي از خودباوري مثبت باشند، باورهاي غلط كودكان خود را شناسائي و تصحيح كنند، به فرزندان خود محبت كنند، بازخوردهاي مثبت و دقيق به رفتارهاي فرزند بدهند، يك فضاي امن و محبت‌آميز در خانه ايجاد كنند، مراقب بدرفتاريهاي ديگران با فرزند خود باشند ، آنها را درگير فعاليتهاي سازنده و چالش انگيز بنمايند و سرانجام در صورت لزوم از يك مشاور كمك تخصصي بگيرند.

در سايت اينترنتي دانشگاه ايالتي تگزاس با تصريح بر اين مطلب كه خودباوري در سنين كودكي شكل مي‌گيرد به والدين و افرادي كه با كودكان سروكار دارند، توصيه شده است كه كودك را تشويق كنند، به حرفهاي او با دقت گوش بدهند، با احترام با كودك صحبت كنند، به او توجه و محبت كافي كنند، او را در معرض تجارب موفقيت آميز قرار دهند و دوستان خوبي براي او گير بياورند. در مطلب مذكور موانع رشد خودباوري به اين شرح برشمارده شده است: انتقاد مداوم، فريادكشيدن و كتك زدن كودك، بي‌اعتنائي به او ، تمسخر و ريشخند كردن كودك، فشار دائم بر كودك براي موفقيت در همه چيز، تجارب شكست در مدرسه و ورزش.

حقيقت (1384) عوامل موثر در افزايش خودباوري را به اين شرح برشمارده است:

1.                توانائي درك واقعيت‌هاي اطراف و عدم انكار آنها

2.                پذيرش خود، ديگران و طبيعت

3.                تقويت اراده

4.                شناسائي وحل مسائل اصلي

5.                حفظ استقلال و دوري از همرنگي با جماعت

6.                ابتكار در قضاوت

7.                بهبود روابط خود با ديگران

8.                در معرض تجارب جديد قرار گرفتن

9.                تلاش براي رشد خلاقيت

10.            تحرك در نظام ارزشها

11.            افزايش آگاهي و هوشياري فرد

12.            تعيين اهداف قابل دسترسي

13.            افزايش احساس مسئوليت پذيري

14.            فراگيري چگونگي ابراز وجود و بكارگيري مناسب آن.

فردوسي (1384) راهكارهاي ذيل را براي افزايش خودباوري در كودكان توصيه مي‌كند: تعريف از وضعيت ظاهري كودك، تعريف و تشويق توانمنديهاي فكري و فيزيكي كودكان، ايجاد فضاي رواني امن و محبت آميز در خانه، احترام به كودك به عنوان يك موجود مستقل، سعي در بهبود فرايندهاي تحصيلي كودك، ايجاد محيط زندگي شادي آور، چالش انگيز و جالب توجه حتي در بدو تولد.

فردوسي (1384) در رابطه با رشد خودباوري موارد ذيل را منع مي‌كند: مسخره كردن كودك، ايراد گرفتن از وضعيت ظاهري او (چاقي ، لاغري و ...) امر و نهي كردن زياد، مقايسة كودك با ديگران، فرياد كشيدن، تبعيض قائل شدن، رفتارهاي كليشه‌اي و تاكيد زياد روي نظم و انضباط.

به طور كلي مرور منابع نشان مي‌دهد كه خودباوري يك پندار روانشناختي است كه در طول دوران رشد در وجود هركس شكل مي‌گيرد و به سادگي و سرعت قابل تغيير نيست. بهبود فرايند شكل‌گيري خودباوري به طور مثال در دختران و زنان يك كشور، مستلزم برنامه‌ريزيهاي كارشناسانة طولاني مدت و ميان مدت است. در اين رابطه يزداني (1381) پيشنهاد مي‌كند كه برنامه‌هاي درسي مدارس به گونه‌اي دگرگون شوند كه دختران در مدارس به مهارتهاي بنيادي كه عامل اساسي توانمندسازي آنان جهت اشتغال است ، مجهز شوند. در حالت ايده‌آل بايد پا را از آن هم فراتر گذاشت و به برنامه‌هاي وسيع آموزش خانواده به طرق مختلف جهت تربيت دختران به گونه‌اي كه اعتماد‌بنفس و خودباوري كسب كنند ، اشاره نمود.

9- نتيجه‌گيري

مرور منابع نشان داد كه علاوه بر وجود مشكلات و نارسائي‌هاي جهاني در زمينة اشتغال زنان، در كشور ايران اين مشكلات،مضاعف است و اين در حالتي است كه لااقل بظاهر متون تاريخي، فرهنگي، قانوني و اجتماعي موجود در ادبيات تحقيق نشاني از هيچ‌گونه مانع در اين رابطه در خود ندارند. (خورشيدي 1384) اين مشكلات در حدي است كه  درصد ناچيز اشتغال زنان در ايران ، اين كشور را در آخرين‌ رده‌ها حتي در ميان كشورهاي در حال توسعه قرار داده است. بررسي موانع اشتغال و كارآفريني زنان از ديدگاههاي مختلف اين فرضيه را به ذهن مي‌آورد كه شايد بر خلاف اكثريت آراء، عوامل دروني و بويژه عدم وجود خلاقيت و خودباوري ، مانع مهمي بر سر راه اشتغال و كارآفريني بهينة زنان باشد. از سوي ديگر ، با وجود رشد ناگهاني جمعيت دانشجويان دختر و افزايش تقاضا براي اشتغال از سوي زنان به دلايل مختلف، سياست كاهش تصدي‌گري دولت ، خبر از كمبود جدي فرصت‌هاي شغلي در بخش دولتي دارد. بخش خصوصي نيز به نظر نمي‌رسد كشش لازم براي جذب خيل عظيم زنان كارجو را داشته باشد. در اين ميان مرور منابع نشان داد كه  كارآفريني و ترويج فرهنگ آن ، رويكرد مناسبي براي حل يا لااقل تخفيف مشكل اشتغال زنان ، بويژه زنان تحصيلكرده به شمار مي‌رود. از سوي ديگر آراء صاحب‌نظران در مورد خصوصيات كارآفرينان نشان داد كه خلاقيت و خودباوري از جمله پيش‌نيازهاي قطعي كارآفريني مي‌باشند.

بررسي آراء محققين و دانشمندان در زمينة خلاقيت و خودباوري مشخص كرد كه هر دو اين مفاهيم از دسته خصوصيات اكتسابي هستند كه بر خلاف مواردي مانند هوش كه محركهاي محيطي تاثير نسبتا كمي روي آن دارند،  در اثر عوامل و محركهاي محيطي ايجاد شده و لذا قابل پرورش مي‌باشند. اكثريت محققين بر اين باور هستند كه عمدة فعاليتهاي لازم براي پرورش اين دو خصيصه بايد در سنين خردسالي كه مترادف با دوره‌هاي پيش‌دبستاني و دبستان مي‌باشد، انجام بگيرد. در اين رابطه نقش والدين، محيط‌هاي آموزشي و رسانه‌هاي گروهي مورد تاكيد قرار گرفته است.

متاسفانه در كشور ايران ، رويكرد پيشگيري و برنامه‌ريزيهاي بلند مدت در سطح كلان طرفداران زيادي ندارد. اين مسئله مي‌تواند علل مديريتي داشته باشد. مثلا به اين دليل كه مديريت‌هاي كلان اغلب سياسي هستند و با تغيير دولت و ديدگاه حاكم بر آن ، بسياري از مديران ارشد تغيير مي‌كنند، مديران تمايلي به كارهاي بلندمدت كه نتايج آن در طول دوران تصدي خودشان آشكار نخواهد شد، ندارند. در حاليكه برنامه‌ريزي براي كارآفريني زنان، ابعاد بسيار وسيعي دارد كه از جمله مهمترين آنها بعد تعليم و تربيتي آن است. در كشورهاي پيشرفتة جهان امروزه به فكر تربيت كارآفرينان از سنين كودكي هستند.

بعد تربيتي كارآفريني خود به مولفه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود كه خلاقيت و خودباوري تنها جزئي از آنها به شمار مي‌رود كه البته اين مسئله به معناي كم اهميتي اين دو مولفه نمي‌باشد. براي پرورش خلاقيت و خودباوري در كودكان ، بويژه در دختران خردسال كه در آينده‌اي نه چندان دور بايد وارد عرصة اشتغال و كارآفريني شوند، نيازمند اقدامات مدون، كارشناسانه و بلندمدتي است كه يك عزم ملي و هماهنگي و همكاري نهادهاي مختلف اجتماعي را مي‌طلبد. در اين رابطه پيشنهادات كاربردي حاصل از تحقيق ارائه مي‌شوند.

10- پيشنهادات كاربردي

•                     تدوين برنامه‌هاي كارشناسانه و مدون بلندمدت، ميان‌مدت و كوتاه‌مدت آموزشي ، تربيتي ، فرهنگي و تبليغاتي به صورت يك نظام جامع جهت افزايش مفاهيم خلاقيت و خودباوري در كودكان بويژه دختران خردسال كشور

•                     گنجاندن دروس مربوطه در برنامه‌هاي آموزشي كليه رشته‌هاي دانشگاهي كه به نحوي با آموزش و پرورش سروكار دارند.

•                     اطلاعرساني و آگاه‌سازي والدين از اهميت مفاهيم خودباوري و خلاقيت در موفقيت و آيندة كودكان بويژه دختران و آموزش راههاي پرورش اين دو مفهوم از طريق رسانه‌هاي فراگير ارتباط جمعي و كلاسهاي آموزش خانواده در مراكز آموزشي

•                     توليد برنامه‌هاي خاص كودكان و بويژه دختران خردسال در تلويزيون، جهت افزايش خلاقيت در آنها

•                     آگاه ساختن مربيان مهدكودكها و مراكز پيش‌دبستاني ، معلمان مدارس ابتدائي دخترانه و مديران اين مراكز نسبت به اهميت نقش خودباوري و خلاقيت در آيندة كودكان و در سطح كلان در آيندة كشور و آموزش راههاي پرورش آنها به اين افراد

•                     تجهيز مدارس ابتدائي و مراكز پيش‌دبستاني بويژه مراكز دخترانه به وسائل لازم براي رشد خلاقيت و سعي در زيباسازي و چالش انگيز نمودن محيط فيزيكي اين مكانها

 

 مراجع

1- آذربايجاني، مسعود. 1383 ـ اشتغال زنان در جامعه . پايگاه جهاني دفتر مطالعات و تحقيقات زنان. www.womenrc.com
2- اركيان، زهرا و معتمدي، امجد. 1381- حقوق انساني زنان و اشتغال. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
3- البرزي ، شهلا و ساماني ، سيامك .1381 ـ  بررسي وضعيت زنان بيكار جوياي كار در استان فارس. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
4- اميني ، عليرضا. 1383 ـ رويكرد جنسيتي به عدم تعادل‌هاي بازار كار. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1
5- باقري، زهرا. 2005 – خودباوري رمز حضور. سايت ادبي ايران كليدر.
www.iranklidar.com/khodbavari.htm
6ـ براندن، ناتانيل 1378(ترجمة مينو سلسله) ـ راهنمائي براي خودباوري زنان چاپ چهارم ، نشر فرا ـ تهران.
7- بني‌فاطمه، حسين. 1375 ـ وضعيت اشتغال زنان در استان آذربايجان شرقي و تطبيق آن با كل كشور. مجموعه مقالات تعاون ، زن و اشتغال . انتشارات وزارت تعاون چاپ اول
8- بهنود، مهسان.1382 ـ  مسائل اشتغال و كارآفريني زنان در ايران. روزنامة عصر نو شمارة 17 اسفند ماه
9- پيام‌شاد، الميرا. 1383 ـ عدم اشتغال زنان و دختران و آسيبهاي پيش‌رو. خبرگزاري سينا دوشنبه 27 مهر
10- تقديسيان ، شكوه . 1377 ـ خلاقيت. رشد معلم ، سال هفدهم شمارة 3 ـ آذرماه
11- حسيني،‌افضل‌السادات. 1376ـ خلاقيت. فصل‌نامة علمي و پژوهشي دانشكده روانشناسي و علوم‌تربيتي دانشگاه تهران. دورة‌ جديد. سال سوم شمارة 1تا4
12- حقيقت، شهربانو. 1377ـ بررسي ويژگيهاي شخصيتي دانش‌آموزان خلاق و تعيين رابطه ميان خلاقيت با پيشرفت تحصيلي، هوش، طبقة اجتماعي و جنسيت در گروهي از دانش‌آموزان سال سوم راهنمائي شهر شيراز. شوراي تحقيقات آموزشي استان فارس
13- حقيقت، شهربانو. 1382ـ بررسي عوامل خانوادگي و آموزشگاهي موثر در خلاقيت دانش‌آموزان سال چهارم و پنجم ابتدائي در منطقة چهار كشور. شوراي تحقيقات آموزشي استان فارس.
14- حقيقت، شهربانو 1384ـ روانشناسي كارآفريني، خلاقيت و خودباوري ، جزوة‌ آموزشي كارگاه آموزشي مهارتهاي كارآفريني براي دختران فارغ‌التحصيل دانشگاهها و مراكز آموزش عالي. ارائه شده به دفتر امور بانوان استانداري فارس
15- جعفرنژاد، احمد. 1383 – انگيزة اشتغال زنان ، اقتصادي يا رواني. روزنامة‌ بامداد شمارة 17 خرداد 1383 . كد خبر 2911
16- خاتم ، اعظم. 1383 ـ نرخ اشتغال زنان در كشورهاي اروپائي ... گزارش خبرگزاري ايسنا . سرويس زنان . يكشنبه 25 مرداد
17- خاتمي، سيد محمد. 1382 ـ رئيس‌جمهور خواستار خودباوري زنان شد. روزنامة كيهان شمارة 18 اسفند ماه
18- خبر‌گزاري ايرنا 1383 ـ مراسم بزرگداشت روز جهاني زن .  30 بهمن
19- خورشيدي ، رزا0 1383 – گزارش مقايسه‌اي آمار عملكرد اشتغال در استان فارس، استانهاي همجوار و كل كشور در سالهاي 1379 تا 1381 با رويكرد اشتغال بانوان. ارائه شده در كارگروه اشتغال استانداري فارس
20- خورشيدي، رزا. 1384. اشتغال زنان، خودباوري و تعاون. ارائه شده دركنفرانس تعاون ، اشتغال و توسعه ، دانشگاه يزد.
21- رجائي، مهرنوش. 1382 ـ انگيزة اشتغال زنان . روزنامة اعتماد شنبه 23 اسفند
22- رضائي ، اميدوار. 1383 ـ از درون جامعه، يك سال با زنان مجلس ششم. مصاحبه با سايت اينترنتي زنان
www.zanan.co.ir/social/000048.html
23- ره‌آورد ليبراليسم نو، زنانه شدن فقر.1383 ـ روزنامة ايران سال دهم شمارة 8 شهريور
24- زنان شهري و روستائي مناسب‌ترين ..... 1383 ـ خبرگزاري ايسنا مركز استان گلستان. كد خبر : 1830
25- زهروي، طاهره. 1381ـ كار و خودباوري . فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1
26- زياري، كرامت‌الله . 1383 ـ پيش‌بيني نسبت اشتغال زنان به مردان در سال 1400. روزنامة همشهري سه شنبه 6 مرداد
27- دستغيب، معصومه. 1383. دختران در مقايسه با پسران از خودباوري پائين‌تري برخوردارهستند. روزنامة خبرجنوب. شمارة 6656 ـ شنبه 3 مرداد صفحة 33
28- دولت‌آبادي، شيوا. 1382 ـ زنان، يك قرن مبارزه براي دستيابي به حقوق برابر با مردان. روزنامة اعتماد شمارة دوشنبه 18 اسفند ماه
29- ساختمانيان، صمد. 1374ـ بررسي و مقايسة روش آموزش ويژه و عادي در شكوفايي خلاقيت دانش‌آموزان پسر كلاسهاي سوم ابتدائي مدارس غيرانتفاعي شهرستان شيراز. پايان نامة كارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبائي
30- ساكاموتو، تاكاشي و همكاران. 1379 نقش صدا و سيما در خلاقيت. رشد معلم ـ سال هجدهم. فروردين ماه. بخش اخبار
31- سايت اينترنتي مركز كارآفريني دانشگاه صنعتي اميركبير. www.karafarini.com
32- سايت اينترنتي وزارت كار و امور اجتماعي جمهوري اسلامي ايران . www.irimsla.ir
33- شادي‌طلب، ژاله و گرائي نژاد عليرضا.1383 ـ فقر زنان سرپرست خانوار. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1
34- شجاعي، زهرا 1382 ـ گفت‌گو با زهرا شجاعي مشاور رئيس‌جمهوري در امور زنان. روزنامة شرق شمارة دوشنبه 26 آبان ماه
35- صابر، فيروزه. 1382 ـ راههاي توسعة كارآفريني زنان در ايران. انتشارات روشنگران و مطالعات زنان. چاپ دوم
36- صمد‌آقائي، جليل. 1382 ـ سازمانهاي كارآفرين. انتشارات موسسة عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه‌ريزي. چاپ دوم.
37- عابدي ، مهناز. 1383 ـ موانع مشاركت زنان. سايت اينترنتي ياس كرج. ارگان جبهة مشاركت ايران  اسلامي حوزة كرج
www.yase-karaj.com/abedi.htm
38- علمي، زهرا. 1383 ـ سياست‌هاي اقتصادي كلان و بازار كار زنان در ايران. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 2
39- عنايت ، حليمه و موحد، مجيد. 1383 ـ زنان و تحولات ساختاري خانواده در عصر جهاني شدن. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 2
40- غفاري ، مريم. 1383 ـ سند جامع برنامة زنان . روزنامة همشهري شمارة 3384 (31 ارديبهشت)
41ـ فردوسي ، سيما. 1384ـ گزارش نوشتاري همايش خلاقيت و خودباوري دختران خردسال . ارائه شده به دفتر امور بانوان استانداري فارس
42- قاسمي اصفهاني، مرجان. 1380 ـ تحليلي بر حضور زنان در عرصه‌هاي مديريت . مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
43ـ كردي، عبدالرضا. 1377 ـ معلم خلاق و نقش او در پرورش خلاقيت دانش‌آموزان (قسمت دوم) رشد آموزش ابتدائي سال دوم شمارة‌ مسلسل 10 ـ آبان ماه
44ـ كردي، عبدالرضا. 1377ـ خلاقيت در كلاس درس. رشد آموزش ابتدائي سال دوم شمارة‌ مسلسل 11 ـ آذر ماه
45- كريمي، زهرا 1383 ـ نقش‌حمايت‌هاي دولت در گسترش كارآفريني زنان. ارائه شده در همايش ملي كارآفريني زنان و چالش‌هاي پيش رو. 18 و 19 اسفندماه 1383
46- گل‌محمدي ، معصومه. 1381 ـ بررسي عوامل موثر بر افزايش كارائي زنان شاغل. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول 
47ـ مرعشي، سيد منصور. 1377ـ نقش والدين و معلمان در تعليم و تربيت كودكان خلاق و با استعداد. رشد معلم ، سال هفدهم شمارة 3 ـ آذرماه
48- محتشمي، بتول. 1383 ـ پيش‌نويس سياست‌هاي بهبود وضعيت زنان در آموزش عالي. شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي. ويرايش چهارم.
49- مختاريان. حسين.1381 شيوه‌هاي افزايش مشاركت زنان در بازار كار . مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
50ـ مسدد، علي‌اصغر. 1369 (مترجم) هنر و علم خلاقيت. مركز نشر دانشگاه شيراز
51- موسوي، مريم و سعادت ،‌آيدا. 1382 ـ خشونت مالي عليه زنان . ماهنامة نامه شمارة 29 بهمن‌ماه
52- مهابادي ، سيامك. 1381 ـ نقش و جايگاه زنان در اشتغال و مديريت. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول
53- نرخ اشتغال زنان در برابر مردان كاهش يافت. 1383 گزارش خبرگزاري ايسنا سرويس زنان . دوشنبه 9 شهريور
54- نظري كتولي ، عليرضا و رحماني ، رامين. 1383 ـ چالشهاي اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهها . ماهنامة‌ تدبير شمارة 153
55- نقش زنان در مجلس ششم، 1378 ـ روزنامة همشهري شمارة‌2045 يكشنبه 17 بهمن
56ـ نقش صدا و سيما در رشد خلاقيت. (1379) رشد معلم ـ سال هجدهم. فروردين ماه. بخش اخبار
57- هشتاددرصد مردم اروميه ...ـ 1382 ـ گزارش خبرگزاري ايسنا، سرويس پژوهش. 13 مرداد
58ـ هارلن ، وين 0 1382ـ (ترجمة محمدعلي شميم) احترام به عقايد خودجوش كودكان. رشد آموزش ابتدائي سال هفتم شماره پياپي 56، اسفندماه
59- يزداني، جواد. 1381 ـ نقش برنامه‌هاي درسي در توانمندسازي و اشتغال زنان. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ